دوشنبه 30 مهر 1397 - 13 صفر 1440 - 22 اکتبر 2018
اوقات شرعی 
 
امام علي (ع) صداي عدالت انسانيت (جلد ۴) ؛ بلاغت امام عليه السلام در خدمت انسان (قسمت 4)
کد مطلب:37396
تاریخ مطلب:جمعه 6 مرداد 1396
7. از نامه امام علي عليه السلام به «منذربن جارود عبدي» كه به امانت خيانت كرده و به بيت المال دستبرد زده بود : امّا بعد ! نيكي پدرت مرا فريب داد! و گمان كردم كه از روش او پيروي مي كني و به راه او مي روي؛ ولي به من خبر رسيد كه تو خيانت كرده و از هواي نفس پيروي مي كني و براي آخرتت توشه اي نمي گذاري... اگر چيزي كه از تو به من رسيده است صحيح باشد ، شتر خانواده و دوال كفشت از تو بهتر است و كسي كه مانند تو باشد سزاوار نيست كه نگهبان مرزها باشد يا امري را اجرا كند و يا مقام او ترفيع يابد، يا ...
امام علي (ع) صداي عدالت انسانيت (جلد 4) جرج جرداق
مترجم : سيدهادي خسروشاهي
امام علي (ع) صداي عدالت انسانيت (جلد ۴) ؛ بلاغت امام عليه السلام در خدمت انسان (قسمت 4)
برگزيده سخنان يا شاهكارهاي امام علي عليه السلام
بخشي ازنامه ها، سفارشها، عهدنامه ها

1. حقوق بشر

در اين باره به نامه مفصل امام علي عليه السلام به مالك اشتر نخعي، فرماندار وي در مصر رجوع كنيد. ما اين نامه را در جلد اوّل كتاب علي عليه السلام و حقوق بشر تحتِ عنوان «دستور امام درباره زمامداري» نقل كرديم. اين فرمان، درواقع از بزرگترين سفارشها و وصيتهاي امام و جامعترين نامه هاي آن حضرت درباره قوانين و روشهاي مدني و حقوق عمومي و تصرفات خصوصي است.
* * *
2. از سفارشات امام علي عليه السلام به سربازان خود در صفين، پيش از آنكه با آنها روبرو شوند: «تا آنها شروع نكنند با آنها نجنگيد، و اگر به ياري خدا شكست خوردند، آنكه را پشت كرد، نكشيد و آنكه را فرار مي كند تعقيب ننماييد و زخمي شدگان را ناراحت نكنيد و به آنها كمك كنيد و به زنان آزار مرسانيد، اگر چه به ناموس شما ناسزا و به پيشوايانتان بد بگويند».
3. از نامه امام علي عليه السلام به «زيادبن ابيه» فرماندار اهواز:
من به خدا سوگند ياد مي كنم كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيز اندك يا زياد، خيانت كرده و برخلاف دستور صرف نموده اي بر تو سخت خواهم گرفت چنان سخت گيريي كه تو را كم مايه و گران پشت و ذليل و خوار گرداند.
* * *
4. از عهدنامه آن حضرت به «محمّدبن ابي بكر» هنگامي كه او را به سوي مصر روانه ساخت:
من به تو سفارش مي كنم كه با اهل ذمه، با عدالت رفتار كني و داد مظلوم را بستاني و بر ستمگر سخت بگيري و از خطا و اشتباه مردم درگذري و تا آنجا كه مي تواني نيكي بكني و البتّه دور و نزديك بايد در نزد تو، در مسئله حقوق يكسان باشند، براي آنان فروتني كن و با روي باز با آنها ملاقات نما و در همه حالات با آنها مواسات كن تا بزرگان، طمع ستم به آنان را در دل نپرورانند و بيچارگان در عدالت تو درباره آنها نااميد نشوند.
* * *
5. و از سفارشاتِ امام علي عليه السلام كه از «صفين» به فرزند گراميش امام حسن عليه السلام نوشته است:
تو اي فرزند من! خوي را به منزله ميزاني ميان خود و مردم قرار ده، پس آنچه را براي خود مي خواهي بر ديگري نيز بخواه و آنچه را كه بر خود نمي پسندي بر ديگري نيز مپسند و ستم نكن چنانكه دوست نداري مورد ستم واقع شوي و احسان و نيكي كن، همچنان كه مي خواهي به تو نيكي و احسان كنند و آنچه را كه از ديگران زشت مي شماري از خويشتن نيز زشت و قبيح به شمار و از مردم خوشنود باش با آنچه كه تو خود بر آنها روا مي داري، و هر چيزي را كه نمي داني نگو، اگرچه آن چيزي را كه مي داني اندك باشد و آنچه دوست نداري برايت گفته شود، هرگز بر زبان مياور. و هر كه به تو گمان نيك داشته باشد گمان او را نيك پندار؛ حقِّ برادر خويش را به اعتماد آنكه او برادر تو است ضايع مكن، چون كسي كه حقّ او را ضايع و پايمال كني برادر تو نيست. مبادا كه خويشان و كسان تو به سبب تو بدبخت تر از بيگانگان باشند، برادر تو به بريدن رشته محبت، تواناتر از تو به پيوستن و صله او نباشد و هرگز برادر تو در بدي كردن، تواناتر از تو بر نيكي كردن نيست.
* * *
6. از نامه اي كه به برخي از كارمندانش نوشت:
به من خبر رسيد كه زمين را درو كرده و هرچه زير پايت بوده بر گرفته اي و آنچه را كه بدستت رسيده خورده اي؟ بايد حساب پس بدهي و وضع خود را بر من گزارش كني.
* * *
7. از نامه امام علي عليه السلام به «منذربن جارود عبدي» كه به امانت خيانت كرده و به بيت المال دستبرد زده بود:
امّا بعد! نيكي پدرت مرا فريب داد! و گمان كردم كه از روش او پيروي مي كني و به راه او مي روي؛ ولي به من خبر رسيد كه تو خيانت كرده و از هواي نفس پيروي مي كني و براي آخرتت توشه اي نمي گذاري... اگر چيزي كه از تو به من رسيده است صحيح باشد، شتر خانواده و دوال كفشت از تو بهتر است و كسي كه مانند تو باشد سزاوار نيست كه نگهبان مرزها باشد يا امري را اجرا كند و يا مقام او ترفيع يابد، يا شريك در امانتي گردد و يا براي جلوگيري از خيانت و نادرستي اي مورد اعتماد قرار گيرد. هنگامي كه اين نامه من به تو رسيد بلافاصله نزد من بيا.
* * *
8. نامه اي ديگر به همان كارمند:
چگونه آن خوردني و نوشيدني كه مي داني حرام است براي تو گوارا است؟ و چگونه از مال يتيم و مسكين، كنيز مي خري؟ پس از خدا بترس و اين اموال را به صاحبان آنها بازگردان و اگر اين كار را انجام ندهي و خداوند مرا بر تو مسلط سازد وظيفه اي كه در پيشگاه خداوند دارم، درباره تو انجام مي دهم و با شمشير گردن تو را مي زنم شمشيري كه آن را بر كسي فرود نياوردم، مگر آنكه به دوزخ سرنگون شد.
* * *
9. نامه علي بن ابي طالب عليه السلام به «مخنف بن سليم»، فرماندار آن حضرت در اصفهان و همدان:
ما تصميم گرفته ايم كه به سوي اين گروه رهسپار شويم، گروهي كه بيت المال مسلمين را بر خود اختصاص داده و حق را نابود ساخته و در روي زمين فساد برپا داشته و ظالمين را مورد اعتماد قرار داده اند. و چون ستمگري به آنان در ستمشان ياري كند، او را دوست ندارند و در گناه و تباهي همكاري كنند و همه آنها از جرگه ستمگرانند.
* * *
10. نامه اي از علي عليه السلام به «اردشير» يكي از كارمندان آن حضرت كه خبر رسيده بود كه او اموال عمومي را درميان قوم و خويش خود تقسيم مي كند:
گزارشي درباره تو به من رسيده است كه اگر اين عمل از تو سرزده باشد، خداي را به خشم آورده و امام و پيشواي خود را ناخشنود ساخته اي. سوگند به خداوندي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر آنچه گفته اند درست باشد، نزد من خوار و زبون و پست و بي اعتبار خواهي شد.
11. نامه امام علي عليه السلام به «عثمان بن حنيف انصاري» فرماندار آن حضرت در بصره كه درباره او گزارشي رسيده بود مبني بر اينكه به يك ميهماني از طرف خويشاوندان خود دعوت شده و بدان ميهماني رفته است:
پس از حمد و ستايش پروردگار، اي پسر حنيف! به من گزارش رسيده كه يكي از جوانان بصره تو را به ميهماني اي دعوت كرده و تو هم در آن ميهماني كه انواع خوردني هاي رنگارنگ وجود داشته، شركت كرده اي؟ من گمان نمي بردم تو بر سفره اي بنشيني كه بينوايان از آن رانده شده و توانگران به آن دعوت گرديده اند. هان بدانيد كه پيشواي شما از دنيا به دو تكه پارچه كهنه و از خوردني ها، به دو قرص نان قناعت كرده است؛ البتّه شما توانايي تحمّل چنين قناعتي را نداريد، ولي مرا با پارسايي و كوشش و پرهيز و درستي ياري كنيد؛ به خدا سوگند از دنياي شما، زر نيندوختم و ثروتي ذخيره نكردم و براي جامه كهنه خويش، عوضي تهيه نديدم و اگر مي خواستم، مي توانستم از شهد ناب و مغز گندم و جامه ابريشمين براي خود خوراك و پوشاك آماده سازم، ولي هرگز خواهش نفس بر من غلبه نخواهد كرد و ميل و شهوت مرا به برگزيدن خوردني هاي متنوع، وادار نخواهد ساخت، چطور مي تواند چنين باشد؟! درحاليكه ممكن است در حجاز يا يمن كساني باشند كه اميد به يك قرص نان را ندارند و به عمر خود، يكبار هم سير غذا نخورده اند.
آيا من با شكم سير بخوابم و در پيرامون من شكمهاي تهي و جگرهاي سوزان باشد؟
آيا فقط به اين اكتفا كنم كه به من پيشواي مسلمانان بگويند ولي در سختي هاي روزگار با عموم مردم شريك نباشم؟
شايد يكي از افراد ملّت بگويد: اگر خوراك فرزند ابوطالب اين است، پس ضعف و سستي او را از جنگ و نبرد با قهرمانان و برابري با دليران باز خواهد داشت؛ ولي آگاه باشيد كه چوبِ درخت بياباني، سخت تر و محكم تر و سبزه هاي شاداب، پوستشان نازكتر است و گياههاي دشتي بهتر مي سوزند و ديرتر خاموش مي شوند! به خدا سوگند، اگر همه اعراب در پيكار با من پشت به يكديگر دهند! هرگز رو برنگردانم!
* * *
12. از نامه هاي علي بن ابي طالب عليه السلام كه به مأمورين ماليات خود نوشته است: ... با مدارا و انصاف با مردم رفتار كنيد و براي انجام احتياجاتشان شكيبا باشيد، كسي را از درخواستش به خشم نياوريد و از مطلوبش باز نداريد، و هرگز به خاطر ماليات، لباس تابستاني و زمستاني مردم را نفروشيد و رزقي را كه مي خورند از آنها نگيريد و حيواني را كه با آن به كار مشغولند از دستشان خارج نسازيد، هرگز به خاطر يك درهم، به حدي از آنان تازيانه مزنيد و ايستاده نگه نداريد و از لوازم زندگي آنان، چيزي را نفروشيد چرا كه روش ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم.
* * *
13. نامه علي عليه السلام به «سهل بن حنيف انصاري»، فرماندار مدينه:
امّا بعد! به من خبر رسيد كه گروهي از مردم تحت حكومتِ تو به سوي معاويه رفته اند، ولي تو از اينكه شماره آنان از تو كاسته مي شود، و از ياري آنان بي بهره مي شوي، متأسف و اندوهگين مباش، چرا كه آنها اهل دنيا هستند و روي به آن آورده اند و به سوي آن شتابانند! و البتّه آنان عدل را شناختند و ديدند و شنيدند و درك كردند و دانستند كه مردم همه در پيش ما، در حق، يكسان و برابرند و آنگاه به سوي ثروت و امتياز گريختند، نابودي و دوري بر آنان باد! البتّه به خداوند سوگند، آنان از ظلم و ستم فرار نكرده و به عدل و حق نپيوسته اند!
14. از نامه هاي آن حضرت به سران لشكرها به هنگامي كه به خلافت رسيد:
امّا بعد! پيشينيان تو را اين امر نابود ساخت كه آنان حقِّ مردم را ندادند و مردم مجبور شدند با رشوه، حقّ خود را بخرند و همچنين راه باطل را پيش گرفتند و به دنبال آن رفتند تا به هلاكت رسيدند.
* * *
15. از نامه هاي امام علي عليه السلام به يكي از كارمندانش:
بهره تو از حكومت، مال و ثروتي نباشد كه استفاده كني و خشمي نباشد كه آن را با انتقام گرفتن فرو نشاني؛ بلكه بهره و حظّ تو، ازبين بردن باطل و زنده كردن حق باشد.
* * *
16. از سخناني كه پس از ضربت پسر ملجم و پيش از شهادت، بطريق وصيت ايراد كرد و در آن، خاندان و پيروان خود را به عفو از او تشويق مي فرمايد: من ديروز مصاحب شما و در ميان شما بودم و امروز براي شما مايه عبرتم و فردا از شما جدا مي شوم. اگر زنده ماندم خود صاحبِ خونِ خويشتن هستم و اگر درگذشتم كه عاقبت همه كس مرگ است و اگر ببخشم، عفو و بخشش براي من سبب تقرّب در پيشگاه خداوند و براي شما نيكي است؛ پس از او درگذريد!
* * *
17. نامه اي به «قثم بن عباس»، فرماندار مكه:
امّا بعد! نادان و جاهل را بياموز، با دانشمند مذاكره كن، جز زبان تو، به مردم كسي پيام نرساند و حاجب و درباني جز رويت نباشد. نيازمند را از ديدار خود باز مدار كه اگر در نخستين بار از در تو رانده شود و پس از آن حاجت او را روا كني، باز تو را ستايش نكند و آنچه از بيت المال در پيش تو گرد آيد، بنگر و درميان مستمندان پيرامونِ خود با مراعات احتياجات، پخش كن و آنچه اضافه آيد به نزد ما بفرست تا در موارد لازم انفاق و تقسيم كنيم.
18. نامه امام علي عليه السلام به سران لشكريانش:
امّا بعد! سزاوار است كارفرمايي كه نعمت و فضلي به او رسيده است، طرز رفتارش نسبت به ملّت تغيير نكند و هرچه خدا به او نعمت بيشتر ارزاني بدارد، به بندگان خدا نزديكتر شود و به برادرانش مهربانتر گردد؛ حقّ شما بر من آن است كه جز در جنگ رازي را از شما پنهان و پوشيده ندارم و كاري را بدون مشورت با شما، مگر در حكم شرعي، انجام ندهم؛ و حقّ شما را از وقت معين آن به تأخير نيندازم، و شما در حق، نزد من برابريد و اگر بر اين دستور استوار نباشيد و يكي از شما كجروي كند و منحرف گردد، او را كيفر سخت دهم و از آن، راه فراري نداشته باشد.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 6 مرداد 1396  ساعت  10   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید