سه شنبه 19 فروردين 1399 | Tuesday, 07 April 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 24 آبان 1389     |     کد : 5611

مختار بن ابى عبيد ثقفى کیست ؟

او فـرزند ابوعـبيد ثـقـفـى است كه از صحابه و ياران پيامبر اسلام و سرداران بنام اسلامـى بوده است ، مـادرش دومـه دخـتـر وهب بن عـمـر مـى باشد، مـخـتـار در سال اول هجرت متولد گرديد بنابراين هنگام رحلت پيامبر اسلام يازده ساله بوده است به همين مناسبت در شمار اصحاب و ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است .مـخـتار مردى عاق و با خرد و مدبر بود، در حاضر جوابى يد طولائى داشت و در فطانت و زيركى شهره آفاق و در حدسش خطا نمى كرد،

مختار بن ابى عبيد ثقفى
او فـرزند ابوعـبيد ثـقـفـى است كه از صحابه و ياران پيامبر اسلام و سرداران بنام اسلامـى بوده است ، مـادرش دومـه دخـتـر وهب بن عـمـر مـى باشد، مـخـتـار در سال اول هجرت متولد گرديد بنابراين هنگام رحلت پيامبر اسلام يازده ساله بوده است به همين مناسبت در شمار اصحاب و ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است .
مـخـتار مردى عاق و با خرد و مدبر بود، در حاضر جوابى يد طولائى داشت و در فطانت و زيركى شهره آفاق و در حدسش خطا نمى كرد، او شجاعى بى پروا و داراى همتى عالى بود، كه همـواره به كارهاى بزرگ اقدام مى نمود، و در فنون و امور جنگى استاد، و در جوانمردى و بخشندگى بى مانند، و به دليل سياست و فطانتش بود كه در مدت كوتاه حكومـتـش كه از هجده ماه تجاوز نكرد چه موفقيتهائى نصيبش گرديد و در اين مدت كوتاه دشمـنان امـام حسين عـليه السلام را كيفـرى بسزا داد و بر زخـم دل خـاندان پـيغـمـبر صلى اللّه عـليه و آله مـرهم نهاد تـا آنكه در سال 67 در 67 سالگـى بدست مصعب بن زبير كشته شد و در طرف غربى گورستان كوفه دفن گرديد، و داراى قبه و بارگاه بوده است .
از ابن بطوطه مـتوفاى قرن هشتم نقل شده كه نزديك كوفه قبه و بارگاهى را مشاهده كردم كه گفته شد قبر مختار بن ابى عبيد ثقفى است .
چـنانكه رساله شرح الثار ابن نما متوفى 726 مى گويد: بارگاه مختار بن ابى عبيد مانند ستاره تابان مقابل باب مسلم مى درخشيد.(430)


ولادت مختار
براى پيدايش رجال بزرگ نوعا عواملى دست به هم مى دهند و مقدماتى آماده مى كرد تا يك شخـصيتـى بوجود آيد، بنابراين بعـيد نيست آنچـه را كه درباره ولادت مـختار نقل شده به وقوع پيوسته و صحت داشته باشد: مى گويند هنگاميكه ابوعبيد پدر مختار تـصمـيم گـرفـت همـسرى براى خـود انتـخـاب كند در صدد تـحقـيق از حال زنان شايستـه برآمد، دوشيزگانى از قبيله ثقف و بستگانش را يادآورى كردند او هيچيك از آنان را نپسنديد تا آنكه در خواب ديد كسى او را گفت دومه دختر زيباى وهب را به همسرى اختيار كن زيرا در زمينه او هيچكس ترا ملامت نخواهد كرد و در زندگى با او نگرانى نخواهى ديد.
خـوابش را با نزديكان در ميان گذاشت همه اين دختر را پسنديدند با دومه ازدواج كرد، چون همسر ابوعبيد به مختار حامله گرديد، در خواب ديد كسى اين اشعار را برايش سرود:
اءبشرى بالولد     
اءشبه شيى ء بالاسد
اذا الرجال فى كبد     
تقاتلوا على بلد
كان له الحظّ الاشد
يعـنى تـرا مـژده باد به فـرزندى كه همانند شير است ، هنگاميكه مردان سختى جنگ را تحمل مى كنند براى او بالاترين لذت است .
چـون وضع حمـل نمـود باز همـان كس بخـواب دومـه آمـد و او را گـفـت : قبل از آنكه بجنبد و بيش از آنكه كامش را برداريد او را مختار نام گزاريد و ابوجبر كنيه اش دهيد.(431) شايد مـناسبت كنيه ابوجبر با مختار از آن جهت باشد كه شكستگى دل اهل بيت پيغمبر را جبران كرد و با انتقام و خونخواهى حزن و اندوهشان را به سرور و خوشى تبديل نمود.


مختار از ديدگاه امام
از لابلاى روايات بسيارى بر ميايد كه امامان و پيشوايان مذهبى همواره نسبت به مختار اظهار علاقه فراوان مى كردند و از عمليات او و خونخواهى حسين بن عليهمالسلام مسرور بوده اند، چنانكه امام باقر عليه السلام فرمود: مختار را بد نگوئيد كه او دشمنان ما را كشت و انتـقـام خـون مـا را گـرفـت ، و زنان بيوه مان را به شوهر رسانيد در هنگام شدت احتياج اموالى در ميان ما تقسيم كرد.
و در روايات ديگـرى كه جمـاعتى خدمت امام پنجم حضرت باقر عليه السلام بودند كه مـردى از اهل كوفـه وارد شد خواست دست امام را ببوسد، امام دست خود را كشيد و مانع شد، سپس پرسيد: كيستى ؟
مـن ابوالحكم فرزند مختار بن ابوعبيد ثقفى هستم ، امام با فاصله زيادى كه با او داشت دست خـود را دراز كرد و او را نزديك خـواند انمـرد قدرى جلو آمد، فرمود پيشتر بيا با اصرار و تـاكيد امـام آنقـدر به حضرت نزديك شد مـثـل اينكه امـام مـى خـواهد او را روى زانوى خود جاى دهد، پس از تفقد و دلجوئى فراوان فرزند مختار عرض كرد:
قـربانت گردم مردم درباره پدرم مختار زياد حرف مى زنند، نظر شما درباره اش چيست ؟ كه گفتار شما را هر چه باشد درباره پدرم مى پذيرم ؟
ـ درباره مختار چه مى گويند؟
ـ مى گويند: او مردى دروغگو بوده است .
ـ سبحان الله ، چه نسبتهاى ناروا به او مى دهند، با آنكه چقدر بما خدمت كرد، از پدرم امام زين العـابدين شنيدم فرمود: صداق و مهريه مادرم از پولهائى بوده كه مختار برايش فـرستـاده بود، مـگر مختار نبود كه خانه هاى خراب ما را تجديد بنا كرد و دشمنان ما را نابود ساخت و انتقام خونهاى ما را گرفت و از كشته هامان خونخواهى كرد؟
خدا پدرت را بيامرزد، خدا پدرت را بيامرزد، خدا پدرت را بيامرزد، حق ما را از هر كه بر او حقى داشتيم گرفت .(432)


نوشته شده در   دوشنبه 24 آبان 1389    
PDF چاپ چاپ