يکشنبه 28 مرداد 1397 - 08 ذو الحجة 1439 - 19 اوت 2018
اوقات شرعی 
 
شعر : لحظه ‌ی آخرم شده ، تو کُنجِ زندانِ مهیب
کد مطلب:34310
تاریخ مطلب:سه شنبه 14 ارديبهشت 1395
شعر : سروده ای بمناسبت شهادت امام موسی بن جعفر ع / لحظه‌ ی آخرم شده، تو کُنجِ زندانِ مهیب ... خدا براتون نکنه، عمری به این سختی نصیب / وقتی در و باز می‌ کنن پرنده‌‌ ی کُنج قفس ... با آب و دونه می‌ گیره هم یه امید هم یه نفس وقتی کسی برای من درِ قفس وا می‌ کنه ... ضربه‌ ی تازیانه‌ اش تنم رو غوغا می‌ کنه ...
لحظه ‌ی آخرم شده ، تو کُنجِ زندانِ مهیب

شعر : سروده ای بمناسبت شهادت امام موسی بن جعفر ع

لحظه‌ی آخرم شده، تو کُنجِ زندانِ مهیب
خدا براتون نکنه، عمری به این سختی نصیب

وقتی در و باز می‌کنن پرنده‌‌ی کُنج قفس
با آب و دونه می‌گیره هم یه امید هم یه نفس

وقتی کسی برای من درِ قفس وا می‌کنه
ضربه‌ی تازیانه‌اش تنم رو غوغا می‌کنه

زندونای فراوونی، شکسته پیشِ صبرِ من
گمون کنم این آخری، باشه محلِ قبرِ من

شکنجه‌های این محل، با همه خیلی فرق داره
همش کنار، فقط یکیش، آتیش به قلبم می‌زاره

شکنجه‌گر تا می‌رسه، از رازِ یک جفا می‌گه
با ضربه‌ی شلاقِ خود، مادر و ناسزا می‌گه

من که در این زندون غم، روی زمین مونده سرم
پروانه شمعِ علی، پیش مرگِ عشقِ مادرم

برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   سه شنبه 14 ارديبهشت 1395  ساعت  22   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید