دوشنبه 7 بهمن 1398 | Monday, 27 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 29 مهر 1390     |     کد : 12449

متن عربی و ترجمه فارسی دعای 50 صحیفه سجادیه ؛ دعا در ترس از خدا

متن عربی و ترجمه فارسی دعای 50 صحیفه سجادیه ؛ دعا در ترس از خدا

50) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الرَّهْبَةِ:

ترجمه دعاى پنجاه ام: دعاى آن حضرت (عليه السلام) در ترس از خدا(1) اللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَنِى سَوِيّا، وَ رَبَّيْتَنِى صَغِيرا، وَ رَزَقْتَنِى مَكْفِيّا
(2) اللَّهُمَّ إِنِّى وَجَدْتُ فِيمَا أَنْزَلْتَ مِنْ كِتَابِكَ، وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبَادَكَ أَنْ قُلْتَ: يَا عِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعا، وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنِّى مَا قَدْ عَلِمْتَ وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى، فَيَا سَوْأَتَا مِمَّا أَحْصَاهُ عَلَيَّ كِتَابُكَ
(3) فَلَوْ لا الْمَوَاقِفُ الَّتِى أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذِى شَمِلَ كُلَّ شَيْءٍ لَأَلْقَيْتُ بِيَدِى، وَ لَوْ أَنَّ أَحَدا اسْتَطَاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ، وَ أَنْتَ لا تَخْفَى عَلَيْكَ خَافِيَةٌ فِى الْأَرْضِ وَ لا فِى السَّمَاءِ إِلا أَتَيْتَ بِهَا، وَ كَفَى بِكَ جَازِيا، وَ كَفَى بِكَ حَسِيبا.
(4) اللَّهُمَّ إِنَّكَ طَالِبِى إِنْ أَنَا هَرَبْتُ، وَ مُدْرِكِى إِنْ أَنَا فَرَرْتُ، فَهَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ خَاضِعٌ ذَلِيلٌ رَاغِمٌ، إِنْ تُعَذِّبْنِى فَإِنِّى لِذَلِكَ أَهْلٌ، وَ هُوَ - يَا رَبِّ - مِنْكَ عَدْلٌ، وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّى فَقَدِيما شَمَلَنِى عَفْوُكَ، وَ أَلْبَسْتَنِى عَافِيَتَكَ.
(5) فَأَسْأَلُكَ - اللَّهُمَّ - بِالْمَخْزُونِ مِنْ أَسْمَائِكَ، وَ بِمَا وَارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِكَ، إِلا رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ، وَ هَذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ، الَّتِى لا تَسْتَطِيعُ حَرَّ شَمْسِكَ، فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ حَرَّ نَارِكَ،؟ وَ الَّتِى لا تَسْتَطِيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ، فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟
(6) فَارْحَمْنِىَ - اللَّهُمَّ - فَإِنِّى امْرُؤٌ حَقِيرٌ، وَ خَطَرِى يَسِيرٌ، وَ لَيْسَ عَذَابِى مِمَّا يَزِيدُ فِى مُلْكِكَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ، وَ لَوْ أَنَّ عَذَابِى مِمَّا يَزِيدُ فِى مُلْكِكَ لَسَأَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ، وَ أَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ لَكَ، وَ لَكِنْ سُلْطَانُكَ - اللَّهُمَّ - أَعْظَمُ، وَ مُلْكُكَ أَدْوَمُ مِنْ أَنْ تَزِيدَ فِيهِ طَاعَةُ الْمُطِيعِينَ، أَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبِينَ.
(7) فَارْحَمْنِى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَ تَجَاوَزْ عَنِّى يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ تُبْ عَلَيَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.
ترجمه دعاى پنجاه ام: دعاى آن حضرت (عليه السلام) در ترس از خدا
1. خداوندا! تو مرا تندرست آفريدى، و از خردى پروردى، و به قدر كفايت روزى دادى.
2. خدايا! من در كتاب منزل تو اين مژده را كه به بندگان خود داده اى يافتم، فرمودى: يا عبادىَ الَّذِينَ... اى بندگان من كه بر خويشتن ستم كرديد، از بخشايش خدا نااميد نباشيد كه خداوند همه گناهان را مى آمرزد. و پيش از اين اعمالى را مرتكب شدم كه تو مى دانى و به از من مى دانى، پس ‍ از رسوايى آن اعمال من كه نامه تو يكى يكى بر شمرده است.
3. و اگر از چند جا اميد عفو از تو نداشتم، كه همه را شامل است، دست از نجات مى شستم، و اگر كسى مى توانست از پروردگار خود بگريزد، من سزاوارترين مردم بودم به گريختن از تو، هيچ چيز در آسمان و زمين بر تو پنهان نيست، بلكه همه چيز را تو حاضر مى آورى و به بهترين جزا پاداش ‍ مى دهى و شماره آن را نيكو مى دانى.
4. خدايا! اگر من فرار كنم، تو جوينده منى و اگر بگريزم، مرا دريابى، اينك خود پيش تو به فروتنى، خوار و زبون ايستاده ام، اگر مرا عذاب كنى سزاوارم و مقتضاى عدل تو اى پروردگار همين است و اگر در گذرى، ديرى است كه عفو تو شامل حال من بوده است و مرا خلعت عافيت پوشانيده اى.
5. پس خداوندا! سؤ ال مى كنم به نام هايى كه در گنج پنهان خو اندوخته اى (148) و به آنروشنى تو كه در پس پرده ها پوشيده است، بر اين جان فكار ببخشايى و بر اين استخوان پوسيده رحمت آورى، چون تاب گرمى آفتاب تو را ندارد. چگونه تحمل گرمى آتش دوزخ كند؟ توانايى شنيدن بانگ رعد ندارد، چگونه خبر خشم تو را بشنود.
6. پس اى خدا! بر من رحم كن كه من بى قدر و ناچيزم، و عذاب من ذره اى بر مُلك تو نيفزايد و اگر هم بيفزايد هر چند فزونى ملك تو را دوست دارم ، اما از تو مى خواهم از اين افزايش در گذرى، لكن اى خداى من! پادشاهى تو بزرگتر از آن و ملك تو استوارتر از آن است كه طاعت مطيعان بر آن بيفزايد، يا معصيت گنهكاران از آن بكاهد.
7. پس بر من رحم كن اى مهربان ترين مهربانان، و از من درگذر اى ذالجلال و الاكرام، و توبه مرا بپذير كه تويى بسيار پذيرنده توبه و مهربان.
پی نوشت
148- به نظر مى رسد كه مراد از اسماء الهى، در امثال اين عبارات، همان است كه عرفا اصطلاح كرده اند، يعنى ذات بارى تعالى با اتبار صفتى از صفات او، اين اسماء ملفوظ اسم الاسم است و خداوند را براى هر حاجتى به اسمى مناسب بايد خواند، و سيد شارح عليه الرحمه روايت كرده است از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) كه اسم اعظم هفتاد و سه حرف است، يكى از آن ها نزد آصف بود كه به زبان آورد و به سبب آن زمين را از آن جا كه بود تا پيش تخت بلقيس شكافت تا تخت را به دست گرفت، آن گاه زمين را به حال اول بازگردانيد، و اين كار را در يك چشم به هم زدن كرد و هفتاد و دو حرف از آن نزد ما است و يك حرف را خداوند نزد خويش نگاه داشت كه از علم غيب و خاص پروردگار است. و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم انتهى الحديث.
معنى آن كه ائمه (عليهم السلام) به تاييد الهى قدرت بر اظهار معجزات و كرامات داشتند به قدر قدرت آصف و هفتاد و يك بار بيش از آن، پس هفتاد و دو حرف مى دانستند و خداوند يك حرف يعنى حرف هفتاد و سوم را براى خود نگاه داشت، چون ائمه (عليهم السلام) هر چند قدرت بر كرامت داشتند، قدرتشان كمتر از قدرت پروردگار بود و همان كه مى توانستند باز به حول و قوه الهى مى توانستند و از اين جهت فرمود: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
و باز شارح فرمايد: اسم اعظم جهات متعدد و وجوه مختلف دارد كه از هر يك چيزى پديد مى آيد غير ديگرى، اما اين كه اسمى باشد مركب از حروفى بدين شماره بسيار بعيد است. انتهى.
بلكه تصورشدنى نيست چون اين حروف ملفوظ را مردم مى شناسند و اگر هر حرف اسم اعظم باشد بر همه مكشوف است نه اختصاص به آصف برخيا دارد و نه از تخصيص يكى به ذات مقدس پروردگار تصور مى شود، بلكه مراد همان صفت خاص خداوند است كه چون اولياى خدا فانى در آن صفت شوند كار آن صفت كنند، چنان كه فرمود: كنت سمعه الَّذِى يسمع به... و خواندن خدا به اسم اعظم، به فناى ذات ولى است نه لقلقه لسان و شايد هفتاد نيز كنايت از كثرت باشد و زياده بر هفتاد فوق ما يتصور، نظير اءن نستغفر لهم سبعين مرة.
123


نوشته شده در   جمعه 29 مهر 1390    
PDF چاپ چاپ