سه شنبه 1 بهمن 1398 | Tuesday, 21 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 9 آذر 1390     |     کد : 13241

سخنان معصومين (ع ) نسبت به امام حسین ع

سخنان معصومين (ع ) نسبت به امام حسین ع

سخنان معصومين (ع ) نسبت به امام حسین ع
سخنان معصومين (ع ) نسبت به امام حسین ع
O پيغمبر اكرم نسبت به حسين بن على عليه السلام ، لهذا فرمود: »»» حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسينا ؛ حسين از من است و من از حسينم ؛خدا دوست مى دارد هر كسى را كه حسين من را دوست بدارد. (620)
O امام صادق عليه السلام فرمود: سوره والفجر را در نوافل و فرائض ‍ خودتان بخوانيد كه سوره جدم حسين بن على است .
عرض كردند: به چه مناسبتى سوره جد شماست ؟
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه ، فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى . (621)
O پيغمبر اكرم در عالم رويا به او (امام حسين عليه السلام ) فرموده بود: مرتبه و درجه اى هست كه تو به آن مرحله و درجه نخواهى رسيد مگر از پلكان شهادت
O در سفارش موسى بن جعفر عليه السلام به هشام آمده كه حضرت فرمود: حسين بن على (ع )فرمود: تمامى چيزهايى كه خورشيد بر آن مى تابد در مشرق و مغرب زمين و دريا خشكى و زمين هموار و كوهها، همه و همه نزد ولى خدا و اهل معرفت به حق خداوند چون سايه اى بيش نيست . آيا آزاد مردى پيدا نمى شود كه دست از اين لقمه جويده شده بر دارد؟ براى شما جر بهشت بهايى نيست پس خود را به غير بهشت نفروشيد، كه هر كس از خدا به دنيا راضى شود به چيز پستى راضى گشته است .
O امام صادق عليه السلام فرمود: رحم الله عمى العباس لقد آثر وابلى بلاء حسنا . (622)
فرمود: خدا رحمت كند عمويم عباس را، عجب نيكو امتحان داد، ايثار كرد
O امام زين العابدين فرمود: ما دوازده نفر بوديم و تمام ما دوازده نفر را به يك زنجير بسته بودند كه يك سر زنجير به بازوى من و سر ديگر آن به بازوى عمه ام زينب بسته بود. (623)
O امام باقر عليه السلام فرمودند كه : سى هزار نفر جمع شده بودند كه جد ما حضرت حسين عليه السلام را بكشند و كل يتقرب الى الله بدمه (624) و هر يك با كشتن او به خدا تقرب مى جستند، چون مى گفتند يزيد خليفه پيامبر است و حسين بن على بر او خروج كرده است ، بايد بايد با او جنگيد.(625)
O (رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند:) ان لقتل الحسين حراره فى قلوب المومنين لا تبرد ابدا ؛از قتل حسين در دل هاى مومنان سوزشى است كه هرگز به سردى نگرايد. (626) (627)
O در حديث است كه اميرالمؤ منين عليه السلام در صفين از سرزمين كربلا عبور كرد و تربت آنجا را بوييد و فرمود: واها لك ايتها التربه ليحشرن منك اقوام يدخلون الجنه بغير حساب . شگفتا از تو اى خاك پاك ! كه اقوامى از درون تو محشور مى شوند كه بى حساب داخل بهشت (628) (629) مى گردند.
گزيده اى از خطبه و سخنان امام حسين (ع )

O امام حسين فرمود: جدم به من فرموده است كه : تو درجه اى نزد خدا دارى كه جز با شهادت به آن درجه نائل نخواهى شد.
O به من مى گوييد نرو، ولى خواهم رفت . مى گوييد كشته مى شوم ، مگر مردن براى يك جوانمرد ننگ است ؟ مردن آن وقت ننگ است كه هدف انسان پست باشد و بخواهد براى آقايى و رياست كشته بشود كه مى گويند به هدفش نرسيد. اما براى آن كسى كه براى اعلاى كلمه حق و در راه حق كشته مى شود كه ننگ نيست .
چرا كه در راهى قدم برمى دارد كه صالحين و شايستگان بندگان خدا قدم برداشته اند. (630)
O امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم پس از آنكه نماز صبح را با اصحاب به جماعت خواند، برگشت و خطابه كوتاهى براى اصحاب و ياران ايراد كرد. در آن خطابه چنين گفت : اندكى صبر و استقامت ، مرگ جز پلى نيست كه شما را از ساحل درد و رنج به ساحل سعادت و كرامت و بهشت هاى وسيع عبور مى دهد.
O امام حسين عليه السلام وقتى كه مى آمد به طرف كربلا، اشعارى را با خودش مى خواند كه نقل شده پدر بزرگوارشان هم همين اشعار را گاهى مى خواندند، آن اشعار اين است .
فان تكن الدنيا تعد نفيسه
فدار ثواب الله على و انبل
و ان تكن الاموال للترك جمعها
فما بال متروك به المرء يبخل
و ان تكن الابدان للموت انشاءت
فقتل امرء بالسيف فى الله اجمعل .
اگر چه دنيا زيبا و دوست داشتنى است ، دنيا آدم را به طرف خودش ‍ مى كشد، اما خانه پاداش الهى ، خانه آخرت ، خيلى از دنيا زيباتر است ، خيلى از دنيا بالاتر و عالى تر است .
اگر مال دنيا را آخرت كار بايد گذاشت و رفت ، پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نكند.
و اگر اين بدن هاى ما ساخته شده است كه آخر كار بميرد، پس چرا در راه خدا با شمشير قطعه قطعه نشود؟ (631)
O مرگ براى انسان جوانمرد ننگ نيست ، اگر در راه حق جهاد كند و در حالى كه مسلم است كوشش به خرج بدهد (نيتش حق باشد و در حالى كه مسلم است مجاهده و جهاد كند) و با مردن صالح ، مواسات و همگانى و همدردى نمايد، و بر عكس ، راه خودش را از مردم بدبخت هلاك شده و مجرم گناهكار جدا كند.
O امام حسين عليه السلام مى فرمايد: موت فى عز من حياه فى ذل (632) مردن در سايه عزت بهتر است از زندگى با ذلت .
O من مردن را براى خدم سعادت ، و زندگى با ستمگران را موجب ملامت مى بينم . (633)
O حسين مى گويد: هيهات منا الذله حسين تن به خوارى بدهد؟!
O الموت اولى من ركوب العار (634)مرگ از متحمل شدن يك ننگ بالاتر است .
O موت فى عز خير من حياه فى ذل (635) مردن با عزت از زندگى با ذلت بهتر است .
O اى خود فروختگان به آل ابى سفيان ! با من مى جنگيد و من با شما مى جنگم .
زن و بچه چه تقصيرى دارند؟ كونوا احرارا فى دنياكم (636)اگر خدا را نمى شناسيد، اگر به معاد ايمان نداريد، آن شرقى كه يك انسان بايد داشته باشد كجا رفت ؟! حريت و آزاديتان كجا رفت ؟! (637)
O هر كس آمده است كه خون دلش را در راه ما ببخشد، هر كس تصميم گرفته است لقاء پروردگار را، چنين كسى با ما كوچ كند.
O ايها الناس ! هر كس كه خيال مى كند ما به مقامى نائل مى شويم ، به جايى مى رسيم ، چنين چيزى نيست ، برگردد.
O امام حسين عليه السلام از اصحاب خود بيعت گرفت و در شب عاشورا فرمود: من بيعت خودم را از گردن شما برداشتم .
O مسلم دختر كوچكى داشت . امام حسين وقتى كه نشست او را صدا كرد، فرمود بگوييد بيايد، دخترم مسلم را آوردند، او را نشاند روى زانوى خودش ‍ و شروع كرد به نوازش كردن . دخترك زيرك و باهوش بود، ديد كه اين نوازش ، يك نوازش فوق العاده است ، پدرانه است ، لذا عرض كرد، يا اباعبدالله ! يا ابن رسول الله ! اگر پدرم بميرد چقدر...؟
اباعبدالله متاثر شد، فرمود: دختركم ! من به جاى پدرت هستم . بعد از او، من جاى پدرت را مى گيرم .
صداى گريه از خاندان اباعبدالله بلند شد. اباعبدالله رو كرد به فرزند عقيل و فرمود: اولاد عقيل ! شما يك مسلم داديد كافى است ، از بنى عقيل يك مسلم كافى است ، شما اگر مى خواهيد برگرديد، برگرديد.
عرض كردند: يا اباعبدالله ! يا ابن رسول الله ! ما تا حال كه مسلمى را شهيد نداده بوديم ، در ركاب تو بوديم ، حالا كه طلبكار خون مسلم هستيم ، رها كنيم ؟ ابدا، ما هم در خدمت شما خواهيم بود تا همان سرنوشتى كه نصيب مسلم شد، نصيب ما هم بشود. (638)
O امام حسين عليه السلام در عاشورا فرمود: آيا حلالى را حرام و حرامى را حلال كرده ايم كه از روى عقيده با من بجنگيد؟ - يا مالى را برده ام و خونى را ريخته ام - كه روى عداوت شخصى با من بجنگيد؟
O در روز عاشورا خطاب به مردم فرمود: ثم ايم الله لا تلبثون بعدها الا كريثما يركب الفرس حتى تدوربكم دور الرحى و تقلق بكم قلق المحور ؛سپس به خدا سوگند، جز زمان اندكى به اندازه زمان سوار شدن بر اسب نمانيد تا اينكه اين آسياب به گردش آيد و شما را در تنگناى محور خويش گيرد. (639) (640)
O در روز عاشورا خطاب به اهل بيت خود فرمود: استعدوا للبلاء و اعلموا ان الله حافظكم و منجيكم من شر الاعداء و يعذب اعاديكم بانواع البلاء (641) (642) خود را آماده بلا كنيد، و بدانيد كه خداوند حافظ و رهايى بخش ‍ شما از دشمنان است ، و دشمنانتان را به انواع بلاكيفر خواهد داد.
گزيده اى از خطبه حضرت زينب
O اى اهل كوفه ! اى دغلبازان فريبكار بى وفا! آيا گريه مى كنيد؟ پس اشك شما نخشكد و ناله تان خاموش نگردد، مثل شما همچون آن زن احمق است كه پنبه هايى را مى رشت و نخ مى ساخت ، دوباره آنچه را كه رشته بود پنبه مى كرد و آنچه را كه بافته بود باز مى كرد.
O پس بگرييد كه سزاوار گريه ايد و راستى كه شما به عار اين كار گرفتار آمديد و به ننگ آن مبتلا گشتيد و هرگز اين لكه ننگ را نتوانيد شست . و كجا مى توانيد ننگ كشتن زاده ختم نبوت و معدن رسالت ، و سرور جوانان بهشتى جنگتان و جايگاه سلامتى خود و طبيب زخم هايتان و پناه مشكلاتتان و بيانگر حجتتان و مشتعلگاه راهتان را بشوييد!.
O واى بر شما! مى دانيد چه جگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله بريديد؟ و چه پيمانى شكستيد؟ و چه دخترانى از او در معرض ديد آورديد؟ و چه حرمتى از او دريديد؟ و چه خونى از او ريختيد؟
O راستى كه كار ناپسندى كرديد كه نزديك است آسمان ها از شدت آن بشكافد.
O پس اين مهلت شما را سبكسار نسازد كه عجله و شتاب ، خدا را به شتاب نيندازد و بيم از دست رفتن انتقام بر خدا نرود، هرگز، كه خداوند در كمين ما و آنها نشسته است . (643)
O سپاس خدايى را كه ما را به پيامبرش محمد گرامى داشت ، و از هر گونه پليدى به خوبى پاك ساخت . جز اين نيست كه فاسق رسوا مى شود، و فاجر دروغ مى گويد: و او بحمدالله ما نيستيم و غير ماست .
O كار خدا را نسبت به برادرت چگونه ديدى ؟ فرمود: خداوند شهادت را در سرنوشت آنها مقرر فرموده بود و آنان به قتلگاه خويش پيوستند، و به زودى خداوند ميان تو و آنان جمع كند. پس بنگر كه پيروزى از آن كيست ؟ مادرت به عزايت بنشيند اى پسر مرجانه !... پس ابن زياد به خشم آمد و برافروخت .
منابع
620-  -آشنايى با قرآن ، ج 8، ص 315.
621-  -حماسه حسينى ، ج 1، ص 297.
622-  -ابصار العين ص 26.
623- حماسه حسينى ، ج 1، ص 177.
624-  -مقتل الحسين مقرم صفحه 6، به نقل از ابى بكر ابن العربى الاندلسى در عواصم صفحه 232.
625-  -حق و باطل ، ص 53.
626- مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 217.
627- حماسه حسينى ، ج 3، ص 321.
628- بحارالانوار، ج 44، ص 255.
629- حماسه حسينى ، ج 3، ص 377. 630-  -حماسه حسينى ، ج 1، ص 153.
631- شهيد ص 98.
632-  -ملحقات احقاق الحق ، ج 11، ص 601. 633-  -حماسه حسينى ، ج 1، ص 153.
634- بحارالانوار، 78 / 128
635- بحارالانوار 44 / 192. چاپ جديد.
636-  -اللهوف ص 120.
637-  فلسفه احلاق ص 160 و 161.
638-  -حماسه حسينى ، ج 1، ص 205.
639-  -لهوف ، ص 42.
640-  -حماسه حسينى ج 3، ص 180
641-  -خود را آماده بلا كنيد، و بداندى كه خداوند حافظ و رهايى بخش شما از دشمنان است ، و دشمنانتان را به انواع بلاكيفر خواهد داد.
642-  -حماسه حسينى ، ج 3، ص 180.
643-  -حماسه حسينى ، ج 3، ص 351.


نوشته شده در   چهارشنبه 9 آذر 1390    
PDF چاپ چاپ