پنجشنبه 23 آبان 1398 | Thursday, 14 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 2 بهمن 1390     |     کد : 14364

پرتوی از رهبری و مدیریت امام خمینی (ره)

پرتوی از رهبری و مدیریت امام خمینی (ره)

رهبري انقلاب اسلامي
رهبري انقلاب اسلامي- پرتوی از رهبری و مدیریت امام خمینی (ره) 1
- سرمقاله

- مردانی كه با تدبیر و دانش واراده خویش، موجهای عظیمی را در گستره تاریخ جوامع بشر آفریده اند، بی تردید كم نظیر و تامل برانگیزند.
آنان كه بااندیشه ها و آرمانهای خود، پایه های بنیادین تحولات و دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را پی نهاده و تااوج موفقیت و پیروزی آن را دنبال كرده اند، بی شك دستاوردهای شگفت خویش را وامدار ماهیت اندیشه ها، ویژگیها و خصلتهای ممتاز خویش بوده اند. هر چند شرایط و مقتضیات زمان را نیز می توان از نظر دور داشت اما آنچه نقش عمده را در این میان ایفا می كند تا فردی از میان هزارانن هزار، گام در پیش نهد وامتی را به راه خویش فرا خواند و به توفیق دست یابد، منشها و یژگیهای نهفته در شخصیت و اندیشه خود اوست.
روح الله خمینی، نامی است كه معادلات سیاسی جهان را دست خوش تحولاتی ژرف، و اندیشه دینی عصر را به اقیانوسی مواج و پائیز غم گرفته سرنوشت امت اسلامی را به فصلی شكوفنده و بالنده مبدل ساخته است.
ما در این نوشته، به دنبال یافتن راز و رمز موفقیتها و پیروزیهای این موج آفرین قرن به مطالعه ابعاد خصلتها و منشها و موضعگیریهای وی در راستای مدیریت و رهبری خواهیم پرداخت.
نخست بایداعتراف كنیم كه در این مجال نمی توان سخنی جامع و مانع ارائه داد بلكه این خطر، نگاهی است كه باید آن را آغاز كرد تا اندیشه ها و نگاهها بدان، بیش از پیش، معطوف شود واین راه تا به سر منزلی مقبول ادامه دهند.
اهمیت این نگاه و نگرش
شناخت خصلتها و ویژگیهای امام در كار رهبری و مدیریت، هر چند به عنوان شناخت یك واقعیت، ارزشمند و مهم است اما ما در این نگرش، تنها به این جنبه نظر نداریم، بلكه معتقدیم كه شناخت شیوه ها و شگردهای مثبت و كارساز و چه بسا حیاتی امام راحل، قدس سره، می تواند برای مسوولان نظام اسلامی، در حال و آینده، راهگشا و خط دهنده و روشنگر باشد.
آنچه امروز، به عنوان دانش مدیریت، یا فن اداره سازمانهای بزرگ مطرح است و كتابهای فراوانی درباره آن تدوین یافته و در دانشگاهها به عنوان رشته ای مهم مورد نظر می باشد، چیزی جز نتیجه گیریها و برآوردها و داوری هایی درباره تجربیات گذشته مدیران و رهبران نیست.
بنابراین، مطالعه دقیق رفتار، شیوه ها واصول مدیریتی امام - رحمه الله علیه -، درراستای رهبری موفقیت آمیز وی، می تواند بیانگراصول بایسته رهبری باشد.
استعدادهای ذاتی، دستمایه های مدیریت و رهبری
آنچه را كه به عنوان پیش زمینه های استعدادهای ذاتی امام، در فرایند رهبری و مدیریت وی می توان مطرح ساخت، نخست، خصلتهایی است كه آنها را وامدار تبار و نیاكان خویش است.
شهادت پدر، خود گواهی بر ظلم ستیزی، مقاومت و نقش موثراو در محیط زندگی است زیرا تا زمانی كه فرد درگیر با مسایل جاری زمان خویش نباشد و تا وقتی كه درگیری او مخالفان وی را به زانو در نیاورد و خصم در برابراواحساس عجز و ناتوانی ننماید، به از میان بردن او اهتمام نخواهد ورزید.
چنین است كه علی - علیه السلام - در سفارشها و دستورالعملهای مدیریتی خود به مالك اشتر، می فرماید:
ثم الصق بذوی الاحساب، واهله البیوتات الصالحه و السوابق الحسنه، ثم اهل النجده والشجاعه والسخا والسماحه، فانهم جماع من الكرم[1].
تا می توانی افسران سپاه را از خانواده های نجیب و دودمانهای با شرافت واصیل انتخاب كند، مخصوصا تاریخ تبار را به دقت ملاحظه كن تا مبادا آلوده نژادان و پست فطرتان مقام رسند. ناموس توارث و نژاد در روحیات اشخاص تاثیری به سزا دارد و تربیت خانوادگی شالوده پرورشهایی است كه در جامعه صورت می گیرد.
شجاعت امام به حدی است که آن روز كه همه از بردن نام شاه، بدون آوردن پیشوند اعلیحضرت همایونی وحشت داشتند، او قیام كرد و با شدیدترین لحن ممكن، نیرومندترین عنصر مستكبر جامعه خویش را مخاطب ساخت و گفت :
تو مگر بهائی هستی كه من بگویم كافراست بیرونت كنند...
و آن روز كه برخی مدعیان در خانه هایشان بر خود می لرزیدند و در آرزوی تفاهم و عدم ستیز با دشمن بودند، او فریاد بر آورد:
(خمینی رااگر دار بزنند، تفاهم نخواهد كرد) [2]
و آن روز كه وحشیانه ترین هجومها به مركز روحانیت صورت گرفت، قوی ترین فریاداز حلقوم او بلند شد:
(شاه دوستی، یعنی غارتگری، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراكز علم و دانش) [3]
و قهرمانانه اعلام داشت :
(من اكنون قلب خود را برای سرنیزه های مامورین شما حاضر كرده ام، ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباریی های شما حاضر نخواهم كرد) [4]
فراست و تیزهوشی ، در شناخت چهره ها و شگردها
از دیگر توانهایی كه بیشتراز آن كه اكتسابی باشد، ریشه در ویژگیهای ذاتی دارد، تیزهوشی و فراست امام در شناخت موقعیتها، تشخیص و عكس العملهای لازم، شناخت دشمنان و ترفندهای مختلف آنان و... . می باشد.
او، براستی در خشت خام، آن می دید كه دیگران در آینه نمی دیدند.
نمونه های هوشیاری و كیاست امام، در زمینه مسایل فردی واجتماعی آنقدر فراوان است كه اشاره به همه آنها در این فرصت، میسر نیست و تنها می توان به گوشه ای از آن اشاره داشت :
شناخت جریان های سیاسی و ماهیت آنها
موضوع شناخت جریان های سیاسی واهداف مخفی آنها، از موضوعات استراتژیك و بسیار سرنوشت ساز دوران انقلاب اسلامی است.
امام عمیقا دریافته بود كه وجود رگه های الحادی در خط مبارزاتی جامعه اسلامی، نه تنها كمكی به رشد جریان آزادی خواه و استقلال طلب كشور نخواهد كرد، بلكه وجوداینان خوداز موانع پیوستن توده های مسلمان و موحد به انقلاب می باشد. دشمن با علم كردن همین چهره های پوچ و وابسته است كه چهره مبارزان اسلامی را در نظر توده ها مخدوش می سازد.
هوشیاری در برابر جریان نفاق
موضع گیریهای صریح و كوبنده امام در برابر جریان های الحادی، صرفا بار مبارزه با آنها را نداشت، بلكه به نحوی ماهرانه زمینه رشد را بر جریان های نفاق نیز سد می كرد و به آنان نیز هشدار بود. مواجهه امام با جریان نفاق، بسی حساستر و دقیقتر بود.
موضع امام، در قبال خط نفاق با موضع علنی ایشان در قبال خط الحاد متمایز بود. بااین كه ایشان پس از بررسی های لازم، به ماهیتت غیر اسلامی و ضد اسلامی خط نفاق پی برده بود، ولی از آن جا كه امام، رهبری نكته سنج و زمان شناس بود و به پیامدهای امور توجه داشت، در قبال خط نفاق، صرفا به(عدم تایید) اكتفا كرد زیرا خط نفاق چنان وجاهت و مقبولیت عمومی یافته بود كه كمتر كسی در آن روزگار می توانست، خیانت و دورویی آنان را باور كند. ذكاوت و كاردانی امام، او را به اتخاذ شیوه ای واداشت كه كمترین لطمه را به اتحاد یاران ایشان وارد آورد و در عین حال، سند روش بینی و شناخت عمیق وی از جریان ها باشد.
كیاست امام در برابراحزاب و ملی گرایان
یكی ازابعاد درخشان رهبری امام این است كه در طول نهضت و رهبری خود، هرگز نگذاشت كه گرایشات ناب مذهبی جامعه و قدرت معنوی روحانیت و مرجعیت، پلی برای دستیابی جریان های ناخالص حزبی به اهدافشان باشد.
ما ناگزیریم كه از این منظر نیز، به سرعت بگذریم، اما تبیین همه جانبه این معنی نیازمند تاملی در خور است.
این جریان، همواره از آغاز نهضت و در طول آن، وجود داشت، امام در همه مراحل، در عین طرد نكردن آنان و تبدیل نساختن این جریان ها به صورت پایگاهی علیه نهضت دینی، راه هر گونه سواستفاده را بر آنان بست.
در پاریس از سوی احزاب و شخصیتها و گروهها، افرادی جهت ملاقات و مذاكره باامام می آمدند... از جمله كسانی كه باامام در پاریس ملاقات كردند، آقای مهندس بازرگان و آقای سبحانی بودند كه هر كدام با هیاتی آمده بودند.
امام فرمود: من كسی را به عنوان حزب ملاقات نمی كنم. اگر آقایان به عنوان یك فردایرانی، مثل تمام كسانی كه با من ملاقات می كنند، می خواهند بیاینداشكالی ندارد.
اینها قبول كردند و به دیدن امام رفتند.
جالب این كه : در هر باری كه هر كدام از آقایان می خواستند باامام ملاقات كنند، امام دستور می دادند كه چند نفر دیگر در جلسه باشند، تا این موضوع در ذهنها نیاید كه فلان گروه خصوصی باامام مذاكره كردند.[5]
از جمله تلاشهای این عناصر، در دست گرفتن جریان برخی امورامام و خط دادن بود كه امام، با زیركی هر چه تمام، این روند را نیز ناكام می نمود.
و کیاست امام در قبال جریان ها را می توان در برخی موضع گیری هایشان ملاحظه نمود از جمله مثلا در یکی از مصاحبه ها خبرنگاری از امام می پرسد:
(نتیجه مذاكرات شما با آقای دكتر كریم سنجابی و جبهه ملی چه بوده است ؟امام در پاسخ می گوید: مذاكرات به آن معنایی كه گفته می شود توافق حاصل شده است، نبوده. من مسایلی را كه مورد نظرم بوده مطرح كردم و آنها قبول كردند) [6]
خبرنگار دیگراز روزنامه هلندی دی ولت گرانت می پرسد:
جبهه ملی، با رد كردن سلطنت مشروطه، قدم مهمی در جهت شما برداشته. آیا شما نیز، به نوبه خود، حاضرید یك قدم در جهت مخالفین غیر روحانی دولت بردارید؟
امام در پاسخ می گوید:(رژیم سلطنتی را بیش از یك سال است كه عموم مردم، در سراسرایران، به شدت محكوم كرده اند، بنابراین، هر كسی و یا هر گروه هم سلطنت را رد كند، با ملت هماهنگی كرده است و در صورتی كه در این قدم استقامت كند، ملت او را فراموش نمی كند و من خود را در كنار مردم احساس می كنم) [7]
ظرافت و دقت، در واژه واژه این پاسخ نهفته است.[1] . نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 53
[2] . صحیفه نور
[3] . همان مدرك، 4
[4] . همان مدرك
[5] . سرگذشت های ویژه حضرت امام خمینی، ج1، مصاحبه با حجه الاسلام محتشمی.
[6] . صحیفه نور، ج 3
[7] . همان مدرك
سردبير - مجله حوزه، ش 49


پرتوی از رهبری و مدیریت امام خمینی (ره) 2
نه سخن به گونه ای است كه ملی گرایان را به دنده چپ افكند و نه طوری است كه بدانها بها وارزش داده شود كه در خور آن نیستند.
امام، در این بیان، به شكل غیرمستقیمی، ملی گرایان را از نظر حركت انقلابی تابع مردم و عقب تراز جامعه معرفی كرده است و بااین مطلب، آبی سرد بر آتش ادعاهای آنان می ریزد. یعنی شما را ملت به دنبال می كشد، نه شما، ملت را.
روش بینی و تیزنگری امام در شناخت ریشه های فساد
در كار رهبری و مدیریت، شناخت ریشه ها، كار ضروری و سرنوشت ساز می باشد. اشتباه در شناخت عوامل اصلی، موجب پرداختن به مسایل غیر ضروری و غفلت و ناكامی ازحل مشكلات واز میان بردن ناهنجاریها و به هدر دادن امكانات است.
امام، از آغاز نهضت، همواره، اصلی ترین ریشه های فساد جامعه را شناسایی كرده و آنها را مورد هدف قرار داده است.
در بینش روحانیت، اصولا حركتهای سیاسی واجتماعی سلاطین، آن هم كسانی چون پهلوی، همواره، مطرود و منفور بوده است اما درانتخاب شیوه ابراز این نارضایتی واقدام برای اصلاح مفاسد برخی به شاخه چسبیده و به ریشه نزدیك نمی شده اند، لکن امام كسی بود كه برای نخستین بار، شخص شاه را عامل اصلی مفاسد دانست و وی را خدمتگزار به آمریكا واسرائیل شمرد. با این كار، دست عوامل اصلی مفاسد اجتماعی آن روز را برملا ساخت.
هدف نگری و قاطعیت
از خصلتهای ذاتی واستعدادهای باطنی فرد كه بگذریم. تعیین هدف، هدف شناسی و تبیین كامل و بی ابهام نخستین گام در فرایند مدیریت و رهبری است.
امروز، وقتی كه به اولین نوشته ها و نظریه های ثبت شده امام مراجعه می كنیم، می بینیم كه او دیر زمان به ترسیم اهداف خویش به صورت بیان ارزشها و بایدها پرداخته است.
كشف الاسرار، كتابی است كه امام قبل از شروع نهضت تدوین كرده است. در پایان آن كتاب، مطالبی آمده است كه امام تا پایان عمر خویش همان مطلب را دنبال كرد.
در پایان كتاب كشف الاسرار، این آیات آمده است.
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما الذین یتخذون الكافرین [1]. اولیا من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه فان العزه لله جمیعا
یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیا [2].
واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوكم و آخرین من دونهم [3].
و سپس می نویسد:
اینك این فرمانهای آسمانی است، این دستورات خدایی است، این پیام های غیبی است كه خدای جهان برای حفظ استقلال كشور اسلامی و بنای سرفرازی به شما ملت قرآن و پیروان خود فرو فرستاده، آنها را بخوانید و تكرار كنید و در پیرامون آن دقت نمائید و آنها را به كار بندید...)[4]
اینها نخستین فروزش هایی بود كه اهداف آینده روح الله را نمایان ساخت و او تا آخرین لحظه حیات، هرگز از آن روی برنتافت و در آن سستی نورزید. هیچ چیز او را از ادامه این هدف مقدّس باز نداشت و در او تردید به بار نیاورد. نه فشارها و تهدیدهای نظام شاهنشاهی و نه بی اعتنایی ها و بد گویی ها و توطئه های برخی عناصر مقدس نما و نه تبعیدها و نه شرایط سخت اجتماعی ـ فرهنگی حاكم بر حوزه نجف و نه ترس از انزوای اجتماعی ونه بایكوت شدن توسّط روشنفكران لیبرال و ملّی گرا و...، آنچه برای او اهمیّت داشت، انجام وظیفه بود و او وظیفه و هدف خود را كاملاً شناخته بود.
برنامه ریزی، سازماندهی و نظارت
شالوده مدیریت بر این سه پایه ریخته می شود. امام این عناصر را به شكلی همه جانبه و فراگیر در زندگی فردی خود به كار می گرفت و در زمینه مسایل اجتماعی و سیاسی و حكومتی، تا آن جا كه به رهبری وی مربوط می شد، از این اصول هرگز غفلت نمی ورزید.
موضوع برنامه ریزی، آنچنان در زندگی امام، اصیل بود كه همه آشنایان وی اقرار كرده اند كه امام كارهای خویش را همانند یك ساعت دقیق و منظم، به انجام می رساند، به طوری كه دیگران می توانستند از حركت و سكون، از تلاش و استراحت وی، زمان را حدس بزنند.
امام، در كار پیشبرد اهداف و تحقّق آرمانهای خود، بی تردید برنامه ای حساب شده را در پیش داشت. مطالعه حركت مبارزاتی امام، از آغاز تا فرجام، نشان می دهد كه وی به روند جریان نهضت كاملاً احاطه داشت. در آغاز به نقد دولتهای جائر و سپس متوجّه عناصر اصلی رژیم گذشته و حتی عوامل خارجی آنها می شود. به تربیت و تعلیم كادر لازم برای آینده می پردازد و آنان را در صحنه علم و عمل، كار آزموده می سازد. با تدوین نظریه ولایت فقیه، مبانی نظری برنامه و حركت خویش را به جامعه علمی و اسلامی ارائه می دهد.
و در مرحله بعد، نیروها و امكانات را شناسایی كرده و با تناسب قدرت و توانشان مسؤولیت را به آنان واگذار نموده و نیروهای انقلابی را سازمان می بخشد.
در كار گزینش نیروها و تفویض اختیار به آنان، دقیق ترین ملاكها را به كار می گیرد. او، بر خلاف سیره بسیاری از دیگران كه نسبت به اطرافیان خود، بیش از دیگران بذل و بخشش دارند، تا از اطرافشان پراكنده نشوند، اطرافیان خود را بر دیگران برتری اقتصادی و تمایز اجتماعی نمی داد، تا از این طریق، ناخالصان، به طمع امكانات گرد او نیایند؛ زیرا او به نیروهایی نیاز داشت كه نه از سر تملّق و دنیا پرستی، كه به انگیزه های الهی سر در راه اهداف متعالی نهضت داشته باشند. از این روی، بر اطرافیان خویش شدیدترین نظارت ها را به كار می گرفت. اگر اندكی در خرج بیت المال، از خواست وی تجاوز می كردند، از آنان باز خواست می نمود.
هر گز به آنان اجازه نمی داد كه برای حمایت از او، در قبال بد گویان، دهان به بدگویی و غیبت باز كنند.
نظارت او بر كار مسؤولان نظام، پس از تشكیل حكومت، از فردی در شرایط سنی و توان جسمی او، كاری شگفت و اعجاب انگیز بود.
او، علی رغم همه مغرضانی كه در شرایط مختلف، به بهانه های متفاوت سعی داشتند كه وی را به عدم نظارت دقیق بر واقعیت های سیاسی جاری جامعه متهّم كنند، آنچنان در جریان مسائل حضور داشت كه بارها و بارها، دیگران به هنگام گزارش تازه ترین خبرهای خود به ایشان، در می یافتند كه وی قبلا خبر را دریافت كرده است.
كانالهای ارتباطی امام
رهبری متكی بر نظارت و نظارت مبتنی بر كسب اطلاعات صحیح و دقیق و مداوم از جریان امور است.
امام، با همان فراست ذاتی و تجربه عملی خود، از آغاز، دریافته بود كه خطر احاطه بیوت توسّط عناصر ناسالم و نفوذی و هواپرست، خطر جدّی است و اجتناب از آن نیز نیازمند تدابیر عمیق و پردامنه است.
او نه تنها در روزگار رهبری و مرجعیّت، بلكه بیشتر از آن، نیز در مورد اطرافیان خویش به گونه ای رفتار می كرد كه آنان هرگز طمع نفوذ در او و تحت تأثیر قرار دادن وی را به اندیشه راه ندهند. به تعبیر صحیح تر قادر به كانالیزه كردن وی نباشد.
مثلاً بر خوردش با شاگردانش همه یكسان بود و چنان نبود كه رفتارش نسبت به بعضی آنها كه بیشتر به ایشان اظهار علاقه می كردند و از سابقه بیشتری به ایشان اظهار علاقه می كردند. و از سابقه بیشتری برخودار بودند، با دیگران تفاوت داشته باشد. حتی در این باره شاگردانش را بر دیگر طلاب ترجیح نمی داد. [5]
نقش پدرانه و هدایت گرانه امام برای همه جناحهای معتقد به نظام در فرایند رهبری و مدیریت نیروهای انسانی، آن هم در وسعتی به گستردگی یك جامعه، بلكه یك امّت، ایجاد هماهنگی میان سلیقه ها، افكار و منشهای مختلف كاری بس پیچیده و دشوار است. در واقع اساس رهبری و قوام و پایداری و اقتدار آن به این معنا بستگی دارد.
بزرگترین تمایز رهبری نیروهای انسانی، با مدیریت مجموعه بازرگانی و صنعتی در این نكته نهفته است كه در بسیاری از مدیریت های مالی و بازرگانی و... برنامه ریزی و كنترل و محاسبه نقش عمده را ایفا می كند، در حالی كه رهبری نیروهای انسانی، به صرف این عناصر میسّر نیست، چرا كه نیروهای انسانی، بر اساس طبیعت و خصلتهای ذاتی خویش، از آنجا كه می اندیشد تأثیر می گذارند و تأثیر می پذیرند، همواره دستخوش تغییرات و تحولاّت روحی و فكری و آرمانی هستند و عوامل درونی و بیرونی بر آنان تأثیر می گذارد و گرایش های گوناگون و گاه متضاد در آنان رخ می نماید.
در صورتی كه رهبری قادر به مهار این امواج نباشد، تشدید و اصطحكاك آنها می تواند طوفانی عظیم بپا كند و موجودیت نظام و جامعه را تهدید نماید.
در جامعه تحت رهبری امام، اگر از جناحهای مختلف سیاسی كه صبغه دینی نداشته و یا از صبغه دینی كم مایه ای بر خوردار بوده اند، بگذریم، همواره دو جناح و دو بینش وجود داشته كه هر دو به اصل نظام و رهبری معتقد بودند، ولی به دلایل مختلف، كه بررسی آن دلایل خود مجالی مستقل می طلبد، دو نوع منش سیاسی رخ می نموده كه در برخی شرایط و زمینه ها، نوعی اصطكاك میان آنها پدید می آمده است.
امام، در این میان، با حفظ استقلال فكری خود، در عین تأثیر ناپذیری از سلیقه های مختلف و طیفی خاص، همواره به گونه ای مشی می نمود كه تعادل و موازنه میان این دو جناح مراعات بشود. اگر در صحنه جامعه و میدان سیاست یك جناح به نوعی ناكامی می رسید امام در پس آن با نوعی دلجویی و حمایت، آن جناح را از دلسردی و یأس و قرار گرفتن در جرگه بی تفاوتها و یا مخالفان حفظ می نمود. زمانی كه جناح دیگر، قدری پا از حریم خویش فراتر می نهاد، امام با تذكّر یا هشدار، آنان را به خود آورده و از افراط و تفریط بازشان می داشت.[1] . سوره نسا، آیه 137
[2] . سوره مائده، آیه 5
[3] . سوره انفال، آیه 62
[4] . كشف الاسرار، ص224ـ 223
[5] . مجلّه پیام انقلاب، شماره 15، مصاحبه با حجه الله ابراهیم امینی.
سردبير - مجله حوزه، ش 49


پرتوی از رهبری و مدیریت امام خمینی (ره) 3
این سیاست، موجب می گردید كه هر دو جناح خود را تابع رهبری و حامی نظام بدانند و در مواقع حساس و سرنوشت ساز به یاری یكدیگر برخیزند.
به نیروهای سنّتی توصیه می كرد كه برای اداره جامعه، نیاز به بینشی حساستر و دقیق تر دارند و باید عینیّت های جامعه و نیازهای نظام و شرایط تاریخی را مدّ نظر قرار دهند و به نیروهای جوان و پر حرارت هشدار می داد كه مبادا در حلّ مشكلات و ارائه طرح ها و برنامه ها از اصول بایسته فقهی و ارزشهای بنیادین مكتب فاصله بگیرید.
از یكسو هشدار می داد:
اگر در صنف ما اختلاف پیدا بشود، این اختلاف به بازار هم كشیده می شود، به خیابان هم كشیده می شود. برای این كه شما هادی مردم هستید، مردم توجه دارند، قهراً یك دسته دنبال شما، یك دسته دنبال آن كسی كه با شما مخالف است (راه می افتد). یك وقت می بینید كه در همه ایران، یك اختلافی از ناحیه ما پیدا شده است... من به شما عرض كنم : ما و شما نباید خودمان را بازی بدهیم. اختلاف ریشه اش از حبّ نفس است...
و از سوی دیگر نصحیت می كند:
برادان ! ما امروز گرفتار تمام قدرتهای شیطانی بشر هستیم. ما باید توجه بكنیم به اینكه تكلیف الهی ما در امروز كه همه به ما حمله كردند چی است تمام اقشار ملّت از آنهایی كه در سطح كشور كار فرما هستند و در دست اندركاران دولتی هستند، آنهایی كه قوه قضایی به آنها محوّل است... و سایر قشرهای ملّت، مكلف اند به این كه اسلام را حفظ كنند، مكلّفند به این كه جمهوری اسلامی را حفظ كنند و این تكلیف، تكلیفی است كه از بزرگترین تكالیفی است كه اسلام دارد و آن حاصل نمی شود الاّ با تفاهم... .
آری، امام، آن رهبر الهی، اكنون در میان ما نیست و در بستر رضوان الهی آرمیده است، امّا پیامش، آرامش و راهش و ارزشهایی كه آفرید در دست ما به امانت باقی است.
مجال ما در بررسی مدیریت امام، به پایان رسید در حالی كه هنوز جرعه ای از آن آبشار نور، ننوشیده ایم و سخنها و رازهای ناگفته بسیاری واقع است. امید آنكه این نگاه گذرا، سر آغاز نگرشی بایسته در شیوه های مدیریت و رهبری امام باشد و اهل تحقیق با این هدف، به شناخت راه و شیوه آن رهبر موفّق تاریخ همّت گمارند.
سردبير - مجله حوزه، ش 49


نوشته شده در   يکشنبه 2 بهمن 1390    
PDF چاپ چاپ