شنبه 3 اسفند 1398 | Saturday, 22 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردين 1391     |     کد : 14814

151. ناتوانى پيرمرد در ازدواج با زن جوان

151. ناتوانى پيرمرد در ازدواج با زن جوان

151. ناتوانى پيرمرد در ازدواج با زن جوان
باب ششم : در ناتوانى و پيرى
- شنيدم پير كهنسالى در آن سن و سال پيرى مى خواست با زنى ازدواج كند، از يك دختر زيباروى كه گوهر نام داشت خواستگارى كرد، دخترى كه صندوقچه گوهرش از ديده مردم پنهان بود. طبق مراسم عروسى ، داماد به ديدار عروس رفت و به مزاح و خوش طبعى پرداخت ، ولى پير از آميزش ‍ ناتوان بود .
پيرمرد، نزد دوستان شكوه كرد و حجت خواست كه خانه و كاشانه مرا، اين زن گستاخ و بى شرم ، يكباره غارت كرد. بين زن و شوهر، ستيز و جنگ آغاز شد، كه كار به شهربانى و حضور قاضى كشيده شد، ولى سعدى در اين باره (قضاوتهايى كرد و ) گفت :
پس از خلافت و شنعت گناه دختر نيست
تو را كه دست بلرزد، گهر چه (393)
393- يعنى : پس از احمقى و درشتخويى گناه دختر نيست ، تو پيرمردى كه دستت لرزه دارد و قدرت بر ازدواج ندارى .

(پايان باب ششم )


نوشته شده در   پنجشنبه 24 فروردين 1391    
PDF چاپ چاپ