جمعه 1 آذر 1398 | Friday, 22 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390     |     کد : 14369

رهبری انقلاب اسلامی

رهبری انقلاب اسلامی

رهبري انقلاب اسلامي
رهبري انقلاب اسلامي- رهبری انقلاب اسلامی 1
- انـقلاب اسـلامی بـی شك یكی از بزرگترین انقلابهای تاریخ و یكی از درخـشان ترین صـفحات تـاریخ اسلام است كه بعد از ظهور خود اسلام و مـوج آغـازین آن كمتر نظیر دارد، از اسلام الهام گرفت و ما روی این مسئله ایستادیم و باید هم بایستیم حالا انقلاب مشروطه ما تا چه اندازه به اسلام متكی بود، نهضت ملی ماجرای نفت در درونش از رهبران روحانی و مذهبی ما الهام می گرفت، مـاجراهای قـبلی مـثل مسئله تحریم تنباكو و مسأل دیگر تا چه اندازه از روحانیت و از اسلام الهام می گرفتند خود یك مسئله است.
از درون یك حركت قهقرایی، ارتجاعی، هبوطی و انحطاطی كه امت و جـامعه اسلام می پیمود، ناگهان یك ضربه می خورد و یك موج به وجود مـیآمد و مـجددا مقداری این منحنی كه سیر نزولی داشت قوس صعودی پـیدا مـی كرد و بـعد قـوسش را به طور مستقیم طی می كرد و باز به تـدریج گرفتار انحطاط می شد و مجددا یك حركت دیگر از بطن اسلام و روحـانیت بـر مـی خاست و دوبـاره سـربلند می كرد و به خود میآمد.
عـوامل مـخالف بـه اندازه شدت و قدرت خود مجددا این موج را فرو می بردند و كم كم فروكش می كرد تا اینكه به این انقلاب اسلامی رسید.
این انقلاب دیگر به این سادگی ضربه پذیر نبود.
خـیلی تلاش كردند در جریان انقلاب اسلامی كه با ایسمهای و مكتبهای دیـگر، بـا مـنحرف كـردن جـاده، بـا نـوعی زیر بار رفتن و تا مـرحله ای از انقلاب را پذیرفتن و سازش كردن و تسلیم شدن، انقلاب را منحرف كنند.
آنـقدر چهره های ناباب از همان درون بر سر راه انقلاب اسلامی پیدا شـدند كه می خواستند باز در همان موج خشماگینش آن را متوقف كنند، مـنحرف سـازند و كـم فروغ نمایند؛ ولی منبع حركت آنچنان قدرت داشـت و رهبری آنچنان عظیم بود كه در برابر این موجهای مخالف و انحرافی و سازشكار مقاومت می كرد.
واقـعا تـحلیل تـاریخ پـیشرفت انقلاب اسلامی برای آینده های تاریخ بـسیار بـسیار جـالب است. گاهی انقلاب ما بر سر دوراهیهای حساسی قـرار مـی گرفت كـه اگر كوچكترین ضعفی به خرج داده شده بود و آن هـوشیاری امـام نـمی بود و همبستگی و بیداری امت وجود نمی داشت، خیلی ساده و زود ضربه می خورد. خلاصه اینكه به نظر می رسد اسلام با تـمام ذخایر و قدرتش به میدان آمد و توانست سنگر طاغوت را درهم بریزد و انقلاب را پیروز كند.
الف.نقش روشنگریهای اسلامی :
خود حركت اسلامی و ایدئولوژی اسلام از موثرترین علل و عوامل بود.
در جـریان حـركتی كـه از سال 42 آغاز شد، روشنگریهای اسلامی كه انجام گرفت، كتابها و مقالاتی كه قبل از 15 خرداد و مخصوصا بعد از 15 خـرداد 42 در بـین جـامعه مـا منتشر شد، یعنی برای مردم جـامعه مـا تـفسیر شـد كـه اسلام چه می گوید و قرآن چه می خواهد و تـاریخ اسـلام به چه درسی می دهد و چگونه حركتی به وجود میآورد، ایـن قـدمها بـرای سازندگی افكار نسل ما بسیار موثر بود. ما كه خـودمان در طـول ایـن بـیست و پنج سال اخیر با حركت فكری اسلامی دانـشجویان و جـوانان رزمـنده خودمان تماس مستقیم داشتیم، این مسئله را احساس می كردیم.
اگـر بـیست سـال قبل سراغ اسلام را در دانشگاه می گرفتید، تعداد انگشت شماری را از بین دانشجویان پیدا می كردید كه اسلام را بـه عـنوان یـك مكتبی كه بتواند در دنیا انقلابی را رهبری كند، پـذیرفته بـودند. تـعداد بـسیار مـحدود بـود. نـسل جـوان ما در دبـیرستانها و دانشگاهها و دیگر قشرهای اجتماعی، نسبت به اسلام بـیگانه بـود و رابـطه اش با اسلام بسیار ضعیف بود.اما حركت خلاقی برای معرفی و شناساندن اسلام به نسل جوان ما به وجود آمد.
اگر در همین تاریخ بیست ساله اخیر آمارگیری كنیم می بینیم تعداد كتابهایی كه درباره معرفی اسلام به زبان روز، به زبان جوانها و بـه زبـان نـسل مـعاصر نـوشته شده نسبت به تمام كتابهایی كه در قـرنهای گذشته به زبان مردم نوشته شده است شاید افزون تر باشد.
الـبته، در تـاریخ اسـلام كـتاب اسلامی فراوان نوشته شد، منابع تـحقیقی اسـلامی زیـاد است، حتی كتابخانه های دنیا از آثار علمی اسـلامی پـر اسـت؛ امـا منظور من این است كه در این بیست سی سال اخیر، برای نسل جوان و برای بسیج مردم، كتابهای روشنگر اسلامی بـه زبان روز در ایران ما زیاد نوشته شد. اینها برای ساختن نسل مـا و بـرای بسیج جوانان ما به سوی انقلاب و به سوی اسلام، نقشی بسیار موثر و مفید داشت.
نقشی كه حوزه علمیه قم برای به وجود آوردن افكار نو اسلامی داشت و زمـینه هـای انقلاب را فراهم كرد نبایستی فراموش شود؛ نقشی كه از بـیست سـال، بیست و پنج سال قبل، اساتید بزرگی همچن استاد عـلامه طـباطبایی در زمـینه های تفسیر و فلسفه و مسأل اجتماعی و تـربیت فـضلا و مدرسان بزرگ داشتند نبایستی فراموش شود؛ كارهایی كـه طـلاب و فـضلا در ایـن بیست سال اخیر به عنوان نوشتن و تحقیق كـردن در زمـینه مـطالعات اسـلامی داشـتند نـبایستی فراموش شود؛ كارهای سنگین و پر محتوایی كه استاد شهید مرحوم آیه الله مطهری بـرای شـناساندن اسـلام انـجام داد كـه چـقدر بـرای بـارور كردن انـقلابمان نـقش داشـت نـباید فـراموش شود. یادم نمی رود در همان سـالهایی كـه استاد مشغول تحقیق و مطالعه در زمینه مسأل اسلامی بـود و پـی در پـی كتابهای روشنگر اسلامی منتشر می كرد، بعضی به ایـشان خـرده مـی گرفتند كـه چـرا بیشتر وقت خود را صرف مبارزات انـقلابی در صـحنه نمی كند و مرتب سرگرم مطالعه و تحقیق است. اما بـعدها دیدیم كه نوع تحقیقات و مطالعات و روشنگریهایی كه استاد كـرد تـا چـه حـد برای روشن كردن افكار جوانان ما و آشنا ساختن آنـها بـا اسـلام و اسـلام راستین و اصیل موثر بود. همین مایه های فـكری، خـمیری مـایه ها و مـنابع حركت انقلابی ما بود. همین طور سـایر مـحققان و نـویسندگانی كـه در ایـن سـالهای اخـیر در این زمـینه ها كـار كـردند و چـیز نوشتند و از جمله آنها مرحوم دكتر شـریعتی بـود كـه بـرای روشـنگری نسل جوان ما كار كرد و در این زمـینه، خـطابه ها و سـخنرانیها و نـوشتارها و گفتارهای فراوان داشـت و بـرای بسیج نسل جوان و دانشجویان عزیز ما و برای ایجاد گرایش در آنها نسبت به اسلام بسیار تإثیر داشت.
بـدین تـرتیب، موجهای عظیمی برای روشنگریهای اجتماعی و فكری و اسـلامی در جـامعه ما به وجود آمد و نباید خدمات جناحهای مختلفی را كه در هر حال صادقانه سعی داشتند برای تبلیغ و ترویج اسلام و تـشیع كار كنند نادیده بگیریم. محتوا و خمیرمایه و عصاره انقلاب مـا از نـظر فكر و ایدئولوژی، اسلام اصیل بود؛ اسلامی كه پیغمبر آورد، اسـلامی كه در قرآن ارأه شده و اسلامی كه در متون صحیح و مـعتبر و سـنت پیامبر و امامان ارأه شده است. ما این انقلاب را مـرهون اسـلام اصـیل و اسلام راستین هستیم كه برای ما تبیین شد و تـوضیح داده شد و اكنون بعد از پیروزی انقلاب، یكی از بزرگترین وظایف ما حمایت و پاسداری از اسلام است.
ب.نقش رهبری اسلامی:
اما اسلام منهای رهبری، منهای حركت فكری اسلامی، منهای روشنگری اسـلامی، مـنهای كـاركردن و تبلیغ و ارشاد و راه انداختن پیروز نـمی شد. معلوم است كه اسلام در قرآن و در منابع وجود دارد، اما ایـن اسـلام باید بیاید در جامعه و رهبری شود و روی آن كار شود.
بنابر این، مسئله مسئله رهبری است؛ رهبریی كه با اتكای به این اسلام یك جامعه را به راه انداخت. گاهی كه انسان می خواهد درباره رهـبری صـحبت كـند اصلا می ماند كه چه بگوید، برای اینكه آنچنان نـقش عـظیم رهبری برای مردم روشن است كه نیازی به توضیح ندارد.
بنابر این، نقش اسلام و رهبری فراموش نشود.
چـندی پیش در مجمعی كه از برادران و خواهران مسلمان از كشورهای مـختلف در دبیرخانه شورا (7) تشكیل شده بود، صحبتهایی راجع به انقلاب اسلامی و نقش آن در كشورهای دیگر می شد و بنا بود كه اینها سوالاتی بكنند.
بعضی می گفتند آنچه می گویید درست است، اسلام هست، ولی چه كنیم كـه رهبری مثل امام خمینی نداریم ؟ مسئله خیلی حساس است. خوب، ایدئولوژی اسلامی هست، برنامه و مكتب وجود ارد، اما مكتب رهبر مـی خواهد، امـام می خواهد، كه هم امت را بسازد و هم ایدئولوژی امـت و مـحتوای مـكتب را از میان كتابها و از گوشه معابد بیرون بیاورد و در بطن جامعه وارد كند. امـام خـمینی رهـبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شـخصیتی نـیست كه بـتواند زندگی و حالات سیاسی، اجتماعی و كمالات معنوی و فضأل اخلاقی وانسانی او را بررسی كرد
امـام خمینی و دوران رهبری دوران رهبری امام را از جهتی می توان بـه چـهار دوره تـقسیم نمود كه هر دوره ای برایخود ویژگی خاص به خود را دارد:
1 - دوره اول ایـن دوره از سال 41 پس از تصویب انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز گـردیده و با قیام15 خرداد و سخنرانی معروف روز عاشورای امام، عـلیه شـاه، وتوجه دادن مردم به جنایات رژیم و دستگیری و زندانی شـدن امام سپس آزادی او از زندان و بالاخره خطابه معروف ایشان در قـم در 4 آبـان 43 عـلیه كـاپیتولاسیون، و دستگیری مجدد اودر 13 آبان 43 و تبعیدشان به تركیه خاتمه یافت.
اما در این دوره از مبارزه به چهار اقدام اساسی دست زده است:
1 - بـا تحریم تقیه كه در طول سالیان متمادی، مهمترین مانع در راه مـبارزات مـستقیم و خشونتآمیز مردم با رژیمهای خودكامه و در عـین حـال دسـتآویزی برایسازشكاران بود آن را از سر راه حركت و مـبارزه اسـلامی برداشت، و با فتوایتاریخی خود مبنی بر این كه :
تـقیه حرام است و اظهار حقأق واجب «ولو بلغ ما بلغ»این مانع عمده را برطرف ساخت.
بـرگرفته از: كـتاب مـباحثي پيرامون انقلاب اسلامي، شهيد باهنر و انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، عباسعلي عميد زنجاني


رهبری انقلاب اسلامی 2
2 - بـا كـشاندن مـبارزه به كانون اصلی فعالیتهای مذهبی، یعنی حـوزه عـلمیه قـم بـرایهمیشه بر تز جدأی دین از سیاست خط بطلان كـشیده و حـتی كـسانی را كـه از ورودبـه فعالیتهای سیاسی اكراه داشـتند وادار به اتخاذ موضع كرده و بدینوسیله سنت دیرینه را در حوزه علمیه قم درهم شكست.
3 - بـا متوجه ساختن لبه تیز حملات خود به كانون اصلی فساد یعنی سـلطنت وشـخص شـاه به شیوه محافظه كارانه قبلی در مبارزه پایان داد زیرا در گذشته مبارزین و مخالفین رژیم بویژه لیبرالها و حتی بـعضی از مـبارزین مذهبی سعی می كردند ازحمله مستقیم به سلطنت و شـاه خـودداری نـمایند و با حمله به اطرافیان شاه، ازجمله نخست وزیـران و هیات دولت، دربار را از دخالت در جرأم و خطاها مبرا ومصون بدارند.
امـا امام امت ضمن به زیر سئوال كشیدن مشروعیت و قدرت سلطنت هر نـوع محافظه كاری را كنار گذاشته و محور اصلی مبارزه را در حمله بـه عـامل اصلی همه مفاسد یعنی سلطنت و شاه قرار داده و بدیگران هـم جرات و جسارت داد تا چنین كنند با مراجعه به اعلامیه های امام از سال 41 تا سال 57 صدق مدعای ما روشن می گردد.
4 - بـا حـمله مـستقیم بـه هـمه قـدرتهای خـارجی و در راس آنها آمـریكا، هـر نوع ملاحظه كاری سیاسی را كه در گذشته و به ویژه در دوران نـهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت رأج بود مطرود دانسته و شیوه ای كاملا نو در مبارزه خودانتخاب كرد زیرا در دوران مشروطه، مـشروطه خـواهان با تحصن در سفارت انگلیس سعی در جلب حمایت دولت بـاصطلاح «فـخیمه»انگلستان مـی كردند و نـتیجه آن بالاخره حاكمیت فـراماسونری بـر سرنوشت ملت ایران و بنام مشروطیت شد و دردوران نـهضت مـلی شـدن نـفت مـصدق از تـضاد مـنافع دو قدرت بزرگ بهره گـرفت یعنی بـا كـمك دولـت آمـریكا نفت را ملی كرده است لذا چند صباحی نگذشت كه دولت آمریكا با كودتای كذأی خود برای 25 سال نه تنها بر صنایع نفت بلكه بر همه امور كشور ایران سلطه یافت.
ولـی امام با شناخت دقیق آنها و عبرت از تجربیات گذشته با بیان مـعروف آمریكا از«انگلیس بدتر و انگلیس از آمریكا بدتر وشوروی از هر دو بدتر و همه از هم پلیدتراما امروز سر و كار ما با این خـبـیثهااست بـا آمـریكا اسـت» راه هـر نـوع نـفوذ و امـید را بـروابستگان بـه سـیاستهای خارجی برای شركت در مبارزه و دزدیدن ثمره مبارزات مردم بستند.
2 - دوره دوم رهبری ایـن دوره از 13 آبـان 43 و تبعید امام به تركیه آغاز گردیده و بـا اولـین جرقه انقلاب دردیماه 1356 در قم و عزیمت امام از نجف بسوی پاریس، خاتمه می یابد.
امـام امت در این دوره طولانی هر چند كه گاهگاهی به مقتضای زمان و بـا تـوجه به حوادثی كه در ایران رخ می داده بلكه ارتباط معنوی خـود بـا مـردم را نـیز حفظ كرده وآنها را در این دوره ارشاد و راهنمأی می كردند.
لـكن كـار اصـلی و مـهمی كه در این دوره انجام دادند بعنوان یك ایـدئولوك انقلاب ورهبر مذهبی آن با آغاز یك سری دروس حوزه ای كه بـه حـكومت اسـلامی و ولایت فقیه معروف است طرح اصلی حكومت بعد از انقلاب را ریخته و برای كسانی كه تاآن زمان برایشان حكومت اسلامی نامفهوم بوده روشن كرده كه در صدد ایجاد چه نوع حكومتی است؟ هـر چـند كه اساس این حكومت در قرآن و احادیث بوده و با مراجعه بـه آنـها مـی توان فهمید كه اسلام از چه نوع حكومتی برخوردار است ولی امام آن را تنظیم كرده و درجامعه مطرح نموده و خلاصه با این عـملش شـیوه حكومتی كه او در صدد ایجاد آن بوده را به جهان اعلام داشته است.
3 - دوره سوم رهبری ایـن دوره از زمـانی آغاز شده كه اولین جرقه های انقلاب در دیماه 56 در قـم مـوجب شعله ور شدن آتش زیر خاكستر گردیده و دیری نگذشت كـه بـا شـعله های خودخرمن هستی نظام حاكم بر ایران را سوزاند و برای همیشه به نظام طولانی 2500ساله شاهنشاهی خط بطلان كشید.
در ایـن دوره امـام بـا تشخیص موقعیت مناسب و با بیداری و حركت مـردم درنـگ راجایز ندانسته پرچم رهبری و فرماندهی انقلاب را بر دوش گـرفت و بـدون هـیچ گونه سازش و مـصلحت طلبی و با درك صحیح از خـواسته و اراده و تـوان مـردم عزم قاطع و خلل ناپذیر خود را در ادامه مبارزه بی امان تاسرنگونی رژیم شاه اعلام و دنبال كردند.
شیوه ای كه امام امت در این دوره برای رهبری و بالاخره به پیروزی رساندن انقلاب بكار گرفته بودند عبارت بود از:
1 - از رخـنه و نفوذ همه كسانی كه با شامه قوی خود پیروزی قریب الوقوع رااحساس كرده و سعی در نزدیك شدن به مقام رهبری می كردند جلوگیری كردند.
2 - برخورد قاطع ایشان با مسأل و عدم سازش و گذشت در راه تحقق اهداف مبارزه تلاش بسیاری از لیبرالها و میانه روها را برای وادار كـردن امـام به اتخاذ سیاست معتدل تر و به اصطلاح گام به گام خنثی نمود امام همه آنها را رد كرده و همواره اعلام می كرد كه شاه باید برود و به جای او با رای مردم جمهوری اسلامیeبرقرارگردد.
3 - بـا مـوقعیت مـناسبی كـه امـام در پـاریس از نظر دسترسی به رسـانه های گـروهی دنـیابه دسـت آورده بـود از ایـن موقعیت برای رسـاندن پیام انقلاب به گوش مردم جهان حداكثر استفاده را نمود با توجه به كهولت سن و ضعف مزاج روزانه در چندین مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی شركت كرده و به سئوالات گوناگون خبرنگاران پاسخ می داد.
بـدینوسیله امام موفق شد به اهداف انقلاب بعد وسیع جهانی داده و بـاب دیـگری درسـطح بـین المللی بـرای مـبارزه با شاه و حامیانش بگشاید.
اوج ایـن دوره زمـانی بـوده كه شاه ذلیلانه از مملكت خارج شده و امـام ظـفرمندانه بـاعزت تـمام بـه آغوش ملت خود بازگشت و شعار «دیـو چـو بـیرون رود فـرشته در آید»مردم انقلابی به گوش افلاك مـی رسید و بـالاخره در روز یـكشنبه 21 بـهمن 57 دستوراستنكاف از رعـایت حـكومت نـظامی صـادر گـردیده و مـردم به خیابانها ریخته ولـحظات آخـر عمر رژیم فرا رسیده و انقلاب اسلامی 17 ساله به ثمر نشست. الحمدلله علی آلأه و الشكر علی نعمأه.
4 - دوره چهارم رهبری دوره چهارم، حساس ترین و مشكل ترین دوره رهبری انقلاب بود، دوره ای كـه رهبرانقلاب هم بعنوان رهبر اجتماعی و هم بعنوان رئیس حكومت، مـی بایست كـشتی هیجان زده انقلاب را به ساحل آرامش و سكون، هدایت نـماید، در حـالی كـه قـدرت سیاسی و نـظامی طـاغوت سـقوط كرده و مـیلیونها انـسان كه در بند اسارت رژیم وابسته به بیگانه بودند، از بـند آزاد شـده و امكان هر نوع هرج و مرج و خارج شدن حركت از كـنترل رهـبری وجـود داشـت، رهـبر انـقلاب مـی بایست بـا قـدرت و تـوانأی فوق الـعاده ضـمن كنترل هیجان و احساسات عمومی توده های مـردم و جـلوگیری ازهـرج و مـرج، هـمچون مـعماری قابل و توانا سـاختمان جدید حكومت اسلامی را كه طرح آن را در دوره های قبل داده بود، بر ویرانه های حكومت ساقط شده بنا نمایددر این دوره بود كه هـرگونه غـفلت و بی دقتی می توانست موجبات سو استفاده ازآزادیهای داده شده و سبب انحراف انقلاب از مسیر اصلی گردد.
در ایـن دوره برخلاف توهم عده ای كه خیال می كردند امام و روحانیت از ساختن جامعه پس از انقلاب عاجز و ناتوانند و یقینا نیازمند به كـارشناسان و تـكنوكراتهاخواهند بود و از همین راه می توان نفوذ كرد و انقلاب را از مسیر اصلی الهیش(همانند انقلاب مشروطه) منحرف كرد امام با نبوغ و توانأی خاص خود امیدبسیاری از روشنفكران و تـكنوكراتها را بـه یاس تبدیل كرده و مهارت و توانأی خود رادر ادامه رهبری حركت و مبارزه مردم برای تعقیب و شكست بقایای رژیم وضـدانقلابیون جـدید از یك طرف و اداره رهبری سیاسی از طرف دیگر نـشان داد و بـاحوصله ای وصـف ناپذیر و با استفاده از امكانات و مـوقعیتها و آمادگیهای مردم و باسرعتی كه در همه انقلابهای دنیا بـی سابقه بـود در طـول یـك سـال پـایه نـظام اسـلامی رابا انجام انـتخابات مـتعدد از جـمله : رفـراندوم جـمهوری اسـلامی انـتخاب مـجلس خبرگان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و تدوین و بـه رفـراندوم گـذاردن قـانون اسـاسی تـثبیت و تـحكیم نـمود و بـدینوسیله قـابلیت و تـوان بی نظیر خـود را در سـازندگی و اداره جامعه بعد از انقلاب نشان داد.
و در حـدود یـازده سالی كه پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود تنها كسی بود كه در هر شرأط و در هر حال به فریاد انقلاب و نظام مـی رسید و در مـواقع حـساس وخـطر از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی حـمایت می كرد مخصوصا در یك سالآخر عمر شریفش بیانیه ها و پیامها و احـكام مـهمی از طـرف مـعظم له صادر گردیده بود كه انسان گمان مـی برد كه جناب ایشان فهمیده بود كه عمرش به پایان رسیده و باید بـرای تـضمین انـقلاب ایـن بـیانیه ها و پیامها صادر گردد، كه در اینجا به بعضی ازآنها بعنوان اشاره می كنیم :
1 - در تـاریخ 17 / 11 / 66 طـی حـكمی دسـتور تشكیل مجمع تشخیص مـصلحت نظام را صـادر فـرموده است كه تا در صورت بروز اختلاف بین مـجلس شـورای اسلامی و شورای نگهبان مجمع تشخیص مصلحت در بازنگری قـانون اسـاسی بـه امر حـضرت امـام به صورت اصل صد و دوازدهم در قانون اساسی جدید آمده است.
2 - در تاریخ 3 / 12 / 67 در رابطه با روحانیت سراسر كشور پیام مهم وسرنوشت سازی داده و در آن پیام پس از آنكه از عظمت روحانیت سـخن گـفته و اززحـمات آنان چه در گذشته و حال تقدیر نموده است آنان را به وحدت و یكپارچگی و نظم در امور دعوت فرموده است.
بـرگرفته از: كـتاب مـباحثي پيرامون انقلاب اسلامي، شهيد باهنر و انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، عباسعلي عميد زنجاني


رهبری انقلاب اسلامی 3
3 - در تاریخ 10 / 8 / 67 در پاسخ نامه محمد علی انصاری (كه از دوئیـتها واخـتلاف نـظرها مـخصوصا بین جامعه روحانیت و روحانیون شـكایت و گـله كـرده بود)پیام مهمی در رابطه با اتحاد و برادری قـشرهای مـختلف و بخصوص جامعه روحانیت مبارز و جامعه روحانیون و طـرفداران شان صـادر فـرموده كـه آن پـیام بعدامنشور برادری نام گرفت.
4 - در تـاریخ 11 / 10 / 67 پیام مهمی برای گورباچف رهبر اتحاد جـماهیر شـورویصادر و توسط حضرت آیه الله جوادی آملی به وی ابلاغ نموده است كه در آن نامه علاوه بر آنكه رهبری شوروی به اسلام دعوت شـده امـام بـا قـاطعیت بـه رهـبر شورویخبر داد كه : از این پس كمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجوكرد، چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست.
5 - در تـاریخ 25 / 10 / 67 پـیامی خطاب به سید حمید روحانی در رابـطه بـا تدوین تاریخ انقلاب صادر نموده و در آن پیام از ایشان خواسته است كه بسرعت تاریخ انقلاب را بطور صحیح تدوین نموده و در دسترس عموم قرار دهد.
6 - در تـاریخ 9 / 11 / 67 طی نامه ای به مدیر عامل صدا و سیمای جـمهوری اسلامی مـحمد هـاشمی در رابطه با اهانتی كه در یك مصاحبه رادیـوئی از نـاحیه فردی به مقام مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله عـلیها شـده بـود فرمود: شخصی كه متصدی پخش این برنامه بود باید اخراج و تعزیر شود و آن فردی هم كه چنین سخنانی را گفته است اگر ثابت شود كه قصد توهین داشته است باید اعدام شود.
7 - در تـاریخ 25 / 11 / 67 حكم اعدام سلمان رشدی نویسنده كتاب آیات شیطانی را كه به مقدسات اسلام توهین كرده بود صادر فرمود.
8 - در تـاریخ 8 / 1 / 68 در پاسخ نامه آیه الله منتظری مبنی بر اسـتعفایشان ازقـأم مقامی رهبری نامه ای مبنی بر پذیرش استعفا و عزلشان از قائم مقامی برای او ارسال فرموده اند.
9 - در تـاریخ 4 / 2 / 68 در رابـطه بـا بازنگری قانون اساسی و تـدوین متمم برای آن پیامی خطاب به آیه الله خامنه ای ارسال داشته كـه در آن مـحدوده بـازنگری مـشخص گردیده (هشت مورد) و بیست نفر بعنوان اعضا هیات بازنگری تعیین شده بود.
10 - در تـاریخ 9 / 2 / 68 در پـاسخ نـامه آیه الله مشكینی رئیس مـجلس خـبرگان كه در مورد تتمیم قانون اساسی پرسش نموده بود، در رابطه با رهبری اظهار نظر فرموده و چنین گفت: من از ابتدا معتقد بـودم و اصـرار داشـتم كه شرط مرجعیت لازم نیست، مجتهد عادل مورد تـایید خـبرگان مـحترم سـراسر كشور كفایت می كند... در اصل قانون اساسی من این را می گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری كردند مـن هـم قـبول كردم در آن هنگام می دانستم كه در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست.
11 - در تـاریخ 27 / 4 / 67 قطع نامه 598 سازمان ملل (در رابطه بـا پـذیرش صلح در جنگ بین ایران و عراق) را پذیرفته است هر چند كـه پـذیرش این قطع نامه برای امام، طبق تعبیر معظم له همانند جام زهری بود كه نوشیده بود.
بـرگرفته از: كـتاب مـباحثي پيرامون انقلاب اسلامي، شهيد باهنر و انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، عباسعلي عميد زنجاني


نوشته شده در   سه شنبه 4 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ