دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 28 آبان 1390     |     کد : 13090

بخش پنجم : آثار و پيامدهاى قيام عاشورا ؛ فصل اول: احياى اسلام و آيين حق

بخش پنجم : آثار و پيامدهاى قيام عاشورا ؛ فصل اول: احياى اسلام و آيين حق

بخش پنجم : آثار و پيامدهاى قيام عاشورا ؛ فصل اول: احياى اسلام و آيين حق
احياى اسلام و آيين حق- دستگاه خلافت اموى تصور مى كرد با كشتن امام حسين (عليه السلام) و يارانش - آن هم در نهايت قساوت و بى رحمى - و اسارت زنان و كودكانش ‍ به هدف خويش رسيده و نتيجه مطلوب را به دست آورده است به گمان خويش هم توانسته است دشمن شماره يك خود را از سر راه بردارد و هم از ديگران زهر چشمى بگيرد نا هيچ كس بناى مخالفت با حكومت او را در سر نپروراند.
يزيديان كه پس از حادثه عاشورا از پيروزى خيالى خود!سرمست و مغرور بودند سخنانى بر زبان جارى ساختند و رفتارهايى از خود بروز دادند كه به افشاى ماهيت و نيات شوم آنان كمك كرد آنان كه گمان داشتند با كشتن امام حسين (عليه السلام) و اسارت خانواده او به پيروزى بزرگى نايل خيالى خود را به رخ همگان بكشانند و مستى و سرور خود را تكميل كنند به اقدامات نابخردانه و جاهلانه اى دست دست زدند كه شادكانى زود گذر آنان را به مصيبت و ماتم دائمى تبديل كرد.
آذين بندى شهرهايى چون كوفه و دمشق بر پا كردن مجالس سرور و شادى توام با رقص و شراب و پايكوبى به زنجير بستن نوادگان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و گرداندن آنان در ميان مردم در هيت اسيران جنگى تازيانه زدن به اطفال بى گناه بر سر نيزه كردن سرهاى شهيدان سرافراز كربلا و زدن چوب خيزران بر لب و دندان امام و... از جمله كارهايى بود كه به منظور منظور تحقير اسيران و زهر چشم گرفتن از ديگران ار بنى اميه بروز كرد ولى تمام اين اعمال تير خلاصى بود بر قلب پليد دستگاه اموى به گونه اى شادمانى زود گذر آنان تبديل به كابوس وحشتناكى شد و لحظه اى آنان را رها نساخت. در واقع هنوز طعم پيروزى را مضمصه نكرده بودند كه تلخى آن را در سراسر وجود پلشت و پليد خود احساس كردند در بخش دوم كلمات كفرآميز و ضد اسلامى يزيد و برخى ديگر از بنى اميه گذشت.
آنان در حالى كه سرمست از باده پيروزى خيالى بودند تصريح كردند كه انتقام خود را از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) گرفته اند و تصور مى كردند به اهداف خويش كه بازگشت به عصر جاهليت بود نزديك شده اند ولى در واقع همه اين تلاش ها تيشه اى بود كه بر ريشه نا پاك دستگاه اموى وارد مى شد!
شهادت امام حسين (عليه السلام) و ياران پاكبازش به احياى مكتب محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم) كمك كرد و خون پاك ابا عبدالله (عليه السلام) درخت اسلام را آبيارى نمود و به رشد و بالندگى امت اسلامى و بيدارى مسلمانان انجاميد.
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد:پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) هنگامى كه ابراهيم بن طلحه در مدينه با امام على بن الحسين (عليه السلام) روبرو شد از روى طعنه گفت:
يا على بن الحسين من غلب؟ اى على بن الحسين در اين نبرد چه كسى پيروز شد؟
امام جهارم (عليه السلام) فرمود:
اذا اءردت أن تعلم من غلب و دخل وقت الصلاة فاذن و اءقم اگر مى خواهى بدانى پيروزى و غلبه با چه كسى بود به هنگام فرا رسيدن وقت نماز اذان و اقامه بگو(629)
امام (عليه السلام) بال اين پاسخ به او فهماند كه هدف يزيد محو اسلام و نام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بود ولى همچنان طنين لا اله الا الله و محمد رسول الله بر ماذنه ها مى پيچيد و مسلمانان در همه جا - حتى در شام و پايتخت سلطنت يزيد - به يگانگى خدا و رسالت محمد صلى الله عليه و اله گواهى مى دهند!
موسيو ماربين آلمانى مى گويند:حسين با قربانى كردن عزيزترين افراد خود با اثبات مظلوميت و حقانيت خود به دنيا درس فداركارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت و اگر چنين حادثه اى پيش نيامده بود قطعنا اسلام به حالت كنونى باقى نمى ماند و ممكن بود يكباره اسلام و اسلاميان محو و نابود گردند(630)
حديث معروف نبوى (صلى الله عليه و آله و سلم) كه فرمود: حسين منيى و أنا من حسين حسين از من است و من از حسينم (631)
محقق گرديد حسين از رسول خداست چرا كه فرزند دختر او او حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است ولى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:من از حسينم بدين معنا كه حسين (عليه السلام) آيين مرا احيا مى كند و از اين جهت خودم را از حسين مى دانم. به صراحت مى توان گفت:قيام امام حسين (عليه السلام) نه تنها آيين پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) را نجات داد،بلكه از محو اهداف رسالت ساير انبيا نيز جلوگيرى كرد چرا كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) كامل كننده رسالت پيامبران گذشته و خاتم رسولان و دين او خاتم اديان بود.
گويا تلاش هاى همه انبياى گذشته مقدمه اى بود براى ظهور پيامبر خاتم و سپردن پرچم هدايت بشرى به دست آن حضرت تا دامنه قيامت.
مى دانيم اين آيين كه خاتم اديان الهى بود در عصر حكومت معاويه و يزيد مورد تهديد قرار گرفت به ويژه در سلطنت يزيد و بيم آن مى رفت كه ثمرات تلاش هاى انبيا و به ويژه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) به فراموشى سپرده شود در چنين شرايطى شهادت امام حسين (عليه السلام) به احياى آيين خدا كمك كرد و درخت توحيد و نبوت را طراوت و سرسبزى تازه اى بخشيد.
و شايد به همين دليل در زيارت وارث (632) نه تنها امام حسين (عليه السلام) وارث پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) بلكه وارث انبياى بزرگى همچون حضرت آدم (عليه السلام) حضرت نوح (عليه السلام) حضرت ابراهيم (عليه السلام) حضرت موسى (عليه السلام) و حضرت عيسى (عليه السلام) ناميده شده است گويا حسين (عليه السلام) همچون گلابى است كه از گل هاى متعدد گلستان توحيد و نبوت گرفته شده بوى همه انبياى گذشته را دارد و وارث همه آنهاست.
منابع
629- بحارالانوار ج 45،ص 177 در مقتل الحسين مقرم ص 375 آمده است وقتى كه امام زين العابدين (عليه السلام) با اهل و عيالش وارد مدينه شد ابراهيم بن طلحة بن عبيدالله پيش آمد و گفت من الغالب؟ امام (عليه السلام) فرمود:اذا دخل وقت الصلاة فاذن و اقم تعرف الغالب
630- به نقل از كتاب درسى كه حسين به انسان ها آموخت ص 284
631- بحارالانوار ج 43،ص 261 اين حديث در منابع مختلف اهل سنت نيز نقل شده است از جمله مستدرك حاكم ج 3،ص ص 177 معجم الكبير طبرانى ج 22،ص 274 و كنز العمال ج 12،ص 115
632- كامل الزيارت ص 375 تهذيب الاحكام ج 6،ص 88،اقبال سيد بن طاووس ج 2ت ص 63 و مفتاح الجنان


نوشته شده در   شنبه 28 آبان 1390    
PDF چاپ چاپ