پنجشنبه 23 آبان 1398 | Thursday, 14 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390     |     کد : 14377

امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 2

امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 2

انقلاب اسلامي از نگاه انديشمندان
انقلاب اسلامي از نگاه انديشمندان- امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر 2
- او مردی است كه نه تنها از ارزشهای بزرگ اخلاقی شخصیتی متقی و عمیق مذهبی، برخوردار است، بلكه مردی عالم و دانشمند نیز هست و از بسیاری از مسائل مطلع است. او تنها یك عالم مذهبی و مطلع در امور مذهبی نیست، بلكه در زمینه های دیگر نیز نظیر سیاست اطلاعات وسیعی دارد؛ و به همین دلیل است كه او توانست جلوی شاه بایستد و با او مخالفت كند؛ چرا كه نه تنها عقیده و ایمان مذهبی و احساسات عمیق اسلامی اش به او در مبارزه و غلبه بر شاه كمك كرد، بلكه دانش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی او نیز در این راه كمك بزرگی بود، زیرا برای به زیر كشیدن آن هیولای وحشتناك كه به نمایندگی از امریكا و قدرتهای دیگر در ایران حكومت می كرد به تمام این اطلاعات و خبرگیهای با هم نیاز داشت.
اینها دلایلی هستند كه به نظر من امام خمینی فردی شگفت انگیز است و به نظر من كاری كه كرده بعد از او نیز برای مدتهای طولانی ادامه خواهد یافت. با این وجود آنچه كه او شروع نموده و به مردم آموخته نه تنها برای جامعه مسلمان ایران، بلكه برای تمامی جامعه مسلمان جهانی ادامه خواهد یافت.[1]
اینك مهم ترین محورها و دست آورد پژوهشی آقای احمد هوبر را بقرار زیر استخراج و برمی شماریم:
1- انقلاب ایران نخستین انقلابی است كه با رهبر مذهبی هدایت می شود.
2- انقلاب ایران سه وجهه یا بعد مذهبی، سیاسی و فرهنگی را هم زمان در خود جمع كرده است.
3- رهبر سایر انقلابها نظیر مائوتسه تونگ و لنین حداكثر یك انقلاب سیاسی - اجتماعی را هدایت كرده اند.
4- در مقایسه با نهضت ها یا انقلابهای مذكور انقلاب اسلامی با وجود آن همه طرح و توطئه علیه آن، كه با همدستی و تجهیز و اقدام ابرقدرتها صورت می گرفت، همچنان به راه روشن خود ادامه می دهد، حتی اینك به مواضع شفاف تری نیز دست یافته است، جهان امروز حتی معاندان عظمت این انقلاب هم، اصالت و قوام و تداوم انقلاب اسلامی را پذیرفته و قریب به اتفاق، آنرا شكست ناپذیر می دانند.
5- نكته ظریف دیگری كه آقای احمد هوبر از مقایسه انقلاب اسلامی با سایر انقلابها دریافته و بر آن تاكید خاص می ورزد اینكه رهبران اكثر انقلابهای جهان یا جوان و یا حداكثر میان سال بوده اند در حالیكه امام در زمان پیروزی انقلاب مرد سالخورده ای بود.
6- از جمله كارهای اعجاب انگیز امام خمینی اینكه با آن سن و سال و شرایط پیری و بیماری به طرز عجیب و غیرقابل تصوری نسل جوان را به میدان مبارزه می كشانید. در حالیكه روحیه و شرایط سنی نسل جوان، اصولا بیشتر از نسل خود حرف و خط می خواند تا از پیران، از مردی كه دوران انقلاب حدود 5 برابر 15 ساله های كشور از عمر خویش را سپری كرده بود. بد نیست به اقرار تاریخی شاه در برابر ساواك به نقل از مجله اسپانیایی مبنی بر پیری امام اشاره شود:
شاه در برابر نیروهای ساواك و سازمان سیا با گریه می گفت: كسی نیست این پیرمرد را از سر راه من بردارد.
7- آقای احمد هوبر به نقل از منابع و كتب غربی كه همگی با انقلاب اسلامی دوست نیستند، دریافته است كه تمام دشمنان امام گفته اند كه امام خمینی یك شخصیت منحصر بفرد و كامل است. مردی كه نه تنها از ارزشهای اخلاقی و اعتقادات عمیق مذهبی برخوردار است، بلكه از سیاست و اطلاعات سیاسی بسیار وسیعی نیز بهره مند است.
8- دانش سیاسی اجتماعی و حتی اقتصادی امام بی تردید در راه پیروزی و ادامه انقلاب او را بسیار كمك كرده است.
9- نكته بسیار دقیق و ظریفی كه از عمق مطالعات و دقت و نكته سنجی آقای احمد هوبر از شناخت انقلاب ما گواهی می دهد اینكه، انقلاب اسلامی ایران مستقیما از بطن مردم جوشیده است نه اینكه مثل انقلاب فرانسه از روشنفكرانی چون ژان ژاك روسو، ولتر، دیدرو و دیگران تغذیه شود. به واقع انقلاب اسلامی را باید انقلاب مردمی نامید. بعضی از نهضت ها با پشتوانه نیروهای نظامی به پیروزی می رسند به همین دلیل پس از پیروزی، نیروهای نظامی و ارتش، بسادگی از صحنه سیاست و اجرا كنار نمی روند حتی سالیان سال حكومت در دست و ید قدرت ارتش است - بعدها اگر شرایط حاصل آید نسبت به پیاده كردن تشكیلات و تدوین و اجرای قانون غیر نظامی اقدام می شود، كم نبوده اند انقلابهایی كه ده ها سال پس از پیروزی هنوز هم موفق به تدوین قانون اساسی و انتقال قدرت به افراد غیرنظامی نشدند.
10- نكته دیگر موقعیت، شرایط و زمان پیروزی انقلاب اسلامی است. آقای هوبر معتقد است اگر ده یا بیست سال دیگر یعنی حدود 1377 ه. ش. انقلاب ایران شعله ور می شد در آنصورت معلوم نبود تا چه میزان عرق دینی و اعتقادات مذهبی بین ملت ایران زنده و باقی مانده بود. در اثر سیاستهای دین زدایی تبلیغ تفكر بی دینی، شاه می توانست تا حدودی در هویت ملی - مذهبی مردم ایران تغییراتی ایجاد كند. اگر چه ادعای بعیدی به نظر می رسد، اما نمی توان بطور كلی آنرا رد كرد. چندان بعید نبود كه شاه بتواند طی چند برنامه نقش دین را در زندگی مردم از محوریت به كنار بزند در عین حال كه ایران كشوری اسلامی باشد، اما سرسپرده و وابسته باشد ومگر چنین نبود. مگر سرنوشت و كیان ایران را امریكایی ها تعیین نمی كردند؟ تصور بفرمایید از ایران كشوری مثل تركیه بسازد، تركیه ای كه امروز با وجود اكثریت آراء مسلمانان، نظام، حكومت، مجلس، نیروهای مسلح و تمامی مسئولین صاحب قدرت برادامه نظام لائیتیسم تاكیدی می ورزند. البته شرایط و قدرت و نفوذ و روحانیت و مراجع و بافت و ساختار و جایگاه دین در ایران با تركیه متفاوت بود ولی مگر نه اینكه حتی در این اواخر برای اجرای مراسم سینه زنی و نوحه خوانی و برگزاری سوگواری عاشورا و تاسوعا فقط برای عاشورا اجازه حركت هیاتهای مذهبی و عزاداری را می دادند، تازه شعارها، مسیرها و افراد هم تحت كنترل بودند. از دیگر سو وضعیت فرهنگی در تلویزیون و سینما و مطبوعات و كتابها، حتی اجتماع را بخوبی بیاد داریم. درآنصورت معلوم نبود انقلاب بدین زودی ها به ثمر برسد. البته به آقای هوبر باید گفت خداوند تبارك و تعالی هم فرصتهای مناسب و خاصی را در اختیار اولیای خاصش قرار می دهد و نفحات بیداری را از الطاف خویش به سمت و سوی مردمی كه بواقع برای بقای دین و حفظ قرآن و رسالت و استمرار مذهب حركت می كنند اگر ملتی از آن بهره مند شد و خود را در مسیر وزش آن نسیم مهرو لطف قرارداد پیروز می شود. اینجاست كه شرایط و چگونگی و روند پیروزی انقلاب - مدت زمان شروع تا پیروزی و چگونگی استقرار نیروهای انقلاب را باید همراه با عنایت و توجه خاص حضرت حق سبحانه و تعالی تحلیل كرد تا صرف امكانات و توان و قدرت و تجهیزات مادی و دنیوی.
11- نكته مهم و اساسی دیگر كه به رهیافتهای تحقیقی، پژوهشی آقای هوبر برمی گردد، مقایسه اهداف انقلابها با انقلاب اسلامی است. تئوریسین های مختلف و فراوانی در عصر حاضر پیرامون انقلاب حرف ها زده اند، تحلیل داده اند، اما در میان انبوهی از تحلیلها و تفسیرها، انگشت شمار افرادی بوده اند كه سعی كرده اند حتی الامكان جانب و جایگاه بی طرفی را انتخاب كنند، معدود افرادی توانسته اند نسبتا به عمق انقلاب اسلامی پی ببرند و از اهداف واقعی، بلند، معنوی آن سخن برانند. البته ممكن است برخی از متفكران هم به اهدافی رسیده باشند اما چون با غرض و مرض بوده اند از طرح و بیان یافته هایشان خودداری كرده اند چون حساب می كردند كه ارائه نتایج تحقیق و مطالعه آنها ممكن است هم به گسترش و تقویت انقلاب اسلامی كمك كند و هم به دیگر ملت ها و كشورها راه مبارزه را یاد دهد و ناخواسته به صدور انقلاب ما بینجامد. اما جناب هوبر در عین حال كه مثل دیگران انقلاب اسلامی را پدیده منحصر بفرد عصر حاضر می داند، از لحاظ اهداف نیز انقلاب اسلامی را از سایر انقلابها برتر می داند در همین راستا می گوید:
خوب هدف این انقلاب نیز یك پدیده منحصر بفرد است. چرا كه تمام انقلابها نظیر انقلاب فرانسه، انقلاب امریكا، انقلاب انگلیسیها در قرن هفتم میلادی می خواستند یك جامعه بهتر - از نظر مادی - برای انسان بسازند، جامعه ای كه توسط انسان سازمان داده شده و در آن ثروت بیشتر تولید گردد و این ثروت دوباره در میان جامعه توزیع شود، اما انقلاب اسلامی در ایران مقصدی كاملا متفاوت را پی می گیرند، چرا كه این انقلاب می خواهد دوباره خدا را در محور حیات انسان قرار داده و بشر را به طرف خدا راهنمایی كند و دوباره قانون و نظام الهی را بر روی زمین برقرار سازد و این چیزی كاملا متفاوت است. تمام انقلابهای دیگر می خواستند یك نظام انسانی را در زمین استقرار دهند، یعنی نظام ژان ژاك روسو را یا نظام كارل ماركس و لنین را، در صورتیكه شما می خواهید نظام خدا را، نظام الله را در زمین مستقر كنید و آخرین باری كه چنین كوششی به عمل آمد در فرمان پیامبر اسلام (ص) بود و بعد از آن دیگر چنین اقدامی نشد، اما اكنون یك سعی دوباره در این جهت در حال انجام است و این كاری بی نظیر و فوق العاده است و من فكر می كنم شما شانس زیادی در جهت موفقیت دارید. [2]
13- نكته دیگری كه از تحلیل جناب هوبر می توان دریافت اینكه، انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلابها از لحاظ توسعه و گسترش نیز قابل مقایسه نیست.
[1] . روزنامه كیهان سال 1359. انشاگری دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
[2] . مجله پیام انقلاب، شماره 413. سال 1364
منوچهر اكبري - مجله حضور، ش 27(با تلخيص)


نوشته شده در   شنبه 1 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ