شنبه 31 شهريور 1397 - 12 محرم 1440 - 22 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
بررسى تحريفات در عاشورا
کد مطلب:5567
تاریخ مطلب:يکشنبه 23 آبان 1389
بررسى تحريفات در عاشورا
فصل بيست و ششم : بررسى تحريفات در عاشورا
745 - معناى لغوى تحريف
تحريف يعنى چه ؟ تحريف در زبان عربى از ماده حرف است ، يعنى منحرف كردن چيزى از مسير و وضع اصلى خود كه داشته است يا بايد داشته باشد به عبارت ديگر تحريف نوعى تغيير و تبديل است ، ولى تحريف مشتمل بر چيزى است كه كلمه تغيير و تبديل نيست . شما اگر كارى كنيد كه جمله اى ، نامه اى ، شعر و عبارتى آن مقصودى را كه بايد بفهماند، نفهماند و مقصود ديگرى را بفهماند، مى گويند شما اين عبارت را تحريف كرده ايد مثلا شما گاهى مطلبى يا حرفى را به يك نفر مى گوييد، بعد آن شخص ، سخن شما را در جاى ديگرى نقل مى كند، پس از آن كسى به شما مى گويد: فلانى از قول شما چنين چيزى نقل مى كرد، شما مى فهميد كه آنچه شما گفته بوديد با آنچه كه او نقل كرده خيلى متفاوت است . او سخنان شما را كم و زياد كرده است ، قسمتى از حرف هاى شما كه مفيد مقصور شما بوده است را حذف كرده و قسمت هايى از خود به آن افزوده است ، در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيزى ديگرى از آب درآمده است . آن وقت شما مى گوييد اين آدم حرف مرا تحريف كرده است . مخصوصا اگر كسى در سندهاى رسمى دست ببرد، مى گويند سند را تحريف كرده است . اينها مثال هايى بود براى روشن شدن معنى كلمه تحريف و اين كلمه بيش از اين احتياج به توضيح ندارد.(828)
746 - انواع و اقسام تحريف
تحريف از ماده حرف است و به معنى منحرف كردن و كج كردن يك چيز از مسير و مجراى اصلى است .
تحريف بر دو نوع است : لفظى و قالبى و پيكرى ، ديگر معنوى و روحى ؛ همچنان كه صنعت مغالطه نيز بر دو قسم است : لفظى و معنوى .
تحريف همانطور كه از نظر نوع بر دو قسم است : لفظى و معنوى ، از نظر موضوع عامل يعنى محرف نيز بر دو قسم است : يا از طرف دوستان است يا از طرف دشمنان . به عبارت ديگر يا منشاءش جهالت دوستان است و يا عداوت دشمنان . همچنان كه از نظر يعنى محرف فيه نيز بر چند قسم است : يا در يك امر فردى و بى اهميت است ، مانند يك نامه خصوصى ، و يا در يك اثر باارزش ادبى است و يا در يك سند تاريخى اجتماعى است ، مثل جعل كتابسوزى اسكندريه ، و يا در يك سند اخلاقى و تربيتى و اجتماعى است .(829 )
747 - تحريف معنوى
تحريف معنوى يعنى منحرف كردن روح و معنى يك جمله يا يك حادثه ، و چون بحث در اطراف حادثه است ، پس تحريف معنوى يك حادثه يعنى اينكه علل و انگيزه ها و همچنين هدف و منظورهاى آن حادثه را چيز ديگر غير از آنچه هست معرفى كنيم . مثلا شما به ديدن شخصى مى رويد، يا شخصى را به خانه يا مجلس خودتان دعوت مى كنيد، ديگرى مى آيد مى گويد: مى دانى منظور فلانى از آمدن به خانه تو چيست ؟ (يا از دعوت تو چيست ؟) مى خواهد مثلا دخترش را به پسر تو بدهد؛ در صورتى كه شما چنين منظورى هرگز نداريد.(830)


748 - مساله عاشورا و خرافات
مساله عاشورا شوخى نيست . نمى شود اين قضيه با آن عظمت را با خرافات آميخت و انتظار تاثير كامل داشت . امروز، روزى است كه بايد اين كارها انجام بگيرد.
مداحان اهل بيت و گويندگان معارف و مراثى آن بزرگواران ، چه موقع اين امكانى را كه امروز در اختيار شماست ، داشتند؟ علماى دين ، چه هنگام مى توانستند بر اين كار اشراف و نظارتى ، آن چنان كه امروز دارند، داشته باشند؟ البته كسانى هستند كه از اين گونه چيزها خشنود نخواهند بود، نباشند، مانعى ندارد؛ آنچه مورد رضاى خدا و مورد نياز مردم و توقع نسل هاى بعد از ماست ، بايد مورد توجه قرار بگيرد.(831)
749 - حفظ حدود
در مقدمه كتاب اربعين الحسينيه ، نصايح زياد و مواعظ نيكويى گفته شده كه ما در اين جا ذكر مى كنيم.
((لازم است كه متدينين از مذهب اثنى عشريه آگاه شوند كه در عصر ما شعارى در مذهب شيعه شايع تر از مراسم تعزيه دارى و گريستن بر مصايب سيد مظلومين عليه السلام نيست ، بلكه اكثر آثار و سنن و آداب شرعيه مهجور شده جز توسل به حضرت سيدالشهداء عليه السلام كه مايه اميدوارى شعيه است ، روز به روز در ترقى و كمال است ، پس شايسته باشد كه حدود اين عمل به طورى مضبوط شود كه مطابق قواعد شرع القدس ‍ باشد و مورد طعن و اعتراض مذاهب خارجه نباشد و چون در اين زمان معاشرت و مخالطت كامله است ميان اهالى اين مذهب با مذاهب ديگر و واقعه كربلا و ابتلاى حضرت سيدالشهداء عليه السلام در اكثر تواريخ ملل مذكور و مضبوط است ، شايسته باشد كه در مجالس تعزيه دارى از امور مبتدعه و منهيات شريعت مقدسه احتراز تمام نمايند، مانند نواختن سازها و خوانندگى هاى طرب آميز و بسا باشد كه مجالس لهو و لعب به پرداختگى بعضى از مجامع تعزيه دارى نباشد.
750 - ذكر درست مصايب
در حديثى حال اينگونه مردم بيان شده كه گفته اند: يطلبون الدنيا باعمال الاخره و اين حركات موجب محرومى از ثواب هاى عظيمه خواهد شد و شيطان را عداوات تمامى به انواع انسان است ، پس هر عملى كه نفعش ‍ بيشتر باشد، توجه شيطان به افساد آن عمل زياده خواهد شد، مانند توسل به حضرت سيدالشهداء عليه السلام كه به حسب ضرورت دين و اخبار ائمه طاهرين عليه السلام رستگارى و نجات در دنيا و آخرت است و هر عمل كه موجب فوايد دنيويه شود، نا اهلان توجهى تمام و هجومى عام در آن عمل خواهند نمود، مانند ذكر مصايب كه يكى از وسايل معتبره معاش شده و جهت عبادت كمتر ملحوظ شود تا رفته رفته كار به جايى رسيده كه در مجامع علماى مذهب دروغ هاى آشكار ذكر مى شود و نهى از اين مكر ميسر نيست و جمله اى از ذاكرين مصائب باك از اختراع وقايع گريه آور ندارند، بسا شاد كه اختراع سخنى كند و خود را مشمول حديث من ابكى فله الجنه مى داند و به طول زمان همان حرف دروغ شيوعى در تاليفات جديده پيدا كند، و هرگاه محدث مطلع امين منع از آن اكاذيب نمايد نسبت به كتابى مطبوع يا به كلامى مسموع دهد يا تمسك به قاعده تسامح در ادله سنن نمايد و دست آويز نقل هاى ضعيفه قرار دهد، موجب ملامت و توبيخ ملل خارجه خواهد شد، مانند جمله اى از وقايع معروفه كه در كتب جديده مضبوط و نزد اهل علم و حديث عين و اثرى از آن وقايع معروفه كه در كتب جديده مضبويه و نزد اهل علم و حديث عين و اثرى از آن وقايع نيست . مانند عروسى قاسم در كربلا كه در كتاب روضه الشهداء تاليف فاضل كاشفى نقل شده ، شيخ طريحى كه از اجله علماء و معتمدين است از او نقل نموده ، ولى در كتاب منتخب ، مسامحات بسيارى نموده كه بر اهل بصيرت و اطلاع پوشيده نيست .))
751 - بى احترامى به اهل بيت
مردم هواپرست و اهل لهو، نام هاى اهل بيت را كه خدا در قرآن آن ها را به بزرگى ستوده ، مثل حضرت زينب عليه السلام ، سكينه عليها السلام ، را در آلات لهو و لعب برده و براى نام ها، گروهى كه در اغانى و مثالث و مثانى بايد برده شود، مثل ليلى و سلمى برده تكرار مى نمايند و تذكر مصيبت هاى حضرت رسول را به سيده بنى اميه و بنى مروان ، مايه عيش و تنعم و وسيله آوازه خوانى و ترنم مى كنند و اگر كسى دقت كند، در مى يابد كه اين كار از حد فسق گذشته و سر از گريبان كفر و الحاد در آورده است . نعوذ بالله من الخذلان و غلبه الهوى و مكيده الشيطان .
752 - تحريفات مضر در حادثه كربلا
در نقل و بازگو كردن حادثه عاشورا، ما هزاران تحريف وارد كرده ايم ! هم تحريف هاى لفظى ، يعنى شكلى و ظاهرى كه راجع به اصل قضايا، راجع به مقدمات قضايا، راجع به متن مطلب و راجع به حواشى مطلب است ، و هم تحريف در تفسير اين حادثه . با كمال تاسف اين حادثه ، هم دچار تحريف هاى لفظى شده و هم دچار تحريف ها معنوى . گاهى از اوقات تحريف هايى كه مى شود لااقل با اصل مطلب هماهنگى دارد، ولى گاهى وقت ها تحريف ، كوچك ترين هماهنگى كه ندارد هيچ ، قضيه را هم مسخ مى كند، قضيه را به كلى واژگون مى كند و به شكلى در مى آورد كه به صورت ضد خودش در مى آيد. باز هم با كمال تاسف بايد بگويم تحريف هايى كه به دست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است ، همه در جهت پايين آوردن و مسخ كردن قضيه بوده است در جهت بى خاصيت و بى اثركردن قضيه بوده است . و در اين قضيه ، هم گويندگان و علماى امت ، و هم مردم تقصير داشته اند.(832)
753 - كمترين تحريف ممنوع !
از مرحوم فقيه ، زاهد جناب حاج ملا محمد ابراهيم كلباسى (طاب ثراه ) نقل شده ، چنانچه در شفاء الصدور هم آمده :
يكى از فضلاى با ديانت اهل منبر در حضور آن جناب در انتهاى روايت كه مى خواند گفت : حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود: يا زينب ، يا زينب !
آن فقيه با ورع حاج ملا محمد ابراهيم در حضور مردم با صداى بلند گفت : خدا دهانت را بشكند، امام دو دفعه نفرمود يا زينب ، بلكه يك بار فرمود: حال سلسله جليله اهل منبر، حال خود را در اين باب ملاحظه كنند، و از فساد دروغ آگاه شد و مطالب جعلى و دروغ را ترك كرده و نقل كنند آن چه ديده يا شنيده اند و فقط مطالبى را بگويند كه راوى آن قابل اعتماد باشد.
754 - نقل حديث صحيح
سيد بن طاووس در كشف المحجه از كتاب رسائل كليمى نقل كرده است كه آن بزرگوار با سند خويش از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده : و لا تحدث الا عن ثقه فتكون كذابا و الكذب ذل حديث را نقل نكنيد مگر از اشخاص قابل اعتماد وگرنه دروغگو خواهى بود و دروغ ذلت است ؛ يعنى باعث ذلت و خوارى مى شود.
755 - تحريف زمان خروج امام از مدينه
نمونه ديگرى كه تحريف و جعل كردند اين است كه قاصدى براى اباعبدالله عليه السلام نامه اى آورده بود و جواب مى خواست ، آقا فرمود كه سه روز ديگر بيا از من جواب بگير. سه روز ديگر كه سراغ گرفت ، گفتند: آقا حركت كردند و امروز عازم رفتن هستند.
او هم گفت : پس حالا كه آقا مى روند بروم ببينم جلال و كوكبه پادشاه حجاز چگونه است ؟ رفت و ديد آقا خودش روى يك كرسى نشسته و بنى هاشم روى كرسى هاى چنين و چنان . بعد محمل هايى آوردند، چه حريرها، چه ديباج ها، چه چيزها در آنجا بود. بعد مخدرات را آوردند و با چه احترامى سوار اين محمل ها كردند. اينها را مى گويند و مى گويند تا ناگهان به روز يازدهم گريز مى زنند و مى گويند: اينها كه در آن روز چنين محترم آمدند روز يازدهم چه حالى داشتند.
حاجى نورى مى گويد، اين حرف ها يعنى چه ؟ اين تاريخ است كه مى گويد: امام حسين در حالى كه بيرون مى آمد اين آيه را مى خواند: ((فخرج منها خائقا يترقب )) يعنى در اين بيرون آمدن خودش را به موسى بن عمران كه از فرعون فرار مى كرد تشبيه كرده است : قال عسى ربى ان يهدينى سواء السبيل . يك قافله بسيار ساده اى حركت كرده بود. مگر عظمت ابا عبدالله به اين است كه يك كرسى مثلا زرين برايش گذاشته باشند؟! يا عظمت خاندان او به اين است كه سوار محمل هايى از ديباج و حرير شده باشند؟! اسب ها و شترهايشان چه طور باشد نوكرهايشان چه طور باشد؟!(833)
756 - غنى بودن واقعه كربلا
آن چيزى كه بيشتر دل انسان را به درد مى آورد اين است كه اتفاقا در ميان وقايع تاريخى ، كمتر واقعه اى است كه از نظر نقل هاى معتبر به اندازه حادثه كربلا غنى باشد. من در سابق خيال مى كردم كه اساسا علت اينكه اين همه دروغ در اين مورد پيدا شده ، اين است كه وقايع راستين را كسى نيم داند كه چه بوده است ، بعد كه مطالعه كردم ، ديدم اتفاقا هيچ حادثه اى در تاريخ ‌هاى دوردست مثل سيزده ، چهارده قرن پيش به اندازه حادثه كربلا تاريخ معتبر ندارد. مورخين معتبر اسلامى از همان قرون اول و دوم قضايا را با سندهاى معتبر نقل كردند و اين نقل ها با يكديگر انطباق دارد و به يكديگر نزديك هستند، و يك قضايايى در كار بوده است كه سبب شده جزئيات اين تاريخ بماند. يكى از چيزهايى كه سبب شده متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است كه در اين حادثه خطبه زياد خوانده شده . در آن عصرها خطبه ، حكم اعلاميه در اين عصر را داشت ، همان طور كه در اين عصر، در جنگ ها مخصوصا اعلاميه هاى رسمى بهترين چيزى است كه متن تاريخ را نشان بدهد، در آن زمان هم خطبه ها اين طور بوده است . لذا خطبه زياد است ، چه قبل از حادثه كربلا و چه در خلال آن و چه بعد از آن كه اهل بيت در كوفه ، در شام ، در جاهاى ديگر خطبه هايى ايراد كردند و اصلا هدف آنها از اين خطبه ها اين بود كه مى خواستند به مردم اعلان كنند كه چه گذشت و قضايا چه بود و هدف چه بود، و اين خودش يك انگيزه اى بوده كه قضايا نقل شود.
در قضيه كربلا سوال و جواب زياده شده است و همين ها در متن تاريخ ثبت است كه ماهيت قضيه را به ما نشان مى دهد.(834)
757 - ريا ممنوع !
ريا اقسام پنهانى نيز دارد كه دانشمندان آن را در جايگاهش آورده اند و كسانى هستند كه رياء را در عزاى حضرت سيدالشهداء عليه السلام جايز مى شمارند و شرط اخلاص را برداشته و اين را از فضايل حضرت سيدالشهداء عليه السلام مى دانند. سبحان الله ! امام حسين عليه السلام آن همه مصيبت را به جهت احكام اساس توحيد ذات مقدس بارى تعالى و اعلاى كلمه حق و اتقان مبانى دين مبين و حفظ آن از بدعت هاى ملحدين تحمل كرد، آيا هيچ انسانى عاقلى احتمال مى دهد كه آن حضرت براى جواز دادن به بزرگ ترين گناهان و معاصى كه همانا ريا و شرك اصغر است ، به شهادت رسيد؟! ((ان هذا الا اختلاق )).
758 - تحريف در حضور ليلى
در مقاتل يا كتاب هاى معتبر ذكرى از حضور ليلى در كربلا، كوفه يا شام نيست ، كه اگر بود، خاندان و ياران ابوسفيان و شاميان ، رعايت او را به ملاحظه نسبتى كه با بنى اميه و يزيد داشت مى كردند، پس بعضى سخنان اهل منبر در حق ليلى و حال او در كربلا و چيزهاى ديگر غير واقعى است .
759 - تاثير تبليغات سوء بنى اميه
درباريان بنى اميه تمام سعى و كوشش خود را به كار بستند. تا حادثه عاشوراى حسين (ع) را به نفع خود و ديگران و به زيان حسين عليه السلام خلاصه كنند و كوشيدند تا رنگ شورش و انقلاب سياه دهند و معنويت اعمال امام حسين عليه السلام را از بين ببرند. ابن زياد در ابتدا قتل امام را به عنوان مژده اى مسرت بخش انتشار مى داد و آن را به حكام گزارش مى داد. بطورى كه سعيد بن اشدق حاكم حجاز، ضمن سخنرانى در مسجد مدينه و در كنار مرقد پيغمبر صلى الله عليه و آله چنين گفته : من ميل نداشتم اينطور پيش آمدى واقع شود. مايل بودم مثل هميشه كه حسين عليه السلام خطايى مى كرد و ما از وى چشم پوشى مى كرديم اين بار هم از خطاى او بگذريم . و لكن كيف نصنع بمن سل سيفه يريد قتلنا الا ان ندفعه عن انفسنا(835) يعنى : با كسى كه شمشير كشيده و مى خواهد ما را بكشد چه بكنيم ؟ چاره اى نيست و بايد او را از خود دفع كنيم و بكشيم .
تمام تبليغات ضد حسينى عليه السلام در اين نقطه متمركز مى شد. آنان قيام آن حضرت را به عنوان يك حمله تهاجمى كه موجب سلب امنيت و برهم زدن اتحاد اسلامى بود معرفى مى كردند تا بدين وسيله كشتار وحشيانه كربلا را به دست عمال حكومت تحميلى يزيد توجيه كنند و يزيد را در اين واقعه هولناك كاملا محق جلوه دهند.(836)


760 - آثار مخرب تحريف
تحريف و قلب و بدعت ، آفت بزرگ دين است .(837) تحريف ، چهره و سيما را عوض مى كند، خاصيت اصلى را از ميان مى برد، به جاى هدايت ، ضلالت مى آورد و به جاى تشويق به سوى عمل صالح ، مشوق معصيت و گناه مى شود و به جاى فلاح ، شقاوت مى آورد. تحريف ، از پشت خنجر زدن است ، ضربت غير مستقيم است كه از ضربت مستقيم خطرناك تر است . يهوديان كه قهرمان تحريف در تاريخ جهان اند هميشه ضربت هاى خود را از طريق غير مستقيم وارد كرده اند. على عليه السلام را دوستانه و از طريق تحريف ، بهتر و بيشتر مى شود خراب كرد تا به صورت دشمنانه . قطعا ضرباتى كه از طرف دوستان جاهل على بر على وارد شده ، از ضربات دشمنانش كارى تر و بران تر بوده است .
تحريف ، مبارزه بدون عكس العمل است . تحريف ، مبارزه است با استفاده از نيروى خود موضوع .
تحريف سبب مى شود كه سيماى شخص به كلى عوض شود، مثلا على عليه السلام به صورت يك پهلوان مهيب بدقيافه سبيل از بناگوش در رفته تجسم پيدا مى كند. به صورتى درآيد كه هرگز نتوان باور كرد كه اين همان مرد محراب ، خطابه ، حكمت ، قضا و زهد تقوا و خوف از خداست .
تحريف است كه امام سجاد را در ميان ما به نام امام بيمار معروف كرده است . تنها در ميان فارسى زبانان اين نام به آن حضرت داده شده ، كار به جايى رسيده كه وقتى مى خواهيم بگوييم فلانى خود را به ضعف و زبونى زده ، مى گوييم خود را امام زين العابدين بيمار كرده است ؛ در صورتى كه اين شهرت فقط بدان جهت است كه امام در ايام حادثه عاشورا مريض بوده اند نه اينكه در همه عمر تب لازم داشته و عصا به دست و كمر خم راه مى رفته اند.(838)
761 - انحراف در هدف حسينى
من نمى دانم كدام جانى يا جانى هاى ، جنايت را به شكل ديگرى بر حسين بن على وارد كردند، و آن اينكه هدف حسين بن على را مورد تحريف قرار دادند و همان چرندى را كه مسيحى ها در مورد مسيح گفتند، درباره حسين گفتند كه حسين كشته شد، براى آنكه بار گناه امت را به دوش بگيرد، براى اينكه ما گناه بكنيم و خيالمان راحت باش ، حسين كشته شد براى اين كه گنهكار تا آن زمان كم بود، بيشتر شود. لذا بعد از اين انحراف چاره اى نبود جز اينكه ما فقط صفحه تاريكى را نبايد ديد، بلكه بايد آن را ديد و خواند.(839)
762 - تصويرى نادرست از شفاعت
اگر كسى گمان كند كه تحصيل رضا و خشنودى خداى متعال راهى دارد و تحصيل رضا و خشنودى فرضا امام حسين عليه السلام راهى ديگر دارد و هر يك از اين دو جداگانه ممكن است سعادت انسان را تامين كند، دچار ضلالت بزرگى شده است . در اين پندار غلط چنين گفته مى شود كه خدا با چيزهايى راضى مى شود و امام حسين عليه السلام با چيزهاى ديگر، خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز، روزه ، حج ، جهاد، زكات ، راستى ، درستى ، خدمت به خلق ، بر به والدين و امثال اينها و با ترك گناهان از قبيل : دروغ ، ظلم غيبت ، شرابخوارى و زنا راضى مى گردد، ولى امام حسين با اين كارها كارى ندارد، رضاى او در اين است كه مثلا براى فرزند جوانش على اكبر عليه السلام گريه و يا لااقل تباكى كنيم . حساب امام حسين از حساب خدا جدا است . به دنبال اين تقسيم چنين گرفته مى شد كه تحصيل رضاى خدا دشوار است ؛ زيرا بايد كارهاى زيادى را انجام داد تا او راضى گردد، ولى تحصيل خشنودى امام حسين عليه السلام سهل است . فقط گريه و سينه زدن و زمانى كه خشنودى امام حسين عليه السلام حاصل گردد، او در دستگاه خدا نفوذ دارد، شفاعت مى كند و كارها را درست مى كند. حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فى سبيل الله كه انجام نداده ايم . همه تصفيه مى شود، و گناهان هر چه باشد با يك فوت از بين مى رود.
اين چنين تصويرى از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است ، بلكه شرك در ربوبيت است و به ساحت پاك امام حسين عليه السلام كه بزرگ ترين افتخارش ((عبوديت )) و بندگى خدا است نيز اهانت است ، همچنان كه پدر بزرگوارش از نسبت هاى ((غلاه )) سخت خشمگين مى شد و به خداى متعال از گفته هاى آنها پناه مى برد. امام حسين عليه السلام كشته نشد براى اينكه - العياذ بالله - دستگاهى در مقابل دستگاه خدا يا شريعت او براى اين نبوده كه برنامه عملى اسلام و قانون قرآن را ضعيف سازد: بر عكس وى براى اقامه نماز و زكات و ساير مقررات اسلام از زندگى چشم پوشيده و به شهادت تن داد..(840)
763 - دو نوع شفاعت
شفاعت امام حسين عليه السلام به اين صورت نيست كه برخلاف رضاى خدا و اراده او چيزى را از خدا بخواهد. شفاعت او دو نوع است . يك نوع آن همين هدايت هايى است كه در اين جهان ايجاد كرده است و در جهان ديگر مجسم مى شود و نوع دوم آن را عنقريب بيان مى كنيم .
امام حسين عليه السلام شفيع كسانى است كه از مكتب او هدايت يافته اند، او شفيع كسانى نيست كه مكتبش را وسيله گمراهى ساخته اند.(841)
764 - تحريف در مساله شفاعت
حسين بن على عليه السلام بر خلاف عقيده جاهلانه عصر حاضر، كه حسين بن على عليه السلام را مالك دوزخ و جنت مى دانند - و با چهار مصراع نوحه غلط و بلكه مجعول براى بهشت قباله و سند مى نويسند و براى هرگونه معصيت و ترك واجبات جرئت پيدا كرده و طبقه جوان و نوجوان و طبقه عوام را مغرور مى سازند كه مجرم و گناهكار و عاصى و تبه كار تاريك عبادت و منكر اطاعت در روز محشر در پناه حسين است و كسى كه حسين عليه السلام را دارد چه باك و چه غم دارد و چرا از خدا و روز رستاخيز بترسد - حسين عليه السلام ، از خدا مى ترسيد و در مقام عبادت بسيار خاضع و خاشع بود و او هميشه از روز رستاخيز با نگرانى و ترس و لرز ياد مى كرد و من گمان مى كنم اگر آن حسين عليه السلام امروز به يكى از دسته هاى عصر حاضر برخورد كند قطعا عزاداران خود را از روز رستاخيز بر حذر داشته و مى ترساند و كار به جايى باريك مى رسد و به ساحت قدس حضرتش اسائه ادب مى شود و در جواب او گفته مى شود: تو حسين عليه السلام ترسو هستى ما عزادار شما نيستم ! ما عزادار كسى هستيم كه از خدا نترسد و ما گناهكاران و مجرمين را با زور خود به بهشت ببرد!
تفاوت ره از كجاست تا به كجا! حسين بن على عليه السلام از خدا و حساب و صراط مى ترسد و وقتى كه به او مى گويند آقا چطور صبح مى كنى ؟ در جواب مى گويد: اصبحت ولى رب فوقى و النار امامى و الموت يطلبنى و الحساب محدق بى و انا مرتهن بعملى لا اجد ما احب و لا ادفع ما اكره و الامور بيد غيرى فان شاء عذبنى و ان شاء عفا عنى فاى فقير افقر منى (842).
روزگار را مى گذارنم ، در حالى كه پروردگارم ناظر بر اعمال من است و آتش ‍ دوزخ در پيش روى من و مرگ در تعقيب من است و محاسبه بمانند طوقى برگردنم و من در گرو كردار خويشتن هستم و به دلخواه خود راهى ندارم و قدرت دفاع از آنچه كه بيزارم ، ندارم و زمام كارها در دست كس ديگرى است . اگر بخواهد مجازاتم مى كند اگر بخواهد عفوم مى فرمايد، پس كدام فقير كه از من فقيرتر و ناتوان تر است ؟!
تو را به عزاداران عصر حاضر چنين حسين عليه السلام ترسو و از خداى خائفى را قبول مى كنند؟! اى به قربانت اباعبدالله دست ما بى بضاعت ها را بگير.(843)
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   يکشنبه 23 آبان 1389  ساعت  21   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید