جمعه 1 آذر 1398 | Friday, 22 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390     |     کد : 14367

عناصر محورى نهضت امام خمینى(ره)

عناصر محورى نهضت امام خمینى(ره)

رهبري انقلاب اسلامي
رهبري انقلاب اسلامي- عناصر محورى نهضت امام خمینى(ره) 1
- در این نوشتار، تحلیل برخى از عناصر محورى نهضت امام راحل (رضوان الله تعالى علیه)، در ضمن چند نكته ارائه مى‏ گردد:
یكم : هدف و اهتمام امام خمینى (رض)
امام راحل(رضوان الله تعالى علیه)، در هدم و از بین رفتن جاهلیت طاغوت و كشف نقاب از چهره ملكوتى اسلام ناب محمدى ‏صلى الله علیه و آله و سلم، به چهار امر ذیل اهتمام داشتند:
1 هدف امام راحل (رضوان الله تعالى علیه)، جز رضاى خدا و احیاء كلمه علیاى الهى چیز دیگرى نبود ؛ زیرا رسول اكرم‏ صلى الله علیه و آله و سلم چنین فرمود: «من اصبح من امتی وهمته غیر الله فلیس من الله‏»[1] ؛ هر فردى از امت اسلامى، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چیزى غیر از خداوند باشد، از خدا بیگانه است و چنین شخصى، الهى نمى ‏اندیشد و براى خدا كار نمى ‏كند و در نتیجه، حشر او نیز با انگیزه موهوم غیرخدایى خواهد بود.
2 اهتمام به امور مسلمین، اعم از ساكنان ایران و غیرایران، مهم‏ترین شاغل فكرى آن حضرت بود؛ زیرا رسول گرامى اسلام‏ صلى الله علیه و آله و سلم چنین فرمود: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم‏»[2]؛ یعنى هر كسى براى حل دشوارى‏ هاى جامعه اسلامى یا آحاد آنان همت نورزد، از قلمرو مسلمین خارج است و اسلام او كامل نیست.
3 اهتمام به امور جامعه انسانى، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، براى امام راحل(رض) جاذبه فراوانى داشت؛ پیامبر اسلام ‏صلى الله علیه و آله و سلم در این باره مى‏ فرماید: «من یسمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم‏»[3]؛ هر كس نداى مظلومیت فردى را بشنود كه از جامعه اسلامى كمك طلب مى‏نماید چه آن استغاثه‏ كننده مسلمان باشد و چه غیرمسلمان و جواب مثبت و سودمندى به او ندهد، از حوزه اسلام كامل بیرون است.
4 حفظ استقلال وعزت در برابر دولت طغیانگر و حاكم جبار، چه داخلى و چه خارجى، از ویژگى‏ هاى نهضت امام خمینى (قدس سره) بود؛ چرا كه رسول گرامى اسلام‏ صلى الله علیه و آله و سلم در این باره چنین مى‏فرماید: «من اقر بالذل طائعا فلیس منا اهل البیت‏»[4] ؛ یعنى هر كس در برابر ظالم، اظهار مذلت كند و با طوع و رغبت در برابر ستم تسلیم گردد، با خاندان عصمت و طهارت(علیهم‏السلام) بیگانه است؛زیرا آن ذوات نورانى، مثل اعلاى عزت‏خواهى و ستم‏ ستیزى ‏اند، وفرموده ‏اند: ضیم و خوارى را جز فرومایه كسى تحمل نمى‏كند: «لا یمنع الضیم الذلیل‏»[5].
همان گونه كه در نظام تكوین، توحید الهى، آغاز و انجام و زیروروى هر چیزى است : «هو الاول والاخر والظاهر والباطن‏»[6] ، محور اصلى نظام تشریع احكام و همچنین تعلیم و تربیت و جهاد و اجتهاد و صلاح خود و اصلاح دیگران نیز اعتقاد به توحید خداوند است و بنابراین، عنصر اصلى در اركان چهارگانه گذشته، همان اهتمام براى خدا و جلب رضاى اوست كه در سایه آن، عناصر سه ‏گانه دیگر یعنى حل دشوارى‏ هاى امت اسلامى، رفع نیازهاى جامعه انسانى، اعم از مسلمین و غیرمسلمین، و حفظ عزت در برابر حاكم طاغى تامین مى‏ شود و لذا تاثیر عناصر چهارگانه مزبور، «طولى‏» است نه «عرضى‏»؛ زیرا در منطقه تشریع، چیزى همتاى جلب رضاى خدا نیست؛ چه اینكه در نظام تكوین، چیزى شریك خدا نخواهد بود: «لیس كمثله شى‏ء» [7] و در نتیجه: «لیس كمثل الاهتمام لرضائه شی‏ء».
اول كسانى كه براى اقامت مكتب و تمامیت دین حنیف الهى قیام نمودند و دیگران را اقامه كردند، خود اهل بیت (علیهم‏السلام) و به ویژه سالار شهیدان، حضرت حسین ‏بن على (علیهمالسلام) بودند. آن حضرت كه نه همتى غیر از خدا داشت و نه از اهتمام به امور مسلمین تعلل مى‏ورزید و نه از همت گماردن به حل دشوارى ‏هاى جامعه انسانى، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، سهل‏ انگارى را روا مى ‏داشت و نه در برابر حاكم طاغى تسلیم مى‏ شد.
شعار دلپذیر حضرت اباعبدالله (علیه‏السلام): «هیهات منا الذله، یابى الله لنا ذلك ورسوله والمؤمنون وحجور طابت وطهرت‏» [8] و نداى دل‏انگیز ایشان كه فرمود: «لا والله لااعطیكم بیدی اعطاء الذلیل ولاافر فرار العبید» [9] ، درباره عزت و حفظ استقلال است. در انحصار اهتمام آن حضرت به توحید الهى نیز همین بس كه در مساله شناخت‏ خداوند چنین فرموده است: «به توصف الصفات وبه تعرف المعارف لا بها یعرف‏» [10]؛ یعنى خداوند به وسیله اوصاف، وصف نمى ‏شود و به وسیله معروفى شناخته نمى‏ شود، بلكه هر معروفى، توسط ذات اقدس خداوند شناخته مى ‏گردد. اگر انسان صالح سالكى به بارگاه رفیع معرفت توحیدى بار یافت، به‏ گونه‏اى كه همت او در اصل شناخت، فقط معطوف خداوند شد و در پرتو عرفان الهى، غیر او را شناخت، هرگز غیر او را وجهه همت‏ خویش قرار نمى ‏دهد.
امام راحل (رضوان الله تعالى علیه) در این امر مهم توحیدى، به سرور آزادگان جهان حضرت سیدالشهداء (علیه‏السلام) اقتدا نمود و چهره هستى خویش را متوجه جلب رضاى الهى كرد و خشنودى غیر او را معیار قیام خود قرار نداد و این بینش توحیدى ، در تمام مراحل اقدام خالصانه ایشان، چه در غربت و چه در قربت، چه در سراء و چه در ضراء ، چه در كربت و چه در عزت، چه در اسارت و چه در امارت و بلكه، در اوج واقعى و هم در حضیض ظاهرى، خلوص عمل براى خدا مشهود بود.
دوم: دورى امام خمینى (رض) از دنیاگرایى
انگیزه نهضت امام راحل (قدس سره) كه مطیع و تابع امام معصوم (علیه‏السلام) بود، همان است كه در سخنان گهربار امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) و بیانات سودمند سیدالشهداء (علیه‏السلام) در تبیین قیام آن ذوات نورانى بیان شده است : « اللهم انك تعلم انه لم یكن ما كان منا تنافسا فى سلطان ولا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دینك ونظهر الا صلاح فى بلادك ویامن المظلمون من عبادك ویعمل بفرائضك وسننك واحكامك‏» [11] ؛ پروردگارا ! تو مى ‏دانى كه قیام و اقدام مجاهدانه ما، براى رغبت در سلطنت مادى و بهره‏ بردارى از متاع زائد و پوسیده و پژمرده دنیا نبود، بلكه براى دیدن و نشان دادن و برگرداندن علامت ‏هاى دین تو و براى اصلاح در شهرهاى تو بود؛ و براى آنكه بندگان ستمدیده‏ات در امان باشند و به فرائض و سنن و احكام تو عمل شود. آنگاه حضرت سیدالشهداء (علیه‏السلام) چنین فرمود: «فان تنصرونا وتنصفونا قوى الظلمه علیكم وعملوا فی اطفاء نور نبیكم. وحسبنا الله وعلیه توكلنا والیه انبنا والیه المصیر» [12] ؛ پس اگر شما ما را یارى نكردید و با ما به عدل و انصاف رفتار ننمودید، ظالمان بر شما چیره مى‏شوند و اولین خطر آنان این است كه در خاموش كردن نور وحى و چراغ نبوت مى‏ كوشند. البته حسین‏بن على(علیهمالسلام)، خود بدون مساعدت مردمى قیام نمود؛ چرا كه خداوند را حسیب و كافى دانست و بر او توكل كرد و به او رجوع نمود كه صیرورت و تحول همه اشیاء، به‏سوى خداست.
براى آشنایان به برنامه ‏هاى مبارزاتى امام خمینى (رض) از صدر نهضت تا ساقه آن، از آغاز مهاجرت تا پایان مراجعت، ازبدء قیام تا ختم ظفر، در خلوت و جلوت، در خوف و رجاء، و در خصب و قحط و رخص و غلا، در كرب و فرج، و در هزم و فتح، هر گونه تنافس در جاه و مقام را مطرود مى دانست و هر گونه اسراف و اتراف و رفاه‏ طلبى را محكوم مى ‏كرد و از عطله احكام و حدود الهى رنج مى ‏برد و در اجراى آنها از هیچ مساعدتى دریغ نمى ‏كرد و از محرومان و مستضعفان حمایت كامل مى‏ نمود و رنج‏دیدگان عصر جاهلیت پهلوى و مجاهدان نستوه زمان انقلاب و دفاع مقدس را ولى ‏نعمتان انقلاب اسلامى مى ‏دانست و هماره، از خطر استكبار جهانى و هیونیست ‏بین ‏الملل كه در اطفاء نور وحى و چراغ رسالت‏ سعى بلیغ داشته و دارند، سخن به میان مى‏ آورد و راه ستم‏ ستیزى را چونان اجداد كرام خود مى ‏پیمود و آن را با تحریك قیادى خویش، به دیگران مى ‏آموخت.
سوم: خلوص نهضت و یاوران امام خمینى(رض)
امام راحل (قدس سره) نه تنها در نهان خود هدفى جز تحصیل حدود معطل و تحریك احكام راكد و ساكن اسلام نداشت، كسانى را به یارى مى‏ طلبید یا پیشنهاد مساعدت آنان را مى‏پذیرفت كه همچون خود، مقصدى جز جذب جمال الهى نداشتند و هرگز فرد یا گروهى را كه در براندازى نظام طغیان و سلطه و یا برقرارى نظام قسط و عدل، هوس‏ مدارانه مبارزه مى‏ كردند یا خودخواهانه مى‏ اندیشیدند، به یارى نمى ‏پذیرفت و پیشنهاد شركت چنین افرادى را در نهضت اسلامى طرد مى ‏نمود و اجازه نمى ‏داد قیام خالصانه مسلمین، با حضور برخى افراد كه انحراف فكرى یا التقاط عقیدتى یا فساد اخلاقى داشتند مشوب و آلوده گردد . البته دخالت ناخواسته برخى افراد در سیل میلیونى و توفنده مسلمین به رهبرى امام (رض) كه مى ‏رفت تا بنیان طغوا را بركند و اساس مرصوص تقوا را طراحى نماید، خارج از قلمرو قدرت و نیز بیرون از منطقه بحث است و آنان، چون حباب عباب، و زبد روى سیل، با خروش آب فوار امت اسلامى از میان مى ‏رفتند كه خداى سبحان از كیفیت زوال آنان با واژه «جفاء» (آب‏برد) یاد مى ‏كند: «فاما الزبد فیذهب جفاء» [13].
نكته مهم آن است كه امام راحل (رض) همان گونه كه اصل قیام بر ضد طاغوت را از سالار شهیدان ، حضرت حسین بن على بن ابى طالب(علیهمالسلام) آموخت، نحوه خلوص مردمى آن را نیز از امام معصوم خود فرا گرفت؛ زیرا وجود نورانى سیدالشهداء (علیه‏السلام) در هنگام پیشنهاد عبیدالله ‏بن حر براى پذیرش كمك مالى و اعتذار از حضور در صحنه دفاع مقدس كربلا، چنین فرمود : «وما كنت متخذ المضلین عضدا»[14]؛ یعنى من آن نیستم كه گمراهان را به عنوان عضد و بازو قرار دهم و به آنان اعتضاد نمایم و از معاضدت آنان سود جویم.
[1]. بحار؛ ج 70، ص 243، ح 12.
[2]. بحار؛ ج 71، ص 337، ح 116.
[3]. همان؛ ج 71، ص 339، ح 120.
[4]. همان؛ ج 74، ص 162، ح 181.
[5] . نهج ‏البلاغه، خطبه 29، بند 3.
[6] . سوره حدید، آیه 3.
[7] . سوره شورى، آیه 11.
[8] . تحف ‏العقول، ص 241.
[9] . بحار؛ ج 44، ص 191، ج 4.
[10] . تحف‏العقول، ص 245.
[11] . همان، ص 239. (این جملات با تفاوت مختصرى در خطبه‏131 نهج ‏البلاغه نیز آمده است كه بیانگر وحدت هدف آن بزرگواران است).
[12] . تحف ‏العقول، ص 239.
[13] . سوره رعد، آیه 17.
[14] . بحار؛ ج 44، ص 315، باب 37.
آيت الله جوادي آملي - كتاب ولايت فقيه، ص294


عناصر محورى نهضت امام خمینى(ره) 2
اصل این سخن، فرموده خداى سبحان در سوره كهف است كه فرمود: من در آفرینش، از گمراهان كمك نمى ‏گیرم[1].
سر دورى جستن از یارى گروه‏ هاى منحرف آن است كه براى وصول به حق، وسیله‏اى جز صراط مستقیم حقیقى وجود ندارد؛ زیرا میان هدف و وسیله، و مقصد و راه، ربط خاص وجودى برقرار است؛ یعنى با هر وسیله و راهى نمى ‏توان به هر هدف و مقصدى وصلت‏یافت و به آن رسید؛ هدف معین، راه مشخص مى‏طلبد و راه معین، به هدف مشخص مى‏رسد و هدف، هرگز نمى ‏تواند وسیله را تبریر و توجیه كند.
این مطلب عمیق را، از سخنان گهربار سالار شهیدان (علیه‏السلام) مى‏ توان دریافت نمود كه فرمود: «من حاول امرا بمعصیه الله كان افوت لما یرجو واسرع لمجی‏ء ما یحذر»[2]؛ اگر كسى بخواهد با معصیت پروردگار به چیزى نایل آید، چنین رخداد تلخى سبب مى ‏شود كه آنچه مورد امیدوارى وى است، زودتر از میان برود و آنچه مورد هراس اوست، زودتر فرا رسد.
همین خط مشى حضرت حسین‏بن على (علیهمالسلام)، در موضع‏ گیرهاى سیاسى حضرت امام (قدس ‏سره) مشهود بود؛ به گونه‏ اى كه هرگز اجازه نمى ‏داد براى نیل به هدف مقدس ، از ترفندهاى سیاست ‏بازانه استمداد شود و از وسیله ناصواب، براى رسیدن به هدف صائب استفاده شود.
چهارم: امام خمینى(رض)، عقل برتر زمانه
همان گونه كه درجات بهشت عدن، به عدد آیات قرآن كریم است و معارف قرآن حكیم، براى هر كسى به اندازه سعه وجودى وى تجلى دارد، تكالیف الهى نیز براى هر كس، به اندازه قلمرو معرفت اوست؛ اگر چه همگان در یك سطح خاص با یكدیگر مشتركند و نصاب لازم براى اصل تكلیف مشترك، همان عقل متعارف است كه در توده عقلاء وجود دارد و مایه حت‏بعث و زجر در امر و نهى الهى است.
در ایثارهاى تاریخى و نثارهاى محیرالعقول ، تنها «عقل متعارف‏» اوساط مردم است كه متحیر مى‏ شود و از فتوا باز مى ‏ماند یا دستور ارتجاع، سكوت، تقیه، و مانند آن مى‏ دهد البته خصوصیت‏هاى نفسانى از قبیل جبان بودن و احساس وحشت ‏كردن نیز در نحوه ارزیابى و محاسبه موارد، سهم بسزایى دارد اما «عقل بالغ‏» به قله عشق و شوق، در عین محاسبه دقیق و ارزیابى كامل، هرگز وهم و نیز عقل متعارف محدود و مداربسته رابه مشورت نمى ‏گیرد؛ چه اینكه خصوصیت‏هاى نفسانى انسان عاشق مشتاق، همانا شوق شهامت و سلحشورى است نه هراس و تقیه‏ پرورى، و نه تهور و بى‏ باكى.
مثل اعلاى چنین فضیلتى، سالار شهیدان (علیه‏السلام) بود كه اصل كمال مزبور، به نحو «حقیقت‏» در او یافت ‏شد و «رقیقت‏» آن، در پیرو راستین او یعنى امام امت (رض) پدید آمد كه وى در مصاف عقل متعارف با عقل بالغ به قله عشق ، جانب عقل برین را برگزید و بطلان تقیه را با نداى «تقیه حرام است ولو بلغ ما بلغ‏»، آشكار ساخت و چنین نواى گوش‏نوازى كه از صاحبدل عاشق مشتاق برخواست، در همه آنان كه مصداق كریمه «لمن كان له قلب او القى السمع وهو شهید»[3] بودند، اثر مثبت نهاد.
پنجم: مردمى بودن نهضت امام خمینى(رض)
اگر چه ظفر و پیروزى انقلاب، بدون رهبرى امام عادل و مصمم میسر نیست، ولى حضور امت عازم و ملت آگاه نیز شرط ضرورى آن مى‏باشد و حق‏شناسى از آنان نیز لازم است. خداى سبحان درباره مؤمنین راستین چنین مى‏فرماید: «انما المؤمنون الذین امنوا بالله ورسوله واذا كانوا معه على امر جامع لم یذهبوا حتى یستاذنوه‏» [4] ؛ مردان باایمان و مؤمنان راستین كسانى ‏اند كه از حیث اعتقاد، به خدا و پیامبر او ایمان آورده باشند و از حیث عمل، هرگاه مطلب مهم اجتماعى و حكم جامع امت اسلامى فرا رسید، هرگز صحنه را ترك ننموده و حتى اگر معذور هم باشند، بدون تحصیل اذن رهبر مسلمین ، از صحنه اجتماع خارج نمى ‏شوند.
امت اسلامى ایران، با عمل به این آیه كریمه، هرگز صحنه مبارزه را ترك نكرد و با بذل نفس و نفیس خود، از اسلام ناب محمدى‏ صلى الله علیه و آله و سلم حمایت نمود و در طرد و طعن طاغیان، هرگز غفلت نكرد و با بذل مهجت‏ خویش، حجت را بر دیگران تمام نمود و با نثار سر، سرفراز گشت و با ارائه كارنماى انقلاب اسلامى و دفاع مقدس، شایسته تحسین شد و لذا همان گونه كه قرآن كریم از ایثار انصار مدینه تجلیل نمود: «یحبون من هاجر الیهم ولایجدون فى صدورهم حاجه مما اوتوا ویوثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصه‏» [5]، بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت امام خمینى (قدس سره) نیز مكررا از مردم فداكار ایران تقدیر مى ‏فرمودند.
حضرت امام خمینى (رض)، همه این حمایت‏ها و هدایت‏ها و حراست‏ها را مرهون لطف ویژه خداوند سبحان مى ‏دانست كه: «لله جنود السموات والارض‏» [6] و البته ارج و اجر شهیدان شاهد، جانبازان مخلص، آزادگان سرافراز ، و مفقودان واجد، نزد خداى منان همچنان محفوظ است؛ چه اینكه حرمت و كیان خاندان گرانقدر آنان، نزد خدا و بندگان صالح او مصون خواهد بود.
توفیق الهى كه فرا راه رهبر عظیم‏ الشان و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران قرار گرفت، گذشته از حمایت همه‏ جانبه مردمى، پشتیبانى گسترده مراجع گرانقدر تقلید و فطاحل علمى حوزه ‏هاى دینى و تایید و تسدید و تقویت و تشیید انكارناپذیر پرچمداران فقاهت و نایبان حضرت ولى ‏عصر (ارواحنا فداه) بود كه امام راحل(قدس ‏سره)، هماره از آن بزرگان حق ‏شناسى مى ‏فرمود.
[1] . سوره كهف، آیه 51.
[2] . بحار؛ ج 75، ص 116، ح 2.
[3] . سوره ق، آیه 37.
[4] . سوره نور، آیه 62.
[5] . سوره حشر، آیه 9.
[6] . سوره فتح، آیه 4.
آيت الله جوادي آملي - كتاب ولايت فقيه، ص294


نوشته شده در   سه شنبه 4 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ