يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 30 دي 1390     |     کد : 14389

نقش روحانیت در انقلاب اسلامی

نقش روحانیت در انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامي و مردم
انقلاب اسلامي و مردم- نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 1
- برای اینكه ما در این­جا نقش روحانیت را در انقلاب اسلامی مورد بررسی و توجه بیشتری قرار دهیم سزاوار است تحت دو مبحث آن را مطرح نماییم .
الف) نقش برجسته­ی امام خمینی در انقلاب اسلامی
در همه­ی انقلاب­ها نقش رهبری در ایجاد و تكوین خط جدید و به دنبال آن نظام سیاسی و اجتماعی جدید ، انكارناپذیر است ؛ اما این نقش در بعضی از انقلاب­ها مانند انقلاب اسلامی بسیار برجسته و خاص یك شخصیت است و در پاره­ای دیگر به یك جریان یا گروه تعلق می­یابد.
در مكتب اراده­گرایی، كه خود امام خمینی (ره) هم مؤید آن بودند، به نقش رهبری در وقوع انقلاب تأكید می­گردد. به­هر روی، قیام 15 خرداد 1342 این رهبری را محرز و زمینه­ی نقش تعیین­ كننده­ ی امام خمینی را در وقوع انقلاب اسلامی فراهم ساخت. بسیج عمومی یكی از مهم­ترین عوامل در وقوع انقلاب است. هرچند این بسیج موقوف به وضعیتی است كه از اراده­ی افراد خارج و نقش رژیم پیشین در ایجاد نارضایتی عمومی بسیار زیادتر از نظریه­ های انقلاب است؛ اما هم­سو كردن همه­ی نیروها و ایجاد زمینه ­ی انقلاب هم نیازمند طراحی و مهندسی است كه تاكنون به نام بزرگان تاریخ ثبت شده است و از آن جمله است كار امام خمینی. كار امام خمینی را می­توان در چهار نكته تشریح كرد: یكی احیای اندیشه ­ی دینی، دوم سازماندهی انقلابی روحانیت، سوم گردآوری سایر گروه­ها زیر چتر روحانیت و بالاخره بسیج توده­ها.
گفتار اول: احیای اندیشه ­ی دینی
لازم به ذكر این نكته است كه آشنایی ایران با مغرب زمین با هجوم اندیشه­ های غربی به سرزمین ما همراه بود و در زمان رضاشاه نمادهای تمدن غرب و تغییر روش زندگی مردم به سبك غرب نیز به گونه­ای اقتدارگرایانه آغاز شد. این الگو در تركیه نیز به كار گرفته شد و گمان می­رفت پس از یكی دو دهه، اعتقاد به دین در تركیه و ایران از بین برود؛ اما دست كم به دو دلیل در ایران چنین نشد: یكی وجود روحانیت شیعه و دیگری باور قوی مردم همراه فرهنگ دولت­ ستیزی ایرانیان كه فرامین حكومت­ها را معكوس عمل می­كردند. در عین حال این خطر وجود داشت كه به مرور ایام، مردم از شعائر دینی غفلت كنند، اما وجود تقیّه از یك سو و وجود مراكز تشیع در عراق از سوی دیگر، از چنین كاری جلوگیری كرد. در زمان پهلوی دوم هم ترس و احترامی كه حكومت نسبت به آیت ­الله بروجردی داشت، دست آن­را در سركوب روحانیت و گسترش اعمال ضد­ مذهبی می­بست. پس از رحلت آیت ­الله بروجردی، چنین تصور می­شد كه مانع از بین رفته است. در چنین وضعیتی قیام 15 خرداد صورت پذیرفت كه نتیجه­ ی آن عبارت بود از تثبیت رهبری امام خمینی و تبدیل مساجد به كانون­های مقاومت و بالاخره شكاف ترمیم­ناپذیر روحانیت و حكومت.
محور اصلی بحث امام خمینی در احیای اندیشه ­ی دینی، در مبارزات سیاسی واقعه­ ی عاشورا بود : «امام حسین ـ علیه السلام ـ نیروی چندانی نداشت و قیام كرد... دربار اموی خیلی خوشحال می­شد كه سیدالشهدا بنشیند و حرف نزند و آن­ها بر خر مراد سوار باشند».[1]
پس از این ارجاع عام، باید به تأثیر كتاب «ولایت فقیه» [2] توجه كرد. در حقیقت این كتاب بر آن­چه محال تلقی می­شد، نقطه ­ی پایان گذاشت و با صراحت تشكیل حكومت اسلامی را مطرح كرد. امام خمینی در كتاب «البیع» نیز دلایل ضرورت حكومت اسلامی را بیان داشته، می­فرماید:
«لزوم حكومت برای گسترش عدالت، تعلیم و تربیت، حفظ نظم، رفع ظلم... از واضح­ترین احكام عقول است».[3]
اما آن­چه شاید از همه ی این نكات مهم­تر باشد، نطق­ های آتشین امام خمینی و ترویج این اندیشه بود كه اسلام تنها راه رهایی مردم مستضعف و مسلمان از چنگال استعمار و استكبار است. این نكته، در احیای اندیشه­ ی اسلام سیاسی ، در عصری مؤثر افتاد كه مبارزه­ی چپ­گرایانه با امپریالیسم و استعمار تنها راه رهایی به شمار رفته و بر جریان­­های فكری و روشنفكری مسلط شده بود؛ اما این راه در جنگ­های چریكی و آموزه­ های ماركسیستی خلاصه می­شد. زیرا راه دومی كه در عرصه­ی گیتی­گرایی (سكولاریسمی) مطرح شده بود، یعنی تكیه بر ناسیونالیسم ، پیش از این در جریان ملی شدن نفت در ایران یا ملی شدن كانال سوئز در مصر شكست خورده بود. اهمیت طرح اسلام سیاسی، نقش مذهب در بسیج توده­های مردم بود وگرنه مبارزات در حصار ذهنیت روشنفكری و ایدئولوژی­های گیتی­ گرا (سكولار) محبوس و عقیم می­ماند. در این ایام دانشمندان دیگری هم وجود داشتند كه پاره ای خلأهای نظری را پر می­كردند. اما هیچ یك از آن­­ها به لحاظ استقامت و حتی درایت سیاسی به پایه­ی امام خمینی نمی­رسیدند. به­ ویژه آن­كه ایشان اسلام را به گونه­ای مطرح می­ كردند كه مسلمانان را از هر ایدئولوژی دیگر مستغنی می­گرداند: «اسلام مكتبی است كه برخلاف مكتب­های غیرتوحیدی، در تمام شوون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نكته ولو بسیار ناچیز كه در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است».[4]
گفتار دوم : سازماندهی انقلابی روحانیت
روحانیت شیعه در طول تاریخ با حكومت­های دینی و عمدتاً ظالم درگیر بوده است؛ اما این درگیری سازماندهی شده نبود و بیشتر، حركت­ های توده­واری بود كه چندین عالم دینی آن­ها را هدایت می­كرد. تقریباً تا درگذشت آیت­الله بروجردی این وضع ادامه داشت؛ اما پس از آن گروه جدیدی از روحانیون به رهبری امام خمینی (ره) شكل گرفته، قدم به میدان مبارزه گذاشتند.
امام (ره) طی بیانیه ­ای سیاسی در سال 1323، روحانیون را به قیام دعوت كرده، می­نویسد:
«... هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دین­دار ! ای گویندگان آیین دوست! ای دین­داران خداخواه ! (...) امروز روزی است كه نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است (...)».[5]
امام پس از احراز مقام مرجعیت، در اوایل دهه ­ی 40 خورشیدی، امكان بیشتری برای مداخله در امور سیاسی پیدا كرده، شبكه­ ی گسترده ­ای از شاگردان خود را با مسایل سیاسی و مبارزاتی آشنا نمود، ایشان در فرازهای مختلف از رابطه­ ی روحانیت و سیاست یاد نموده است كه الگوی عمل بسیاری از پیروان ایشان گردید و روحانیت را به­ طور گسترده با مسایل سیاسی درگیر نمود.
در این­جا به نمونه ­هایی از بیانات امام (ره) در این باره اشاره می­كنیم:
«این را كه «دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نكنند» استعمارگران گفته و شایع كرده ­اند. این را بی­دین­ها می­گویند. مگر زمان پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سیاست از دیانت جدا بود؟...»[6]
«مسأله­ ی جدا بودن دین از سیاست، مسأله ­ای كه با كمال تزویر و خدعه طرح كردند حتی ما را هم مشتبه كردند، حتی كلمه­ ی آخوند سیاسی یك كلمه­ ی فحش است در محیط ما...»[7]
«لكن در عین حالی كه فقیه هستید جناح سیاست را رها نكنید، تفكر كنید در امور، وارد بشوید در امور، دخالت كنید در امور «من فقیهم و دیگر كاری ندارم به چیزی» نمی­شود این...»[8]
«علمای اسلام وظیفه دارند از احكام مسلّمه دفاع كنند، از استقلال ممالك اسلامی پشتیبانی نمایند. از ستمكاری­ها و ظلم­ها اظهار تنفر كنند، از پیمان با دشمنان اسلام... اظهار انزجار كنند».[9]
«شما ای علمای بزرگ اسلام و سیاسیون بزرگ كه از فشار شاه هراسی به دل راه نمی­دهید، نشانه­ی اتحاد و قوت روحیه­ ی ملت هستید و در این موقع حساس نه تنها باید استقامت كنید بلكه روحیه ­ی عالی مقاومت جامعه را هرچه بیشتر تقویت كنید».[10]
این­گونه سخنان امام تفكر تازه­ ای در میان روحانیون به­ وجود آورد به ­طوری­كه علی­رغم هزینه­ ی سنگین مخالفت با نظام سیاسی به­ طور وسیع درگیر انقلاب گردید.
گرچه اثبات حضور روحانیت در صحنه‎ی ­مخالفت با رژیم پهلوی جای تردیدی ندارد؛ دو شاخص مهم تعداد شهدای روحانیت و تعداد روحانیون ممنوع ­المنبر ، دلایل معتبری برای حضور فعال روحانیت در صحنه­ی بسیج انقلابی است.
و می­توان نتیجه گرفت كه روحانیت از اوایل دهه­ی چهل شمسی، به­ طور جدی وارد معادلات سیاسی، اجتماعی شده، عملاً در كشمكش­های سیاسی مخالفین و موافقین نظام سیاسی نقش فعالانه ­­ای ایفا نمود و در این راه رنج­های زیادی از جمله زندان، شكنجه و حتی شهادت را تحمل نموده است.
گفتار سوم: گردآوری سایر گروه­ها تحت رهبری روحانیت
گروه­ها و طیف­ های مختلفی در دهه­ی 40 و 50 شمسی مدعی مبارزات سیاسی بودند كه آب هیچ­كدام در یك جوی نمی­رفت. اما كار امام خمینی این بود كه به دو دلیل همه­ی گروه­های سیاسی را به پیروی از روحانیت تشویق كند: یكی حركت انقلابی و ایستادگی بی­ چون و چرا در برابر قدرت حاكم و دیگری نشان دادن توان بسیج گروه­ها و توده­ها كه در توان هیچ گروه دیگری نبود. جان فوران وضعیت را به این صورت توصیف می­كند: «در متن ساختار طبقاتی ایران، روحانیان، بازاریان، پیشه ­وران، روشنفكران، كارگران و طبقه ­های حاشیه­ ی شهری یك ائتلاف مردمی تشكیل دادند. زنان و اقلیت­های قومی نظیر كردها، آذری­ها و تركمن­ها، خارج از مقوله­ی طبقاتی، به صورت یك­دست در ائتلاف شركت كردند».[11]
گفتار چهارم: بسیج مردم
در حقیقت این مسئله به امامت، ولایت و تقلید برمی­گردد.
[1] - صحیفه ­ی نور، ج 1، سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1370، ص 17.
[2] - امام خمینی، ولایت فقیه: حكومت اسلامی، تهران امیركبیر، 1370.
[3] - امام خمینی، البیع، جلد 2، ص 471.
[4] - امام خمینی، وصیت­نامه­ی سیاسی ـ الهی، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، 1371، ص 8.
[5] - صحیفه­ی نور، سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1370، ج اول، ص 25.
[6] - روح­الله خمینی، ولایت فقیه، همان، ص 16.
[7] - صحیفه­ی نور، جلد 5، ص 19، (سخنرانی امام خمینی برای روحانیون در 14 / 11 / 57).
[8] - صحیفه­ی نور، جلد 5، ص 169.
[9] - صحیفه­ی نور، جلد 1، ص 188.
[10] - صحیفه­ی نور، جلد 2، ص 196.
[11] - فوران، پیشین، ص 567.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 2
مردم ایران به ­ویژه شیعیان ، سخنان رهبران مذهبی خود را می­شنیدند و به جان می­خریدند. واقعه­ ی رژی و ده­ها رویداد دیگر، حكایت از این می­كند كه قدرت مرجع تقلید در بسیج توده ­های مردم از هر كس دیگر بیشتر است. در عین حال وجه ممیز حركت امام خمینی نسبت به سایر علما و مراجع تقلید، سیستمی بودن آن است. آن­چه امام انجام داد، یك حركت شتاب ­زده و احساسی نبود. مردم آرام آرام با پیام­های امام خمینی همراه و دل­سپرده شدند و آمادگی روحی و روانی برای ورود به قیامی گسترده و پایدار را پیدا كردند. این حركت شبیه حركت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در دعوت مردم به اسلام بود كه ابتدا آرام و در خفا صورت گرفت و بعد به صورت موجی گسترده درآمد. از آن­جا كه در بحث مربوط به نقش روحانیت در بسیج توده ­ها به موارد عینی و كم و كیف كار اشاره خواهیم كرد، در این­جا به همین اندازه بسنده می­كنیم.
ب) روحانیت شیعه در نقش ادامه دهنده ­ی راه امام خمینی
این قسمت به آن گروه از روحانیونی كه در انقلاب اسلامی حضوری فعال، سازنده و انقلابی داشتند اختصاص داده خواهد شد. نیز نقش مثبت روحانیت در روند انقلاب اسلامی در فاصله­ ی زمانی 1340 تا 1357 هجری شمسی از پنج زاویه­ ی متفاوت بررسی خواهد شد.
منظور از نقش مثبت روحانیت، هرگونه اقدام عملی، سخنرانی، اطلاعیه، كتاب، تبلیغ، اعلامیه و رهبری در مخالفت با نظام سیاسی پهلوی است.
در اغلب جنبش ­های توده­ای ایران، علما نقش كلیدی در برانگیختن توده­ های مسلمان داشته ­اند، علما معمولاً به صورت قهرمانان عدالت و مدافع فقرا بوده ­اند و مردم علما را به منزله­ افرادی به شمار می­آوردند كه در موقع لزوم می­توانسته­ اند هم در برابر قدرت داخلی و هم در برابر نیروهای خارجی ایستادگی كنند.[1]
گوستاو لوبون در روان­شناسی توده­ها معتقد است توده­ها همیشه از طریق یقین حاصل از دین حسّی، آمادگی پذیرش یك عقیده و در نتیجه، عمل برای آن­را پیدا می­كنند : «بررسی یقین توده در دوران­های عقیدتی و چه در زمان قیام­های بزرگ سیاسی قرن گذشته، نشان می­ دهد كه این یقین­ها ، همیشه شكل مشخصی دارند كه من نام بهتری از «دین حسّی» (احساسی كه از داشتن دین به انسان دست می­دهد ـ م» برای آن نمی­شناسم ».[2]
بنابراین حس ناشی از اعتقاد دینی یكی از مهم­ترین عوامل محرك توده­ هاست و مسلماً آن گروه اجتماعی می­تواند در بسیج توده­ها نقش مهم­تری ایفا نماید كه با اعتقادات و احساسات دینی مردم سر و كار داشته باشد كه در ایران این گروه روحانیون بودند.
در این­جا برای بررسی دقیق­تر موضوع از چارچوب نظری بسیج سیاسی چارلز تیلی استفاده می­كنیم. وی معتقد است كه «انقلاب متضمن خشونت سیاسی هدفمند، سازمان­ یافته و داوطلبانه از سوی گروه­های محروم و ناراضی علیه حكومت است».[3]
به عبارت بهتر از نظر تیلی، مهم­ترین عنصر هر انقلاب، بسیج سیاسی توده­ها بوده، ایدئولوژی، رهبری، تشكل و سازمان و توده­ ی مردم مهم­ترین اركان هر بسیج سیاسی است.[4]
هر یك از این موارد در انقلاب اسلامی و نقش روحانیت در هر یك از آن­ها در گفتارهای پنج­گانه­ی زیر بررسی می­شود:
گفتار اول: نقش روحانیت در سازماندهی و بسیج نیروهای مخالف.
گفتار دوم: نقش روحانیت در تبیین و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی.
گفتار سوم: روحانیت و شیوه ­های مبارزه.
گفتار چهارم: نقش روحانیت در هم­بستگی میان نیروهای مخالف.
گفتار اول: نقش روحانیت در سازماندهی و بسیج توده­ها
1ـ از طریق مساجد

امام (ره) در یكی از مصاحبه­ های خویش با حامد الگار درباره­ی نقش روحانیت و مسجد در بسیج انقلابی توده ­ها چنین می­گویند: «در تمام مراحل، روحانیت نقش اول (را) داشت... همه ­ی این­ها بودند لكن آن­كه ملت را بسیج كرد، آن روحانیون بودند، یعنی هر مرحله ­ای یك مسجد یا چهار مسجدی كه دارد، چهار تا روحانی دارد مردم به آن اعتقاد دارند... اگر این روحانیت را از این نهضت از اول برمی­داشتیم، اصلاً نهضتی نمی­شد، مردم به كس دیگری گوش نمی­دادند...».[5]
به نقش مساجد و روحانیون در بسیج توده­ها، حتی مخالفان هم اقرار می­كردند. داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهان­گردی كابینه­ ی آموزگار، گفته بود: «من احتمالاً باید بگویم اوایل حكومت آموزگار كه خودم در آن حكومت بودم، در جلسه­ ای اظهار نگرانی كردم... . كه چه خبر است كه این همه مسجد دارد در همه ­ی ایران باز می­شود... به هر حال از میانه­ های سال 1356 پیدا بود كه نیروی مذهبی دارد قدرت می­گیرد». نیكی كدی هم به این نكته توجه داشته می­گوید: «طبقه­ ی وسیعی از تحصیل­كرده­ها، دانشجویان­ طبقه­ ی سیاسی جدید و تهیدستان شهری تحت تأثیر و سازماندهی مساجد ستون فقرات سیاست نوین مردمی را فراهم ساختند».[6]
این گونه جاذبه­ ها در واقع تحت تأثیر روحانیون برجسته­ای صورت می­گرفت كه جوانان به آن­ها اعتقاد و اعتماد داشتند. برای مثال دكتر محمد مفتح، در مسجد امیرالمؤمنین امیرآباد، واقع بین دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجویان نماز می­گذارد كه این فرصت مناسبی برای دانشجویان كوی دانشگاه بود.
جان استمپل، از وابستگان سفارت امریكا در ایران، در كتاب خود درباره­ی این موضوع می­نویسد: «یك جنبه­ ی مهم رشد حركت انقلابی، مشاركت دایمی و فزاینده ­ی سازمان­های شیعی مذهب ایرانیان در جنبش توده است. در كشور 35 میلیونی ایران تقریباً 80 تا 90هزار مسجد و 180 تا 200هزار روحانی وجود دارند. سریع­ترین و مطمئن ­ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر، از طریق شبكه ­ی مسجد انجام می­گرفت كه توسط روحانیون رده بالا، سازمان می­یافت».[7]
مسجد در انقلاب اسلامی، عمده ­ترین مكان شروع تظاهرات و راه­پیمایی­ها بود. در واقع تجمع جمعیت كه عمده­ترین عامل شكل ­گیری توده­ هاست، عنصر اصلی شكل ­گیری اعتراضات توده­ای علیه نظام حاكم بوده، تحركات و فعالیت­های فردی مخالفت­ آمیز بلافاصله و با كمترین هزینه از سوی نظام سیاسی مستقر سركوب می­شود ؛ اما هنگامی كه تعداد زیادی از جمعیت، به­ طور سیل­ آسا در خیابان­ها به حركت درآیند، سركوب یا كنترل آن­ها برای نظام مستقر هزینه ­ی بالایی دارد. به­ طور معمول، در اكثر انقلاب­ها، مكان­های عمومی نظیر باشگاه­ها در انقلاب فرانسه و یا شبكه ­های مخفی حزبی عامل تجمع افراد هستند. اما نكته­ی شایان توجه در انقلاب اسلامی آن است كه مساجد به­ طور كاملاً آشكار همین كار ویژه را در انقلاب اسلامی ایران ایفا نمودند.
مساجد همچنین عامل مهمی در تكثیر و ارسال پیام رهبران انقلاب به پیروان در اقصی نقاط كشور بودند. «نوار موعظه­ ها و سخنرانی­های (امام) خمینی از محل اقامت ایشان در عراق توسط شبكه ­ی مسجد به شهر مقدس قم، محل سكونت (امام) خمینی قبل از تبعید برده می­شد. نوارها از قم به شهرهای دیگر ارسال می­گردید ... این نوارها و جزوه­ها در مساجد دست به دست مردم می­گشت...».[8]
2ـ از طریق اطلاع­رسانی و آگاه كردن مردم
مقدمه­ ی هر بسیج سیاسی، شبكه­ های اطلاع ­رسانی برای سازماندهی نیروهای انقلابی است. شبكه ­ی اطلاع­ رسانی نیز چند كار ویژه­ی مهم انجام می­دهد:
1ـ پیام­ها و رهنمودهای رهبر انقلاب را به سایر رهبران در نقاط مختلف كشور منتقل می­كند.
2ـ رهبری را از میزان منابع و حمایت­های مردمی آگاه می­كند.
3ـ میان افراد انقلابی، برای تجمع و یا اقدام مشترك، ارتباط برقرار می­كند.
4ـ پیام­ها و سخنرانی­های هدایت ­كننده ­ی رهبران را به توده ­های پراكنده می­رساند.
بدون وجود سازمان­ها و افراد اطلاع ‎رسان، بین نیروهای مخالف و رهبران آنها هماهنگی برای اقدامات انقلابی به وجود نیامده، در نتیجه نیروهای پراكنده به صورت انفرادی به دست رژیم حاكم سركوب می‎ شوند. در هر بسیج سیاسی ، نهادها و افراد خاصی این كار ویژه مهم را انجام می ‎دهند ؛ در انقلاب اسلامی روحانیون به واسطه جایگاه و ابزارهایی كه در اختیار داشتند از عوامل اصلی پیام رسانی محسوب می‎شدند و چون رهبری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای سیاسی كشور قرار داشته، بنابراین تنها راه برقراری رابطه میان رهبری و انقلابیون از طریق شبكه اطلاع رسانی بود.
اعلامیه ، اطلاعیه و پیام كه غالباً به گونه نوشتار یا صوتی تهیه می ‎شدند ، عمده‎ترین ابزارهای اطلاع ‎رسانی در انقلاب اسلامی بودند. روحانیون عمده‎ترین گروه تهیه كننده و تكثیر كننده اعلامیه‎ها و اطلاعیه‎های انقلاب اسلامی بودند. روش‎ های متعدد اطلاع ‎رسانی در جریان بسیج توده‎ای عبارت بودند از:
1. اطلاعیه : در مواردی مانند دعوت به سخنرانی یا دعوت به تجمع و یا برگزاری مراسم خاص، اطلاعیه مانند ابزار خبررسانی استفاده می‎شد. همچنین اگر روحانیون قصد می‎كردند درباره موضوعی خاص، نظر خود را به عموم مردم یا به دولت اعلام نمایند، به این منظور از اطلاعیه استفاده می‎نمودند. اطلاعیه‎های مراجع، علما و روحانیون مختلف درباره مسایلی مانند مخالفت با تبعید امام، مخالفت با حق رأی زنان و... از این دسته بود. در واقع روحانیون با صدور اطلاعیه، نظر خود را به عموم مردم ابلاغ می‎كردند و آنها را علیه یا له موضوعی بر می‎انگیختند.
2. اعلامیه‎ها: به طور معمول سخنرانی‎ها و پیام‎های رهبری انقلاب و سایر رهبران درباره مسایل انقلاب و مبارزه بود كه اغلب برخلاف اطلاعیه‎ها، به صورت مخفی چاپ، تكثیر و توزیع می‎شد و گرچه عامل توزیع آن اغلب نوجوانان و جوانان بودند، گرداننده اصلی تهیه و توزیع، روحانیون مخالف بودند.
[1] - نیكی، آر. كدی. چرا ایران انقلابی بوده است؟ فصل­نامه­ی گفت­و­گو، شماره­ی 26، زمستان 1378، صص 126 ـ 125.
[2] - گوستاو لوبون، روان­شناسی توده­ها، ترجمه­ی كیومرث خواجوی­ها، تهران، روشنگران، 1371، ص 93.
[3] - حمیرا مشیرزاده، مروری بر نظریه­های انقلاب در علوم اجتماعی، فصل­نامه­ی راهبرد، شماره­ی 9، بهار 1375، ص 145.
[4] - شجاع احمدوند، فرآیند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه­ی مقالات انقلاب اسلامی و ریشه­های آن، جلد اول، تهران، معاونت امور اساتید و معارف اسلامی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، 1374، ص 60.
[5] - صحیفه­ی نور، جلد 11، ص 130.
[6] - نیكی كدی، بررسی تطبیقی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، ترجمه­ی حسینعلی نوذری، روزنامه­ی ایران شماره­ی 465، 18 شهریور1375، ص 6.
[7] - جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 70.
[8] - استمپل، همان، ص 71.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 3
3. تلگراف‎ها: در مناسبت‎های مختلف مذهبی و غیر مذهبی، برخی پیام‎های روحانیون به مردم از طریق تلگراف‎هایی كه بعداً متن آن برای عموم منتشر می‎شد، منتقل می‎گردید. برای نمونه اگر یكی از علما قصد اعلام حمایت از امام را داشت، در تلگرافی به ایشان و طرح موضوعی خاص، نظیر تبریك یا تسلیت به مناسبت ایام به خصوص، این مسئله را به اطلاع عموم می‎رساند.
4. نوار: سخنرانی‎های امام و سایر فعالان انقلاب از طریق نوارهای كاست، در عراق و یا در داخل تهیه و تكثیر شده. در اختیار عموم قرار می‎گرفت و حتی بسیاری از اعلامیه‎ها از روی نوارها نگاشته می‎شد.
5. رادیو: بخشی از اطلاع‎رسانی انقلاب، از طریق شبكه رادیویی كه در اختیار ایرانیان مخالف در عراق بود، انجام می‎شد و بخشی نیز از طریق خبرگزاری‎های خارجی پخش می‎شد.
3. روحانیت و پخش اعلامیه‎ها
اگر چه در تهیه و صدور اعلامیه، روحانیون درجه اول و دوم بیش‎ترین نقش را ایفا نموده‎اند، در پخش و توزیع آنها طلبه‎های جوان نقش مهم‎تری داشتند.
4. از طریق مراسم مذهبی و عزاداری
از جمله عوامل دیگری كه روحانیت برای بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی از آن به طور گسترده استفاده نمود، مراسم گوناگون مذهبی از قبیل دهه اول محرم و اعیاد مذهبی بودند. استفاده از مراسم مذهبی دارای دو ویژگی خاص بود كه روحانیون می‎توانستند به منظور مبارزه، از آنها استفاده كنند:
اولاً: پوشش مراسم مذهبی برای فعالیت‎های سیاسی از یك طرف عامل مخفی‎سازی فعالیت بود و از طرف دیگر برخورد مأموران رژیم را با آن تقریباً غیر ممكن می‎كرد؛ زیرا رژیم كم‎تر چنین جرئتی به خود می‎داد كه با مراسم مذهبی مردم مخالفت كند و یا بخواهد جلوی آن را بگیرد.
ثانیاً: در هر مراسم مذهبی، مردم بدون دعوت و برای اجرای مراسم، در مساجد و تكایا و یا اماكن مقدس دیگر حضور می‎یافتند و خود به خود جمعیت عظیمی بدون سازماندهی قبلی در یك جا تجمع می‎كردند و این فرصت خوبی برای برانگیختن توده‎ها و اقدامات انقلابی نظیر پخش اعلامیه و... بود. در بسیاری از شیوه‎های انقلابی، تجمع مردمی كه مخالف اقدامات رژیم هستند، از مشكل‎ترین كارهای بسیج است؛ اما در انقلاب اسلامی مراسم مذهبی با كم‎ترین هزینه، این فرصت را در اختیار انقلابیون قرار می‎داد.
ثالثاً: به دلیل اعتقاد اكثریت مردم ایران به مذهب تشیع و ویژگی خاصی كه مراسم عاشورا و تاسوعا و دهه اول محرم در این مذهب دارد، امكان بهتری برای مبارزه در ایران فراهم بود؛ زیرا مراسم این ماه هم از لحاظ الگوی فرهنگی برای مبارزه و هم از نظر الگوی عملی مبارزه، بسیار اهمیت دارد. خصوصاً مراسم عاشورا كه غالباً هیئت‎های مذهبی در شهرهای بزرگ گرد هم می‎آیند.
روحانیت علاوه بر استفاده از مراسم عزاداری و ایام الله، همچنین از مراسم مذهبی دیگری نظیر مراسم چهلم و هفتم شهدا نیز حداكثر بهره‎برداری را می‎نمودند. بر طبق سنت عزاداری در ایران، پس از مرگ شخص اطرافیان وی مراسمی در روز سوم، هفتم و چهلم فرد فوت شده برگزار می‎كنند. از جمله مواردی كه در طول انقلاب اسلامی فراوان از آن استفاده شد، مراسم چهلم شهدا بود.
جان فوران در تحلیل خود از نقش مراسم مذهبی چهلم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی می‎نویسد:
«دولت آمادگی اعتراض‎های ادواری را كه به مناسبت چهلم‎ها برگزار می‎شد، نداشت. ایرانیان بر طبق سنت مذهبی خویش، چهلمین روز درگذشت شهیدان را گرامی می‎داشتند. 18 فوریه (29 بهمن) به مناسبت برگزاری چهلم شهدای قم (9 ژانویه / 19 دی)، در تبریز، قم، مشهد و نُه شهر دیگر، مراسمی برپا شد. پلیس در تبریز جوانی را به ضرب گلوله از پای درآورد و جماعت خشمناك... بیش از یك صد نفر در این جریان جان باختند. با برگزاری چهلم شهیدان تبریز در بهار، روزهای 28 ـ‌30 مارس (8 ـ 10 فروردین) در بیش از 55 شهر بار دیگر مردم با پلیس درگیر شدند...»[1]
این مراسم چهلم‎ها آن قدر ادامه یافت كه عملاً كنترل اوضاع از دست نیروهای دولت خارج شد. در واقع در سال آخر مبارزه، چهلم شهدای هر حادثه، مقدمه‌مبارزه و مخالفت دیگری علیه رژیم پهلوی بود. حتی جرقه‌ اولین مخالفت‎ها نیز در مراسم ختم فرزند امام در سال 1356 زده شد.
در واقع آخرین ضربه به رژیم، در عاشورای سال 1357 زده شد. چنان كه «دو تا سه میلیون نفر در تهران، 700 هزار نفر در مشهد و 500 هزار نفر در اصفهان راه‎پیمایی كردند.»[2]
چنان كه آمد،‌روحانیت تنها نهاد و گروهی بود كه می‎توانست از امكان بالقوه مراسم مذهبی در تجمیع مردم و برانگیختن آنها علیه رژیم استفاده نماید و البته به خوبی نیز از آن بهره‎برداری نمود.
5. روحانیت و فعالیت انقلابی در خارج از كشور
به طور سنتی،‌روحانیون شیعه در ایام خاصی نظیر محرم و صفر و یا ماه مبارك رمضان از طرف مراجع قم یا نجف برای وعظ و تبلیغ به كشورهای هم جوار یا دورتر فرستاده می‎شدند. با شروع مبارزات سیاسی روحانیون قم، كار ویژه جدیدی برای وعاظی كه عازم خارج از كشور بودند، ایجاد شد. حسن فعالیت‎های خارج از كشور روحانیون آن بود كه فشار و مراقبت دولتی در این كشورها كمتر بود و بنابراین امكان بیشتری برای فعالیت وجود داشت كشورهای عربی همسایه، نظیر كویت، عراق و كشورهای ضد اسراییلی منطقه خاورمیانه، عمده‎ترین فعالیت‎های ضد رژیمی ایران را در خود جای داده بودند. انقلاب اسلامی، علاوه بر بعد ضد استبدادی، بعدی ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی نیز داشت و اغلب مبارزان ایران با مبارزان عرب منطقه، علیه اسراییل دارای آرمان مشتركی بودند و اردوگاه‎های فلسطینی در مصر، اردن و لبنان از مهم‎ترین پایگاه‎های آموزش چریك‎های ایرانی بود.
روحانیت ایران با آگاهی از امكانات موجود در خارج از كشور و در پوشش تبلیغ دینی، استفاده فراوانی از این موضوع نمود. خصوصاً كه عراق، مركز روحانیت تشیع و حوزه علمیه نجف، پایگاه رهبری انقلاب نیز بود و این امكان رابطه با رهبری را برای سایر روحانیون آسان‎تر می‎كرد.
به این ترتیب ملاحظه می‎شود كه روحانیت، مبارزه را در چارچوب مرزهای ملی خلاصه نمی‎كرد و از هر فرصتی و در هر جایی كه امكانی برای مبارزه می‎یافت،تلاش می‎نمود.
گفتار دوم، نقش روحانیت در تبیین و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی
ایدئولوژیها، ابزار اصلی بسیج سیاسی در انقلاب‎ها مطرح می‎شوند. «ایدئولوژی‎ها همراه با به دست دادن توضیحی از واقعیات اجتماعی، حاوی یك رشته عقاید سیاسی نیز هستند كه بهترین شكل ممكن سازماندهی اجتماعی را به تفصیل شرح می‎دهند و همراه نقشه‎ای از واقعیات، تصویری از جامعه‎‎ای مطلوب هم در برابر می‎نهند.»[3] بدین ترتیب برای انقلابیون برنامه عمل و آرمان شهر ترسیم می‎كنند.
1. نقش عمومی روحانیت در ترویج ایدئولوژی اسلامی
انقلاب اسلامی نیز مانند هر انقلاب دیگری دارای ایدئولوژی فراگیر در حكم الگوی مبارزه بود و این ایدئولوژی بیش از هر عامل دیگری بر مذهب تشیع استوار بود. شیعیان هم قادر بودند به وسیله دستورها و پیام‎های خود، وضعیت موجود را با عنوان دوران حكومت غصبی امام معصوم، وضعیت نامطلوب جلوه دهند و هم قادر بودند با الگوهایی نظیر مبارزات امامان معصوم، خصوصاً امام حسین ـ علیه السّلام ـ، شیوه مبارزه را به پیروان بیاموزند. در نهایت به وسیله این ایدئولوژی، وضعیتی آرمانی از حكومت فقیه جامع الشرایط به نیابت از امام معصوم عرضه می‎گردید.
به هر حال، ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران از یك سو، در بردارنده طرد و نفی ارزشهای حاكم بر جامعه گذشته ایران، به ویژه از نظر فرهنگی و اخلاقی بود و از سوی دیگر، در بردارنده ایده و آرمان تأسیس سامان سیاسی جدید مبتنی بر ارزش‎ها و اصول اسلامی بود[4] كه توسط رهبران و ایدئولوگ‎های انقلاب اسلامی تدوین شد.
حمید عنایت درباره امكان بالقوه تشیع برای عرضه ایدئولوژی مبارزه، بر طبق نیازهای جامعه امروز و سر زندگی و تحرك شیعه در سالهای اخیر معتقد است كه «این موضوع در درجه اول با توجه به بعضی امكانات كه برای انطباق با تحولات اجتماعی و سیاسی دارد تبیین می‎گردد. اساسی‎ترین این امكانات، اصل اجتهاد است، كه طرح و تدبیری برای تكمیل منابع فقهی و بالقوه تعبیه‎ای انقلابی در برابر قدرتهای دنیوی است. نظامی عقیدتی كه بدین سان عقیده و اجتهاد آزادانه فردی را، حتی در مسایل دارای اهمیت درجه دوم هم تصویب می‎كند، آشكارا توانایی بیشتری برای انطباق با مسایل پیش بینی نشده در منابع دارد...»[5]
آن بخش از علما و روحانیون كه از توانایی و سطح علمی و فقهی بالاتری برخوردار بودند، همراه امام، ایدئولوگ‎های اصلی انقلاب بودند.
1. 1. امام (ره) ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی
امام خمینی (ره) به منزله رهبر اصلی انقلاب، از عنصر آگاهی و اندیشه و برنامه بدون مبارزه غافل نبوده، خود بیش‎ترین تلاش را برای آگاهی بخشی به توده‎ها انجام داد و با تأكید بر این كه «آقایان موظف‎اند ملت را آگاه كنند، علما موظف‎اند ملت را آگاه كنند...»[6] خود با اولین سند سیاسی كه در دهه بیست، خطاب به روحانیون اسلام، علمای ربانی و سایر طبقات مردم نوشت، مبارزه را با آگاهی بخشی آغاز نمود.
عمده‎ترین فعالیت امام (ره) در این زمینه، تدریس و تألیف كتاب «ولایت فقیه یا حكومت اسلامی» است كه در دوران تبعید در نجف اشرف تهیه و منشور مبارزاتی ایشان گردید.[1] . فوران، منبع پیشین، صص 560 ـ 559.
[2] . همان، ص 564.
[3] . رابرت اكلشال و دیگران، مقدمه‎ای بر ایدئولوژی های سیاسی، ترجمه ی م. قائد، تهران، نشر مركز، 1375، صص 12 ـ 11.
[4] . شجاع احمدوند، فرایند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشه‎های آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اساتید، 1374، ص 69.
[5] . حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، 1362،‌ص 375.
[6] . صحیفه نور، ج 1، ص 107.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 4
در این كتاب، همه كار ویژه‎های مربوط به ایدئولوژی انقلابی مطرح شده، نیز از وضع موجود به وضعی نا به هنجار یاد شده، همچنین وضعیت آرمانی از حكومتی ایده‎آل ترسیم شده، راه مبارزه برای رسیدن به آن جامعه آرمانی مطرح شده است. كتاب مشتمل است بر پنج قسمت:
ـ قسمت اول: دلایل لزوم تشكیل حكومت؛ كه در این قسمت امام (ره) سه دلیل عمده برای ضرورت تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‎كنند: 1. عمل پیامبر در تشكیل حكومت. 2. ضرورت استمرار اجرای احكام الهی كه فقط در زمان پیامبر ضرورت ندارد،‌بلكه برای همیشه است. 3. ماهیت و كیفیت قوانین اسلام كه بدون حكومت اجرا شدنی نیست.[1]
ـ قسمت دوم: بررسی نمونه‎هایی از احكام اسلامی نظیر احكام مالی، دفاعی، احقاق حقوق و... كه نیاز به حكومت دارند.
ـ قسمت سوم: طرز حكومت اسلامی، در این قسمت ابتدا اختلاف طرز حكومت اسلامی با سایر حكومت‎ها چنین مطرح می‎شود.
«حكومت اسلامی هیچ یك از انواع طرز حكومت‎های موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست... حكومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلكه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن... مشروطه از این جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره، مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معین گشته است...»[2]
سپس امام وضعیت زمامداری ایده آل از نظر اسلام را بررسی كرده، علاوه بر شرط‎های عامی، نظیر عقل و تدبیر دو شرط علم به قانون و عدالت را از شرایط اساسی زمامدار اسلامی ذكر می‎كند.[3]
ایشان درباره شروط زمامدار در دوره غیبت امام معصوم از نظر تشیع معتقدند كه «اگر خدا شخص معینی را برای حكومت در دوره غیبت تعیین نكرده است، لكن آن خاصیت حكومتی را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان (عج) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است. این خاصیت كه عبارت از علم به قانون و عدالت باشد، در عده بی‎شماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع كنند می‎توانند حكومت عدل عمومی در عالم تشكیل دهند.»[4]
امام (ره) جامعه‎ آینده و آرمانی را كه باید برای آن مبارزه كرد،‌با دقت تمام ترسیم می‎كند و علاوه بر تعیین خصوصیات این حكومت، مشخصاً نوع آن را تحت عنوان حكومت یا ولایت فقیه جامع الشرایط مطرح كرده، نحوه تشكیل و اختیارات آن را بیان می‎كند:
«اگر فرد لایقی كه دارای این دو خصلت باشد، به پا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتی را كه حضرت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در امر اداره جامعه‎ داشت دارا می‎باشد و بر همه مردم لازم است از او اطاعت كنند.»[5]
این فرد با عنوان ولی فقیه «همان اختیارات و ولایتی كه حضرت رسول و دیگر ائمه، صلوات الله علیهم، در تدارك و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حكومت فعلی قرار داده است»[6] و ائمه و فقهای عادل موظف‎اند كه از نظام و تشكیلات حكومتی برای اجرای احكام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند.»[7]
ـ قسمت چهارم: در این قسمت حضرت امام، نظریه ولایت فقیه خود را به استناد اخبار و احادیث فقهی ثابت می‎كند. از جمله مقبوله عمر بن حنظله، روایت تحف العقول از سیدالشهدا و... كه ایشان پیش‎تر نیز در كتاب كشف الاسرار به آن اشاره نموده بودند.[8]
ـ قسمت پنجم: برنامه مبارزه كه مهم‎ترین بخش هر ایدئولوژی است منظور توجه خاص امام (ره) بوده، برای پیروان خود توصیه‎ها و راهنمایی‎هایی برای موفقیت مبارزه و تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‎كنند:
«اولین فعالیت ما در این راه، تبلیغات تشكیل می‎دهد. تبلیغات و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسی ماست. وظیفه فقهاست كه عقاید و احكام و نظامات اسلام را تبلیغ و به مردم تعلیم دهند تا زمینه برای اجرای احكام و برقراری نظامات اسلامی در جامعه‎ فراهم شود.»[9]
مقدمه آن این است كه حوزه‎های روحانیت اصلاح شود؛ «اما باید در اصلاح فكری و اخلاقی افراد حوزه كوشش كنیم.»[10]
پس از آگاهی بخشی از فعالیت عمده مبارزان، مبارزه منفی با رژیم حاكم خواهد بود، زیرا «برانداختن طاغوت، یعنی قدرت‎های سیاسی ناروایی كه در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفه همه ماست.»[11] پس باید «روابط خود را با مؤسسات دولتی آنها قطع كنیم با آنها همكاری نكنیم. از هرگونه كاری كه كمك به آنها محسوب می‎شود پرهیز كنیم. مؤسسات قضایی و مالی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدیدی به وجود آوریم.»[12]
به این ترتیب امام (ره) علاوه بر سخنرانی‎های مختلف و پیام‎های متعدد كه در مجموع، ایدئولوژی‎های انقلاب اسلامی را به وجود آوردند، در مجموعه‎ای مدون منشور انقلاب اسلامی را مطرح و چارچوب فكری، ایدئولوژیكی انقلاب را بیان نمودند.
در این جا لازم است به ابعاد دیگری از نقش امام، در بسیج نیروهای انقلابی اشاره نمود كه وی را از سایر رهبران انقلابی متمایز می‎كند. شخصیت قاطع امام (ره)، در مبارزه با رژیم از ایشان علاوه بر فردی ایدئولوگ و رهبری نمادین، رهبری آشتی ناپذیر و آهنین ساخته بود كه رهبری عملی انقلاب را نیز در دست داشت و به قول حامد الگار:
«گرچه گاهی اوقات توصیه‎های اشخاص داخل ایران را در زمینه جزئیات استراتژی می‎پذیرفت؛ اما كلیه‌تصمیمات اساسی را خودش می‎گرفت. با اصراری آمرانه بر انحلال رژیم سلطنتی و بنیان‎گذاری یك حكومت اسلامی، كلیه مدافعان و طرفداران سازش با شاه را ساكت كرد. بدون پافشاری امام و بدون قابلیت او در حفظ وفاداری و اطاعت توده‎های مردم ایران، آنچه به یك انقلاب پیروزمند ختم شده می‎توانست به عنوان مورد دیگری از تقابل میان نیروهای مخالف دولت، بدون اخذ نتیجه ‎ای قطعی به بایگانی تاریخ ایران سپرده شود.»[13]
2 ـ 1. نقش روحانیون برجسته
الف) شهید مطهری
استاد مطهری در جایگاهی دیگر، از جمله روحانیون مبارزی بود كه سنگراندیشه فلسفه و ایدئولوژی را برای مبارزه علیه نظام حاكم برگزیده بود. ایشان به دلیل تدریس در محیط‎های دانشگاهی و حوزوی، نفوذ فكری گسترده‎ای در میان مبارزان داشت. آیت الله خامنه‎ای درباره شخصیت اجتماعی، سیاسی آن شهید می‎فرمایند:
«به نظر من مرحوم مطهری با دو ابزار می‎توانست تفاهم و نزدیكی بین دو قشر روحانیون و تحصیل كرده‎های جدید را به وجود بیاورد: یكی تلاش علمی و دیگری غنای شخصیت خود ایشان. از لحاظ تلاش علمی، ایشان در دانشگاه تدریس كردند و با دانشجویان انس پیدا كردند. در مجامع تحصیل كرده‎ها، مهندسین، پزشكان شركت نمودند و یك قطب و ملجاء و پناهی برای تحصیل كرده‎های جدید شدند و ایشان موفق‎ترین چهره روحانی در میان محیط‎های فرهنگ جدید بودند.»[14]
عمده فعالیت شهید مطهری سخنرانی‎های علمی و سیاسی در مجامع مختلف، تألیف مقالات و كتاب‎های مختلف بود. برای نمونه، در سال‎های 1337 و 1338 كه انجمن اسلامی پزشكان تشكیل شد، استاد مطهری از سخنران‎های اصلی این انجمن بود. به طوری كه در طول سال‎های 1340 تا 1350 تقریباً سخنران منحصر به فرد انجمن بودند.[15]
نمونه دیگر نقش ایشان در تغذیه فكری و ایدئولوژیكی گروه‎های انقلابی بود. شهید اسدالله لاجوردی، درباره نقش ایشان در هدایت جمعیت‎های مؤتلفه می‎گویند: «در حقیقت می‎شود گفت كه تغذیه فكری جمیعت‎های مؤتلفه از ناحیه ایشان بود. كتاب‎هایی كه بعداً به چاپ رسید، خیلی از آنها زمینه‎اش در همان هیأت‎های مؤتلفه بود كه ایشان مطالبی را می‎فرمودند و به صورت پلی كپی منتشر می‎شد و بعداً‌ به صورت كتاب در می‎آمد.»[16]
شهید مطهری نه تنها دست اندركار ادامه ایدئولوژی اصیل اسلامی بود، بلكه از منتقدین اصلی سایر ایدئولوژی‎های انحرافی نیز به شمار می‎آمد. در حقیقت ضرورت تدوین ایدئولوژی اسلامی از نظراستاد مطهری با توجه به احساس نیازی بود كه استاد در این زمینه داشتند و خلاء آن كاملاً در جامعه‎ محسوس بود، ایشان در كتب مختلف سعی نمودند چارچوب نظری چنین ایدئولوژی مبارزاتی را بر مبنای اصول اعتقادی اسلام تدوین نمایند، كه این كتاب‎ها به دو دسته كلی تقسیم می‎شود: دسته اول، كتاب‎هایی هستند كه استاد برای پاسخ‎گویی یا رفع شبهه و یا نقد سایر ایدئولوژی‎های غیر اسلامی به رشته تحریر در آورده است. نظیر «خدمات متقابل اسلام و ایران» كه دیدگاه انتقادی در برابر ناسیونالیست‎های افراطی است. دسته دوم، كتاب‎‎هایی هستند كه استاد در آنها ایدئولوژی اسلامی بر مبنای جهان بینی خاص را طراحی نموده است. مانند «مجموعه جهان بینی اسلامی» كه در ادامه، بخش‎هایی از آن را به منظور آگاهی از نوع ایدئولوژی منظور نظر ایشان مطرح می‎كنیم.
از نظر شهید مطهری، از آنجا كه اسلام دین كاملی بوده، بر فطرت انسانی منطبق است و «به حكم این كه در جهان بینی‎اش قایل به فطرت یگانه است، هم طرفدار ایدئولوژی یگانه است و هم طرفدار فرهنگ یگانه.»[17] «اسلام كه بر چنین جهان بینی بنیاد شده است، مكتبی است جامع و واقع‎گرا. در اسلام به همه جوانب نیازهای انسانی، اعم از دنیایی یا آخرتی، جسمی یا روحی، عقلی و فكری یا احساسی و عاطفی،‌فردی یا اجتماعی توجه شده است.»[18]
ب) شهید بهشتی، متفكر و سازمان دهنده انقلاب اسلامی
شهید بهشتی كه به اعتراف دشمنانش، نویسنده‎ای اسلامی با قدرت سازماندهی بالا بود، نقش مهمی در شكل‎دهی فكری و عملی در انقلاب اسلامی داشت.[1] . ولایت فقیه، پیشین، مقدمه.
[2] . همان، ص 36 و 32.
[3] . همان، صص 38 و 37.
[4] . همان، ص 40.
[5] . همان، ص 40.
[6] . همان، ص 40.
[7] . همان، ص 46.
[8] . كشف الاسرار، پیشین، صص 188 و 187.
[9] . ولایت فقیه، پیشین، صص 116 و 115.
[10] . همان، صص 126 ـ 125.
[11] . همان، ص 138.
[12] . همان، ص 138.
[13] . حامد الگار، نیروهای مذهبی در ایران قرن بیستم، مجموعه مقالات سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ كمبریج، ترجمه عباس مخبر،‌تهران، طرح نو، 1372، ص 323.
[14] . آیت الله خامنه‎ای، مطهری احیاگر تفكر دینی، مجله كلمه دانشجو، شماره‎های 4 و 5 1374، صص 75 ـ 74.
[15] . علی باقی نصرآبادی، سیری در اندیشه‎های اجتماعی شهید آیت الله مطهری، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه، 1377، ص 88.
[16] . محمد حسین واثقی راد (گردآورنده)، مصلح بیدار،‌تهران، صدرا، 1378، ص 155.
[17] . همان، صص 232 ـ 223.
[18] . همان، ص 229.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 5
دكتر بهشتی به نمایندگی از طرف مراجع وقت به مركز اسلامی هامبورگ در آلمان رفت، در آنجا هسته اتحادیه انجمن‎های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان را به وجود آورد.
نقش مهم دیگر ایشان در تألیف برخی از كتاب‎های درسی دینی بود كه بدون ذكر نام خود برای مدارس چاپ می‎شد و برای آشنایی نسل جدید با مفاهیم اسلامی بسیار با اهمیت بودند.
عمده فعالیت‎های شهید بهشتی مربوط به طرح موضوع‎های اسلامی روز برای دانشجویان و طلبه‎های جوان بود كه مقدمات ایدئولوژی را فراهم می‎نمود.
همچنین ایشان همكاری‎هایی برای نظم بخشیدن به علوم حوزوی و روزآمد كردن آنها كردند كه در نهایت به تأسیس مدرسه حقانی انجامید.
ایشان در سال 1348 به خدمت امام رسیده، پس از سر و سامان دادن كارها در خارج از كشور، سال 1349 به ایران برگشته، كار برنامه‎ریزی كتاب‎ها و فعالیت‎های علمی را به منظور ارتقای آگاهی طلاب و دانشجویان دنبال می‎كند. تا این كه در سال 1355 هسته‎هایی برای كارهای تشكیلاتی به وجود آورده، در سال 1356 نیروها را در تشكیلات جامعه روحانیت مبارز، ساماندهی می‎كنند و در سال 1357 به پاریس خدمت امام رفته، شورای انقلاب را به دستور امام تشكیل می‎دهند كه این شورا تشكیل شده بود از آقای مطهری، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی اردبیلی و آقای باهنر و شهید بهشتی كه بعدها به آنها اضافه شدند.[1]
شهید بهشتی در كنار مبارزات سیاسی و سازماندهی نیروهای مبارز، مسایل مربوط به ایدئولوژی اسلامی را تألیف و تدریس نمود از جمله از سال 1350 تا 1354 روزهای شنبه با عنوان مكتب قرآن، كه مركزی برای تجمع 400 تا 500 جوان فعال بود، تفسیر قرآن داشتند.[2]
چارچوب‎های ایدئولوژیك شهید بهشتی، از خلال كتاب‎های ایشان مشخص می‎شود. برخی از كتابهای مهمی كه ایشان تألیف نموده‎اند بدین قرار است: 1. خدا از دیدگاه قرآن. 2. نماز چیست؟ 3. بانكداری و قوانین عالی اسلام در یك مجموعه. 4. یك قشر جدید در جامعه‎. 5. روحانیت در اسلام و در میان مسلمین در یك مجموعه. 6. مبارز پیروز. 7. شناخت دین. 8. نقش ایمان در زندگی انسان‎. 9. كدام مسلك. 10. شناخت. 11. مالكیت. 12. ایدئولوژی اسلامی.
علاوه بر كتاب‎های ذكر شده كه هر یك نقش به سزایی در آگاهی بخشی انقلاب داشتند، كتاب دیگری نیز پس از شهادت ایشان با عنوان «حكومت در اسلام» از وی به چاپ رسید كه در آن به نوعی، منشور مبارزه و هدف مبارزه انقلابی را تدوین نموده بودند و ما به منظور بیان بخشی از فعالیت‎های ایدئولوژیك ایشان، به طور خلاصه آن را بررسی می‎كنیم:
ـ حكومت در اسلام از دیدگاه شهید بهشتی
از نظر شهید بهشتی، اسلام مشوق و حامی زندگی اجتماعی است و تعالیم عالی اسلام بر اساس حفظ پیوندهای اجتماعی و مستحكم كردن آنها و جلوگیری از سقوط جامعه‎ است. «عالی‎ترین صفات انسانی از نظر اسلام وقتی ارزش واقعی خود را دارد كه با حفظ پیوندهای اجتماعی توأم با انجام وظایف فرد نسبت به اجتماع كسب شده باشد.»[3]
بعد از این مقدمه، درباره زندگی جمعی انسان‎ها، ایشان انواع حكومت را نام برده، در نهایت حكومت تئوكراسی را نوع آرمانی حكومت منظور نظر خود دانسته، بیان می‎دارد كه در حكومت تئوكراسی، علاوه بر نقش مردم، خداوند نیز نقش اساسی دارد.
«این جا سخن از تأمین مصالح مردم به وسیله خالق آنها و حكومت برگزیده خدای متعال است... تئوكراسی از آن جهت كه اراده مردم در انتخاب حكومت مؤثر نیست و یك نفر بی آن كه از جانب مردم برگزیده شده باشد بر آنها حكم می‎راند، به دیكتاتوری یا استبدادی قابل تشبیه است. ولی اولاً منظور اصلی از دخالت اراده مردم در تعیین حكومت در روش كار آن این بود كه دستگاه‎های حكومتی، ملزم به مراعات خواسته‎های مردم باشند و تأمین مصالح عمومی به این طریق ضامنی داشته باشد و این منظور را در تئوكراسی تأمین شده است. چون به راستی اگر كسی از جانب خدا به حكومت منصوب شود، دیگر جای تردید نمی‎ماند كه مصالح عمومی را به بهترین وجه ممكن تأمین می‎كند. ثانیاً اگر چه هنگام تعیین حكومت، اراده مردم دخیل نبوده؛ ولی پس از آن كه به اراده خدا تعیین شده، اراده مردم نیز جز او نخواهد خواست...»[4]
دكتر بهشتی در فصل سوم كتاب خود به اهداف حكومت‎های مختلف اشاره كرده، معتقد است كه سه نوع هدف را برای هر حكومتی می‎توان تصور كرد: 1. حكومتی كه هدف آن تأمین نیازهای هیئت حاكمه است. 2. حكومتی كه هدف اصلی آن، تأمین خواسته‎های مردم است. 3. حكومتی كه هدف اصلی آن، تأمین مصالح مادی و معنوی، اخلاقی و دینی برای همه افراد، همه طبقات و همه ملت‎ها و همه نژادها و نسل‎هاست؛ از این روی فقط حكومت الهی چنین هدفی را دنبال می‎كند:
«در حكومت عالی الهی، هدف حكومت، سازمان‎های دولتی، نظام‎ها و مقررات اجتماعی، آن است كه عالم انسانیت را به طرف كمال سوق دهد... در حكومت عالی الهی، عنایت به تأمین خواسته‎های مادی مردم در حدودی است كه فرد و جامعه‎ نه در فشار و محرومیت‎های مادی خرد و منحرف شود و نه همه نیروهایش در راه هوی و هوس و شهوت متمركز گردد و از كمالات عالی معنوی محروم بماند...»[5]
سرانجام، در فصل چهارم برای بیان نمونه ایده‎آل، به حكومت پیغمبران و ویژگی‎های آنها اشاره می‎كند. خلاصه این كه شهید بهشتی نیز كه هم متفكری دارای مدرك دكترای دانشگاهی و هم طلبه حوزه بود و به علوم قدیم و جدید آگاهی داشت، نقش مهمی در عرضه ایدئولوژی اسلامی فراگیر برای اقدام عملی همه گروه‎های مبارز، اعم از روحانی و غیر روحانی فراهم نمود و خود نیز ساماندهی نیروها را انجام داد.
ج) شهید مفتح عامل وحدت حوزه و دانشگاه
دكتر مفتح پس از امام، شهید مطهری و شهید بهشتی، از جمله روحانیون فعالی بود كه برای عرضه و گسترش یك ایدئولوژی انقلابی مبتنی بر اسلام، تلاش فراوانی در محیط‎های دانشگاهی و حوزوی نمود و از آنجا كه استاد دانشكده الهیات دانشگاه تهران بود، توانست نقش وحدت بخش دو گروه عمده مخالفین، یعنی روحانیت و دانشگاه را ایفا نماید.
ایشان در زمان تحصیل و تدریس مقالات متعددی در مجلات مختلف نوشته، سعی در نشر تشیع اصیل و انقلابی در سطح جامعه‎ داشت و تألیفات و تحقیقات زیادی در این زمان در موضوعات اجتماعی، سیاسی انجام داد. از جمله فعالیت‎های مهم ایشان، تشكیل مجمع «جلسات علمی اسلام شناسی» بود كه برای شناساندن چهره اسلام واقعی به مردم، اقدام به چاپ كتاب با این عناوین نمود: 1. اسلام پیش رو نهضت‎ها. 2. با ضعف مسلمین دنیا در خطر سقوط. 3. شیعه و زمام‎داران خودسر. 4. جهان‎بینی و جهان داری علی ـ علیه السّلام ـ. 5. دعا عامل پیشرفت یا ركود. 6. ره آوردهای استعمار. 7. همسران رسول خدا. 8. زیارت ما، خرافه یا حقیقت.[6]
از جمله اقدامات دیگر ایشان، تشكیل كتابخانه و كلاس‎های مختلف عقیدتی، فلسفی، تفسیر،‌تاریخ ادیان و... به طور منظم و در سطح‎های مختلف برای برادران و خواهران برای بالا بردن سطح آگاهی ایدئولوژیك و شعور سیاسی قشرهای روشن فكر جامعه‎ بود. البته روحانیون مختلفی در این كلاس‎ها شركت می‎كردند كه محتوای غنی و روشن فكرانه مسایل طرح شده در كلاس‎ها و سخنرانی‎ها و پخش اعلامیه‎های مختلف در سطح وسیع و فعالیت شدید و وسیع ایشان در مسجد باعث تعطیلی آن شد.[7]
پس از بسته شدن مسجد جاوید، دكتر مفتح در مسجد قبا «در سطحی وسیع‎تر دست به تشكیل كلاس‎های ایدئولوژیكی و سخنرانی‎های روشنفكرانه زد و در كنار آن كتابخانه و صندوق ذخیره‌ قبا را بنیاد نهاد و با استفاده از صحن كتابخانه در تابستان، اردوهایی جهت دانش‎آموزان تشكیل داد. این برنامه‎های مسجد قبا، سرآغاز فعالیت‎هایی بود كه سرانجام مسجد قبا را بزرگ‎ترین مركز انقلابی تهران در انقلاب اسلامی كرد...»[8]
شهید مفتح علاوه بر فعالیت‎هایی كه ذكر شد، مقالات زیادی برای مجلات مذهبی آن زمان نوشته، در شكل دهی ایدئولوژی فعال اسلامی شیعی، نقش مهمی ایفا نمود. ایشان به منزله پل ارتباطی روشنفكران دانشگاهی و روحانیون حوزوی بود.
گفتار سوم: روحانیت و شیوه‎های مبارزه
در انقلاب اسلامی از لحاظ شیوه مبارزه، از چندین روش استفاده شد كه عمده‎ترین آنها استفاده از روش‎های توده‎ای بر اساس سنت اعتراض مذهبی بود.[9]
حضور توده‎های مردم به نشانه اعتراض در خیابان‎ها از جمله روش‎های جدید در پیروزی انقلاب بود كه البته به صورت مراسم خاص مذهبی آغاز شده، در نهایت شكل سیاسی به خود می‎گرفت و از این نظر منحصر به فرد تلقی می‎گردید. استفاده از مراسم عاشورا، تاسوعا، چله شهدای هر شهر و... از جمله این شیوه‎ها بودند. همچنین برگزاری نمازهای جماعت در خیابان‎ها، مانند نماز عید فطر از جمله این فرصت‎ها برای تجمع اعتراض‎آمیز مردم بود.
1. روحانیون و مبارزه مسلحانه
از جمله روحانیونی كه از روش‎های مسلحانه در كنار سایر روش‎ها استفاده می‎نمودند می‎توان به شهید سید علی اندرزگو و شهید محمد منتظری اشاره نمود كه به دلیل مخفی بودن فعالیت‎هایشان اطلاعات زیادی نیز از نحوه عملكرد آنها وجود ندارد؛
این نكته نیز باید مدنظر قرار گیرد كه گرچه روحانیون به طور مستقیم كمتر در مبارزات مسلحانه شركت می‎كردند؛‌الهام بخش فكری و ایدئولوژیكی و نیز مشوق و گاهی كمك كننده مالی به آنها بودند.[1] . همان، صص 47 و 46.
[2] . همان، ص 46.
[3] . سید محمد بهشتی، حكومت در اسلام، تهران، سروش، 1367، ص 29.
[4] . همان، صص 50 ـ 49.
[5] . همان، صص 68 ـ 67.
[6] . محمد مفتح،‌آیات اصول اعتقادی قرآن، تهران، مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی نور، 1360 ص 52.
[7] . همان، ص 57.
[8] . همان، ص 59.
[9] . جان فوران، پیشین، ص 525.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نقش روحانیت در انقلاب اسلامی 6
2. روحانیون و شیوه‎های مسالمت‎آمیز مبارزه
مخالفت مسالمت‎آمیز به صورت مقاومت منفی،‌از عمده‎ترین روش‎های مبارزاتی روحانیون محسوب می‎شد. روش‎هایی نظیر اعتصاب، تعطیل نمودن نماز جماعت، تعطیل نمودن دروس حوزوی و تعطیلی بازارها از جمله مهم‎ترین شیوه‎ها بود.
ـ شهید محلاتی در خاطرات خود به اعتصاب روحانیون در دانشگاه تهران اشاره می‎كنند.[1]
ـ از عمده‎ترین روش‎های شهید صدوقی در مبارزه، شیوه تعطیل كردن نماز جماعت و مجلس روضه، همراه درخواست تعطیلی بازار و اصناف و از خانه بیرون نیامدن و حتی گاه، تأكید بر آن با مشخص كردن ساعات خاصی و استفاده از این شیوه در بسیاری از بزرگداشت‎ها و چهلم‎ها بود.[2]
ـ شهید صدوقی،‌با تأكید بر عدم درگیری مردم با مأموران و بیان روش‎هایی نظیر عدم شعار دادن و عدم خروج از خانه‎ها، این نوع مبارزه را «جنگ سرد» مردم علیه رژیم می‎خواند.[3]
ـ هنگامی كه رژیم، در سال 1344، قرآن‎هایی را به چاپ رسانید و برای عوام‎فریبی، آنها را برای روحانیون شهرهای دیگر فرستاد تا برای خود كسب مشروعیت كند، روحانیت برای مقاومت منفی و مخالفت با چاپ دولتی و درباری قرآن و عدم استقبال از مراسم اهدای آن، حتی الامكان از پذیرفتن آن سرباز زدند و یا این كه آن را پس از تحویل بلافاصله به مجامع مذهبی هدیه كردند و برخی از علما نیز به بهانه‎‎های مختلف از شهرها خارج شدند تا مجبور به شركت در مراسم نشوند و برخی نیز به دعوت رژیم بی‎توجهی نمودند.[4]
ـ امام (ره) در سخنرانی‎ها و رهنمودهای مختلف، بر روش‎های غیر خشونت‎آمیز تأكید‌كرده‎اند.
امام (ره) در مصاحبه با خبرنگار فیگارو كه از ایشان سؤال نمود: «در مراحل اولیه، مبارزه علیه رژیم شاه اعتصابات و تظاهرات نسبتاً مسالمت‎آمیز داشته است و علیه ارتش و پلیس به هیچ وجه اسلحه و سنگ به كار نرفته است. آیا شما فكر نمی‎كنید كه اكنون زمان این روش نیست؟ و به طور دیگری آیا نمی‎شود عمل كرد، مثلاً به مبارزه مسلحانه متوسل شد؟» امام قاطعانه پاسخ می‎دهند:
«حتی پس از روز جمعه در تهران كه آن همه هم كشتار به جا گذاشت، ما همان شكل مبارزه را حفظ كردیم. همان طور كه دنیا می‎داند، قیام ما با وجود ضربه‎هایی كه خورده است. هرگز درهم شكسته نشده است و آن قیام با همان روش ادامه دارد؛ ولی از من پرسیده‎اند آیا وقت تغییر روش و رو آوردن به مبارزه مسلحانه به جهت پاسخ دادن به قدرت ارتش كه شاه آن را به كار گرفته است، نرسیده است؟ من گفته‎ام «نه». معذالك امروزه در این مورد از خود می‎پرسم كه نمی‎توان تا بی‎نهایت سینه‎های عریان را جلوی لوله تفنگ قرار داد. تاكنون من رهنمودهای خود را مبنی بر مسالمت‎آمیز بودن عملمان بود تغییر نداده‎ام؛ ولی شاید مجبور شوم این كار را بكنم.»[5]
گفتار چهارم: نقش روحانیت در هم بستگی میان نیروهای مخالف
ائتلاف مردمی نیروهای مخالف، مهم‎ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می‎شود. یرواند آبراهامیان، درباره نقش گروه‎های مخالف در انقلاب اسلامی معتقد است «در حالی كه طبقه متوسط سنتی با سازمان كشوری خود به مخالفان كمك می‎كرد، طبقه متوسط جدید، جرقه انقلاب را زد، بر آتش آن دامن زد و آخرین ضربه‎ها را فرود آورد. حقوقدانان، قضات و روشنفكران، نامه‎های سرگشاده نوشتند و انجمن حقوق بشر پدید آوردند. دانشجویان، تظاهرات خیابانی را شروع كردند. كارگران یقه سفید، به ویژه كارمندان بانك‎ها، كارمندان اردارات و مأموران اقتصاد را فلج كردند...»؛ اما «با این حال ستون فقرات نهضت (آیت الله) خمینی، طبقه متوسط سنتی،‌به خصوص بازاریان و روحانیت بود.» بنابراین از نظر آبراهامیان، روحانیت با بسیج و همكاری سایر گروه‎های جامعه‎ موفق به بسیج سیاسی علیه رژیم شد.
چنان كه از چند نمونه پیام‎های امام (ره) مشخص است، ایشان در هر فرصت تأكید می‎كند كه «مخالفت‎ها را كنار بگذارید و با هم دوست باشید. همه با هم، هم قدم باشید... ما همه باید دست به هم دهیم...»[6] و حتی الامكان تمامی نیروهای انقلابی را دعوت به مبارزه و همكاری می‎كند. نقش وحدت بخش و تمركز دهنده این پیام‎ها در بسیج توده‎ها بسیار تعیین كننده بود و امكان ائتلافی فراگیر، میان مخالفین متعدد رژیم را فراهم نمود.
نتیجه گیری
در این پژوهش، نگارنده سعی نمود فقط به این سؤال پاسخ دهد:
«روحانیت در مقام مهم اجتماعی كه نفوذ در خور توجهی در جامعه‎ ایران از دیرباز داشته است، در فرایند بسیج سیاسی مخالفین شاه، طی سال‎های 1342 تا 1357 چه نقشی ایفا نموده است؟»
با تجزیه و تحلیل داده‎های اطلاعاتی به این نتایج دست می‎یابیم:
ـ روحانیت در انقلاب اسلامی نقش قاطعی داشته است.
ـ روحانیون مبارز با یكدیگر هم‎بستگی محكمی داشتند و این از عوامل مهم موفقیت روحانیون بود.
ـ روحانیون از قدرت سازماندهی و بسیج بالایی برخوردار بودند و در این راه از مساجد، اعیاد و مراسم مذهبی حداكثر استفاده را نمودند.
ـ روحانیون از مهم‎ترین گروه‎های ایدئولوژی پرداز برای انقلاب اسلامی بودند.
ـ روحانیون در حد امكان از شیوه‎های مسالمت‎آمیزی مانند اعتصاب، تظاهرات توده‎ای و تحصن برای مبارزه بهره می‎جستند؛ اما برخی از روحانیون از مبارزات مسلحانه حمایت كرده، برخی به طور مستقیم به آن اقدام می‎نمودند.
ـ روحانیون نقش تمركز بخش و اتحاد میان گروه‎های مبارز مختلف را با رهبری واحد امكان پذیر نمودند و یك ائتلاف بزرگ سیاسی از مخالفان را زیر یك پرچم گرد آوردند و خود رهبری آن را به عهده گرفتند.
[1] . شهید محلاتی،‌ص 109.
[2] . بختیاری، پیشین، ص 85.
[3] . بختیاری، پیشین، صص 86 ـ 85.
[4] . مهناز میزبانی، علمای اسلام و چاپ قرآن از طرف شاه، فصل نامه 15 خرداد، شماره 25،‌بهار 1376، صص 168 ـ‌167.
[5] . صحیفه نور، ج 2، ص 36.
[6] . صحیفه نور، ج 1، ص 599.
احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


نوشته شده در   جمعه 30 دي 1390    
PDF چاپ چاپ