جمعه 30 شهريور 1397 - 11 محرم 1440 - 21 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
25) سیاحت غرب / محيط زيست : به خاطر فرزندانمان ؛ رابرت . اف كندي
کد مطلب:36849
تاریخ مطلب:جمعه 1 ارديبهشت 1396
چكيده : رابرت اف كندي تمايل زيادي به حفظ آينده پايدار دارد. كندي اهانت شركت ها را به محيط زيست، به مثابه اهانت معنوي به نسل آينده مي داند. او به طور خستگي ناپذيري كار كرده است تا از حقوق زيست شناختي مشترك فرزندانمان دفاع كند. كندي در اين مقاله درباره خطرات محتمل براي ميراث ملي، خطر اين كه شركتهاي بزرگ بر دولت تسلط پيدا كنند و عوارض روحي تخريب زمين، صحبت مي كند. من به مدت 20 سال طرفدار محيط زيست بوده ام و سعي كرده ام كه در طول اين دوره رويكردي غير حزبي داشته باشم. ...
25) سیاحت غرب / محيط زيست : به خاطر فرزندانمان ؛ رابرت . اف كندي 1
چكيده :
رابرت اف كندي تمايل زيادي به حفظ آينده پايدار دارد. كندي اهانت شركت ها را به محيط زيست، به مثابه اهانت معنوي به نسل آينده مي داند. او به طور خستگي ناپذيري كار كرده است تا از حقوق زيست شناختي مشترك فرزندانمان دفاع كند. كندي در اين مقاله درباره خطرات محتمل براي ميراث ملي، خطر اين كه شركتهاي بزرگ بر دولت تسلط پيدا كنند و عوارض روحي تخريب زمين، صحبت مي كند.
من به مدت 20 سال طرفدار محيط زيست بوده ام و سعي كرده ام كه در طول اين دوره رويكردي غير حزبي داشته باشم. بدترين چيزي كه مي تواند براي محيط زيست روي دهد، اين است كه فقط يك حزب سياسي بر آن تسلط يابد. بيشتر رهبران زيست محيطي در كشور با من موافق هستند. پنج سال پيش اگر از گروه هاي عمده طرفدار محيط زيست پرسيده مي شد كه بزرگ ترين تهديد محيط زيست چيست؟ آن ها دامنه اي از پاسخ ها را مطرح مي كردند: آلودگي سطح بالا، عادات تخريب كننده محيط زيست، گرم شدن جهاني؛ اما در حال حاضر، همه آن ها به شما يك پاسخ مي دهند: اين جرج واكر بوش است كه اين كار را انجام مي دهد. اين بدترين رئيس جمهور درباره مسائل زيست محيطي است كه داشته ايم. اگر شما به وب سايت شوراي دفاعي منابع ملي برويد، مي بينيد كه امروزه نمي توانيد درباره مسائل زيست محيطي، بدون اشاره به رئيس جمهور، صحبت كنيد و حدود چهارصد پسرفت زيست محيطي را كه دولت كنوني از آن طرفداري كرده است، مشاهده مي كنيد. اين يك تلاش عمدي است تا قانون گذاري هاي 3 سال و نيم گذشته را از بين ببرد. اين يك حمله مخفيانه است كه از چشم مردم دور مانده است.
ما در سال 2003 يادداشتي از رانك لونتز مدير انتخاباتي بوش پيدا كرديم كه در آن او به رئيس جمهور مي گفت، اگر شما بخواهيد قوانين محيط زيستي آمريكا را تخريب كنيد، نه تنها بايد دمكرات ها بلكه افراد عادي جمهوري خواه را هم از خود طرد كنيد. 81% مردم هواي تميز مي خواهند، آن ها به قوانين زيست محيطي نياز دارند و مي خواهند كه اين قوانين به طور مؤثري اجرا شود. لونتزه بود به رئيس جمهور نوشته بود كه اگر ما بخواهيم اين كار (لغو قوانين زيست محيطي) را انجام دهيم، بايد مخفيانه صورت گيرد. او سفارش كرده بود كه از بلاغت اورولي براي پوشاندن اين برنامه راديكال استفاده شود. آن ها مي خواهند جنگل را تخريب كنند، و اين را قانون جنگل سالم مي نامند؛ آن ها مي خواهند هوا را آلوده كنند و آن را قانون هواي پاك مي نامند. آن ها بدترين و غيرقابل اتكاترين آلاينده ها را نصب كرده اند و لابي كنندگان اين كمپاني ها به طور مجازي مانند رهبران مجازي صنايع، معاونت هاي وزارت خانه ها، آژانس ها و حتي كابينه هستند كه مي خواهند قوانين را تصويب كنند. رئيس خدمات جنگل، لابي كننده صنعت الوار است كه احتمالاً غارتگرترين لابي صنعت الوار در تاريخ ايالات متحده مي باشد. رئيس منابع عمومي، لابي كننده صنعت معادن است. رئيس شاخه هوايي در (EPA) يك لابي كننده بهره بردار است كه امتياز دو مورد از بدترين آلاينده ها را در بيست سال اخير به ايالات متحده داده است. رئيس صندوق عالي، زني است كه در گذشته كار اصلي اش اين بود كه به شركت ها مشاوره بدهد كه چگونه از پرداخت ماليات فرار كنند. فرد دوم در EPA لابي كننده مونسانتو است. اين ها موارد خاص نيستند، بلكه قواعدي هستند كه در آژانس ها اجرا مي شوند. من فكر مي كنم ايده خوبي است كه تجار را به دولت بياوريم و تجربه را به تخصص بيافزاييم. امّا اين افراد وارد خدمات دولتي نشده اند تا منافع عمومي را تقويت كنند؛ در هر كدام از اين موارد، آن ها مي خواهند قوانيني را كه قبلاً تصويب كرده بودند، دوباره از بين ببرند. ما اثرات اين كار را قبلاً ديده ايم. اي.پي.آ به عنوان اولين گزارش سالانه اش اعلام كرد كه مناطق مرده اي در درياچه جاري وجود دارد. شما به خاطر بياوريد كه جاري قبلاً درياچه مرده اعلام شده بود. بنابر گزارش اي.پي.آ، از زماني كه اول بار قانون آب پاكيزه تصويب شده است، در حال كثيف شدن است.
اين پس رفت قانوني در دولت بوش، بر روي زندگي ميليون ها آمريكايي تأثير منفي داشته است. فقط كافي است به يك صنعت توجه شود: تجهيزات زغال سوزي. از هر چهار كودك سياه پوست آمريكايي در نيويورك، در حال حاضر يكي آسم دارد. من سه پسر دارم كه آسم دارند. ما نمي دانيم كه آسم پدر به فرزند چگونه اپيدميك شده است؛ اما مي دانيم كه به وسيله دو عامل ايجاد مي شود: ازن و ذرات معلق؛ اخيرا در لس آنجلس تايمز، به نقل از مجله نيوانگلند پزشكي مطلبي آمده بود كه نشان مي داد آلودگي ازن به مقدار كم هم روي ريه كودكان تأثير مي گذارد. مثلاً در سان برناردينو، 10% كودكان، آسيب ديدگي دائمي ريه دارند كه هرگز خوب نمي شوند و صدمات روي اين افراد مي ماند و آن ها در طول عمر، ميزبان انتقال آن به ديگران مي شوند.
ما مي دانيم كه منشأ ازن و ذرات معلق، 1100 نيروگاه زغال سنگي است كه به طور غيرقانوني ذغال سنگ را مي سوزانند. آن ها بايد از 50 سال پيش، كنترل هايي را در سيستم خود ايجاد مي كردند. دولت كلينتون حدود 75% آن نيروگاه ها را مورد تعقيب قرار داد، اما اين صنعت به بوش در دوران مبارزات انتخاباتي 48 ميليون دلار كمك كرد و از آن زمان تاكنون هم 58 ميليون كمك كرده اند. يكي از كارهاي بوش اين بود كه به وزارت دادگستري بگويد، 75 دعواي حقوقي را ناديده بگيرند. اين كار شوكه كننده بود. اين در تاريخ ايالات متحده بي سابقه بود كه رئيس جمهور از مجرمان پول بگيرد و آن ها را معاف كند. به ياد بياوريد، زماني كه رئيس جمهور كلينتون، مارك ريچ را بخشيد، چگونه مطبوعات و مردم، شوكه شده بودند. ولي مارك ريچ يك نفر بود و هرگز كسي را نكشته بود. بنا به گزارش اي.پي.آ، اين مجرمان، در سال 5500 آمريكايي را مي كشند. رئيس جمهور پس از بخشودن اين مجرمان به طور غيرقانوني، قانون هواي پاك را بازنويسي كرد. ما او را تحت تعقيب قرار مي دهيم، ولي اين كار ممكن است ده سال طول بكشد كه بدين معني است كه آن ها در اين مدت، به آنچه مي خواهند، مي رسند.
من در ايالت نيويورك زندگي مي كنم. بسياري از ماهي ها در نيويورك سالم نيستند و آلودگي جيوه دارند. من در دو مايلي ايالت كانكتيكت زندگي مي كنم. در آنجا ماهي هاي آب شيرين براي خوردن ناسالم هستند. در هفته گذشته، سرويس حيات وحش و ماهيان اعلام كرد، در نوزده ايالت، ماهي ها ناسالم و در 48 ايالت ديگر، دست كم برخي ماهيان براي خوردن ناسالم هستند. 1100 نيروگاه مذكور، جيوه در فضا مي پراكند. ما مي دانيم يكي از هر شش زن آمريكايي، در بچگي آن قدر جيوه در رحم خود ذخيره مي كند كه در دوران بارداري بچه هايشان را خطراتي از قبيل: مشكلات ادراكي، خستگي ذهني، اويتسم، كوري، بيماري كليه، ريه و قلب تهديد مي كند. من جيوه زيادي در بدنم دارم. دكتر ديويد كارنتر، متخصص ملي آلودگي جيوه، به من گفت كه اگر زن بودم، كودكم مشكلات شناختي داشت و بهره هوشي او بين 5 تا 7 نمره بود. هر سال 630 هزار كودك در اين كشور متولد مي شوند كه در معرض آلودگي جيوه هستند.
دولت كلينتون با شناختن اين خطر، تحت قانون هواي پاك، جيوه را جزو مواد آلاينده شناخت و گفت كه صنايع ظرف سه سال و نيم بايد 90% جيوه را حذف كنند. اين امر براي مردم خوب است ولي ميلياردها دلار براي صنايع خرج داشت. هشت هفته پيش، دولت بوش گفت كه قانون جديدي را كه تحت لابي شركت لاتهام و واتكينس است، اجرا مي كند. اين قانون مي گويد كه صنايع ظرف پانزده سال، 50% جيوه را حذف كنند. اما آن قدر راه فرار در آن گنجانده اند كه عملاً كاري صورت نمي گيرد. مسؤول اين كار هم رئيس بخش هواي اي.پي.آ مي باشد. ما در جهاني تخيّلي و وحشتناك زندگي مي كنيم كه صنايع به يك سياستمدار پول مي دهند تا هوا را براي فرزندانمان آلوده كند. اين كار باعث مي شود تا بسياري از كودكان نتوانند از دوران زندگي خود لذت ببرند.
اخيرا از معادن زغال سنگ آپالاش بازديد كرده ام. من چيزهايي ديده ام كه اگر مردم ايالات متحده ببينند، انقلاب مي كنند. شركت ها كوه ها را منفجر مي كنند و فقط در ويرجينياي غربي 2500 تن ديناميت به كار برده اند. آن ها كارگران را اخراج مي كنند. زماني كه پدرم در ويرجينياي غربي در 1968، عليه حفاري معادن اقدام مي كرد، 114000 كارگر در آنجا كار مي كردند. او معتقد بود كه اين كار نه تنها باعث از بين بردن اقتصاد منطقه مي شود بلكه حتي كارگران را بي كار مي كند. حال فقط 12 هزار كارگر در آنجا كار مي كنند. آن ها با ديناميت معادن را منفجر مي كنند و نخاله هاي آن را در رودخانه ها مي ريزند كه تاكنون 1200 مايل از رودخانه را پر كرده اند. ما در حال از بين بردن بخشي از تاريخ آمريكا هستيم. اين تاريخ منشأ اعتقادات، نيات و شخصيت ما مي باشد. كوه هاي ديوي كراكت و دانيل بون در حال از بين رفتن هستند و ما داريم آن ها را هموار مي كنيم. اين كار غيرقانوني است، چون شما نمي توانيد بدون اجازه قانون هواي پاك، نخاله ها را در دريا بريزيد.
بنابراين ما موضوع را پيگيري مي كنيم. جولاوت كه وكيلي از ويرجينياي غربي است مي گويد كه دولت بوش و گروه مهندسان را به خاطر اين كار تحت تعقيب قرار داده است. ما در پرونده پيروز شديم و قاضي به نفع ما حكم كرد. دو روز بعد، دولت بوش قانون هواي پاك را از نو تصويب كرد و اجازه داد كه صنعت معدن به كار خود ادامه دهد و اجازه داد كه آن ها نخاله ها را با اجازه گروه مهندسان، در رودخانه ها بريزند.
اگر از افراد كاخ سفيد بپرسيد كه چه كسي از اين قانون طرفداري مي كند و چرا چنين كاري مي كنيد؟ آن ها مي گويند، ما بايد بين رونق اقتصادي و حفاظت از محيط زيست، يكي را برگزينيم. ما بايد بدانيم كه اقتصاد ما چه مشاغلي توليد مي كند و چه سرمايه اي به جامعه مي افزايد. اگر بخواهيم براساس نظر دولت عمل كنيم، بايد خطرات زيست محيطي را بپذيريم تا منابع طبيعي خود را نقد كنيم و چند سال اقتصاد پر رونق آلوده داشته باشيم و فرزندانمان بايد بهاي آن را بپردازند. آن ها بايد بهاي كوه هاي هموار شده و مناظر از بين رفته را كه در طول زمان گسترش پيدا مي كند، بپردازند. تخريب محيط زيست از كسر بودجه جلوگيري مي كند و بار رونق اقتصادي نسل ما را بر دوش فرزندانمان مي گذارد.
هيچ مدافعي درباره بازار آزاد از من قوي تر نيست. اقتصاد بازار آزاد كارآمدي را افزايش مي دهد و كارآمدي، آلودگي را حذف مي كند. در بازار آزاد واقعي، شما تا مي توانيد آلودگي را حذف مي كنيد. در بازار آزاد، شما نمي توانيد بدون ثروتمند كردن همسايه و جامعه خود ثروتمند شويد. آلايندگان محيط زيست، خود را با فقير كردن ديگران ثروتمند مي كنند. آن ها استانداردهاي زندگي را با پايين آوردن آن براي ديگران پايين مي آورند و اين كار را با فرار از قوانين بازار آزاد و مجبور كردن ديگران به پرداخت هزينه توليدي شان انجام مي دهند.
براي شما مثالي مي زنم: زماني كه شركت هاي بهره بردار از معادن، جيوه را در هوا وارد مي كنند، يكي از هزينه هاي توليدي خود را حذف مي كنند. وقتي كه آن ها اين هزينه ها را كسر مي كنند، مي توانند بر رقباي خود در صنايع گاز و نفت و توربين بادي غلبه كنند. اما در اصل، هزينه ها از بين نمي روند. آن ها ماهي ها و كودكان را بيمار مي كنند و باعث آسيب ريوي كودكان مي شوند، مردم را از كار بي كار مي كنند. رودخانه ها را آلوده مي كنند و جنگل هاي نواحي كوه هاي آپالاش از جورجيا تا كبك را از بين مي برند. اين افراد و منابع هستند كه بايد هزينه اين آلودگي را بپردازند. تمام قوانين فدرال زيست محيطي در خدمت رقابت بازار آزاد است.
من مدت زيادي با كشاورزان كار كرده ام تا از توليد انبوه گوشت خوك جلوگيري كنم. چون اين توليد نه تنها تهديدي عليه محيط زيست بلكه عليه كارگران ايالات متحده است. اين كار به چند صنعت اجازه مي دهد كه انحصار آن را در دست گيرند و افراد را از كار بي كار كنند. سال پيش 27000 پرورش دهنده خوك در كاروليناي شمالي وجود داشت، ولي اكنون 2200 كارخانه گوشت خوك جاي آن ها را گرفته اند كه 1600 كارخانه را شركت بزرگ صنايع غذاي اسميت فيلد اداره مي كند. آن ها مواد آلاينده زيادي توليد مي كنند و مجبورند كه افراد سياسي را براي همراهي با خود فاسد كنند.
من در جمع 1200 كشاورز كليبرليك، آيوا، سخنراني كردم و گفتم، از اين شركت هاي چند مليتي بيش از اسامه بن لادن مي ترسم. من نظر مثبت تمام كشاورزان را براي اقدام گرفتم ولي دفتر كشاورزي، شش ماه كارشكني كرد. من از آنچه گفته ام دفاع مي كنم. تدي روزولت مي گفت كه كشور ما آن قدر قوي است كه دشمن خارجي آن را از بين نمي برد ولي از درون و به وسيله نقص عملكردي ثروت، دچار تخريب مي شود. آبراهام لينكلن هم كه جمهوري خواه بزرگي بود در سال 1863 در اوج جنگ هاي داخلي گفت كه جنوبي ها مقابل من هستند و بانك داران روبروي من؛ و من بيشتر از بانكداران مي ترسم.
جرج واشنگتن، توماس جفرسن، جان آدانر و آندرو جكسون كه همه از رؤساي جمهور بزرگ كشور ما بوده اند، ما را از خطر شركت هاي بزرگ براي زندگي مان آگاه كرده اند. آيزنهاورِ جمهوري خواه هم عليه غلبه مجتمع هاي نظامي ـ صنعتي هشدار داد. من يك فرهنگ لغت (آمريكن هريتيج) دارم كه در آن آمده است، واژه فاشيسم يعني تسلط شركت هاي بزرگ بر دولت كه ايدئولوژي راست گرا و ناسيوناليسم از آن حمايت مي كند. و منابع فرزندانمان را تاراج مي كنند، اما آنچه بيشتر به تاراج مي رود، تاريخ طبيعي ماست: هوايي كه تنفس مي كنيم، آبي كه مي نوشيم و حيات وحشي كه به ما غرور آمريكايي بودن مي دهد. آن ها از اقتصاد بازار آزاد حرف مي زنند ولي در واقع از كاپيتاليسم رفاه شركت ها يا سوسياليسم براي ثروتمندان دفاع مي كنند. آن ها مي گويند، حق مالكيت را دوست دارند ولي تنها حقي كه حق همسايه را ضايع كند و ثروت عمومي را آلوده كرده و از بين ببرد. آن ها مي گويند، قانون و نظام را دوست دارند ولي قانون و نظمي كه به شركتها اجازه بدهد كه از هزينه هاي عمومي خرج كنند. آن ها مي گويند، به كنترل محلي و حقوق ايالتي عشق مي ورزند، اما تا زماني كه اجازه بدهند، موانع براي كار شركت هاي بزرگ از ميان برداشته شود.
آن ها مي گويند كه مسيحي هستند ولي قوانين مسيحيت را نقض مي كنند: اين كه ما خادمان زمين هستيم و بايد از طبيعت حفاظت كنيم. آن ها طرفدار نظريه جيمزوات هستند كه مي گفت: ما نمي توانيم از زمين حفاظت كنيم، چون نمي دانيم كه چه زمان مسيح باز مي گردد.
دليلي كه ما از زمين حفاظت مي كنيم اين است كه زمين ما را از نظر زيبايي شناختي، تفريحي، فرهنگي، تاريخي و روحي غني مي كند. افراد بشر به غير از پول نيازهاي ديگري هم دارند و اگر آن ها برآورده نشود، خلقت خداوند متعال تكميل نمي شود. زماني كه ما زمين را تخريب مي كنيم، خود و فرزندانمان را فقير مي كنيم. راش ليمبو مي گويد ما بايد به خاطر جغدها جنگل ها را حفظ كنيم. ما بايد درختان را حفظ كنيم، چون ارزش آن ها در حالت ايستاده، بيش از قطع شده است. من به خاطر اين از منابع طبيعي هودسون دفاع مي كنم، چون باور دارم كه در صورت بقاي آن ها، فرزندانمان و جامعه ما غني تر مي شوند. ماهيگيري تجاري در هودسون 350 سال قدمت دارد. بسياري از خانواده ها هلندي هستند و ماهيگيري را به روش سنتي سرخ پوستان آلگونكوين آموخته اند. من مي خواهم كه فرزندان من هم اين روش را دنبال كنند و خود را به تاريخ نيويورك پيوند بزنند. من نمي خواهم كه 400 تن نخاله كارخانه ها در رودخانه ها بريزد تا ديدگاه توماس جفرسن كه مبتني بر گسترش خانواده هاي كشاورزان بود، خراب شود و ضربه اي به دموكراسي وارد آيد. من نمي خواهم جهاني به وجود آيد كه در آن فصول و جزر و مد از بين برود و بسياري از چيزهايي كه ما را به گذشته پيوند مي دهند و نسل هاي گذشته را به ياد مي آورد، نابود شود تا ما مثلاً فقط لپ تاپ داشته باشيم. ما مي خواهيم در نهايت به خدا پيوند بخوريم.
من باور ندارم كه طبيعت خداست يا بايد مانند خدا آن را بپرستيم، بلكه بايد آن را آيات خدا دانست. خدا به وسيله طبيعت با ما به طور واضح سخن مي گويد. خدا از راه هاي متفاوتي با بشر سخن مي گويد. مذهب، كتاب هاي مقدس، مردم خردمند، هنر، ادبيات، موسيقي و شعر، راه هاي سخن گفتن خدا با مردم هستند، اما خداوند از طريق خلقت، با شفافيت، لطف و لذت با مردم سخن مي گويد. ما ميكل آنژ را با زندگي نامه او نمي شناسيم، بلكه با نگاه به مجسمه سيستن چاپل مي شناسيم. ما خالق خود را با نگاه به خلقت او كه تمام متون مذهبي بر آن تأكيد مي كنند، مي شناسيم.
من به جلوه هاي طبيعت در تمام اديان توجه كرده ام. وحي در طبيعت موجود است: بودا به طبيعت رفت تا خودشناسي كند. حضرت محمد(ص) در سال 629 به كوه حرا رفت و فرشته اي قرآن را بر او نازل كرد. حضرت موسي(ع) به كوه سينا رفت و ده فرمان را دريافت كرد. يهوديان چهل سال در كوه سينا بودند تا از اسارت 400 ساله مصر نجات يافتند. حضرت مسيح(ع) چهل روز در طبيعت بود تا به الهي بودن خود برسد. پيرو او جان اپتيت در صحرا و در دره اردن زندگي مي كرد و برگ درختان پوشاك او بود.
تمام مثل هاي مسيحيت از طبيعت الهام گرفته اند. مسيح خود را ماهيگير، كشاورز و چوپان ناميد. اين راهي بود كه مسيح با مردم ارتباط برقرار مي كرد. او به آن ها چيزهايي گفت كه با تمام آنچه كه از ادبيات و مردم فرهيخته آموخته بودند، تناقض داشت. آن ها او را به عنوان يك صدا ناديده گرفتند ولي معنايي را كه در مثل هاي او درباره ماهيان و ساير پرندگان بود، پذيرفتند. آن ها مي گفتند كه مسيح چيز تازه اي به ما نمي گويد، بلكه چيزهايي را كه بسيار قديمي هستند، روشني مي بخشد.
وقتي ما طبيعت را از بين مي بريم، خود را از انسانيت و حيات روحاني دور مي كنيم. كساني كه در كاپيتول هيل مي گويند، ما از حضرت مسيح با حمايت از سرمايه هاي عمومي پيروي مي كنيم، در واقع دارند كار نسل بعدي را خراب مي كنند. خداوند متعال از ما مي خواهد كه از چيزهايي كه به ما داده است، استفاده كنيم؛ خود را غني كنيم؛ كيفيت زندگي خود را بالا ببريم و به ديگران خدمت كنيم. ما نمي توانيم زمين را تكه تكه بفروشيم تا پول مغازه بقالي را بدهيم. ما نمي توانيم درياچه را خشك كنيم تا ماهي بگيريم. ما نمي توانيم براي استخراج زغال، كوه را از بين ببريم. ما نمي توانيم به سرمايه فرزندانمان دست بزنيم.
منبع: Eearthlight magazine # 52, Winter 2005
1- Robert F.Kennedy
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 1 ارديبهشت 1396  ساعت  11   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید