شنبه 31 شهريور 1397 - 12 محرم 1440 - 22 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
فلسفه احياى اقامه سنت عزادارى
کد مطلب:5563
تاریخ مطلب:يکشنبه 23 آبان 1389
فلسفه احياى اقامه سنت عزادارى
فصل بيست و دوم : فلسفه احياى فرهنگ عاشورا و اقامه سنت عزادارى
603 - گريه بر امام حسين (ع) عبادت است
به شكرالهى آنچه كه امروز در كشورهاى اسلامى رايج است از برپايى مراسم عزادارى و سوگوارى براى حضرت سيدالشهداء عليه السلام و جمع شدن در اين مجالس و زدن پرچم سياه و علم هاى سياه و تعطيل شدن بازارها و راه افتادن دسته ها و نوحه خوانى ها و مرثيه سرايى ها و گريستن ها و غير از اين ها كه از نظر شرع مظهر از آن ها نهى نشده و محذور هم ندارد، جزو عبادات مشروع و برتر است كه براى آن ثواب هاى بسيار و پاداش هاى عظيم نهفته شده است .
اين مطلب تا حدى واضح است كه احتياج به هيچ گونه دليل ندارد و هر انسان آگاه و خردمند از رواياتى كه درباره مستحب بودن گريه بر امام حسين عليه السلام و به ياد آوردن مصايب آن حضرت و ابكاء يعنى گريه كردن و تباكى ، يعنى خود را به گريه زدن (يعنى اينكه خود را شبيه گريه كنان در آوردن ، نه اينكه در گريه بر امام حسين عليه السلام عبادت ، اما ريا در عبادت مثل قياس در استدلال و يا ربا در معامله جايز نيست ) آگاه است .
604 - ذكر مستحبات در مجلس امام حسين (ع)
شيعيان و همه ذاكرين اهل بيت بايد مواظب بوده و متوجه اين مطلب باشند كه در سوگوارى و عزادارى طورى رفتار كنند كه زبان ناصبيان دراز نشود و تنها واجبات و مستحبات را ذكر نموده و از به كار گيرى محرمات همانند غناء كه غالبا نوحه ها آميخته به آن شده و از دروغ هاى ساختگى و حكايات ضعيف كه احتمال كذب و دروغ در آن مى رود كه از كتاب هاى غير معتبر يا كتاب هايى كه مؤ لفين آن ها جزو متدينين اهل علم و حديث نيستند، اجتناب كنند. و شيطان را در اين عبادت بزرگ كه جزو بزرگ ترين شعائر الهى است ، راه ندهند و از انجام گناهان زياد كه روح عبادت را از بين مى برد، پرهيز كنند، مخصوصا ريا، دروغ و غناء كه در اين عمل جارى بوده و كمتر شخصى از آن مصون مانده است .


605 - لزوم گريه بر امام حسين (ع)
ابن اثير و بسيارى از دانشمندان عامه و اهل سير نقل كرده اند كه : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جنگ احد به مدينه بازگشت ، ديد كه صداى نوحه زنان انصار كه بر شهيدانشان گريه مى كردند، برپاست ، حضرت صلى الله عليه و آله فرمود، لكن حمزه لا بواكى له ؛ يعنى كشتگان انصار، گريه كننده دارند، امام حمزه گريه كننده اى ندارد.
مردان انصار با شنيدن اين كلام پيامبر و اينكه فهميدند آن حضرت دوست دارد كه بر عمويش حمزه گريه كنند، به زنان خود دستور دادند كه او بر حمزه سيدالشهداء گريه كنند، بعد بر شهيدان خود.
واقدى گفته است كه :
اين عادت در اهل مدينه باقى ماند، به گونه اى كه در هر مصيبت ابتدا بر حضرت حمزه سيدالشهداء گريه مى كردند و معلوم است كه پيامبر امام حسين عليه السلام را بيشتر از حمزه دوست داشت ، و اگر مى كردند و معلوم است كه پيامبر امام حسين عليه السلام را بيشتر از حمزه دوست داشت ، و اگر به مردم دستور داد كه بر حمزه گريه كنند، پس حتما به گريه بر امام حسين عليه السلام نيز امر كرده اند.
اهل مدينه در هر مصيبت ابتدا در مصيبت حمزه گريه مى كنند، به خاطر همراهى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و نگهداشتن حرمت اين سخن پيامبر كه فرمود: ((حمزه گريه كردن ندارد)) با وجود اينكه ساليان دراز از شهادت حمزه گذشته و هيچ كسى هم اهل مدينه را از اين كار نهى نكرده ، پس مخالفين هم حق ندارند كه شيعيان را در عزادارى و سوگوارى بر حضرت سيدالشهداء ملامت كنند، چرا كه آنها براى مواسات و شركت در حزن و اندوه اهل بيت اين مجالس عزا را برپا كنند.
606 - شعار شيعه عاشورا است !
ائمه ما يكى پس از ديگرى آمدند و دستور دادند كه عاشورا را بايد زنده نگه داشت ، مصيبت حسين نبايد فراموش شود، اين مكتب بايد زنده بماند هر سال كه محرم و عاشورا پيدا مى شود، شيعه بايد آن را زنده نگه دارد. عاشورا شعار شيعه شده است شيعه بايد بتواند جواب بدهد وقتى در مقابل يك سنى ، و بالاتر، در مقابل يك مسيحى يا يك يهودى را يا يك لا مذهب قرار گرفت و او گفت : شما در اين روز عاشورا و تاسوعا كه تمام كارهايتان مى زنيد، زنجير مى زنيد، داد مى كشيد، فرياد مى كشيد، چه مى خواهيد بگوييد؟ حرفتان چيست ؟ بايد بتوانيد بگوييد ما حرفمان چيست .
607 - تكرار يك حماسه
فلسفه عزادارى و تذكر امام حسين عليه السلام كه به توصيه ائمه اطهار عليه السلام سال به سال بايد تجديد شود، به خاطر آموزندگى آن است ، به خاطر آن است كه يك درس تاريخى بسيار بزرگ است . براى اينكه يك درس را انسان مورد استفاده خويش قرار بدهد، اول بايد آن درس را بفهمد و حل كند.
608 - بر خاستن صداى گريه از خانه امام صادق (ع)
ابو عماره منشد روايت كرده است كه :
روزى خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، حضرت خطاب به من فرمودند: اشعارى را در رثاء و مصيبت جدم حسين عليه السلام بخوان ! من شروع به خواندن كردم ، حضرت گريه كردند و من مى خواندم و حضرت پيوسته مى گريست تا آن كه صداى گريه و شيون از خانه امام صادق (ع) برخاست .(678)(679)
609 - ثواب گريه و مرثيه بر امام حسين (ع)
در روايتى ديگر حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند: همان گونه كه خود نوحه سرايى و عزادارى مى كنيد، بخوان !
هنگامى كه من شروع به خواندن كردم ، حضرت گريه كردند و صداى گريه همسران حضرت نيز از پشت پرده مى آمد، هنگامى كه مرثيه تمام شد، حضرت فرمودند:
هر كس در مصيبت و رثاى جدم حسين بن على عليه السلام شعرى بخواند و پنجاه نفر را بگرياند بهشت بر او واجب مى شود، هر كس سى كس را بگرياند، بهشت مال اوست و هركه بيست نفر را و هر كه ده نفر را و هر كه پنج نفر را و هر كه يك نفر را بگرياند، بهشت بر او واجب مى شود و هر كه تنها براى خود مرثيه بخواند و خود بگريد، بهشت بر او واجب مى شود و هركس گريه اش نمى گيرد و تظاهر به گريستن و تباكى نمايد، بهشت بر او واجب مى شود.(680)
610 - جعفر مرثيه بخوان !
شيخ كشى (ره ) از زيد شحام اين گونه روايت كرده است كه : من همراه عده اى از كوفيان نزد اما صادق عليه السلام بوديم ، در اين حال جعفر بن عفان خدمت حضرت رسيد، امام او را تكريم نموده و كنار خود نشانيد، سپس فرمودند: اى جعفر!
حضرت فرمودند: خبردار شده ام كه تو در مصيبت جدم حسين عليه السلام شعرهاى خوبى مى سرايى ؟!
او گفت : آرى ! فدايت گردم .
حضرت فرمودند: بخوان !(681)
611 - حضور فرشتگان در مجلس عزاى امام حسين (ع)
جعفر شروع به خواندن مرثيه نمود، امام و حاضرين در مجلس گريه كردند، امام به حدى گريست كه پنهانى چهره شريفشان خيس شد، سپس فرمود: به خداوند قسم ، كه فرشتگان مقرب الهى در اين مجلس بودند، مرثيه تو را شنيدند و بيش از گريه ما، در مصيبت حسين عليه السلام گريستند، همانا كه خداوند در همين ساعت بهشت را با تمامى نعمت هاى در آن بر تو واجب گردانيد و گناهان تو را بخشيد.
سپس فرمودند: اى جعفر! مى خواهى بيشتر برايت بگويم .
گفتم : آرى ! آقاى من !
حضرت فرمودند: هر كسى در مصيبت جدم حسين عليه السلام مرثيه و شعرى بگويد و خود گريسته و جمعى را نيز بگرياند، البته كه خداوند براى چنين شخصى بهشت را واجب كرده و او را مى آمرزد.(682)
612 - مجلس عزاى امام صادق (ع)
امام صادق عليه السلام مجلس بزرگداشت ديگرى در سوگ حسين برپا داشت كه مرثيه سرا و اداره كننده محفل ، مردى به نام عبدالله بن غالب بود كه در حضور آن حضرت مرثيه سرايى كرد و از مصيبت جانگداز بر زمين ماندن پيكرهاى پاك حسين عليه السلام و يارانش وزش باد و پاشيده شدن خاك و غبار، بر آن پيكرهاى مقدس ، سخن گفت و از جمله سرود كه :
و ديدگان بر مصيبت كه بر سالار شهيدان حسين عليه السلام وارد آمد و باد و گرد و غبار و خاك ها را بر پيكر به خون خفته اش پاشيد، بگريند.(683)
و اين مرثيه بدن مطهر بود و خاك و غبارى كه باد بر آن پيكر به خون آغشته پراكند.(684)
613 - شعار انقلاب عليه ظالم
چرا ائمه دين اين همه تاكيد كردند كه مجلس عزا به پا داريد؟ اين همه به همين دليل كه عرض كردم ، چون امام حسين كشته نشد براى منفعت شخصى ، امام حسين كشته نشد براى اينكه خودش را فداى گناهان امت كرده باشد، امام حسين در راه حق كشته شد، در راه مبارزه با باطل كشته شد، ائمه دين خواستند مكتب حسين در دنيا باقى بماند؛ شهادت حسين به صورت يك مكتب ، مكتب مبارزه حق با باطل براى هميشه باقى بماند؛ والا چه فايده به حال امام حسين كه ما گريه بكنيم يا نكنيم ، و چه فايده به حال خود ما دارد كه بنشينيم يك گريه اى بكنيم و بلند شويم و برويم . ائمه دين خواستند قيام امام حسين به صورت يك مكتب و به صورت يك مشعل فروزان هميشه باقى بماند. اين يك چراغى است از حق ، از حقيقت دوستى ، از حقيقت خواهى . اين يك ندايى است از حق طلبى ، از حريبت ، از آزادگى اين مكتب حريت و اين مكتب آزادى و اين مكتب مبارزه با ظلم را خواستند، براى هميشه باقى بماند در زمان خود ائمه اطهار كه اين دستور صادر شد، سبب شد كه جريانى زنده و فعال و انقلابى به وجود آيد، نام امام حسين شعار انقلاب عليه ظلم گشت .(685)


614 - فلسفه روضه خوانى
يكى از نتايج بسيار مفيد حادثه عاشورا كه همواره مورد استفاده عموم و از وسايل تعليم و تربيت و هدايت جامعه است ، برنامه اى است كه به عنوان سوگوارى در مسير تاريخ و در طول قرن ها اجراء مى شود.
شايد كسانى باشند كه اهتمام شيعه را در برگزارى اين مراسم و صرف مبالغى را در اين مراسم ها بى فايده بشمارند، ولى اگر فوايد معنوى اين مراسم و تاءثير آن در جامعه را بررسى كنند تصديق خواهند كرد كه بهترين وسيله اصلاح و مؤ ثرترين مكتب براى تشكيل شيعه همان مراسم است .
دكتر ((رينو جوزف )) مستشرق معروف فرانسوى در كتاب خود موسوم به اسلام و مسلمانان كه به عربى ترجمه شده و به نام ((الاسلام و المسلمون )) مشهور است شرح بسيار عميق و روشن پيرامون فلسفه عزادارى حسين عليه السلام و روضه خوانى و هيات هاى عزا نگاشته و به فوايده اين مراسم از جنبه سياست و اخلاق و تربيت و كمالات اشاره كرده او مركز ثقل آن را در كشورهاى اسلامى ، ايران معرفى كرده و پيشرفت و بقاى شيعه را بخصوص در كشور هند و پاكستان و بعضى كشورهاى ديگر مرهون سوگوارى سيدالشهداء دانسته است .
همچنين اين مستشرق عقيده دارد كه با حفظ اين مراسم جمعيت و شوكت و ترقى شيعه در آينده تضمين خواهد شد. اين مستشرق ضمن اشاره به اوقاف و موقوفات و ساير وجوهى كه شيعه جهت برگزارى مراسم عزادارى امام حسين عليه السلام صرف و خرج مى كنند مى گويد: مذاهب ديگر در راه تبليغات دينى به مقدار شيعه ريزش و بذل مال ندارند و تنها شيعه است كه بدون مبالغه سه برابر ساير فرق اسلامى در اين هدف متحمل مخارج گزاف مى شود و اگر يك نفر شيعه در دورترين نقطه هم باشد، منفردا مراسم سوگوارى را در حد ممكن خود انجام مى دهد، و به همان نسبت دعوت و تبليغ خود را به جا مى آورد. منبر و وعظ خطابه و سخنرانى در رشد و تربيت خطبا و وعاظ و گويندگان و پرورش اخلاق عوام و آشنا كردن به علوم و معارف و موقعيت خاصى دارد.
مسائل كلى و جزى و دانستنى هاى متنوع در منابر و محافل مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد و از اين رهگذر طبقه عامى شيعه در مسائل فقهى و عقايد بيشتر از ساير فوق تبحر دارند و اگر زمينه ترقى علمى و صنعتى و اقتصادى جامعه هاى اسلام را دقيقا بررسى كنيد، به خوبى روشن خواهد شد كه فرقه شيعه پيشرفته ترين جامعه در ميان جوامع اسامى است ، و آمادگى آنان براى هر گونه آموزش علمى و صنعتى جديد و قديم بيشتر است ؛ چنانكه تعداد كارگر در شيعه به نسبت جمعيت زيادتر است .
شيعه دين خود را بازور شمشير پيش نبرده ، بلكه با نيروى تبليغ و دعوت پيشرفت كرده و كوشش در توسعه مراسم سوگوارى مهم ترين عامل در جلب توجه هنديان و مجوس و ساير مذاهب به مذهب تشيع بوده است .(686)
615 - ثواب مجلس عزا
چيزى هست كه بايستى از چيزهاى كه موجب از بين رفتن يا كم شدن محبت است ، پرهيز كرد. بايستى از گناهان در درجه اول و مكروهات درجه دوم دورى كرد به علاوه به چيزهايى كه موجب زياد شدن محبت مى شود روى آورد، هر چه بيشتر مى شود، چنانچه در ماه رمضان نفس كشيدن روزه دار ثواب تسبيح دارد انفاسكم فيه تسبيح (687) مجلس عزاى حسين يا هر وقت كه غم حسين داشته باشى هر نفسى كه مى كشى ثواب تسبيح كردن دارد.(688)
616 - باب الحسين (ع) رحمت عمومى
شيخ شوشترى كلمات شيرينى در باب خطبه شعبانيه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره ماه رمضان و تطبيق آن به عزاى حسين عليه السلام دارد از آن جمله مى فرمايد: ايها الناس ان ابواب الجنان فى هذا الشهر مفتحه ... (689) آن وقت شيخ ، ابواب بهشت را ذكر مى كند مى گويد اگر از اين درها راهت ندادند، يعنى نتوانستى به واسطه بدبختى خودت داخل بهشت شوى ، درى هست كه هيچ كس از آن محروم نخواهد شد و راهش هم خيلى آسان است هر كسى هر كجا و در هر حال باشد ((رحمه الله الواسعه )) شاملش مى شود آيا مى خواهى اين در را بشناسى و داخل بهشت شوى آن ((باب الحسين )) است و راهش هم شكستن دل و عزادارى ابى عبدالله است .(690)
617 - مجلس غلبه عقل بر جهل
مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل ، و عدل بر ظلم ، و امانت بر خيانت ، و حكومت اسلامى بر حكومت طاغوت است ، هرچه باشكوه تر و فشرده تر برپا شود، و بيرق هاى خونين عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم ، هر چه بيشتر افراشته شود.(691)
618 - محروم و زنده نگه داشتن آن
اين محرم را زنده نگه داريد؛ ما هر چه داريم از اين محرم است .(692)
619 - اسلام با نام سيدالشهداء زنده است
كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيدالشهداء را زنده نگه داريد، كه با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مى شود.(693)
620 - كربلا و مسائل سياسى
مسائل كربلا، كه خودش در راس مسائل سياسى هست ، بايد زنده بماند.(694)
621 - عاشورا و سياسى و عبادى بودن آن
زنده نگاه داشتن عاشورا، يك مساءله بسيار مهم سياسى - عبادى است .(695)
622 - نهضت بزرگ سيدالشهداء
محرم ماه نهضت بزرگ سيدالشهداء و سرور اوليا خداست ، كه با قيام خود در مقابل طاغوت ، تعليم سازندگى و كوبندگى به بشر داد، و راه فناى ظالم و شكستن ستمكار را به فدايى دادن و فدايى شدن دانست . و اين خود سرلوحه تعليمات اسلام است براى ملتها تا آخر دهر (روزگار)(696)
623 - چهارده امتياز محفل حسينى
از روايات دريافت مى گردد، (محفل عزاى حسين عليه السلام ) داراى امتيازات چهارده گانه زير است :
1 - جايگاه درود خدا بر شركت كنندگان و برپا كنندگان و خدمت گزاران آن محفل است .
2 - جايگاه حضور فرشتگان است .
3 - جايگاه نايل آمدن به دعاى پيامبر و على و فاطمه و حسين عليهم السلام است .
4 - جايگاه مورد عنايت امام حسين عليه السلام است .
5 - جايگاه نشر و بيان سخنان آن حضرت است .
6 - جايگاه مورد عشق و علاقه امام صادق عليه السلام است .
7 - جايگاه مقدسى است ، بسان صحراى عرفات .
8 - جايگاهى است به عظمت مشعرالحرام .
9 - جايگاهى است به قداست .(697)
10 - جايگاهى مقدس است بسان طوافگاه بيت الله .
11 - جايگاهى است بسان حرم حسين عليه السلام .
12 - جايگاهى است كه خاموش كننده آتش هاى شعله ور جهنم است .
13 - منبع و سرچشمه آب حيات بهشت خداست .
14 - محفلى است عظيم و پر بركت كه آغازش به پيش از آفرينش هستى و فرجامش به روز رستاخيز پيوند مى خورد.
اينك اگر به آنچه آمده ، نيك انديشيدى ، چگونه مى توان تصور كرد كه از اين جايگاه رفيع ، نوميد و بى بهره خارج خواهى شد، حتى اگر فردى به خاطر فقدان قابليت و آلودگى به موانع ، از آثار و بركت كامل آن بهره گردد، به بخشى از آن همه پاداش دست خواهد يافت و پاداش اندك خدا نيز اندك نخواهد بود.
قليل منك يكفنى ، ولكن قليلك لا يقال له قليل (698)


624 - تاءثير محفل حسينى
اگر محفلى در راه و ياد امام حسين عليه السلام و ترسيم هدف هاى بلند او، تشكيل گردد و در آن از ستمى كه بر او رفت ، سخنى به ميان آيد و در آنجا هر سه مرحله سوگوارى بر حسين عليه السلام يعنى گريستن ، همدردى با سوگواران او و حزن و اندوه ، پديد آيد و قلبها با درود و سلام بر او عظمت او را دريابند و به حقش عارف گردند و به او روى آورند و شرايط طاقت و فرساى روز عاشورا را مجسم و بدان اشك نثار كنند و سوز و گداز گيرند و سرانجام پيروزى و شهادت با او را آرزو نمايند، بى ترديد به اوج فوز و فلاح پر كشيده و به ثواب همه وسايل نجات حسينى ، نايل آمده اند و خداى را با همه عبادت ها حتى جهاد در راه خدا پرستيده اند.(699)
625 - ثواب عزادارى
امام باقر عليه السلام ضمن سخن درباره زيارت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا فرمود... پس بايد مصيبت حسين عليه السلام را بخواند و گريه كند و به كسانى كه در منزلش هستند و از آنان تقيه اى ندارد امر كند كه بر او بگريند و در منزلش با اظهار جزع بر حسين ، مصيبت و ماتم بر پا كند و هر يك ديگرى را به اين مصيبت بزرگ تسليت بگويند، در چنين حالى من ضمانت مى كنم براى آنان از خداى عزوجل ، ثواب دو هزار عمره و دو هزار غزوه (جنگ در سپاه پيامبر).
علقمه گويد: عرض كردم آيا شما ضمانت مى كنيد؟
فرمود: آرى ! من ضامنم براى كسى كه آنطور عزادارى كند، آن همه پاداش ‍ را.
عرض كردم ، چگونه يكديگر را تعزيت و تسليت بگوييم .
فرمود: مى گويد خداوند اجر ما را در مصيبت شهادت امام حسين عليه السلام عظيم كند و ما و شما را جزو خونخواهانش همراه با وليش امام مهدى (عج ) قرار دهد، و همانا اگر در آن روز حاجتى داشتى ، در پى آن مرو، زيرا روز شوم و نحسى است و هرگز حاجت مؤ منين در آن برآورده نمى گردد.(700 )
626 - محبت مردم به امام حسين (ع)
مردم محبت دارند كه بايستى بر اثر خواندن و گفتن شما، عميق و ريشه دار و تند و آتشين و برافروخته بشود، تشيع ، آيين محبت است .
خصوصيت محبت ، خصوصيت تشيع است . كمتر مكتب و مسلك و دين و آيين و طريقه اى مثل تشيع ، با محبت سروكار داشته است . علت اين هم كه چنين فكرى تا امروز مانده ، در حالى كه اين همه با آن مخالفت كرده اند، اين است كه ريشه در زلال محبت داشته و دين تولى و تبرى و آيين دوستى و دشمن داشتن است و عاطفه در آن با فكر هماهنگ و هم دوش است . چيزهائى خيلى مهمى است . اصل خيلى سحرآميز و عجيبى است .
اگر محبت در تشيع نبود، اين دشمنى هاى عجيبى كه با شيعه شده ، بايد او را از بين مى برد. همين محبت شما مردم به حسين بن على عليه السلام ، ضامن حيات و بقاى اسلام است . اين كه امام مى فرمود، عاشورا اسلام را نگه داشت ، معنايش همين است . فاطميه و ميلاد و وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهاالسلام هم همين طور است بايد با استفاده از اين هنر اين محبت را در ميان مردم هم عمق ببخشيد، هم تر و تازه و هم برافروخته نماييد. چيز خيلى عجيب و عظيمى است .(701)
627 - نشانه هاى ايمان در باب الحسين (ع)
شيخ شوشترى ، بزرگ مردى است كه در عالم روحانيت عمرى را در تقوا و عمل گذرانيده است مى گويد: وقتى از شرايط و لوازم ايمان ماءيوس مى شوم ياد حسين مى كنم اميدوار مى گردم مرا مطمئن مى كند - هر چند از صفات توكل ، صبر، شكر، رضا، تسليم ، خوف و رجا كه از لوازم ايمان است بهره اى در خود نمى بينم ، اما شكر خداى را، از باب الحسين عليه السلام مى بينم وقتى اسم امام حسين عليه السلام برده مى شود دلم شكسته مى شود اشكم روان مى گردد، معلوم مى شود بحمد الله ايمانى دارم .
ديگر روايتى كه مى فرمايد: ((شيعيان ما از زيادتى طينت ما آفريده شده اند به سبب حزن ما اندوهناك و به سبب شادى ما شادمان مى گردند))(702)
هلال محرم كه پيدا مى شود ايام حزن آل محمد مى رسد مى بينم من هم اندوهناك مى گردم ، معلوم مى شود ارتباط روحانى كه ميان اهل بيت و شيعيانش مى باشد از آن بهره اى دارم .(703)
628 - شرايط روضه خوانى
اينكه اكثر روضه خوانها وقتى مصيبت مى خوانند گريه نمى كنند حتى وقتى فردى ديگرى هم روضه مى خواند مى بينيم آنها كمتر گريه مى كنند، علتش ‍ اين است كه آنها وقتى مقتل را مطالعه مى كنند فقط براى آنكه آن را نقل كنند مى خوانند، توجه به معنى و اصل مصيبت نمى كنند، در آن موقع اشك بر مصائب سيدالشهداء عليه السلام نمى ريزند، اين حالت قساوت مى آورد، مى بينيد بعضى در منبر گريه مى كنند، شرايط روزه خوانى را عمل مى كنند.
وقتى مى خواهيم مقتل را مطالعه كنيم به نكات زير عمل شود، تا حالت گريه به ما دست دهد:
اول آنكه : در وقت مطالعه كتاب مقتل ، با بسم الله الرحمن الرحيم شروع شود.
دوم آنكه : در وقت مطالعه كتاب مقتل با وضو باش و آن را عبادتى تصور كن .
سوم آنكه : خود را در محيطى كه مقتل بيان مى كند قرار بده و مصيبت را لمس و احساس كن .
چهارم آنكه : كوشش كن به هر نحوى كه ممكن است اشك از ديدگانت بيرون بيايد كه علاوه بر ثوابهاى عظيمى كه دارد مانع از قساوت خواهد شد.
629 - دستور عملى روز عاشورا
اما باقر عليه السلام فرمودند:
بر مؤ منان لازم است روز عاشورا در ماتم بسر برند و به يكديگر كه رسيدند، بگويند، عظم الله اجورنا واجوركم بمصابنا بالحسن و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه المهدى من آل محمد(704).
630 - ضامن حيات و بقاى اسلام
محبت مردم به حسين بن على عليه السلام ضامن حيات و بقاى اسلام است و از همين روست كه امام را حلمان فرمودند: عاشورا اسلام را زنده نگه داشته است .
631 - زنده نگه داشتن نهضت حسينى
گريه كردن براى عزاى امام حسين عليه السلام زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمى در مقابل يك امپراطورى بزرگ ايستاده دستور است .(705)
632 - حفظ سنت ها
اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند بايد اين سنت ها را حفظ كنيد.(706)
633 - زنده با روضه امام حسين (ع)
از روضه دست بر نداريد كه ما با روضه زنده هستيم .(707)
634 - حيات ملت
بدانيد كه حيات اين ملت به همين روضه خوانى ها و همين اجتماعات و همين دستجات است .(708)
635 - زنده ماندن اسلام
با ذكر مصائب اهل بيت عليه السلام اسلام زنده مانده است .(709)
636 - حفظ مكتب سيدالشهداء
روضه سيدالشهداء، براى حفظ مكتب سيدالشهداء عليه السلام است ، آن كسانى كه مى گويند روضه سيدالشهداء عليه السلام را نخوانيد، اصلا نمى فهمند مكتب سيدالشهداء عليه السلام چه بوده و نمى دانند يعنى چه ، نمى دانند اين گريه ها و اين روضه ها مكتب را حفظ كرد.(710)
637 - حفظ مكتب
هر مكتبى تا پايش سينه زن نباشد، تا پايش گريه كن نباشد تا پايش سر و سينه زن نباشد، حفظ نمى شود.(711)
638 - برپايى مراسم عزا
ما بايد براى يك شهيدى كه از دستمان مى رود، علم بپا كنيم نوحه خوانى كنيم ، گريه كنيم فرياد كنيم .(712)
639 - وسيله تعليم و تربيت
بهترين وسيله براى تعليم و تربيت مجالس عزادارى سيد مظلومان است .(713)
640 - افضل اعمال
عزادارى و سينه زنى براى سيد مظلومان از افضل اعمال است .(714)
641 - عاشورا را زنده نگهداريد
عاشورا را زنده نگهداريد كه با نگه داشتن عاشورا كشور شما آسيب نخواهد ديد.
642 - مرثيه اى بسيار جانسوز
صحنه عاشورا آن قدر پر از حماسه هست ، آن قدر پر از عاطفه هست ، آن قدر پر از رقت هست ، آن قدر صحنه هاى با شكوه و جذاب و دلسوز دارد كه اگر در قلب ما ذره اى از ايمان باشد كافى است كه نام حسين را بشنويم و اشك ما جارى بشود: ان للحسين محبه مكنونه فى قلوب المومنين ؛ يك محبت مخفى در عمق دل هر مؤ من نسب به امام حسين هست .))
((انا قتيل العبره ))؛من كشته اشك ها هستم .
شعرى است به عربى از يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام ، و خيلى است . شايد در اوايل طلبگى ام در مشهد بود و هنوز به قم نرفته بودم كه آن را از كتاب ((نقثه المصدر)) محدث قمى حفظ كردم . ايشان مى نويسند كه ابو هارون مكفوف - ظاهرا نابينا بوده است كه به او مى گفته اند مكفوف - شاعرى توانا بوده و گاهى مرثيه ابا عبدالله مى گفته است . او مى گويد: روزى رفتم خدمت امام صادق عليه السلام فرمود: ((از آن شعرهايى كه در مرثيه جدم گفته اى براى ما بخوان )).
گفتم اطاعت مى كنم
فرمود: ((زن ها را هم بگوييد پشت پرده تا آنها هم استفاده بكنند،))
زن ها هم از اندرون آمدند نزديك ، پيش پرده آن اتاق .
شروع كرد به خواندن شعرهايى كه ظاهرا تازه هم گفته بود. ولى مظمون را شما ببينيد، و اصلا درس را ببينيد وقتى اين شعرها را - با اينكه پنج مصراع بيشتر نيست - خواند و لوله اى در خانه امام صادق بلند شد.
امام صادق همين جور اشك از چشم هايش مى ريخت و شانه هاى مباركش ‍ حركت مى كرد و صداى ناله و گريه از خانه امام بلند شد كه بعد ظاهرا خود امام گفتند: ديگر كافى است ! اين همه مرثيه هايى كه گفته شده است من نظير اين را يا نديده ام و يا كم ديده ام .
امرر على جدث الحسين /// فقل لاعظمه الزكيه
اء اعظما لازلت من /// وطفاء ساكبه رويه
و اذا مررت بقبره /// فاطل به وقف المطيه
وابك المطهر للمطهر /// و المطهره النقيه
كبكاء معوله اتت /// يوما لواحدهاالمنيه (715)
مضمون شعرش اين است :
مى گويد: ((اى رهگذر! اى باد صبا! گذر كن به قبر حسين بن على ، پيام دوستان را به او برسان ، پيام عاشقانش را به او برسان . اى باد صبا! پيام ما را به استخوانهاى مقدس حسين برسان ، بگو اى استخوان ها دائما شما با اشك دوستان حسين سيراب هستيد. اين اشك ها مى ريزند و شما را سيراب مى كنند اگر روزى شما را از آب منع كردند و اگر حسين را با لب تشنه شهيد كردند، اين شيعيان و دوستان دائما اشك خودشان را نثار شما مى كنند اى باد صبا! اگر گذر كردى ، تنها به رساندن پيغام قناعت نكن . آنجا مركبت را نگه دار، خيلى هم نگه دار، بايست و مصايب حسين را ياد كن و اشك بريز و اشك بريز، نه مثل يك آدم عادى بلكه مثل آن زنى كه يك فرزند بيشتر ندارد، چگونه در مرگ يك فرزند خودش اشك مى ريزد، اين جور اشك بريز، بگرى براى پاك ، فرزند مادر پاك .(716)


643 - احيا و اقامه سنت عاشورا
با دو سؤ ال مواجه خواهيم شد و خوب است كه جواب اينها را قبلا بدانيم كه هم خود ما روشن باشيم و هم از عهده جواب برآييم .
يكى اينكه چرا امام حسين شهيد شد؟ ديگر اينكه چرا ائمه دين دستور دادند كه عزاى امام حسين هميشه اقامه شود و در نتيجه ما وقتها و عمرها و پولها و نيروها و انرژيها هر سال در دو ماه محرم و صفر و بلكه در غير اين دو ماه مبارك صرف كنيم .
راجع به قسمت اول بايد بگوييم در اين زمينه خيلى حرفها گفته شده . دشمنان گفته اند امام حسين هميشه قصد حكومت داشت و كشته شد، هدف شخصى داشت و نرسيد. دوستان نادان گفته اند كشته شد كه گناهان امت بخشيده شود. جنبه آسمانى و خيالى به قضيه داده اند، آن را گفتند كه نصارى درباره مسيح گفته بودند. حقيقت همان است كه خود امام حسين فرمود در مواردى از قبيل : ما خرجت اشرا و لا بطرا... الا ترون ان الحق لا يعمل به ، و ان الباطل لا يتناهى عنه ، ليرغب المومن فى لقاء الله محقا... ايها الناس من راى سلطانا جائرا...
در قسمت دوم هم بايد گفت تكاليف شرعى بدون حكمت نيست . منظور اين بوده كه همدردى و تسليتى باشد. براى خاندان پيغمبر، به قول روضه خوان ها زهرا را خوشحال بكنيم ، خيال مى كنيم هر اندازه ما گريه كنيم تسلى خاطر بيشترى براى حضرت رسول و حضرت زهرا هست . چقدر در اين صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امير را كه هميشه آرزوى شهادت مى كشيدند و فخر خود مى دانستند كوچك كرده ايم و خيال مى كنيم هنوز هم بعد از هزار و سيصد و بيست سال در حال جزع و فزع مى باشند. بلكه مقصود اين است كه داستان كربلا به صورت يك مكتب تعليمى و تربيتى هميشه زنده بماند.(717)
644 - فلسفه اقامه عزاى حسين (ع)
صحنه اى بالاتر و بهتر از اين صحنه در جهان وجود ندارد كه :
اولا اين اندازه درس توحيد و ايمان كامل به جهان غيبت را بدهد و مظهر نفس مطمئنه باشد. پس روحش توحيد بود.
ثانيا همه تربيتها براى اين است كه روح بشر در برابر حوادث ، شكست ناپذير شود؛ تنش با شمشيرها قطعه قطعه ، ثروتش به باد، فرزندانش كشته ، خاندانش اسير، ولى روحش ثابت و محكم بماند.
ثالثا چقدر فرق است ميان ادعا و عمل مدعيان آزادى و آزاديخواهى ، حقوق بشر، عدالت ، (زيادند) اما داستان پادشاه و وزير و گربه تربيت شده ؛ ولى مردان الهى عملا نشان دادند كه اگر يك طرف حق باشد با محروميت ها، با كشته شدن ها، با قطعه قطعه شدن ها، و طرف ديگر مال و ثروت و همه چيز باشد با پايمال شدن حق و حقيقت ، كدام طرف را مى گيرند.(718)
645 - راه حسين راه دل است
هر چيزى را بهارى است و بهار عزاى حسين عشر عاشورا است اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . همين طور ايامى كه به آن حضرت منسوب است سبب حزن دل است . مقصودم از اين جمله اين است كه حالا كه عشر عاشورا شروع مى شود سعى كنيم از اين رحمت واسعه بهره بيشترى ببريم همت خود را بلند داريم و از حضرتش حاجت هاى اخروى باقى بخواهيم درجات كمال را بطلبيم .
راه حسين راه قلب بلكه راه خداست . اگر كسى با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود به طور حتم دلش ‍ خواهد شكست هر چيزى كه شكست قيمتش كم مى شود مگر قلب كه قيمتش علاوه مى گردد به قسمى كه مى شود قبر حسين يعنى جايگاه و تابشگاه نور حسين مى شود ديگر معلوم است كه اين قلب چه اثرى دارد.(719)
646 - پاداش سيدالشهداء در دنيا
فلسفه تذكر سيدالشهداء از يك جنبه مربوط به ما است كه از يك سرچشمه فيض استفاده مى كنيم ، از طرف ديگر تقديرى از شهدا و شهادت است ، و از طرف ديگر يك فريضه تاريخى و يك وظيفه اجتماعى در برابر اجتماع است .
منفعت فردى عامل تنازع و تضارب و قبض و استخدام اجتماع است ، و حس منفعت عمومى و به عبارت ديگر اصول عالى اخلاقى انسانى عامل حفظ و تعاون و افاضه و اعانه است . پس اصحاب خير عموم ، خدام واقعى اصول و نواميس اجتماعند و از همين جهت است كه اجتماع از آنها تقدير مى كند.(720)
647 - پيوند خطابه در شيعه با حادثه عاشورا،
خطابه و منبر در كشور ما مولود حادثه عاشورا است . چطور مولود حادثه عاشورا است ؟ امام حسين عليه السلام در زمان خودش عليه جريانى قيام كرد و شهيد شد به همان ترتيبى كه مى دانيم . رواياتى هم در زمينه عزادارى براى آن حضرت وارد شده است كه براى يك نفر شيعى مذهب امكان ندارد كه آن روايات را انكار كند. اين از مسلمات مذهب شيعه است . از ناحيه ائمه اطهار عليه السلام توصيه و تاكيد فراوان به احياء سنت عاشورا شده است و به اشخاصى كه شاعر بوده اند بسيار توصيه شده كه در اين موضوع شعر بگوييد و احساسات مردم را تحريك كنيد. نسبت به اشخاصى كه در مجالس اقامه سنت عاشورا شده است و به اشخاصى كه شاعر بوده اند بسيار توصيه شده كه در اين موضوع شعر بگوييد و احساسات مردم را تحريك كنيد. نسبت به اشخاصى كه در مجالس اقامه سنت عاشورا متاءثر مى شوند و اشك مى ريزند تقديس رسيده است . احاديث زيادى هست راجع به ثواب گريه بر سيدالشهداء عليه السلام . براى يك نفر شيعه مذهب جاى ترديد نيست كه اين دستور در مذهب ما هست .(721)
648 - كربلا تنها يك روز نيست !
شما اگر يك تومان در اين راه بدهيد، آن كه ارزش دارد احساسات شماست ، نماينده مسلمانى شماست ، پيوند خودتان را به اين وسيله با حسين بن على عليه السلام روشن كرده ايد. عرض كردم : امروز روز پيوند با شهيدان است ، اگر بنا شود ما در موقعش كه مى شود از شهيدان بگسليم ، ولى بعد هميشه بنشينم و امرى را كه نشدنى است بگوئيم : السلام عليك يا اباعبدالله ! يا ليتنا كنا معك فنفوز فوزا عظيما؛ اى كاش ما مى بوديم با تو. حسين بن على عليه السلام مى گويد كربلا كه يك روز نيست ، هميشه است .))(722)
649 - پيوند روح
اين ، فلسفه عاشورا است ، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن على بخشيده شدن ! گناه بكنيم بعد در مجلسى شركت بكنيم و بگوييم خوب ديگر گناهانمان بخشيده شد. گناه آن وقت بخشيده مى شود كه روح ما پيوندى بخورد با روح حسين بن على . اگر پيوند بخورد، گناهان ما قطعا بخشيده مى شود، ولى علامت بخشيده شدنش اين است كه دو مرتبه ديگر دنبال آن گناه نمى رويم . اما اينكه گناه بكنيم ، از مجالس حسين بن على بيرون برويم و دو مرتبه دنبال آن گناهان برويم ، نشانه اين است كه روح ما با روح حسين بن على پيوند نخورده است .
650 - گناه مانع نور حسين است
از جمله چيزهايى كه جلو تابش نور حسينى را مى گيرد، قساوت است . اگر كسى از موجبات قساوت قلب خوددارى نكرد تا به حدى كه دلش قسى شد كجا ديگر جاى نور حسين است ، نور حسين است ، نور حسين با نرمى قلب همراه است .
بزرگترين مورث قساوت گناه است كه نمى گذارد انسان از ايمان و محبتش ‍ بهره ببرد، بلكه اگر بى حيايى و زياده روى كند او را به كفر و الحاد مى كشاند.
بعضى از مكروهات هم قساوت مى آورد مانند خنده زياد به خصوص قهقهه بايد در اين عشر عاشورا عزادار بود، مصيبت ديده را مشاهده كرده ايد، آيا قهقهه مى زند؟
پس بايد جلوى خنده را در اين ايام گرفت .(723)
651 - تاريكى دل و غفلت
در اصول كافى از حضرت باقر روايتى است مضمونش اين است كه دل ابتدا سفيد است وقتى كه شخصى گناهى كرد، لكه سياهى در او ظاهر مى شود، اگر توبه كرد برطرف مى شود وگرنه موجب زيادتى كدورت و سياهى مى شود به قسمى كه ممكن است تمام قلب را تاريكى بگيرد.
ديگر موعظه در آن اثر نمى كند، آيات قرآن برايش قصه است ، مصيبت هاى حسين او را تغيير نمى دهد، پس خودمان را براى عاشورا آماده كنيم تا بشود بهره ببريم ، يعنى توبه حقيقى از گناهان گذشته بنماييم . (پروردگارا! به حق حسين لغزش هاى ما را بيامرز).
اگر از وقتى كه هلال محرم نمودار شد در شما حزن پيدا شده است ؛ شما را بشارت باد، از كسانى هستيد كه اين روايت درباره تان است :
شيعيان اهل بيت از تتمه طينت ايشانند و به آب ولايت و محبت آل محمد خميره آنان را سرشته اند شاهدش هم همين حزن شما در ايام محزون بودن آل محمد است . هر يك از ائمه ما از هلال محرم ديگر خندان نمى شدند و تا روز عاشورا روز به روز حزنشان بيشتر مى شد.(724)
652 - عطا به بركت امام حسين (ع)
شيخ شوشترى و ديگران ذكر كرده اند كه : حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام هر چه داشت در راه خدا داد در مقابل هر چه خدا به او بدهد، به بركت حسين شيعيانش ، عزادارانش ، دوستانش را بيامرزد يا درجات دهد، چيزى نيست و يقين بدانيد كه عطاهايى به بركت آقا خواهد شد كه نه تنها به بيان نمى آيد، بلكه به تصور ما هم نمى گنجد.
بابى انت و امى يا ابا عبدالله
شيخ مى فرمايد در عوض سختى عطش حسين ، خدا چهار اجر برايش قرار داد:
اول : حوض كوثر كه متوسلين به حسين عليه السلام از آب آن سيراب خواهند شد. از هنگام مرگ تا قيام قيامت .
دوم : چشمه حيوان (از ماده حيات است ) كه مخصوص گريه كنندگان بر حسين است . آب اين چشمه مخلوط به اشك عزاداران ابى عبدالله است .
سوم : اشك چشم مؤ منين تا روز قيامت است (در اين ايام عاشورا خبر داريد كه چقدر اشك در راه حسين ريخته مى شود و هر ساله همين طور بوده تا قيامت همين است . علاوه بر بشر، ملائكه آسمانها هم بر حسين مى گريند. چنانچه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه ملائكه از گريه بر حسين آرام ندارند.)
چهارم : هر وقت مؤ منين آب گوارايى مى نوشند، ياد لب تشنه حسين مى كنند.
حسين عليه السلام حق دارد كه يادش كنند درود بر او بفرستند. اينها اجرهايى است كه ما مى فهميم آنچه كه خدا با او در مقابل تشنگى اش ‍ مى كند در ادراك ما نگنجد.
صلى الله عليك يا ابا عبدالله الحسين (725)
653 - سليمان اعمش و زيارت حسين (ع)
سليمان اعمش مردى مورد وثوق همه ، حتى سنى ها او را قبول دارند. مكرر شنيده ايد فقط يادآورى است همسايه اش منكر زيارت حسين بود و آن را بدعت مى دانست شب جمعه گريه كنان خودش را به قبر امام حسين عليه السلام رساند پس از اينكه از او علتش را مى پرسند: مى گويد: شبى در خواب ديدم محشر بپا شده ، در آن سختى هاى فوق العاده ؛ زهرا عليه السلام شفاعت مى كند و از هودج بى بى ورقه هايى صادر مى شود امان من النار الزوار الحسين (ع) فى ليله الجمعه ...(726) نجات از آتش است براى زائرين قبر حسين عليه السلام در شب جمعه .))
654 - تاءثير نهاد منبر
تاءثير نهاد منبر در جامعه ما، هنوز يك تاءثير بررسى نشده است . شما به جامعه ما نگاه كنيد، ببينيد جايى كه منبرى به نام ابى عبدالله عليه السلام نباشد، كجاست ؟ از شهرهاى بزرگ و مراكز پرجمعيت ، تا دوردست ها، روستاها، حتى روستاى هاى كوچك و دور افتاده ، دانشگاه ها، ميان دانشمندان ، انجمن هاى تحصيل كردگان علوم جديد، تا مردم دور از علوم و معارف جارى زمان در اقصا نقاط كشور، در كجا منبر ابى عبدالله عليه السلام نيست ، كه گوينده اى در موقعى از مواقع بر آن منبر نمى رود و سخنى نمى گويد؟ پس ، كل جامعه ما به عنوان يك مجموعه با تفكر و عقيده شيعى ، زير چتر امام حسين عليه السلام است . البته مخصوص شيعيان هم نيست در نقاط گوناگون از عالم ، غير شيعه ، بلكه غير مسلمين هم به نحوى از انحاء از اين بساط بهره اى مى برند.
در طول قرن ها و در اين چند قرن اخير، در مجموع كشور ما، اين بينش و اين تذكر راجع به دين ، به نام و مناسبت حسين بن على عليه السلام وجود داشته است و در سطحى مردم را متذكر به دين نگهداشته است اين كانال كشى وسيع ، در انقلاب به كار آمد از اين كانال كشى منظم در سطح كشور، تفكر انقلابى ما كه مستند به حادثه عاشورا هم بود، در همه جا گسترش پيدا كرد و مردم را وارد ميدان نمود. اگر در اين خصوص ، كشور ما را با كشورهاى ديگر اسلامى مقايسه كنيد، در آن جايى كه نام حسين عليه السلام وجود ندارند، فرق بين اين دو را مشاهده خواهيد كرد، اين خصوصياتى به جامعه ما بخشيده است .
پس ، اين يك مؤ ثر در بافت اجتماعى و دينى و فكرى ماست . اين مجموعه و اين نهاد، در گذشته مؤ ثر بود؛ اما تحت يك ضابطه و قانون و قاعده نبود؛ علاوه بر اين افكار دينى ، ميدان عرضه شدن و مطرح شدن نداشت . در اين رسانه جمعى صوتى و تصويرى كشور، تنها در ايام عاشورا، سطح نازلى از اين مسائل را در شكل يك سينه زنى و از اين قبيل ، به مردم نشان مى داد. وقتى هم كه انسان گوش مى كرد غالبا انحرافى بود!.(727)
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   يکشنبه 23 آبان 1389  ساعت  21   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید