جمعه 30 شهريور 1397 - 11 محرم 1440 - 21 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
اخلاق در اداره : 8. خدمت خالصانه
کد مطلب:37926
تاریخ مطلب:جمعه 21 مهر 1396
کار اداریان خدمت به مردم و سامان دهی کار آنان است. این قشر عظیم و محترم همیشه در فکر آنند که گره ای از کار فرو بسته خلق خدا بگشایند. اما نکته این جاست که اگر بخواهند این کارها پربرکت و جاویدان شود و در دنیا و آخرت به کارشان بیاید باید با اخلاص هم آغوش گردد. از همین روست که در این جا اندکی درباره این موضوع بحث می کنیم. خلوص واژه ای است که همواره تقدس و نورانیت و نجات را به همراه دارد. در مقابل خلوص، ریا و تظاهر است که هرگاه این کلمه را تصور می کنید ...
اخلاق در اداره
نویسنده : آیت الله حسین مظاهری
اخلاق در اداره : 8. خدمت خالصانه

کار اداریان خدمت به مردم و سامان دهی کار آنان است. این قشر عظیم و محترم همیشه در فکر آنند که گره ای از کار فرو بسته خلق خدا بگشایند. اما نکته این جاست که اگر بخواهند این کارها پربرکت و جاویدان شود و در دنیا و آخرت به کارشان بیاید باید با اخلاص هم آغوش گردد. از همین روست که در این جا اندکی درباره این موضوع بحث می کنیم.
خلوص واژه ای است که همواره تقدس و نورانیت و نجات را به همراه دارد. در مقابل خلوص، ریا و تظاهر است که هرگاه این کلمه را تصور می کنید نامیمونی و ظلمت در ذهنتان تداعی می شود. نتیجه و معنای این دو واژه از حیث تأثیر در جامعه به اندازه ای بزرگ و وسیع است که حتی به لفظ خود نیز سرایت کرده و آن را مقدس و نامقدس نموده است.
وقتی به قرآن و روایت اهل بیت علیهم اسلام رجوع می کنیم، می بینیم که در مورد کسب خلوص و پرهیز از ریا و تظاهر تأکید فراوان شده است.
قرآن کریم می فرماید: اگر می خواهی به مقام لقا و فنا برسی، اولین چیزی را که باید سرلوحه زندگی ات قرار دهی این است که به همه کارهایت رنگ خلوص بدهی.
صبغة الله، و من احسن من الله صبغة(14)
عمل، هرچه که کوچک باشد، اگر خلوص را به همراه خود داشته باشد ارزش پیدا می کند، حتی ارزشش از دنیا و آنچه در آن است بیشتر و بزرگ تر می شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام انگشتری به فقیر داد که ارزش پولی چندانی نداشت، اما از آن جا که خالصانه بود به قدری اهمیت یافت که در قرآن آیه ولایت در خصوص این عمل نازل شد.
انما ولیکم الله و رسوله والذین یؤمنون الذین یقیمون الصلوة ویؤتون الزکوة وهم راکعون...(15)
ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند. همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند.
به اعتراف شیعه و سنی شأن نزول متجاوز از سیصد آیه در مورد علی علیه السلام است. اما این آیه از اهمیت بیشتری برخوردار است و برای شیعه محکم ترین دلیل است که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علی علیه السلام دارای ولایت مطلقه الهی است.
آری، در اثر خلوص، یک انگشتر کم بها پرارزش می شود، تا آن جا که به آن چه در دنیا و آخرت است می ارزد. یا یک ضربه شمشیر خالصانه از عبادت جن و انس بالاتر می شود چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علی علیه السلام می فرماید:
ضریة علی یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین؛(16)
ارزش عبادت ضربه علی در جنگ خندق که بر عمر بن عبدود وارد کرد از عبادت جن و انس بالاتر است.
یعنی از زمان خلقت آدم علیه السلام تا روز قیامت عبادت مردم بلکه جن و انس یک طرف، و ثواب آن ضربه شمشیر در طرف دیگر:
علی علیه السلام در راه اسلام بسیار جنگید و شمشیرهای فراوانی زد و در همه آن نبردها اخلاص داشته است، اما آن ضربه اش استثنایی است.
یا این که در لیلة المبیت علی علیه السلام به جای پیامبر در بستر خوابید و آن حضرت را از خطر رهانید و زمینه هجرتش را فراهم کرد. این کار برای علی، ساده و کوچک است، چون شجاعت و دلیری علی علیه السلام فوق این کارهاست، اما همین عمل به اندازه ای ارزش پیدا می کند که آیه ای درباره اش نازل می شود(17) و مضمون این آیه بسیار بالا است:
و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رءوف بالعباد(18)
و از میان مردم مراد علی علیه السلام است کسی است که از جان خود در راه رضای خدا می گذرد مانند شبی که علی علیه السلام به جای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بستر خوابید و خدا دوست دار چنین بندگانی است.
گاهی قضیه به عکس می شود، یعنی چه بسا کار خوبی از جهت مادی و تأثیر گذاری بسیار بزرگ و وسیع است ولی از آن جا که رنگ خلوص به خود نمی گیرد در نزد خداوند هیچ ارزشی ندارد و به بال مگسی نمی ارزد. اگر خدای ناکرده عملی رنگ ریا و تظاهر داشته باشد، نه تنها باطل، که گناهی بس بزرگ و در حد کفر است.
در روایت آمده است که: کسی را در صف محشر می آورند و به او می گویند: چه کاره بودی؟ جواب می دهد: من هفتاد سال برای رضای خدا درس دین می آموختم و از معصومین علیه السلام برای مردم حدیث می خواندم و آنان را موعظه می کردم و....
خطاب می شود: درست است که هفتاد سال چنین کردی اما تنها برای خدا نبوده بلکه به خاطر این بود که به تو بگویند بارک الله! چه عالم خوبی است! و یا برای این بود که شهرتی پیدا کنی و برای خودت موقعیت اجتماعی کسب نمایی(19) و...
این جا است که انسان گیر می کند، چرا که کارهایش رنگ خلوص نداشته و یا توأم با تظاهر و ریا بوده است. از همین رو دستور می رسد که او را به رو، به آتش بیندازید!
چه سخت و دردناک است هفتاد سال خون جگر خوردن و عالم شدن و در فنون اسلامی متخصص گردیدن، و سرانجام هم در آتش سوختن.
در روایت دیگر آمده است.از شخصی می پرسند برای چنین روزی چه آورده ای؟ می گوید: به خط مقدم جبهه رفتم و با دشمن جنگیدم، از آنان کشتم و خود نیز آماده کشته شدن در راه خدا بودم و... خطاب می شود. بله، جبهه رفتی، در خط مقدم حضور پیدا کردی و حتی کشته هم شدی اما این عمل تو خالص نبود، بلکه برای این بود که به تو بگویند: بارک الله! آقا هم به جبهه رفت، چه شجاعتی دارد و چه خوب می جنگد! و... به مأموران الهی خطاب می شود: او را روانه آتش کنید، اگر چه در روز قیامت از آن انبیای الهی است و دومین مقام، مقام عالمان و دانشمندان دینی است و سومین مقام را شهدا دارند.
زمانی که در محشر، صف بسته می شود، شهدا مثل ماه می درخشند و همه را به خود جلب می کنند. اما این همه مقام، در صورتی است که عمل خالص باشد و گرنه جایگاه انسان در آتش است.
باز هم در روایت می خوانیم روز قیامت شخصی را که عمرش را وقف مردم نموده و با زبان پول و قدم و قلم شبانه روز برای مردم کار کرده است، در محضر عدل الهی حاضر می کنند و از او می پرسند: چه کاره بودی؟ می گوید: خدمت گذار خدا بودم و اصلاً زندگی ام را صرف مردم کردم و خطاب می رسد: درست است که چنین بودی اما کارهایت برای خدا نبود، بلکه به خاطر این بود که شهرت و موقعیت اجتماعی کسب کنی و عملت ریا داشت. سرانجام دستور می رسد که او را هم داخل آتش کنید.(20)
این مطلب نزد همه فقها مسلم است که ریا و تظاهر اگر در عمل عبادی باشد مثل نماز و روزه و... آن را باطل می کند و باید دوباره به جا آورده شود. و اگر عمل، عبادی نباشد و در صورت خالص نبودن پوچ و بی ارزش است.
قرآن کریم اهمیت زیادی به خلوص داده و می فرماید:
وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الذین؛(21)
و امر نشدند مگر بر این که خدا را به خلوص کامل در دین پرستش کنند.
فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحاً ولا یشرک بعبادة ربه احداً(22)
پس هر کسی به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش شریک نسازد.
آری، اگر کسی بخواهد به مقام لقای پروردگار برسد؛ یعنی مقامی که خدا بر دل او حکومت داشته باشد، تمام بت ها را شکسته و جز خدا هیچ چیز و هیچ کس در دلش نباشد باید به مقام اخلاص برسد، و در هر کاری فقط خدا را در نظر بگیرد.
عزیزان! بیایید خود را اصلاح کنیم. ریا و تظاهر را از خود دور سازیم. ریا دل را تاریک و عمل را باطل می سازد و انسان را از جامعه طرد. می کند. هیچ کس انسان ریاکار و زبان باز را دوست ندارد. انسان ظاهر ساز می کوشد تا خود را بالا ببرد اما هم در میان مردم منفور می شود و هم از نظر خدا می افتد. رنگ خلوص، رنگ بسیار زیبایی است؛ بیایید کاری کنیم که همگی در زندگی به این رنگ، مزین باشیم. انسان می تواند به تمام کارهایش رنگ اخلاص و عبادت بدهد. با خوردن، آشامیدن، خوابیدن و... ثواب کسب کند. روایت داریم که: اگر زنی سفره ای پهن کند، غذایی آماده نماید، ظرفی بشوید و...ثواب یک شهید در نامه عملش نوشته می شود(23)
هم چنین اگر مردی در خانه، همسرش را یاری کند، با زحمت بازو پولی به دست آورده و زن و بچه اش را به رفاه و آسایش برساند ثواب شهید دارد:
الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله؛(24)
کارگری که برای اداره خانواده اش تلاش می کند، هم چون مجاهد فی سبیل الله است.
بدیهی است این همه اجر و ثواب، زمانی است که کار برای رضای خدا بوده و رنگ خلوص داشته باشد. کار اگر برای خدا باشد برای هر قطره آبی که در غسل جنابت ریخته می شود ملکی مأمور و برای او تا روز قیامت استغفار و طلب بخشش می کند.
نقل می کنند که بعضی از بزرگان، مانند شهید، سید بن طاوس، کاشف الغطاء و... تمام کارهایشان یا واجب بوده، یا مستحب، حرام و مکروه و حتی مباح نداشته اند، چون به تمام کارهایشان رنگ عبادت و خلوص می دادند.
انسان الهی می خوابد تا خستگی را از تن دور کرده و آمادگی برای کار پیدا کند. می خورد تا نیرو بگیرد؛ حال اگر طلبه و محصل است برای تحصیلش، اگر اداری است برای راه انداختن کارهای ارباب رجوعش، و اگر کارگر است برای کار کردن و به حرکت در آوردن چرخ های اقتصاد جامعه و... شما هم می توانید فعالیت کنید، کاردان باشید، با مردم مدارا کنید، تا می توانید گره از کار مردم بگشایید، با اخلاق اسلامی برخورد کنید و سعی نمایید که همه این ها را برای خدا انجام دهید.
14) بقره 2 آیه 132.
15) مائده 5 آیه 55.
16) مستدرک، حاکم، ج 30، ص 32، بحار الانوار، ج 20، 216.
17) سیره حلبی، ج 2، ص 192، تاریخ طبری، ج 2، ص 100.
18) بقره آیه 207.
19) اصول کافی، ج 1 ص 61.
20) همان.
21) بینه (98) آیه 5.
22) کهف (18) آیه 110.
23) تحف العقول، ص 79.
24) وسائل الشیعه، ج 12، ص 42، ح 1.


برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 21 مهر 1396  ساعت  10   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید