جمعه 30 شهريور 1397 - 11 محرم 1440 - 21 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
25) سیاحت غرب / علمي : تنوع بيولوژيك ؛ گفت و گو با ادوارد او . ويلسون
کد مطلب:36719
تاریخ مطلب:جمعه 11 فروردين 1396
چكيده : ادوارد او . ويلسون از طرفداران شناخته شده در زمينه حفاظت از تنوع بيولوژيك است . وي در اين مصاحبه ، از خطرات و تهديداتي كه تنوع بيولوژيك و گونه هاي جانوري را در مخاطره قرار داده است، صحبت مي كند و راه كارهايي را در اين زمينه ارائه مي دهد و به خصوص نقش رسانه ها را در ارتقاي آگاهي مردم در حفاظت از تنوع بيولوژيك يادآوري شود. شما قبلاً اظهار داشته بوديد كه موضوعات و مسائل مربوط به محيط زيست دوگونه هستند : نابودي تنوع بيولوژيك و ساير مسائل زيست محيطي . منظور شما از ...
25) سیاحت غرب / علمي : تنوع بيولوژيك ؛ گفت و گو با ادوارد او . ويلسون 1
چكيده :
ادوارد او . ويلسون از طرفداران شناخته شده در زمينه حفاظت از تنوع بيولوژيك است . وي در اين مصاحبه ، از خطرات و تهديداتي كه تنوع بيولوژيك و گونه هاي جانوري را در مخاطره قرار داده است، صحبت مي كند و راه كارهايي را در اين زمينه ارائه مي دهد و به خصوص نقش رسانه ها را در ارتقاي آگاهي مردم در حفاظت از تنوع بيولوژيك يادآوري شود.
شما قبلاً اظهار داشته بوديد كه موضوعات و مسائل مربوط به محيط زيست دوگونه هستند : نابودي تنوع بيولوژيك و ساير مسائل زيست محيطي . منظور شما از اين مقوله بندي مسائل مربوط به محيط زيست چيست ؟
منظور من اين است كه اشكال و فرم هاي گوناگون ويراني محيط زيست را مطرح نمايم كه بيشتر اخبار و سخنراني هاي سياسي را به خود اختصاص مي دهد و منظور من از ساير مسائل، نابودي لايه اُزون، گرم شدن آب و هوا و آلودگي با سموم مسموم كننده است. در مقايسه همه اين ها، فقدان تنوع بيولوژيك، اكثر اوقات با تخريب جنگل ها اشتباه گرفته مي شود، هر دوي اين ها با هم مرتبط هستند، اما هنگام اشاره به جنگل زدايي و تخريب جنگل ها، قطع كردن درختان جنگل موضوع اصلي نيست؛ موضوع اصلي در اينجا، نابودي تنوع بيولوژيك است كه از تنوع گونه هاي مختلف تا گونه هاي كامل اكوسيستم ها و حتي همه اكوسيستم ها را شامل مي شود؛ نابودي تنوع بيولوژيك، با ميزان و سرعت زيادي در حال رخ دادن است. فقدان و نابودي تنوع بيولوژيك، دومين مقوله از دو مقوله عمده مورد بحث است و نسبت به مقوله اولي خيلي تفاوت دارد؛ به خاطر اين كه نابودي تنوع بيولوژيك، غيرقابل جبران مي باشد.
توجه به اهميت اين مسأله، فوايد زيادي براي بشريت دارد و انسان ها را در جهت حفظ و حتي توسعه و رشد خدمات مربوط به اكوسيستم هايي كه هنوز سالم مانده اند و زيبايي آن ها باعث لذت و انبساط خاطر آدمي است، تحريك مي كند.

اولين اقداماتي كه بايد جهت جلوگيري از نابودي تنوع بيولوژيك انجام دهيم، چيست؟
يكي از اولين اقداماتي كه لازم است، افزايش سطح آگاهي ها مي باشد. مردم در تمام سطوح، از مقامات رسمي حكومتي تا شهروندان عادي، نياز دارند بفهمند، تنوع بيولوژيك چيست و چرا براي بشريت اهميت دارد. هر چقدر ما در مورد تنوع بيولوژيك و اهميت آن كمتر اطلاع داشته باشيم، به همان اندازه، آن ها را سريع تر از بين خواهيم برد. يكي از ابتكاراتي كه بايد در دست اقدام قرار گيرد، حفاظت از اكوسيستم هايي است كه بيشتر در معرض خطر هستند، در قسمت هاي حساس جهان. اين ها قسمت هايي از زمين جنگل ها، درياچه ها، رودخانه ها و جلگه هاي بي درخت است كه تعداد بسيار زيادي از گونه هاي در معرض خطر در آن ها يافت مي شوند. اقدام و عمل فوري جهت برخورد با مشكل مذكور، همين است كه بايد هر چه زودتر در دست اقدام قرار گيرد.
اقدام ديگري كه ما نياز به انجام آن داريم، كشف جهان طبيعي به صورت بهتر و با استفاده از نقش هاي پيشرفته و جديد از جاهايي است كه تنوع بيولوژيك در آنجاها بيشتر است. ما بايد گونه هاي مختلف ارگانيسم را توضيح دهيم. نه تنها آن هايي را كه به خوبي مي شناسيم، مانند پرندگان و درختان، بلكه تعداد زيادي از ارگانيسم هايي كه زياد هم شناخته شده نيستند، از قبيل سوسك ها تا پروتوزون و حتي باكتري ها. ما بايد ياد بگيريم، طرح هايي را جهت مديريت سلامتي بيولوژيك گونه هاي مذكور انجام دهيم.
اقدام سوّم ضروري اين است كه بايد پيوندهاي بيشتري را بين حفاظت و استفاده از تنوع بيولوژيك و توسعه اقتصادي، به خصوص در كشورهاي فقير ايجاد كنيم و ارتقاء دهيم. كشورهاي فقير، با وجود فقر مادي گسترده و جمعيت بيش از حد وابسته، داراي بزرگ ترين ثروت هاي بيولوژيك هستند. اين ثروت هاي عظيم، اين فكر را در خود آن ها و در انسان هاي ديگر ايجاد مي كند تا به فكر توسعه ثروت هاي بيولوژيكي شان باشند.

آيا شما فكر مي كنيد كه قانونِ مرتبط با گونه هاي در معرضِ خطر ايالات متحده، جامع و فراگير است؛ هم چنان كه تابه حال اين گونه قلمداد مي گرديد؟
نه، آن قانون بيشتر در مورد گونه هاي مشخص و به صورت مورد به مورد، درباره شيوه هاي واكنشي تهيه گرديده است. براي اطمينان بايد گفت كه آن قانون، حفاظت و نگهداري از اكوسيستم هايي را در نظر دارد كه گونه هاي در معرض خطر را در خود جاي داده است، اما ما به يك استراتژي كلان و جديد جهت حفاظت و نجات هم اكوسيستم ها و گونه هاي در معرض خطر نياز داريم.
عقيده من بر اين است كه چنان چه قانون گونه هاي در معرض خطر را تصويب نماييم يا برخي اصلاحات را در آن اعمال كنيم، به طوري كه كاملاً براي گونه هاي منحصر به فرد مفيد باشد، خيلي خوب و ايده آل خواهد بود، اما در همان حال بايد بر روي شناسايي و تشخيص مناطق بحران اكوسيستم ها نيز تأكيد بيشتري داشته باشد؛ اكوسيستم هايي كه در آن ها هم تعداد زيادي از گونه هاي جانوري وجود دارند و هم خيلي جالب و ديدني هستند، اما در معرض خطر نابودي قرار دارند. با شناسايي اكوسيستم ها، (كه اكثرا نياز به حفاظت و نگهداري دارند تا مقدار بيشتري از تنوع بيولوژيك آمريكا را علي رغم مشكلات زياد حفاظت كنند)، ما مي توانيم برنامه ها و طرح هاي طولاني مدتي را به شكل ايجاد و تدارك نظارت ها و كنترل هاي منطقه بندي شده، در داخل و خارج اين مناطق و نواحي اجرا كنيم و جلوي ناكارآمدي و اجراي طرح هاي توسعه ويرانگر را بگيريم.
به هر حال، قانون گونه هاي در معرض خطر، تنها در جلوگيري و بلوكه كردن بخش هاي خيلي جزئي و كم، از 20 هزار گونه يا پروژه هاي زيادي كه به طوررسمي و غيررسمي، تحت اين اقدامات و عناوين آزمايش شده اند، نتيجه داده و سودمند بوده است كه حدودا 1% مي باشد، اما يك خطر وجود دارد و آن اين كه اگر چنان چه ما كلاً به قانون گونه هاي در معرض خطر وابسته باشيم ـ هم چنان كه الان اين گونه به نظر مي رسد ـ هر چه دانش و اطلاعات بيشتري در مورد گروه هاي زيادي از ارگانيسم ها نه فقط پرندگان و تعداد كمي از درختان و غيره داشته باشيم، در آن صورت قادر خواهيم بود تا تعداد خيلي زيادي از گونه هاي جانوري منحصر به فرد را مورد آزمايش و تحقيق قرار دهيم. راه جلوگيري اين است كه از طريق نقشه كشيدن سريع براي تنوع بيولوژيك يك كشور، كار را آغاز نماييم.

شما ديدگاهتان را در مورد اصول اخلاقي محيط زيست چگونه توصيف مي كنيد؟ آيا بر اين باور هستيد كه بايد به خاطر بشريت از محيط زيست حفاظت شود يا به خاطر نفس طبيعت؟
من اساسا مجموعه اي از اصول و موازين اخلاقي و معنوي انسان محورانه دارم كه آن ها را در كتاب هايم تحت عنوان «طبيعت بشري»، «بيلوفيليا» و «تنوع حيات»، به طور دقيق توضيح داده ام. اگرچه من دليل قوي تري دارم تا به شدّت و با صراحت در مورد حقوق فطري و ذاتي ساير گونه هاي جانوري بحث كنم، با وجود اين فكر مي كنم كه دقيقا و كاملاً مطابق با منافع گونه خودمان (انسان) است تا تنوع بيولوژيك بيشتري را بر روي كره زمين حفظ كنيم و اين دلايل مي توانند از يك سري دلايل متعدد و مضاعف (تركيبي از دلايل فايده نگر تا معنوي) را شامل بشوند. ما هنوز شروع به كشف كافي آنچه را كه از آن به طور گسترده و وسيع به عنوان فوايد معنوي كه جنبه زيبايي شناسي ـ احساسي و نيروي خلّاق ذهن بشري مي توان ناميد، نكرده ايم كه خيلي زياد به وجود محيط زيست نسبتا كشف ناشده و تنوع ارگانيسم هاي زنده در اطرافيان، بيش از آنچه قبلاً درك كرده ايم، وابسته باشد.
بنابراين، در بحث ديدگاه انسان محورانه طبيعت، من ضرورت حقوق فعالان همه گونه هاي جانوري، در نجات و رهايي همه تنوعات بيولوژيكي حس مي كنم. نه تنها به اين خاطر كه باور من بر اين است كه اين پيوندها و پيوستگي ها در آنجا وجود دارند، بلكه به علت احتياط صرف و محض. ما الان دقيقا آن ها را مفت و مسلّم از دست مي دهيم ـ در يك دوره زماني 20 يا 30 ساله ـ چيزهايي را كه ميليون ها سال طول كشيده است تا ايجاد شوند و نيز ميليون ها سال طول كشيده است تا جايگزين شوند، همه آن ها را مفت و مسلم از دست مي دهيم. از بين رفتن اين همه تنوع بيولوژيك و دست به كار نشدن ما، به نظرم نهايت حماقت مي باشد.

آيا شما با طرح هاي ايالات متحده آمريكا و يا ساير كشورهاي صنعتي موافقيد، مبني بر اختصاص وام جهت تقابل با مسائل فوق الذكر (مثلاً حكومت ايالات متحده آمريكا بدهي جهان سوم را در مقابل و در عوض همكاري كشورهاي جهان سوم در حفاظت از قسمت هاي در معرض نابودي محيط زيست) ببخشد؟
بله، من موافقم. قبلاً گفته شده بود كه تحت بهترين شرايط، بدهي هاي بخشيده شده در عوض همكاري هاي اين كشورها در جهت حفاظت از محيط زيست، تنها مقدار كمي از بدهي جهان سوم را شامل خواهد شد، اما با همين مقدار كمِ بخشودگي، دليل نمي شود كه ايالات متحده آمريكا از اين كار روي گرداني كند و از انجام اين كار طفره رود. جنبه ديگر اين رفتار نيز تأثيرات خيلي زيادي دارد. آنچنان كه گفته مي شود، تنها و تنها، تبديل و تغيير 1% از بدهي هاي كشورهاي جهان سوم به سرمايه گذاري جهت حفاظت از محيط زيست و توسعه محلي در حول وحوش مناطق تحت حفاظت، مي تواند موجب حل و رفع حادترين و شديدترين مسائل و مشكلات در زمينه حفاظت از تنوع بيولوژيك گردد.

چرا بايد كشورهاي صنعتي شده جهان زير بار بروند؟
قبل از همه و خارج از قاعده، بايد بگويم كه اين كار بايد به خاطر نگراني و دغدغه براي كل بشريت مورد توجه قرار گيرد و جهان سوم، سرمايه و ثروت هاي بيولوژيك دارد و كشورهاي توسعه يافته مي توانند در آن ثروت ها و منابع شريك شوند؛ از قبيل توسعه صنعت دارويي. البته اين كشورها به عنوان قدرت هاي تجاري در آينده، شركاي اقتصادي ايالات متحده آمريكا خواهند بود.
ميل به آرامش سياسي در اين كشورها، دليل ديگري را در ادامه دلايل فوق الذكر مطرح مي نمايد. حفاظت و استفاده بهتر از محيط زيست طبيعي، توسعه و ارتقاي آرامش سياسي را اقتضا مي كند و تنها نياز داريم اشاره كنيم به نقاط و مناطق بحراني جهان جديد در سال هاي اخير (به عنوان نمونه) السالوادور و هاييتي، ... و قابل توجه اين كه، كشورهاي فوق الذكر، داراي ويران ترين و پرجمعيت ترين كشورها در نيم كره غربي هستند. در اينجا شناسايي پيوند بين آرامش و ثبات زيست محيطي و كاهش و تخفيف فقر، مدنظر مي باشد. توسعه مناسب و مفيد در اين كشورها است كه به استفاده از محيط زيستي مناسب در طول آرامش و ثبات سياسي، بستگي دارد.
اما فراتر از آن، تخريب وسيع جنگل ها در اين كشورها، باعث به وجود آمدن خروارها دي اكسيد كربن و ساير گازهاي گلخانه اي در اتمسفر و جوّ اين كشورها شده است. هيچ شكي در اين زمينه وجود ندارد كه سير تغييرات محيط زيستي كه در حال رخ دادن است و يا درآينده رخ خواهد داد، بر روي بقيه جهان ـ حتي به شيوه هاي ديگري ـ تأثيرگذار خواهد بود. به عنوان نمونه يك تغيير، تغيير الگوهاي ميزان بارش در تمام مناطق قاره اي است.

آيا چشم انداز گرم شدن هواي كره زمين، شما را نگران مي كند؟
در مسأله گرم شدن كره زمين، اين نكته واضح و روشن است كه گرم شدن كره زمين ممكن است ما را تا 50 يا 100 سال ديگر، به اقدام مؤثري وادار نكند. حتي تقريبا مدل ها و الگوهاي محافظه كار پيش بيني مي كنند كه اين مسأله (گرم شدن كره زمين) يك مسأله مهم زيست محيطي خواهد شد؛ اگر ميزان گرم شدن، همين طور بدون كم وكاست ادامه يابد. صرف نظر از تأثيرات فوري و سريع بر روي جمعيت بشري و توليد مناطق كشاورزي، افزايش درجه گرمايي كره زمين بدين معني است كه مشكلات بزرگي براي منابع طبيعي به خصوص در مناطق معتدل شمالي و مناطق قطبي به وجود خواهد آمد.

حفاظت از جنگل هاي باراني استوايي، چه نقشي مي تواند در جلوگيري از گرم شدن آب و هواي كره زمين ايفا نمايد؟
آن ها مي توانند كمك كنند تا مقدار قابل توجهي از كربن، در بافت هاي زنده و چوب باقي بمانند، به جاي اين كه به دي اكسيدكربن تبديل شوند. برخي تخمين زده اند كه چنان چه منطقه اي از جهان ـ به وسعت استراليا و يا شايد برزيل درختكاري شود، اين درختكاري در چنين وسعتي، مي تواند در توقف و جلوگيري از افزايش سطح دي اكسيدكربن كافي باشد. من نمي دانم اين كار با چه سرعتي مي تواند اتفاق بيفتد، اما باور دارم كه تخريب وسيع و مداوم جنگل ها عامل عمده اي در افزايش دي اكسيدكربن است.

آيا آگاهي شما در مورد مسائل زيست محيطي، در كار شما به عنوان يك بيولوژيست، تأثير داشته است يا نه؟
علاقمندي من به رشته بيولوژي، به دوران كودكي ام برمي گردد. من دوران كودكي و نوجواني ام را در جنوبي ترين مناطق سپري كردم. من در آنجا به درختان و مزارع دسترسي داشتم و از حيات وحش، در آغازين دوران زندگي خود لذت برده ام و احساس خوشي داشتم. من هميشه قصد و آرزويم اين بود كه در مورد طبيعت و تنوع بيولوژيك، مطالعه كنم. از دوران نوجواني ام، از مسائل و مشكلات مربوط به محيط زيست آگاهي يافتم. دل مشغولي هاي شديد اخير اين جانب، بيشتر حاصل و نقطه اوج تمام عمر نويسندگي و شور و شوق و اشتياق من بود، تا اين كه پاسخي به محيط زيست و مسائل آن باشد.

به نظر شما، تأثيرگذارترين شيوه هاي گسترش آگاهي مردم در سراسر جامعه و نيز در بيرون از جامعه كنوني چيست؟
رسانه ها به نظر من مهم ترين ابزار هستند و به همين خاطر است كه من بيشتر اوقاتم را صرف گفت وگو با روزنامه نگاران مي كنم. رسانه ها ابزارهاي واسطه اي جهت گستراندن و رواج اطلاعات و جنبش هاي توسعه خواه مي باشند، به خصوص در مورد دموكراسي؛ دانشمنداني كه آرزوي نفوذ در سياست دارند، كمتر موفق و قادر به انجام اين نفوذ مي شوند؛ خصوصا موقعي كه مسأله اي شبيه مسأله پيچيده تنوع بيولوژيك وجود داشته باشد و تابه حال، به ندرت رأي و نظر عمومي را به خود جلب كرده باشد. براي دانشمندان خيلي مشكل است با رهبران سياسي تماس و بر روي آن ها نفوذ داشته باشند، مگر اين كه اين رهبران به نوعي متقاعد شوند. رهبران سياسي عموما تمايل دارند كه به هيچ كس پاسخگو نباشند؛ بنابراين، اگر آن ها احساس كنند كه افكار عمومي در مورد مسأله اي نگراني و دغدغه دارد، آن مسأله اولويت بالايي پيدا خواهد كرد. بنابراين، افزايش و ارتقاي آگاهي عمومي، معمولاً از طريق رسانه ها امكان پذير مي باشد.
يك شخص عادي بايد بتواند به سؤالاتي از قبيل اين سؤال كه آيا بشر صرفا كارگزار معمولي و عادي طبيعت است و آيا تكامل و تحول، جايگزين انقراض به عنوان قسمتي از پروسه طبيعي خواهد گرديد، جواب بدهد و پاسخي داشته باشد. يك شخص عادي، بايد بتواند اين سؤال ها را درك و فهم كند. اين سؤالات سخت نيستند، اما در حال حاضر، مردم جواب آنها را نمي دانند.
اين مسأله مهمي است كه دانشمندان از طريق كتاب و يا از طريق رسانه ها، آگاهي و اطلاعاتي را در اين زمينه، به تعداد بيشتري از مردم برسانند. زماني كه اين ها با هم همراه باشد، در آن صورت، فعالين (محيط زيست) مي توانند مسأله را به موقعيت هاي عمومي ارتقا دهند و اگر چنان چه مردمان به اندازه كافي به اين مسأله واقف باشند و آن را تعقيب نمايند، تعقيب و حمايت مردم، نوعي فشار ايجاد مي كند كه رهبران سياسي را در يك مسير دموكراتيك حركت مي دهد.
منبع: www.Wildglobe.com
1- Edvard O.Wilsonپروفسور در رشته علوم و موزه دارى مى باشد. او در موزه شناخت و بررسى تطبيقى دانشگاه هاروارد كار مى كند. وى از طرفداران شناخته شده جهانى در زمينه حفاظت از تنوع بيولوژيك است.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 11 فروردين 1396  ساعت  12   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید