يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 29 مهر 1390     |     کد : 12453

متن عربی و ترجمه فارسی دعای 54 صحیفه سجادیه ؛ دعا در طلب رفع اندوه

متن عربی و ترجمه فارسی دعای 54 صحیفه سجادیه ؛ دعا در طلب رفع اندوه

54) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى اسْتِكْشَافِ الْهُمُومِ:
ترجمه دعاى پنجاه و چهارم: دعاى آن حضرت (عليه السلام) در طلب رفع اندوه

(1) يَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ كَاشِفَ الْغَمِّ، يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ الاْخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْرُجْ هَمِّى، وَ اكْشِفْ غَمِّى.
(2) يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ، اعْصِمْنِى وَ طَهِّرْنِى، وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتِى. وَ اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِىِّ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ قُلْ:
(3) اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤَالَ مَنْ لا يَجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِيثا، وَ لا لِضَعْفِهِ مُقَوِّيا، وَ لا لِذَنْبِهِ غَافِرا غَيْرَكَ، يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ أَسْأَلُكَ عَمَلا تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَ يَقِينا تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقَّ الْيَقِينَ فِى نَفَاذِ أَمْرِكَ.
(4) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسِى، وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْيَا حَاجَتِى، وَ اجْعَلْ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتِى شَوْقا إِلَى لِقَائِكَ، وَ هَبْ لِى صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ.
(5) أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ كِتَابٍ قَدْ خَلا، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتَابٍ قَدْ خَلا، أَسْأَلُكَ خَوْفَ الْعَابِدِينَ لَكَ، وَ عِبَادَةَ الْخَاشِعِينَ لَكَ، وَ يَقِينَ الْمُتَوَكِّلِينَ عَلَيْكَ، وَ تَوَكُّلَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْكَ.
(6) اللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتِى فِى مَسْأَلَتِى مِثْلَ رَغْبَةِ أَوْلِيَائِكَ فِى مَسَائِلِهِمْ، وَ رَهْبَتِى مِثْلَ رَهْبَةِ أَوْلِيَائِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِى فِى مَرْضَاتِكَ عَمَلا لا أَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئا مِنْ دِينِكَ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.
(7) اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِى فَأَعْظِمْ فِيهَا رَغْبَتِى، وَ أَظْهِرْ فِيهَا عُذْرِى، وَ لَقِّنِّى فِيهَا حُجَّتِى، وَ عَافِ فِيهَا جَسَدِى.
(8) اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ أَوْ رَجَاءٌ غَيْرُكَ، فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِى وَ رَجَائِى فِى الْأُمُورِ كُلِّهَا، فَاقْضِ لِى بِخَيْرِهَا عَاقِبَةً، وَ نَجِّنِى مِنْ مَضِلاتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
(9) وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفَى وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِينَ.
انْتَهَى
ترجمه دعاى پنجاه و چهارم: دعاى آن حضرت (عليه السلام) در طلب رفع اندوه
1. اى كه اندوه را مى برى و غم را بر مى دارى، اى بخشنده دنيا و آخرت و مهربان در اين دو. درود بر محمد و آل محمد فرست، و اندوه مرا بردار، و غم مرا برطرف كن.
2. اى يكتاى يگانه،(154) اى بى نياز كه فرزند نياورده و فرزند ديگرى نبوده اى و كسى همتاى تو نيست، مرا نگاهدار و پاك كن، و رنج مرا زائل كن. پس آية الكرسى (155) و معوّذتين و قل هو الله را بخوان و بگو:
3. اى خداى من! از تو سؤ ال مى كنم مانند كسى كه نيازمندى او به غايت شدت رسيده و نيروى او سست گشته و گناهانش بسيار شده، مانند كسى كه براى نيازمندى خود فريادرسى نمى يابد و براى ناتوانى خود نيرودهنده نمى شناسد و براى گناهش آمرزنده نمى داند، جز تو اى صاحب بزرگى و كرم، از تو سؤ ال مى كنم مرا به عمل توفيق دهى كه چون كسى آن عمل را به جاى آرد، او را بدان سبب دوست دارى، و يقينى عنايت كنى كه مؤمنان حقيقى به نفاذ فرمان تو را سود بخشد.
4. خدايا! درود بر محمد و آل او فرست، و جان مرا آن دم بازستان كه در ايمان استوار و راست باشم و رشته نياز مرا از اين جهان بگسل و مرا سوى آن كرامات كه نزد تو است راغب گردان تا پيوسته آرزوى ديدار تو كنم و به راستى بر تو توكل نمايم.
5. بهترين مقدرات كه در ازل نگاشتى، براى خويشتن ميخواهم و از سرنوشت بد كه پيش مقرر فرموده اى پناه به تو مى برم، مرا ترس در بندگى و عبادت با فروتنى و يقين با توكل و توكل با ايمان نصيب فرما.
6. خداوندا! رغبت مرا در سؤ ال خويش مانند رغبت دوستان خود گردان و بيم مرا هم مانند بيم آنان قرار ده و مرا در تحصيل خشنودى خود بر گمار چنان كه هيچ عملى دين تو را از ترس كسى فرو نگذارم.
7. خداوندا، حاجت من اين است، رغبت مرا در آن بسيار گردان و عذر مرا آشكار كن، و حجت مرا بر زبانم نه، و تن مرا براى انجام آن سلامت دار.
8. خداوندا، هر كس اعتماد بر كسى دارد يا اميد به جايى غير تو، اينك اعتماد بر تو دارم و اميدم در همه كار تويى، پس براى من آن را مقدر فرما، كه فرجام آن نيكوتر بود و از فتنه ها گمراه كننده مرا رهايى ده.
و صلى الله على سيدنا محمد رسول الله المصطفى و على آله الطاهرين.
تمام شد ترجمه اين صحيفه مباركه به خامه حقير ناچيز ابوالحسن بن محمد بن غلامحسين المدعو بالشعرانى عفى عنه
پی نوشت
154- واحد به يك اصطلاح آن است كه در ذات شريك ندارد و آن را يكتا ترجمه كرديمو معنى احد اين كه در صفات شريك ندارد و آن را يگانه ترجمه كرديم و گاهى احد را گويند كه ذات او مركب نيست.
155- در فضل آية الكرسى احاديث بسيار از عامه وخاصه روايت است و مراد از آن آيتى است در سوره بقره مشتمل بر كرسى از الله لا اله الا هو تا و هو العلى العظيم و گاه بعضى روايت آمده است: آية الكرسى و آيتين بعدها و مراد از آن تا هم فيها خالدون است و چون اين آيت دليل قوى بر قيوميت و حفظ پروردگار است، از خواص آن براى خواننده محفوظ ماندن از هر شرى است و معوذتين به صيغه اسم فاعل دو سوره قل اعوذ است در آخر قرآن، يكى متضمن استعاذه از شر دنيوى و بدنى و ديگرى متضمن استعاذه از شر روحى و وساوس باطنى. و مراد از كرسى چنان كه در اعتقادات صدوق رحمه الله آمده دو چيز است:
يكى، ظرف همه آفريدگان يعنى آن كه همه اجسام در او است و به اصطلاح حكما محدد الجهات گويند. و ديگر، علم پروردگار كه محيط به همه چيز است و به اصطلاح بعضى، عرش بزرگ تر از كرسى و حاوى آن است، پسمحدد الجهات اصلى عرش است و الله العالم.
و در عهد ما جماعتى حمقايند كه هر چه طبيعيانفرنگ گويند راست پندراند و آن را باور دارند از جملهقضا را غير متناهى گويند و عرش و كرسى را انكار كنند و مكمل طبيعى براى هيچ جسم ثابت نكنند، ابو على سينا و ديگران به دليل عقل ثابت كردند فضا غيرمتناهى نيست و جسم بى مكان طبيعى محال است. و اين مذهب كه فرنگياننسبت به يكى از بزرگان خود اسحق نيوتن ميدهند و اجزاى عالم را اجاذب و مجذوب يكديگر مى شمرند سخن تازه و اختراع او نيست. ثابت بن قره در هزار و يكصد سال پيش همين مذهب را داشت. حاجى ملا هادى سبزروارى رحمه الله در شرح يا من استقرت الارضون باذنه از دعاى جوشن گفته: نزد ثابت بن قره ميل كلوخ به زمين نه براى آن است كه ذاتا مركز باشد بلكه جنسيت سبب انضمام است و گويد: اگر فرض كنيم زمين پراكنده و متلاشى شود و اجزاى آن را رها كند همه ميل به سوى يكديگر مى كنند و هر جا به يكديگر رسيدند مى ايستند (انتهى).
پس مذهب نيوتن چيزى نبود كه حكماى ما نداند، چه زشت باشد كسى نان بر سر خوان كسان خورد و شكر بيگانگان و ناكسان گويد. پس آن چه درباره عرش و كرسى و ساير امور در شرع آمده، مخالف هيچ دليل را عقلى نيست و آن چه حكماى ما در اين باب گفتند، از جهت عدم وقوف و تجاذب عام نبوده است.
123


نوشته شده در   جمعه 29 مهر 1390    
PDF چاپ چاپ