جمعه 30 شهريور 1397 - 11 محرم 1440 - 21 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 13 - داستان مرد شامى در مجلس يزيد
کد مطلب:12822
تاریخ مطلب:شنبه 25 آبان 1392
مردى از شاميان نظرش به فاطمه بنت حسين (عليه السلام) افتاد، در اين هنگام به يزيد گفت : اى امير مؤ منان ! اين كنيزك را به من ببخش . فاطمه مكرمه رو به زينب كبرى - آن پناه اسيران - آورد كه اى عمه ! يتيمى مرا بس نبود كه به خدمتگذارى در من طمع دارند! زينب كبرى به او تسلى داده فرمود: خاطر آسوده دار كه چنين امرى براى اين ...فاسق ميسر نيست .
مسلك سوم : وقایع پس از حادثه عاشورا ؛ 13 - داستان مرد شامى در مجلس يزيد
داستان مرد شامى در مجلس يزيد- مردى از شاميان نظرش به فاطمه بنت حسين (عليه السلام) افتاد، در اين هنگام به يزيد گفت : اى امير مؤ منان ! اين كنيزك را به من ببخش .
فاطمه مكرمه رو به زينب كبرى - آن پناه اسيران - آورد كه اى عمه ! يتيمى مرا بس نبود كه به خدمتگذارى در من طمع دارند! زينب كبرى به او تسلى داده فرمود: خاطر آسوده دار كه چنين امرى براى اين
هذه فاطمة ابنة الحسين ، و تلك عمتها زينب ابنة على .
فقال الشامى : اءلحسين بن فاطمة (عليه السلام) و على بن اءبى طالب ؟!
قال : نعم .
فقال الشامى : لعنك الله يا يزيد، اءتقتل عترة نبيك و تسبى ذريته ، و الله ما توهمت الا اءنهم سبى الروم .
فقال يزيد: والله لالحقنك بهم ، ثم اءمر به فضرب عنقه .
قال الراوى : و دعا يزيد - لعنه الله - بالخاطب ، و اءمره اءن يصعد المنبر فيذم الحسين و اءباه - صلوات الله عليهما -، فصعد، و بالغ فى ذم اءميرالمؤ منين على بن اءبى طالب و الحسين الشهيد، والمدح لمعاوية و يزيد.
فصاح به على بن الحسين (عليه السلام): ((ويلك اءيها الخاطب ، اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق ، فتبواء مقعدك من النار.
فاسق ميسر نيست .
مرد شامى گفت : مگر اين كنيزك كيست ؟
يزيد گفت : فاطمه دختر حسين است و آن يكى نيز زينب دختر على بن ابى طالب مى باشد.
مرد شامى گفت : آن حسين كه پسر فاطمه و فرزند على بن ابى طالب است ؟!
يزيد گفت : آرى ، چنين است !
مرد شامى گفت : اى يزيد! لعنت حق بر تو باد؛ عترت پيغمبر را به قتل مى رسانى و آنان را اسير مى نمائى ؟! به خدا سوگند كه هيچ خيالى درباره اينان نكردم جز آنكه آنان را اسيران روم پنداشتم !
يزيد گفت : تو را نيز به اينان ملحق سازم . آنگاه حكم نمود آن مرد شامى را گردن زدند.
راوى گويد: يزيد حكم نمود كه خطبه خوان بر منبر رود تا حسين پدر بزرگوارش را به زشتى نام برد. سخنران به حكم آن ملعون ، بر منبر رفت و آنچه كه يزيد و معاويه لايقش بودند نسبت به شاه اولياء و فرزندش سيد الشهداء، در غايت مبالغه ذكر نمود و يزيد و پدرش معاويه پليد را مدح كرده و به نيكى نام برد. سپس امام سجاد (عليه السلام) با صداى بلند فرياد زد كه : ((ويلك ...))؟! يعنى اى خطيب ! واى بر تو، رضاى حق را در دادى و خشنودى مخلوق خريدى ! منزلگاه تو در قيامت پر از آتش ‍ است .
و لقد اءحسن ابن سنان الخفاجى فى وصف اءمير المؤ منين - صلوات الله و سلامه عليه - و اءولاده ، حيث يقول :
اءعلى المنابر تعلنون بسبه ... و بسيفه نصبت لكم اءعوادها
قال الراوى : و وعد يزيد - لعنه الله - عليا بن الحسين (عليه السلام) فى ذلك اليوم اءنه يقضى له ثلاث حاجات .
ثم اءمر بهم الى منزل لا يكنهم من حر و لا برد، فاءقاموا فيه حتى تقشرت وجوههم ، و كانوا مدة مقامهم فى البلد المشار اليه ينوحون على الحسين (عليه السلام).
قالت سكينة : فلما كان فى اليوم الرابع من مقامنا راءيت فى المنام ، و ذكرت مناما طويلا تقول فى آخره : و راءيت امراءة راكبة فى هودج و يدها موضوعة على راءسها، فساءلت عنها، فقيل لى : فاطمة ابنة محمد اءم اءبيك .
حسن بن سنان خفاجى چه نيكو در مدح امير مؤ منان سروده است : ((اءعلى المنابر...))؛ (خطاب به بنى اميه و اتباع ايشان كرده مى گويد:) شما آشكار بر بالاى منبر ما به امام على (عليه السلام) ناسزا مى گوئيد و حال آنكه با شمشير او منبرها براى شما مهيا گرديده .
راوى گويد: يزيد به امام زين العابدين (عليه السلام) در همان روز وعده بر آوردن سه حاجت نمود و حكم كرد كه آل رسول (عليهم السلام) را در منزلى جاى دادند كه نه از سرما و نه از گرما، آنان را حفظ نمى نمود و ايشان در آن منزل مقيم بودند چندان كه چهره هاى ايشان پوست انداخت و در همه آن مدت زمانى كه در شهر شام اقامت داشتند، كار ايشان گريه و نوحه بر شهيد كربلا بود.

برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 25 آبان 1392  ساعت  14   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید