يکشنبه 29 دي 1398 | Sunday, 19 January 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 19 شهريور 1390     |     کد : 11758

صائبان داراى چه عقائدى هستند؟

صائبان داراى چه عقائدى هستند؟

عقائد صابئان

سؤال: صائبان داراى چه عقائدى هستند؟
سؤال: صائبان داراى چه عقائدى هستند؟جواب : آنها معتقدند نخست کتاب هاى مقدس آسمانى به آدم(علیه السلام)، و پس از وى به نوح(علیه السلام)، و بعد از او به «سام»، و سپس به «رام»، و بعد به ابراهیم خلیل(علیه السلام)، سپس به موسى(علیه السلام) و بعد از او بر یحیى بن زکریا(علیه السلام) نازل شده است.
کتاب هاى مقدسى که از نظر آنان اهمیت دارد عبارتند از:
1 ـ «کیزاربا» این کتاب را «سدره» یا «صحف آدم» نیز مى نامند که از چگونگى خلقت و پیدایش موجودات بحث مى کند.
2 ـ کتاب «ادر افشادهى» یا «سد رادهى» که درباره زندگى حضرت یحیى و دستورات و تعالیم او سخن مى گوید. آنها معتقدند: این کتاب به وسیله جبرئیل به یحیى وحى و الهام شده.
3 ـ کتاب «قلستا» درباره مراسم ازدواج و زناشوئى.
و کتاب هاى فراوان دیگرى نیز دارند که به خاطر اختصار از ذکر آنها صرف نظر مى شود.
چنان که از گفته بالا و از نظر محققان در اثر چگونگى پیروان این آئین به دست مى آید، آنان پیروان یحیى بن زکریا(علیه السلام) مى باشند، و هم اکنون قریب پنج هزار نفر از پیروان این آئین در خوزستان (کنار رود کارون، در اهواز، خرمشهر، آبادان و شادگان) به سر مى برند.
آئین خود را به حضرت یحیى بن زکریا(علیه السلام) که مسیحیان او را یحیى تعمید دهنده یا «یوحناى معمِّد» مى خوانند منسوب نموده اند.
ولى نویسنده کتاب «بلوغ الارب» مى گوید: «صابئین» یکى از ملت هاى بزرگ هستند و اختلاف نظر درباره آنها به نسبت معرفت افراد از آئین آنان است و همان طور که از آیه 62 سوره «بقره» بر مى آید این جمعیت به دو گروه مؤمن و کافر تقسیم مى شوند، اینان همان قوم ابراهیم(علیه السلام) خلیل اند که ابراهیم مأمور دعوت آنان بود، آنها در «حرّان» سرزمین «صابئان» زندگى مى کردند، و بر دو قسم بودند: صابئان حنیف و صابئان مشرک.
مشرکان آنها به ستارگان و خورشید و قمر و... احترام مى گذاشتند و گروهى از آنان نماز و روزه انجام مى دادند، کعبه را محترم مى شمردند و حج را به جا مى آوردند، مردار، خون، گوشت خوک و ازدواج با محارم را همچون مسلمانان حرام مى دانستند. عده اى از پیروان این مذهب از بزرگان دولت در بغداد بودند که «هلال بن محسن صابئى» از آن جمله است.
اینان اساس دین خود را به گمان خویش بر این پایه قرار داده اند که بایست خوبى هر کدام از ادیان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست، اینان را به این جهت «صابئین» گفتند که: از تقیّد به انجام تمام دستورات یک دین سرپیچیدند...
بنابراین اینها با تمام ادیان از یک نظر موافق و از نظر دیگر مخالف هستند.
جمعیت صابئان حنیف با اسلام هماهنگ شدند و مشرکان آنها با بت پرستان همراه گردیدند.
وى در پایان بحث بار دیگر متذکر مى شود بین صابئان مشرک و صابئان حنیف، مناظرات و بحث هاى فراوانى رد و بدل مى شد.
از مجموع بحث هاى فوق بر مى آید آنها در اصل پیرو یکى از پیامبران الهى بوده اند، اگر چه در تعیین پیامبرى که آنها خود را وابسته به او معرفى مى کنند اختلاف است. همچنین روشن شد آنها جمعیت بسیار کمى هستند که در حال انقراض مى باشند.(1)

سؤال: چرا یهودیان را بنى اسرائیل مى گویند؟
جواب: «اسرائیل» یکى از نام هاى یعقوب، پدر یوسف(علیه السلام) مى باشد، در علت نامگذارى یعقوب به این نام، مورخان غیر مسلمان، مطالبى گفته اند: که با خرافات آمیخته است.
چنان که «قاموس کتاب مقدس» مى نویسد: «اسرائیل به معنى کسى است که بر خدا مظفر گشت»!
وى اضافه مى کند: «این کلمه لقب یعقوب بن اسحاق است که در هنگام مصارعه (کشتى گرفتن) با فرشته خدا به آن ملقب گردید»!
همین نویسنده در ذیل کلمه «یعقوب» مى نویسد: «ثبات، استقامت و ایمان خود را ظاهر ساخت، در این حال خداوند اسم وى را تغییر داده «اسرائیل» نامید، و وعده داد که پدر جمهور طوائف خواهد شد... و... بالاخره در کمال پیرى در گذشت، و مثل یکى از سلاطین دنیا مدفون گشت! و اسم یعقوب و اسرائیل بر تمام قومش اطلاق مى شود».
همچنین او در ذیل کلمه «اسرائیل» مى نویسد: «و این اسم را موارد بسیار است چنان که گاهى قصد از نسل اسرائیل و نسل یعقوب است».
ولى دانشمندان ما مانند مفسر معروف «طبرسى» در «مجمع البیان» در این باره چنین مى نویسد: «اسرائیل همان یعقوب فرزند اسحاق پسر ابراهیم(علیهما السلام)است...» او مى گوید، «اسر» به معنى «عبد» و «ئیل» به معنى «اللّه» است، و این کلمه مجموعاً معنى «عبداللّه» را مى بخشد.
بدیهى است: داستان کشتى گرفتن اسرائیل با فرشته خداوند و یا با خود خداوند که در «تورات» تحریف یافته کنونى دیده مى شود یک داستان ساختگى و کودکانه است که از شأن یک کتاب آسمانى به کلى دور است و این خود یکى از مدارک تحریف تورات کنونى است.(1)
1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 248.
جلد 1، صفحه 343.

12


نوشته شده در   شنبه 19 شهريور 1390    
PDF چاپ چاپ