پنجشنبه 23 آبان 1398 | Thursday, 14 November 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 29 دي 1390     |     کد : 14360

رحلت جانسوز امام خمینی(ره)

رحلت جانسوز امام خمینی(ره)

رهبري انقلاب اسلامي
رحلت جانسوز امام خمینی(ره)- رحلت جانسوز امام خمینی(ره)
- رحلت امام خمینی ، وصال یار، فراق یاران

- امام خمینی هدفها و آرمانها و هر آنچه را كه می بایست ابلاغ كند ، گفته بود و در عمل نیز تمام هستیش را برای تحقق همان هدفها بكار گرفته بود. اینك در آستانه نیمه خرداد سال 1368 خود را در آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بود و قامتش جز در برابر او ، در مقابل هیچ قدرتی خم نشده ، و چشمانش جز برای او گریه نكرده بود. سروده های عارفانه اش همه حاكی از درد فراق و بیان عطش لحظه وصال محبوب بود. و اینك این لحظه شكوهمند برای او ، و جانكاه و تحمل ناپذیر برای پیروانش ، فرا می رسید. او خود در وصیتنامه اش نوشته است: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می كنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیم می خواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم كه عذرم را در كوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت و تصمیم و اراده به پیش بروند.
شگفت آنكه امام خمینی در یكی از غزلیاتش كه چند سال قبل از رحلت سورده است:
سالها می گذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد كشم
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از كار ایستاد كه میلیونها قلب را به نور خدا و معنویت احیا كرده بود. به وسیله دوربیت مخفی ای كه توسط دوستان امام در بیمارستان نصب شده بود روزهای بیماری و جریان عمل و لحظه لقای حق ضبط شده است. وقتی كه گوشه هایی از حالات معنوی و آرامش امام در این ایام از تلویزیون پخش شد غوغایی در دلها بر افكند كه وصف آن جز با بودن در آن فضا ممكن نیست. لبها دائما به ذكر خدا در حركت بود.
در آخرین شب زندگی و در حالی كه چند عمل جراحی سخت و طولانی در سن 87 سالگی تحمل كرده بود و در حالیكه چندین سرم به دستهای مباركش وصل بود نافله شب می خواند و قرآن تلاوت می كرد. در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشی ملكوتی داشت و مرتبا شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اكرم (ص) را زمزمه می كرد و با چنین حالتی بود كه روحش به ملكوت اعلی پرواز كرد. وقتی كه خبر رحلت امام منتشر شد ، گویی زلزله ای عظیم رخ داده است ، بغضها تركید و سرتاسر ایران و همه كانونهایی كه در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند یكپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند. هیچ قلم و بیانی قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیرقابل كنترل مردم را در آن روزها توصیف كند.
مردم ایران و مسلمانان انقلابی ، حق داشتند اینچنین ضجه كنند و صحنه هایی پدید آورند كه در تاریخ نمونه ای بدین حجم و عظمت برای آن سراغ نداریم. آنان كسی را از دست داده بودند كه عزت پایمال شده شان را باز گردانده بود ، دست شاهان ستمگر و دستهای غارتگران آمریكایی و غربی را از سرزمینشان كوتاه كرده بود ، اسلام را احیا كرده بود ، مسلمین را عزت بخشیده بود ، جمهوری اسلامی را بر پا كرده بود ، رو در روی همه قدرتهای جهنمی و شیطانی دنیا ایستاده بود و ده سال در برابر صدها توطئه براندازی و طرح كودتا و آشوب و فتنه داخلی و خارجی مقاومت كرده بود و 8 سال دفاعی را فرماندهی كرده بود كه در جبهه مقابلش دشمنی قرار داشت كه آشكارا از سوی هر دو قدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه می شد. مردم ،رهبر محبوب و مرجع دینی خود و منادی اسلام راستین را از دست داده بودند.
شاید كسانی كه قادر به درك و هضم این مفاهیم نیستند ، اگر حالات مردم را در فیلمهای مراسم تودیع و تشییع و خاكسپاری پیكر مطهر امام خمینی مشاهده كنند و خبر مرگ دهها تن كه در مقابل سنگینی این حادثه تاب تحمل نیاورده و قلبشان از كار ایستاده بود را بشنوند و پیكرهایی كه یكی پس از دیگری از شدت تاثر بیهوش شده ، بر روی دستها در امواج جمعیت به سوی درمانگاهها روانه می شدند را در فیلمها و عكسها ببینند ، در تفسیر این واقعیتها درمانده شوند.
اما آنانكه عشق را می شناسند و تجربه كرده اند ، مشكلی نخواهند داشت. حقیقتا مردم ایران عاشق امام خمینی بودند و چه شعار زیبا و گویایی در سالگرد رحلتش انتخاب كرده بودند كه: عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست.
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهبر تشكیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیه الله خامنه ای كه دو ساعت و نیم طول كشید ، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشینی امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت سرانجام حضرت آیه الله خامنه ای ( رئیس جمهور وقت ) كه خود از شاگردان امام خمینی سلام الله علیه و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی و از یاوران قیام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام در همه فراز و نشیبها در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی كرده بود ، به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد. سالها بود كه غربیها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشور كه از شكست دادن امام مایوس شده بودند و عده زمان مرگ امام را می دادند.
اما هوشمندی ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خبرگان و حمایت فرزندان و پیروان امام همه امیدهای ضد انقلاب را بر باد دادند و نه تنها رحلت امام پایان راه او نبود بلكه در واقع عصر امام خمینی در پهنه ای وسیعتر از گذشته آغاز شده بود. مگر اندیشه و خوبی و معنویت و حقیقت می میرد ؟ روز و شب پانزدهم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سوگوارانی كه از شهرها و روستاها آمده بودند ، در محل مصلای بزرگ تهران اجتماع كردند تا برای آخرین بار با پیكر مطهر مردی كه با قیامش قامت خمیده ارزشهاو كرامتها را در عصر سیاه ستم استوار كرده و در دنیا نهضتی از خدا خواهی و باز گشت به فطرت انسانی آغز كرده بود ، وداع كنند هیچ اثری از تشریفات بی روح مرسوم در مراسم رسمی نبود. همه چیز بسیجی و مردمی وعاشقانه بود. پیكر پاك و سبز پوش امام بر بالای بلندی و در حلقه میلیونها نفر از جمعیت ماتمزده چون نگینی می درخشید. هر كس به زبان خویش با امامش زمزمه می كرد و اشك می ریخت. سرتاسر اتوبان و راههای منتهی به مصلی مملو از جمیعت سیاهپوش بود.
پرچمهای عزا بر در و دیوار شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراكز و ادارات و منازل بگوش می رسید. شب كه فرا رسید هزاران شمع بیاد مشعلی كه امام افروخته است ، در بیابان مصلی و تپه های اطراف آن روشن شد. خانواده های داغدار گرداگرد شمعها نشسته و چشمانشان بر بلندای نورانی دوخته شده بود.
فریاد یا حسین بسیجیان كه احساس یتیمی می كردند و بر سر و سینه می زدند فضا را عاشورایی كرده بود.
باور اینكه دیگر صدای دلنشین امام خمینی را در حسینیه جماران نخواهند شنید ، طاقتها را برده بود. مردم شب را در كنار پیكر امام به صبح رسانیدند. در نخستین ساعت بامداد شانزده خرداد ، میلونها تن به امامت آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) با چشمانی اشكبار بر پیكر امام نماز گذاردند.
انبوهی جمعیت و شكوه حماسه حضور مردم در روز ورود امام خمینی به كشور در 12 بهمن 1357 و تكرار گسترده تر این حماسه در مراسم تشییع پیكر امام ، از شگفتیهای تاریخ است. خبرگزاریهای رسمی جهانی جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیون نفر و جمعیت حاضر در مراسم تشییع را تا 9 میلیون نفر تخمین زدند و این در حالی بود كه طی دوران 11 ساله حكومت امام خمینی بواسطه اتحاد كشورها غربی و شرقی در دشمنی با انقلاب و تحمیل چنگ 8 ساله و صدها توطئه دیگر آنان ، مردم ایران سختیها و مشكلات فراوانی را تحمل كرده و عزیزان بی شماری را در این راه از دست داده بودند و طبعا می بایست بتدرج خسته و دلسرد شده باشند اما هرگز اینچنین نشد. نسل پرورش یافته در مكتب الهی امام خمینی به این فرموده امام ایمان كامل داشت كه: در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاریها و جان نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی وعلو رتبه آن است
پس از آنكه مراسم تدفین به علت شدت احساسات عزاداران امكان ادامه نیافت ، طی اطلاعیه های مكرر از رادیو اعلام شد كه مردم به خانه هایشان بازگردند ، مراسم به بعد موكول شده و زمان آن بعدا اعلام می شود. برای مسئولین تردیدی نبود كه هر چه زمان بگذرد صدها هزار تن از علاقه مندان دیگر امام كه از شهرهای دور راهی تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننده افزوده خواهد شد ، ناگزیر در بعد از ظهر همان روز مراسم تدفین با همان احساسات و به دشواری انجام شد كه گوشه هایی از این مراسم بوسیله خبرنگاران به جهان مخابره شد و بدینسان رحلت امام خمینی(ره) نیز همچون حیاتش منشا بیداری و نهضتی دوباره شد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كه او حقیقت بود و حقیقت همیشه زنده است و فناناپذیر.
برگرفته از كتاب حديث بيداري


نوشته شده در   پنجشنبه 29 دي 1390    
PDF چاپ چاپ