دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 14 آذر 1390     |     کد : 13117

فصل هفتم : دفن حضرت امام حسین ع و يارانش

فصل هفتم : دفن حضرت امام حسین ع و يارانش

فصل هفتم : دفن حضرت امام حسین ع و يارانش
دفن حضرت امام حسین ع و يارانش
1 - شيخ مفيد گفته است :
چون عمر سعد كوچيد، گروهى از بنى اسد كه در غاضريه ساكن بودند، نزد جسد امام حسين عليه السلام و اصحاب او آمدند و بر آنان نماز خواندند و حسين عليه السلام را در جايى كه اكنون قبر اوست به خاك سپردند، پسرش ‍ على اكبر را پايين پاى او دفن كردند و براى شهداى ديگر از اهل بيت و يارانش كه با او شهيد شده بودند، جايى نزديك پاى حضرت قبر كندند و همه را يكجا به خاك سپردند. عباس بن على عليه السلام را نيز همان جا كه شهيد شده بود، سر راه غاضريه كه اكنون قبر اوست به خاك سپردند.
2 - ابن نما گويد:
چون مردم از كربلا برگشتند، گروهى از بنى اسد كه در غاضريه سكونت داشتند آمدند و بر آن اجساد پاك نماز خواندند و در آن تربت اطهر دفنشان كردند.
3 - محدث قمى گويد:
حر بن يزيد در همان جا كه كشته شد دفن شد. خويشاوندانش او را به خاك سپردند. بنى اسد بر قبايل عرب افتخار مى كردند كه : ما بر حسين عليه السلام نماز خوانديم و او و يارانش را به خاك سپرديم .
4 - ابن شهر آشوب گويد:
اجساد آنان را مردم غاضريه از بنى اسد، يك روز پس از شهادتش در تف به خاك سپردند.
براى بيشتر آنان قبرهايى مى يافتند و پرندگان سفيدى را آنجا مى ديدند.
5 - محمد بن سعد گويد:
زهير بن قين با امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد. همسرش به غلامشان به نام شجره گفت : برو و مولاى حضرت را دفن كن . گويد: آمدم و حسين عليه السلام را ديدم كه بر روى خاك افتاده است .
گفتم : آيا من صاحب خودم را كفن كنم و حسين را رها كنم ؟ حسين را كفن كردم و برگشتم و به همسر زهير گفتم : گفت : آفرين ! كفن ديگرى داد و گفت : برو صاحب را كفن كن و چنان كردم .
امام سجاد عليه السلام و دفن امام عليه السلام
6 - محدث قمى گويد:
در جاى خود ثابت است كه امام معصوم را جز معصوم به خاك نمى سپارد، امام را جز امام غسل نمى دهد و اگر امامى در مشرق فوت كند و وصى او در مغرب باشد، خدا بين آن دو را جمع مى كند.
7 - مجلسى گويد:
از برخى راويان نقل شده كه نزد امام رضا عليه السلام بودم . على بن ابى حمزه و ابن سراج و ابن مكاره وارد شدند. پس از سخنانى كه ميان آنان و امام درباره امامتش گذشت ، على بن ابى حمزه گفت : از پدرانت براى ما روايت شده كه عهده دار امر دفن امام ، جز امام نمى شود. امام پرسيد: پس ‍ بگو حسين بن على عليه السلام امام بود يا نه ؟ گفت : امام بود. پرسيد: چه كسى عهده دار كار او شد؟ گفت : على بن الحسين عليه السلام . پرسيد: او كجا بود؟ او كه دست ابن زياد اسير بود! گفت : بى آنكه بفهمند بيرون آمد و پدرش را دفن كرد و برگشت . امام رضا عليه السلام فرمود: خدايى كه مى تواند امام سجاد عليه السلام را به كوفه ببرد تا پدرش را دفن كند، مى توان صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده دار كفن و دفن پدرش ‍ شود و برگردد ، در حالى كه نه در زندان است نه اسير. (3)
8 - صفار قمى با سند خويش از امام صادق عليه السلام نقل مى كند:
چون رسول خدا صلى الله عليه و آله در گذشت ، جبرئيل همراه فرشتگان و روح كه در شب قدر فرود مى آيند. فرود آمد، على عليه السلام چشم خود را گشود و آنان را در منتهاى آسمانها تا زمين ديد كه همراه وى ، پيامبر را غسل مى دهند او بر آن حضرت نماز مى خوانند و برايش قبر مى كنند. به خدا كه جز فرشتگان براى پيامبر خدا قبر نكندند تا آنكه چون در قبر نهاده شد، همراه آنكه وارد قبر شد وارد شدند و او را در گور نهادند. پس سخن گفت و گوش على عليه السلام به سخنان آنان گشوده شد. شنيد كه آنان را به حضرت سفارش مى كرد پس گريست ، و شنيد كه مى گويند: ديگر زخمى به او نمى رسانند. پس از تو اكنون ديگر او همنشين ماست ، جز آنكه پس از حالا ديگر ما را به چشم خود نمى بيند. تا آنكه امير المومنين عليه السلام در گذشت . حسن و حسين عليهاالسلام همان صحنه را مشاهده كردند؛ پيامبر را ديدند كه فرشتگان را يارى مى كند، آن گونه كه نسبت به پيامبر رفتار كردند تا آنكه امام مجتبى عليه السلام در گذشت . حسين عليه السلام همان صحنه ها را ديد؛ پيامبر و على را ديد كه فرشتگان را يارى مى كنند تا آنكه حسين عليه السلام شهيد شد. امام سجاد مثل آن صحنه ها را ديد؛ پيامبر، على و حسن را ديد كه فرشتگان را كمك مى كنند. چون امام سجاد در گذشت ؛ امام باقر عليه السلام آن صحنه ها را ديد؛ پيامبر، على ، امام حسن و امام حسين را ديد كه يارى فرشتگان مى كنند. امام باقر كه وفات يافت ، امام صادق اين صحنه ها را ديد؛ پيامبر، على ، امام حسن و حسين و امام سجاد را ديد كه فرشتگان را يارى مى كنند تا آنكه امام صادق وفات يافت ، موسى بن جعفر عليه السلام اين صحنه ها را ديد. همين گونه تا آخرين ما جريان مى يابد.
9- مقرم گويد:
چون امام سجاد عليه السلام آمد، بنى اسد را ديد كه كنار كشتگان گرد آمده اند و سر گردانند؛ نمى دانند چه كنند و كشته ها را نمى شناسند، چون بين بدنها و سرهاى مقدس جدايى انداخته بودند و گاهى از بستگان آنان مى پرسيدند.
امام سجاد به آنان خبر داد كه براى دفن اين اجساد پاك آمده است . آنان را با نام و مشخصات معرفى كرد. هاشميان را از ديگران شناسدند. ناله و شيون برخاست و اشكها جارى شد و زنان بنى اسد مو پريشان كردند و سيلى به صورت بلند گريه كرد. به محل قبر آمد، كمى از خاكها را كنار زدت قبر حاضر و آماده و صندوقى شكافته آشكار شد. آن حضرت دستان خود را زير كمر امام حسين عليه السلام گشود و گفت : بسم الله و بالله و على مله رسول الله ، صدق الله و رسوله ، ماشاء الله ولا حول ولا قوه الا بالله العظيم و به تنهايى بى آنكه بنى اسد در اين كار همراهى اش كنند پيكر مطهر را وارد قبر كرد و به آنان همراه من كسى هست كه يارى مى كند. چون او را در قبر نهاد، صورت بر آن رگهاى بريده نهاد و گفت : (خوشا سرزمينى كه پيكر پاك تو را در بر گرفت ! دنيا پس از تو نيزه و تاريك است و آخرت با فروغ جمالت روشن است . اما شب ، بيدارى و غم است و اندوهگين هميشگى تا آنكه خداوند براى خاندان تو سراى آخرت را برگزيند كه تو در آنى . سلام و رحمت و بركات الهى بر تو باد از من ، اى فرزند رسول خدا! و بر قبر نوشت : (اين قبر حسين بن على بن ابى طالب است كه او را لب تشنه و غريب شهيد كردند. آنگاه به طرف عمويش عباس رفت و او را در همان حال ديد كه فرشتگان آسمانها را دهشت زده ، و حوريان بهشتى را گريان ساخته بود. خود را روى بدن مقدس او انداخت و رگهاى بريده اش را مى بوس و مى گفت : پس از تو خاك بر سر دنيا اى قمر بنى هاشم ! از من سلام بر تو باد اى شهدى خدايى ! رحمت و بركات الهى بر تو باد!
براى او نيز قبرى گشود و به تنهايى او را وارد قبر كرد، همان گونه كه با پدرش ‍ كرد و به بنى اسد فرمود: با من كسانى اند كه يارى ام مى كنند. آرى ، براى بنى اسد مجالى گذاشت تا در دفن شهداى ديگر مشاركت كنند. دو جا را براى آنان تعيين كرد و فرمود دو گودال كندند؛ در اولى بنى هاشم را و در ديگرى اصحاب را قرار دادند. اما حر رياحى را قبيله اش بردند، به جايى كه هم اينك قبر اوست . گويند: مادرش حاضر بود. چون ديد كه اجساد ديگر را چه مى كنند (دفن همه در يك جا) حر را به اين مكان برد.
اثر انبان برگرده امام عليه السلام
10 - ابن شهر آشوب به نقل از شعيب بن عبدالرحمان خزاعى گويد:
روز عاشورا بر پشت امام حسين عليه السلام اثر و نشانه اى ديدند. از امام زين العابدين پرسيدند، فرمود: اين ، اثر انبانهاى غذاست كه حضرت بر دوش مى كشيد و به خانه هاى بيوه زنان و يتيمان و بينوايان مى برد.
خريدن محل دفن
11 - طريحى گويد:
روايت است كه امام حسين عليه السلام اطراف محلى را كه قبر شريفش ‍ آنجاست از مردم نينوا و غاضريه به 60 هزار درهم خريد و به خود آنان بخشيد و بر آنان شرط كرد كه زائران قبرش را به قبر او راهنمايى كنند و سه روز مهمان كنند.
محل دفن سر مطهر
12 - ابن نما گويد:
درباره مدفن سر مطهر اختلاف است . برخى گويند عمرو بن سعيد آن را در مدينه دفن كرد. از منصور بن جمهور نقل شده كه وارد خزانه يزيد شد. وقتى كه گشودند، سر مطهر را آنجا ديد. به غلامش سليم گفت : اين كيسه چرمين را نگهدارى كن كه از گنجهاى بنى اميه است چون آن را گشود، سر امام حسين عليه السلام در آن بود كه به رنگ مشكى خضاب شده بود. به غلامش گفت پارچه اى بياور. پارچه اى آورد و آن را در آن پيچيد و در دمشق ، كنار (باب الفراديس ، نزديك برج سوم از سمت مشرق دفن كرد.
گروهى از مردم مصر به من گفته اند: مدفن سر مطهر نزد آنان است و به نام (مشهد الكريم ناميده مى شود؛ بقعه اى طلايى است و در مناسبتها به زيارت آن مى روند و معتقدند كه آن سر مطهر آنجا دفن شده است . ولى قول مورد اعتماد آن است كه آن سر را پس از گرداندن در شهرها برگردانده و به بدن ملحق ساختند و با جسد دفن شد.
13 - ابن جوزى گويد:
درباره محل دفن سر مطهر اقوالى است . معروفترين آنها آن است كه به كربلا برگردانده ، با بدن دفن كردند. قول ديگر آن است كه در مدينه ، كنار قبر مادرش فاطمه عليهاالسلام مدفون است . ابن سعد گويد: چون سر به مدينه رسيد، سعيد بن عاص والى مدينه بود. آن را جلو او گذاشتند. او از بينى سر گرفت ، بعد دستور داد كفن كردند و كنار مادرش فاطمه عليهاالسلام به خاك سپردند.
شعبى گويد: مروان حكم در مدينه بود. آن سر را گرفت و در مقابل خود نهاد و با بينى آن ور مى رفت و خطاب به آن حرفهايى اهانت آميز داشت و مى گفت به ياد دوران عثمان مى افتم . سعيد بن عاص يا عمرو بن سعيد كه از خانه هاى هاشميان صداى شيون شنيد، با خواندن شعرى طنزآميز، از گذشته ياد كرد.
قول ديگر آن است كه در دمشق مدفون است . ابن ابى الدنيا حكايت كند: در خزانه يزيد در دمشق سرى پيدا شد، آن را كفن كرده و در (باب الفراديس به خاك سپردند. بلاذرى هم گويد كه سر او در دارالاماره دمشق است . واقدى نيز چنين گفته است .
قول چهارم آنكه در مسجد رقه ، كنار فرات ، در شهرى مشهور دفن شده است . اين گفته عبدالله بن عمر وراق در كتاب (مقتل است . گويد: چون سر مطهر را پيش يزيد آوردند، گفت : آن را به تلافى سر عثمان ، نزد خاندان (ابى معيط مى فرستم كه در رقه بودند. سر را پيش آنان فرستاد. آنان سر را در يكى از خانه هاى خود دفن كردند. بعدها آن خانه جزو مسجد جامع شد، نزديك درخت سدرى كه آنجاست و برگهايى شبيه برگ نيل دارد و زمستان و تابستان سبز است .
قول پنجم آن است كه خلفاى فاطمى آن سر را از باب الفراديس به عسقلان و از آنجا به قاهره بردند و هم اكنون آنجاست و مزار بزرگى دارد.
به هر حال ، آن سر مطهر هر جا كه باشد، در دلها و وجدانهاست و در رازها و خاطره هاست و قلب دوستداران ، جايگاه اوست . (1)


نوشته شده در   دوشنبه 14 آذر 1390    
PDF چاپ چاپ