دوشنبه 19 آذر 1397 - 03 ربيع الثاني 1440 - 10 دسامبر 2018
اوقات شرعی 
 
خاتم خوبان نبوت رسيد ؛ شعری از سيد مسعود علوي (عدنان)
کد مطلب:26561
تاریخ مطلب:شنبه 28 دي 1392
در سحر آمد خبري دلگشا ... سر زده خورشيد اميد و رجا / علت خلقت شده است آشکار ... رفت خزان، گشته عيان نوبهار / اُستن کاخ ستم از هم گسيخت ... طاق بناي بت الحاد ريخت / روح خدا بر تن هستي دميد ... عرش برين داد به دنيا نويد / خاتم خوبان نبوت رسيد ... جان جهان، فخر رسالت رسيد / سَرو ، به رقص آمد و سوسن شکفت ... روز برآمد، شب يلدا نهفت / شبنم شادي به رخ گل نشست ... تازه شد آن عهد قديم الست / باد صبا مژده ديدار داد ... باده به ياران ز خُم يار داد
خاتم خوبان نبوت رسيد ؛ شعری از سيد مسعود علوي (عدنان)

در سحر آمد خبري دلگشا
سر زده خورشيد اميد و رجا

علت خلقت شده است آشکار
رفت خزان، گشته عيان نوبهار

اُستن کاخ ستم از هم گسيخت
طاق بناي بت الحاد ريخت

روح خدا بر تن هستي دميد
عرش برين داد به دنيا نويد

خاتم خوبان نبوت رسيد
جان جهان، فخر رسالت رسيد

سَرو، به رقص آمد و سوسن شکفت
روز برآمد، شب يلدا نهفت

شبنم شادي به رخ گل نشست
تازه شد آن عهد قديم الست

باد صبا مژده ديدار داد
باده به ياران ز خُم يار داد

زلف زمين پيچش ديگر گرفت
شور جواني، فلک از سر گرفت

مرغ غزلخوان غزلي نو سرود
غنچه بستان به بر گل غنود

از صدف خلقت ارض و سما
بر شده يک گوهر جنت نما

نور بباريد ز صهباي يار
از قدم رحمت پروردگار

يا نبي و يا نبي و يا نبي
اي به فداي رخ پاکت، اَبي

عاشق رخسار توام يا نبي
مست تولاي توام يا نبي

چشمه چشمت ز بهشت آمده
گوهر عشقت به سرشت آمده

اي شِکر آخر و ملح نخست
کو دل پاکي که تو را، او نجست

اي نبي خاتم و آغاز عشق
فاش شد از نور دلت راز عشق

شهد کلامت شِکر افشان شده
سيره تو اسوه نيکان شده

مکه ز ميلاد تو مهرانه شد
بتکده تبديل به ويرانه شد

سَرور ابرار، سلامٌ عليک
مخزن اسرار، سلامٌ عليک

قبله حاجات، سلامٌ عليک
نور سماوات، سلامٌ عليک

مهبط آيات، سلامٌ عليک
روح عبادات، سلامٌ عليک

معهد و ميعاد، سلامٌ عليک
جامع اضداد، سلامٌ عليک

شاهد و مشهود، سلامٌ عليک
احمد و محمود، سلامٌ عليک

سيد لولاک، سلامٌ عليک
زينت افلاک، سلامٌ عليک

اي گل بي خار فدايت شويم
بي تو محال است هدايت شويم

عطر جنان از گل سيماي توست
هستي ما بسته به ايماي توست

چرخ به پايت سپر انداخته
رايت حق، دست تو افراخته

هر که محمد، سر و سامان اوست
مهر و محبت، همه مهمان اوست

شکر خدا يار نگهدار ماست
زانکه اطاعت ز نبي کار ماست

منذر و هادي بشر، احمد است
مکتب او تا به ابد، سرمد است

جمله رسولان خداوندگار
خادم خاتم به همه روزگار

فرش، غباري ز قدم هاي اوست
عرش، نمي از يم صهباي اوست

يار، فرستاد به سوي زمين
از همه انس و ملک، برترين

چهره اش از مهر، فروزنده تر
از همه خلق خدا، بنده تر

ثاقب و مه همچو کمان است و تير
در نظر، ابروي رسول کبير

خيل خلايق به نگاهش اسير
خُلق عظيمش به عوالم، امير

زلف سياهش شده بر ما کمند
واله او جمله بني آدمند

دوش به عشقت قلم «عدنان» گرفت
يک صله از حضرت جانان گرفت

غرق گناه آمده ام محضرت
عقده دل باز کنم در برت

من پسر بنت توام يا رسول
اذن دخولم بده جان بتول

در غم ديدار تو جان، سوخته
چشم دلم بر در تو دوخته

سوختگان غم خود شاد کن
از من دلخسته کمي ياد کن

موسم ميلاد فروزنده ات
دل بنوازم، به گل خنده ات

اي پدر منجي کل بشر
جان به لب آمد برسان آن پسر

تا به جهان پر شود آيين تو
دوخته ام چشم به آمين تو

خامنه اي نايب «ابن الحسن»
دور نگه دار ز رنج و محن

برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 28 دي 1392  ساعت  20   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید