يکشنبه 6 بهمن 1398 | Sunday, 26 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 28 آذر 1390     |     کد : 13723

8- حقیقت عبودیت و قبولی عبادت+دانلود فایل صوتی سمت خدا

8- حقیقت عبودیت و قبولی عبادت+دانلود فایل صوتی سمت خدا

8- حقیقت عبودیت و قبولی عبادت
7حجة الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی- درباره قبولی عبادت صحبت کنید
- در بحث عبادت ، شرایط صحت عبادت را داریم . مثلا لباس انسان نباید غصبی باشد . شما اگر تعمداً نخ غصبی به لباستان داشته باشید ، نمازتان صحیح نیست . لباس نباید نجس باشد . اگر شما یک نماز با حالی هم با آن بخوانید ، باز هم نمازتان صحیح نیست . اگر شما نماز خوبی هم خواندید و بعد فهمیدید وضوء نداشته اید ، نمازتان صحیح نیست . بعضی مواقع به تعابیری در روایات مان برخورد می کنیم که فقها روی آن فتوی نداده اند .
حضرت علی (ع) می فرماید :
این قدر که به قبولی عمل اهمیت میدهید بیش از چیزی باشد که به خود عمل میدهید . ببینید چه چیزی این عمل را مقبول می کند . در روایت داریم : فلان ویژگی باعث میشود که نماز قبول نباشد . فلان ویژگی باعث میشود که نماز انسان چهل روزبالا نرود . یعنی صحیح نیست و این نماز هم قضا ندارد . غیبتی کرده اید که مانع از قبولی این نماز و گرفتن نمره بیست و یا هفده در این عبادت شده است .
شرایط قبولی عمل را میتوانیم به چند دسته تقسیم کنیم . گاهی موارد ایجابی و سلبی باعث میشود نماز مورد قبول واقع نشود . یکی مسائل اعتقادی است . بعضی از مسائل اعتقادی باعث میشود نماز قبول نشود .
در قرآن داریم :
مساجد را کسانی تعمیر می کنند که ایمان به خدا و قیامت دارند . مثلا فردی که مسلمان نیست ، پولی برای ساخت مسجد میدهد و اعتقادی هم ندارد . رسول خدا برای جنگ بدر که اولین جنگ بود می رفت . مسلمانان در ضعف بودند و تعدادشان کم بودند و مسلمانان پیاده بودند و با چوبدستی می جنگیدند . پیامبر دو سوار را دید که سلاح داشتند . گفتند : ما مشرک هستیم و جنگجوی آزاد هستیم و هرکس به ما پول بدهد ، برای او می جنگیم . اگر شما پیروز شدید به ما غنیمت بدهید و اگر شکست خوردید که هیچی . رسول خدا گفت : من برای جنگی که برای خدا می کنم از دو بی خدا کمک نمیگیرم . اگر میخواهید ، مسلمان بشوید که یکی از آنها مسلمان شد و دیگری رفت . یکی از شرایط قولی عمل ، ایمان است . شبیه نیت است ولی کمی فرق میکند .
شرط دوم مسائل اخلاقی است . یکسری کارهای ضد اخلاقی و نادرست عمل انسان را از بین می برد . اگر کسی غیبت کند نمازش حبط میشود یا کسی که در ماه رمضان غیبت می کند ، روزه اش باطل نمیشود ولی ثواب روزه اش کم میشود . ولی باطل نیست چون از مبطلات روزه ، غیبت نیست .
خانمی پیش رسول خدا آمد و گفت دخترم روزه است و می خواهد افطار کند ، آیا وقت افطار شده است ؟ پیامبر فرمود : روزه نیست . گفت : چرا خودم دیده ام که روزه است . پیامبر فرمودند : در گوشه دهانش تکه های گوشت است و غیبت کسی را کرده است و دیدند درست است . البته این قدرت تصرف پیامبر است که باطنی را ظاهر میکند . نمی خواست بگوید که از نظر شرعی روزه تو صحیح نیست. میخواست بگوید : قبول نیست .
در روایت داریم :
اگر کسی با زبانش دیگران را آزار بدهد ، عملش قبول نمی شود . در قرآن داریم : خدا عمل را از انسان با تقوی قبول میکند . فردی دزدی می کرد و انفاق میکرد و به امام صادق (ع) گفت : من که انفاق میکنم عملم ده برابر می شود . پس من نُه ثواب از خدا طلبکار هستم . فرمودند : تو در تصرف مشکل داری . مال تو قابل انفاق نیست . عملی ده برابر میشود که از راه حلال باشد . فرض کنید فردی پول قلابی را حرم بیندازد ، این قابلیت نذر و انداختن در حرم را ندارد . قابلیت خیلی مهم است. در روایت داریم : انسان وقتی کاری را انجام میدهد ، باید به ریشه و صالح بودن عمل هم توجه داشته باشد . شرط سوم شرط بحث اجتماعی است .
در روایت داریم :
بپرهیز از قهر کردن با مردم . عمل با هجران پذیرفته نیست . حالا من با برادرم قهر هستم ولی این قهر جنبه اعتقادی دارد . در اینجا داستان فرق میکند . پس این روایت برای جایی است که جنبه اعتقادی در بین نباشد . فردی با امام کاظم (ع) همراه بودند و وقتی خواستند غلامشان را صدا بزنند ، یک فحشی دادند . امام فرمودند : من دیگر با تو کاری ندارم و قطع رابطه می کنم مگر اینکه توبه کنی و استغفار کنی و عوض بشوی . عمل از مومن قبول نمیشود اگر سوء ظن به مردم داشته باشید . بد خلقی عمل را خراب میکند مثل باطل شدن عسل توسط سرکه .
یکی دیگر شرایط اقتصادی در عمل است . امام رضا (ع) : هرکس نماز بخواند و زکات ندهد ، عملش قبول نیست . پرسیدند چرا ؟ فرمودند : خدا هر جا فرموده نماز بعد گفته زکات . کسی خمس نمی دهد و اعتقادی هم ندارد . اگر اعتقاد ندارد که مسئله ضروری است و اگر عمل نمیکند خوب می خواهد حج برود . حج بدون خمس ، درست نیست . در روایت داریم : کسی که زن دارد و همسرش را آزار می دهد ، عبادتش قبول نیست . ما برای عمل مطلوب یک شرایط مطلوب داریم . به یک محصل می گویند : این مسئله را حل کن و ایشان در یک کاغذ چرک نویس این کار را میکند و این قبول است ولی یک موقع در یک دفتر تمیز و مرتب آنرا می نویسد و حل میکند ، این مقبول تر است . داریم : بعد از نماز تسبیحات بگویید . این ها ثواب را زیادتر می کند .

13- چطور میتوانیم بفهمیم به حقیقت عبودیت پی برده ایم ؟
می گویند : ابوطلحه انصاری در مدینه باغی داشت و کسی که درمدینه باغ داشت امتیاز خوبی بود . روزی داشت قرآن میخواند . این آیه را خواند : از آنچه دوست دارید انفاق کنید . پیش خودش گفت : من این باغ را دوست دارم . پیش پیامبر رفت و گفت : من می خواهم این باغ را انفاق کنم . این حقیقت قرآن خواندن است . یعنی کسی که این طوری از قرآن اثر پذیرفت .
ملا فیض کاشانی کتابی بنام محجة البیضا نقل میکند :
یک جوانی در مدینه خیلی زیبا عبادت می کرد . دختری عاشق این جوان شد . عشق مجازی . این دختر روزها می آمد و نماز او را تماشا می کرد ولی پسر به او محل نمیگذاشت . روزی دختر جلوی او را گرفت و گفت : من از عشق تو دارم می میرم . تو شهوت و غریزه نداری و اصلا به من نگاه نمی کنی . جوان گفت : من هم شهوت دارم و چه کسی از گناه بدش می آید ؟ انسان به خودش فشار می آورد که گناه نکند ولی یک آیه دست من را می بندد . این که خدا می گوید : من چشم اشاره شما و نیت شما را می دانم . وقتی خدا این را می داند ، من چطور می توانم این گناه را انجام بدهم . یعنی نماز خواندن در مسجد کوفه این اثر را روی او گذاشته بود . میگویند : خانم با این آیه تغییر کرد . شبی که رسول اکرم به معراج رفت ، خدا از او سوال کرد : ای احمد چه زمانی بنده ، بنده ی واقعی من است ؟ گفت : نمی دانم . البته ندانستن در برابر پروردگار . خدا فرمود : اگر هفت ویژگی در بنده ای بود ، او بنده ی واقعی من است . اگر نماز ، روزه ، دعا و انفاقتان در شما این هفت شاخصه را نشان داد و احساس می کنید که این حالات را که البته درجه دارد ، در شما ایجاد می کند ، این حقیقت عبادت است .
ا – قدرت بازدارندگی از حرام یعنی من واقعا این را احساس کنم ، حالا که نماز می خوانم دلم نمی خواهم دروغ بگویم و نگاه به حرام بکنم ، دلم نمی خواهد پای فیلم مبتذل بنشینم . این نشانه حقیقت و کُنه عبودیت و ورع است . ورع از تقوی بالاتر است . یعنی قدرت بازدارنده . پلیس درونی که مانع می شود .
2 – خوف و ترس حقیقی و پسندیده ، یعنی ترس منفی نباشد . ترس پسندیده مثل ترسی که یک بچه از پدرش دارد . فردی در جنگ دید که عبدالله بن عامر دعا و التماس می کرد و می گفت : خدایا سه چیز از تو میخواهم . یکی اینکه از غیر از خدا نترسم . از خدا خواستم محبت نامحرم را از دلم بیرون کنم . آقایان متاهل از خدا بخواهند که فقط محبت همسر را در دلشان بیندازد و این الفت ایجاد می کند و خود انسان هم راحت می شود .
سومی اینکه خوابم را کم کند تا عبادتم زیاد بشود .
3 – حیا . اگر حیا نباشد ایمان نیست . حدیث داریم : تمام نیکی ها ریشه اش حیا است . اگر حیا نباشد ، در جامعه بزرگترها تکریم نمی شوند . حیا به این معنا است که انسان احساس کند یک ناظر محترمی او را تحت نظارت دارد . بهترین حیا ، حیا از خداست . جوانی در مدینه انگشتری پیدا کرد و او نیازمند بود ولی او صاحب انگشتر را که مردی یهودی بود پیدا کرد و انگشتر را به او داد . برای یهودی خیلی جالب بود که جوان مسلمان نیازمند این را تحویل داده است . او گفت : جوان نگفتی این صاحب انگشتر یهودی است و این انگشتر را بفروشم و پولش را خودم بردارم . گفت : چرا . ولی دیدم در روز قیامت پیامبر در یک طرف می نشیند و حضرت موسی در طرف دیگر می نشیند . وقتی من و تو وارد می شویم و موسی به تو که پیروی او هستی نگاهی می کند و رسول خدا هم به من نگاهی میکند که پیروی او هستم . اگر حضرت موسی به پیامبر ما بگوید : به آنها یاد نداده بودی مال مردم را حفظ کنند ، دیدم پیامبر ما باید جلوی موسی خجالت بکشد . یعنی آدم بداند خودش است و کسی او را نمی بیند ولی خجالت می کشد . روزی آقایی در کیوسک تلفن ضربه ای به جعبه تلفن زد و پولهای آن بیرون ریخت . آقا متعجب بیرون آمد و حتی پول خودش را هم برنداشت .
ولی بعضی ها خوشحال شدند و آن را برداشتند و از این آقا پرسیدند : چی شد ؟ گفت هیچی این ها مال اداره مخابرات است و حرام است . این خیلی حرف است . ما متاسفانه در جامعه مان عده ای هستند که در حرام خوری قدرت توجیه دارند . توجیه می کند و مال حرام را مصرف می کند . اگر انسان حیا را احساس کند حالا در کیوسک تلفن کسی نیست خودم هستم ولی این پول مال من نیست که بردارم . پس سومین حقیقت عبودیت ، حیا ، ورع ، خوف است . حیا دو قسم است : حیای پسندیده و ناپسند . حیای ناپسند یعنی من مسئله شرعی را نمی دانم و نمی پرسم . در کار و انفاق هم حیا نیست . در خواستگاری هم حیا نداریم . در حقگویی هم حیا نیست . ولی در ارتکاب گناه از خدا حیا داریم و این حیای پسندیده است .
4 – سکوتی است که به او اجازه ورود به سخنان لغو و بیهوده را نمی دهد . بعبارت دیگر انسانی که نماز می خواند یکی از شاخصه های عبادتش این است که کنترل زبان دارد . حدیث داریم : کسی که نماز می خواند و با زبان همسرش را آزار می دهد یا سخن چینی میکند ، این باعث میشود که نمازش ، نماز حقیقی نباشد . یعنی نماز حبط می شود و ار بین می رود . از لقمان سوال کردند : تو چرا این قدر در زندگی ات موفق بودی ؟ گفت : یکی از دلایلش سکوت است . از امام سجاد (ع) پرسیدند : سکوت بهتر است یا سخن ؟ یقیناً سخن . چون فضیلت سکوت را از همین سخن می گویید . منظور از سخن یعنی حرف های بیهوده نباشد . گاهی در یک شب نشینی در مدت سه ساعت هیچ سخن درستی گفته نمی شود . من نمیگویم همه اش آیه و حدیث بخوانند ولی باید ثمره ای هم داشته باشد . گل چرخاندن بعضی از مجالس ما ، تمسخر دیگران است . بیشترین کسانی که جهنم می روند با زبان می روند .
5 – کنترل خوردن . در روایت داریم : شیطان با حضرت یحیی ملاقات کرد و شیطان به یحیی گفت : تو اشکالی داری و او گفت : بگو . شیطان گفت : غذا خیلی می خوری و توفیق نماز شب از تو سلب می شود . می گویند : بعد از این حضرت یحیی غذا را خیلی کم کرد . و شیطان هم گفت : بعد از این ، دیگر کسی را نصیحت نمیکنم . چون تو حربه من را از من گرفتی . می گویند : در ماه رمضان در دادگاهها جرم کم می شود . در ماه رمضان انسان فکر می کند حال گناه کردن ندارد . کنترل غذا مهم است . کسی که نماز میخواند ف غذای حرام نمی خورد و مقید است که اسراف و پرخوری نکند . حد و مرزی در تغذیه اش باشد .
6 – بغض دنیا . یعنی به دنیا وابستگی نداشته باشد . اگر با دنیا سخت بگیرید با شما سخت می گیرد . اگر سوارش بشوید ، مَرکب خوبی است ولی اگر سوارت بشود ، راکب خوبی است . اگر انسان نگاهش به دنیا نگاهش به گول خوردن باشد ، حسابی انسان را به زمین می اندازد . وقتی دنیا گفته میشود ، منظور من همین است نه کوه و دشت و دره . کسی دنیا را مذمت میکرد . حضرت علی (ع) گفت : چرا دنیا را مذمت میکنی ؟ دنیا محل حبوط اولیائ خداست . دنیا محل تجارت آخرت است . آن چیزی که برای تو بد است و ابستگی توست . استادی می فرمودند : وقتی حضرت علی (ع) می فرمود : دنیا بد است ، دنیا را رها نکرد . خلافت را رها نکرد. زمانی که گفت : دنیا برو کس دیگری را گول بزن ، من با تو کاری ندارم که خلیفه بود و رهبری جنگ هم می کرد ، معنی اش این نیست که دنیا را رها کنم یعنی به زنم توجهی نکنم و به خواسته های بچه ام نرسم . یا اینکه خانه نخرم . بعضی ها فکر می کنند مومن بودن معادل فقیر بودن است تا کسی خانه خوب و ماشین خوب می خرد باید کافر بشود . یا کارخانه دار باید کافر باشد . چه عیبی دارد کارخانه دار مومن باشد . منظور از دنیا ، دنیا داری نیست منظور وابستگی به دنیا است . بعبارت دیگر امیری بر دنیا خوب است ولی اسیری دنیا بد است .
7 – اَخیار و خوبها را دوست دارند و با متقین دوست هستند . با کسی دوست هستند که خلق و خوی الهی دارد . خدا می فرماید : من ظالم را دوست ندارم . هرکس ظالم را دوست ندارد ، خلق و خوی الهی دارد . بعبارتی دیگر معنی حُب و بُغض ، حُب و بُغض الهی است . این هفت شاخصه را که به اختصار عرض کردیم ، اینها اثر پذیری از عبودیت است . حالا ممکن است کسی بگوید : هیچ کدام از این ها در ما نیست . پس بیاییم نماز را تعطیل کنیم . خیر این نیست . اگر ما میگوییم شما از قله کم بالا رفته اید و یا اول قله هستید ، معنایش این نیست که قله را رها کنید و به دره بروید . کم کم این ها را در خودش ایجاد کند . حیا رتبه دارد . بالاترین حیا ، حیای انبیاء است . انسان کم کم در خودش ایجاد کند .
امام صادق (ع) جوان بود و در خانه خدا طواف می کرد . هوا گرم بود و عرق کرده بود . دوباره طواف های مستحب می کرد . ایشان گفت : یک وقت دیدم دستی روی شانه ام آمد . دیدم امام باقر (ع) ، پدرم است . گفت : پسرم خودت را به زحمت نینداز ، خدا به عمل کم هم راضی میشود . کسانیکه برنامه ما را دیده اند ممکن است الان دو دسته بشوند . عده ای بگویند : دنبال عبادت برویم و فقط نماز بخوانیم ، این افراط است . پیامبر فرمودند : عبادت را مبغوض نفس خودتان نکنید . خانواده ها ، عبادت را مبغوض جوانانتان نکنید . کاری کنید جوانان با شوق به مسجد می آیند . نماز جماعت این قدر باید با جاذبه باشد که انسان خودبخود به طرف آن کشیده بشود . می گویند : کارگردان ی خوب است که فیلمش این قدرجاذبه داشته باشد که احتیاج به تبلیغات نداشته باشد . یا اینکه دسته ای بگوید : من دیگر نماز نخوانم و دنبال حیا بروم . سوره معارج میگوید : نمازگزار کسی است که تعبد و ...دارد . این ها اثرات نماز است .
سمت خدا
دانلود کامل مجموعه : اخلاق اسلامی و آداب مسلمانی سال 1390 ؛ حجة الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی


نوشته شده در   دوشنبه 28 آذر 1390    
PDF چاپ چاپ