يکشنبه 26 آبان 1398 | Sunday, 17 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390     |     کد : 14380

امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 5

امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 5

انقلاب اسلامي از نگاه انديشمندان
انقلاب اسلامي از نگاه انديشمندان- امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 5
7- امام خمینی برای فلسطینیان بمثابه چراغ امیدی برای مبارزه با مستكبرین بوده است.
8- در طول دو سال از عمر انتفاضه هیچ مساله ای به اندازه رحلت حضرت امام خمینی ملت فلسطین را متاثر و غمگین نكرده است.
9- ما تصاویر ایشان (حضرت امام خمینی) را مخفیانه به داخل سرزمین فلسطین می بردیم و مساجد و منازلمان را با عكس امام تزیین می كردیم.
10- هیچ سلولی كه در آن جوانان متعهد و مجاهد فلسطینی باشند پیدا نمی كنید، مگر آنكه تصاویری از حضرت امام توسط فرزندان فلسطین بر درودیوارهایش الصاق شده باشد.
11- در زندانهای اسرائیل عكس امام به مجاهدان، روحیه می بخشد، اسرائیلیها نمی توانستند ما را از الصاق عكس های حضرت امام منع كنند و اگر عكس را برمی داشتند عكس دیگری در جای آن آویزان می كردیم.
12- دژخیمان صهیونیسم ابتدا بی حرمتی می كردند و عكس ها را پاره می كردند ولی در اثر واكنش خشم آلود مردم ما متوجه شدند كه این كار نتیجه عكس دارد.
13- دژخیمان صهیونیزم متوجه شده اند كه اینك عكس امام در قلب یكایك فلسطینی ها نقش بسته است و الان پس از مشاهده پایداری فلسطینی ها و اصرار آنان برای حفظ و نگهداری عكس امام، این امر را نادیده می گیرند.
حدیث انقلاب اسلامی و نفوذ معنوی حضرت امام را از هر زبان كه بشنویم نامكرر است. غیر از آنكه تردیدی نباید روا داشت که حضرت امام در روح و جان مسلمانان حیات تازه ای دمید تا آنان به مسلمانی خویش ببالند. یكی از اندیشمندانی كه به بررسی اسلام و امام پرداخته آقای سید صدرالدین از كشور الجزایر است. از جمله نكات مهمی كه از مصاحبه ایشان می توان یادآور شد و بگونه ای تصویر و چهره منور امام و انعكاس انقلاب اسلامی را در آن دید عناوین، سرفصلها و محورهای زیر است.
1- اگر قرار باشد مردمی را كه قبل و بعد از امام زندگی می كردند از بعد اسلامی و مسلمانی مقایسه كنیم نتیجه می گیریم كه مردم قبل از امام خمینی، مسلمان بودند ولی بعد از (قیام و انقلاب) ایشان بود كه به اسلام واقعی عمل كردند.
2- امام خمینی بود كه توانست اسلام ناب محمدی را از اسلام امریكایی متمایز كند.
3 - امام خمینی به مسلمانان قدرت داد كه بتوانند توانایی هایشان را بشناسند و بروز دهند.
4- امام خمینی از میان مردم برخاست و به ما توكل و اتكاء بخداوند را در عمل یاد داد.
5- ساده زیستی زندگی امام خمینی بواقع زندگی و چهره رسول الله (ص) را به مسلمانان یاد داد.
6- امام خمینی بلحاظ معنوی و تقدیس برای مسلمانان رهبری عزیز بود كه در سوگندهایشان به امام سوگند می خورند.
7- غیر ممكن است مسلمانی حق جو باشد ولی در خانه و قلبش امام خمینی حاضر نباشد.
8- امام خمینی سرآغاز عصر و فصلی جدید در حیات اسلام و مسلمانان است، شخصیتی كه افقهای نوینی از اسلام را به مردم نشان داد.
9- با جرات می توان ادعا كرد كه تمام حركتهایی كه در كشورهای اسلامی، خواه الجزایر، خواه مصر، و یا در امریكا و اروپا انجام می شود به سبب نفوذ امام خمینی و انقلاب اسلامی است.
10- به واسطه وجود امام خمینی و انقلاب اسلامی باید گفت پس از دهه 1980 دیدگاههای مسلمانان بسیار به هم نزدیك تر شده است.
11- برای افرادی كه مسلمان نیستند، خواه مسیحی باشند یا دارای هر دین دیگر باشند و حتی آنان كه اساسا به خدا معتقد نیستند بعد از انقلاب اسلامی و امام، فرصت پذیرش اسلام وجود دارد.
12- امام خمینی حتی به اعمال و تكالیف شرعی مسلمانان مثل حج روح و جان تازه ای بخشید.[1]
راستی اگر موارد یازده گانه فوق را كه از خلاصه سخنان آقای سید صدرالدین ذیل عنوان شخصیت و نقش امام خمینی در جهان معاصر استخراج شده است نمونه كامل و بارزی از صدور انقلاب اسلامی ندانیم، پس چه بدانیم؟ از این نمونه ها فراوانند. نكته قابل توجه اینست كه این افراد شناخت عمیق و دقیق را از انقلاب اسلامی از حضور چندین ساله در ایران فرا نگرفته اند بلكه با وجود امواج متعدد و متنوع ضد اسلامی رسانه های خبری تبلیغی غرب، با وجود جو مسموم غرب علیه امام و انقلاب اسلامی توانسته اند به این حقایق دست یابند.
از جمله متفكران و اندیشمندان مبارز دیگری كه به تحلیل انقلاب اسلامی و ترسیم چهره امام و انعكاس و گسترش انقلاب اسلامی در جهان معاصر پرداخته است آقای راشد الغنوشی رهبر حركت اسلامی تونس است. ایشان گویا در جایگاه یك جامعه شناس سیاسی قرار گرفته و ابعادی دیگر از امام و انقلاب اسلامی را شناسایی و كشف و بیان داشته است.
آقای راشد الغنوشی معتقد است قرن حاضر به نوعی، اسیر جاهلیت مدرن و نوین است.
او معتقد است آنچه به استعمارگران تعلق دارد بنیانهای جاهلی است. و انقلاب اسلامی این بنیانهای باطل را بهم زده است.
انقلاب اسلامی به احیاء و احضار مفاهیم بلندی در زندگی مسلمانان و بشریت اقدام كرده است از آن جمله اند؛ روحیه خدایی ربانی، روحیه شهادت طلبی، مقاومت، جهاد.
بر خلاف انقلاب اسلامی جنبشهای اسلامی دیگر، پیوسته درصدد رفع اختلاف نظر با قدرتهای امپریالیستی برآمده اند، در حالیكه توانسته است سلطه همه جانبه استعمارگران را در سایه اتحاد و هماهنگی توده ها، درهم بكشند.
انقلاب اسلامی توانسته است تا حد زیادی از بحثهای نظری پا را فراتر بگذارد وعدالت اجتماعی را كه قبل از انقلاب جنبه تئوریك داشت به وادی عمل بكشاند.
البته آقای الغنوشی بسیار واقع بینانه با انقلاب برخورد می كند و می داند كه این بركات و ثمرات به بهای گزاف بدست آمده است. می داند كه محاصره اقتصادی اولین حربه ای است كه متجاوزین و دشمنان انقلاب اسلامی و استكبار جهانی برای مقابله با انقلاب اسلامی بكار می برد، و از اتفاق، خوب هم درك می كند كه چون مسلمانان ایران از پشتوانه ایمان برخوردارند، رنج ها و كمبودها را بجان می خرند تا از اهداف معنوی و بلند انقلابشان دفاع كنند.
آقای الغنوشی به مقایسه شعارهای برخی حركتها و نهضت های اسلامی می پردازد و بر نكته جالبی تاكید می ورزد می گوید: شعار قرآنی این حركت ها این بود كه:
به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید
شعار اخوان المسلمین در زمان سید قطب این بود:
آنانكه به خدا ایمان نیاورده اند، گمراهانند.
اما مهمترین شعار ایرانیان در انقلاب اسلامی این است كه:
بدرستیكه وعده داده ایم مستضعفین را وارث زمین گردانیم.
انصاف باید داد كه شعار انقلاب اسلامی برای حركت جهان اسلام بسیار كارسازتر است. فرق است بین این كه كناری بنشینی و بگویی حساب ما از حساب گمراهان جداست كه البته جداست، اما از این شعار جوشش و كوشش و حركت و جنبش درنمی آید. واقعا این شعارها را وقتی در كنار اعلام مواضع صریح امام می گذاریم كه در سی و هفت سال پیش تنها و یك تنه قیام كرد و چنین فرمود:
من اكنون قلب خود را برای سر نیزه های مامورین شما حاضر كرده ام ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جبارهای شما حاضر نخواهم كرد [2] یا از این عبارت تكان دهنده و تاریخی امام كه فرمود: خمینی را اگر بردار هم بزنند تفاهم نخواهد كرد. [3]
و این كلام و فریاد تاریخی را كه بواقع به قلب استكبار جهانی زد، آن روزهایی كه كسی را جرات نبود به امریكایی ها چپ نگاه كند و حتی كوچكترین مخالفتی با عوامل امریكا در ایران ابراز دارد: امروز سرو كار ما با این خبیث هاست، با امریكاست، رئیس جمهور امریكا بداند، بداند این معنا را كه منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. . . [4]
نكته دیگری كه در سخنان و تحلیلهای آقای الغنوشی قابل توجه است اینكه ایشان معتقد است برخی جنبشهای اسلامی در مراحلی از حیات و تكامل خود از جانب روشنفكران مذهبی، ضربه هایی خورده است. دقیقا خطری است كه در مواقعی انقلاب ما را تهدید می كند، او معتقد است وجود روشنفكران مذهبی پدیده جدیدی است، آنان در مدارس غربی، یعنی همان كسانی كه به سرزمینهای اسلامی حمله می برند تحصیل كرده اند و به همین دلیل، عدم اعتماد و اطمینان نسبت به ایشان در بین توده های مردم وجود دارد [5] . راستی مگر انقلاب ما در مرحله ای از روشنفكران مذهبی چون بنی صدر و نهضت آزادی و برخی طیفها و افراد دیگر چون قطب زاده و دیگران ضربه نخورده است؟ مگر نه اینكه اینان از گرد راه رسیدند و آگاهانه خود را در مراكز و سمتهای حساس جا دادند و حتی به مدارج و مسئولیتهای مهم كشوری هم رسیدند اما دقیقا بجهت همان سست اعتمادی و سست اعتقادی نسبت به اسلام و مردم و امام و انقلاب از پشت به انقلاب خنجر زدند. این همان نكته مهم و اساسی است كه آقای الغنوشی آن را وجه مشترك بسیاری از نهضت های اسلامی می داند. آقای غنوشی جدایی دین از مذهب را به زمان كمال آتاتورك در عصر حاضر و در زمان بنی امیه در دوره های گذشته می كشاند.
آقای الغنوشی به مقایسه تشكیلات مستقل مذهبی بین شیعیان و اهل سنت می پردازد و اتفاقا به نتایج بسیار خوب و حكمت آمیزی دست می یابد كه از بیان آن صرفا برای جلوگیری از كوچكترین شائبه تفرقه، خودداری میشود.
بحث مهم و محوری دیگری كه از رابطه امت و امام بین شیعیان منتج می شود یكی اطاعت و پیروی مردم از علمای دینی است و دیگر آشنایی امام خمینی با زبان توده هاست.
[1] . فصلنامه حضور، شماره‏2 (تابستان 1374) .
[2] . صحیفه نور جلد اول صفحه 40.
[3] . همان منبع ص 65.
[4] . صحیفه نور جلد اول صفحه 105.
[5] . ماهنامه شاهد شماره 131 اردیبهشت‏سال 1366.
منوچهر اكبري - مجله حضور، ش 27(با تلخيص)


نوشته شده در   سه شنبه 4 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ