دوشنبه 30 مهر 1397 - 13 صفر 1440 - 22 اکتبر 2018
اوقات شرعی 
 
پیام تبریک نیمه شعبان ؛ میلاد نور آل یاسین ، قائم آل محمد ص امام مهدی عج + عکس
کد مطلب:31921
تاریخ مطلب:شنبه 9 خرداد 1394
نیمه شعبان میلاد حضرت صاحب الزمان عجّ مظهر رحمت و صاحب اسرار رباني ، قائم منتظَر ، مهدي امت‌ ها بر عاشقان و منتظران حضرتش خجسته و مبارک باد . سلام بر آل ‌ياسين / سلام بر تالي قرآن و مبين علوم آن ! سلام بر تو اي مظهر رحمت بي‌ كران و اي فريادرس درماندگان ! سلام بر صاحب اسرار رباني و مجراي اراده الهي ! سلام بر وصي اوصيا و گزيده اوليا ! سلام بر نور بي‌ پايان الهي و حجت ناپنهان خدايي ! سلام بر قائم منتظَر ! سلام بر مهدي امت‌ ها ! ...
پیام تبریک نیمه شعبان ؛ میلاد نور آل یاسین ، قائم آل محمد ص امام مهدی عج + عکس
نیمه شعبان میلاد حضرت صاحب الزمان عجّ مظهر رحمت و صاحب اسرار رباني ، قائم منتظَر ، مهدي امت‌ ها بر عاشقان و منتظران حضرتش خجسته و مبارک باد
سلام بر آل ‌ياسين
سلام بر تالي قرآن و مبين علوم آن !
سلام بر تو اي مظهر رحمت بي‌ كران و اي فريادرس درماندگان !
سلام بر صاحب اسرار رباني و مجراي اراده الهي !
سلام بر وصي اوصيا و گزيده اوليا !
سلام بر نور بي‌ پايان الهي و حجت ناپنهان خدايي !
سلام بر قائم منتظَر !
سلام بر مهدي امت‌ ها !
سلام بر شمشير برّان و ماه تابان !
سلام بر بهار زندگي و روح سرور و پايندگي !
سلام بر تو اي پيشواي آرمان‌ ها و اي اميد جهان‌ ها !
سلام بر بقية ‌الله ، مهدي آل محمد !
سلام بر فرزند محمد مصطفي صلی الله علیه و آله !
سلام بر زاده طه!
سلام بر قبله موعود!
سلام بر حامل قرآن!
سلام بر پناه همگان!
سلام بر سرّ عظيم!
سلام بر خورشيد جهان!
سلام بر كعبه مقصود!
سلام بر سلام‌هاي تو!
سلام بر تو كه وعده خدايي!
سلام بر تو اي شكوه زمين!
سلام بر تو كه عشق را مي‌شناسي!
سلام بر گريه‌هاي تو در دشت‌هاي غيبت!
سلام بر نطق گويايت هنگام ظهور!
سلام بر صلابتت هنگام انتقام!
سلام بر تو كه روز و شب در انتظار زمان موعودي !
ميلاد نور
زيباترين طلوع 1
حكيمه ، دخت گران‌ قدر امام جواد (ع) ، نقل مي ‌كند : يازدهمين امام نور ، حضرت امام‌حسن عسكري (ع) ، پيكي را به‌ سوي من گسيل داشت و مرا به خانه خويش فراخواند.
هنگامي كه وارد شدم ، فرمود : «عمه جان ! افطار امشب را نزد ما باش ؛ چرا كه امشب ، شب مبارك پانزدهم شعبان است و در چنين شبي ، خداوند ، جهان را به نور وجود حجت خويش ، نور باران خواهد ساخت».
پرسيدم: سرورم ! مادر او كيست ؟
فرمود : نرجس ، بانوي بانوان .
گفتم : فدايت گردم ! من در او هيچ نشان و اثري از آنچه نويد مي ‌دهيد، نمي ‌بينم.
فرمود: حقيقت همان است كه گفتم؛ آماده باش!
پس از اين گفت‌وگو، به خانه نرجس آمدم و با وي به گفت‌وگو نشستم و به او گفتم: دخترم! همين امشب، خداوند پسري گران‌مايه به تو ارزاني خواهد داشت؛ پسري كه سرور دنيا و آخرت خواهد بود.
درست نيمه‌شب گذشته بود كه براي نماز نافله شب به‌پا خاستم و به تعقيبات نماز نشستم و بار ديگر خوابيدم و بيدار شدم، اما ديدم او هنوز در خواب است.
پس از آن بود كه او براي نماز نافله شب به‌پا خاست و نماز را در اوج ايمان و اخلاص به‌جا آورد و با شور و عشق وصف‌ناپذيري، به نيايش نشست تا آنكه لحظه وعده الهي فرارسيد و آن كودك مبارك به دنيا آمد و شگفتا كه ديدم، كودك ديده به جهان نگشوده، به همراه من به تلاوت قرآن پرداخت و سوره مباركه «قدر» را با من تا آخرين واژه تلاوت كرد.
از شنيدن نواي دل‌انگيز قرآن او هراسان شدم كه حضرت عسكري(ع) مرا ندا داد و فرمود: عمه جان! آيا از قدرت الهي شگفت‌زده شده‌اي! اوست كه ما را در خردسالي به بيان دانش و حكمت توانا مي‌سازد و به سخن مي‌آورد و در بزرگ‌سالي ما را در روي زمين حجت خويش قرار مي‌دهد؛ چه جاي شگفتي است!
در آغوش پدر
حكيمه، عمه بزرگوار امام حسن عسكري(ع)، مي‌فرمايد: آن كودك گران‌مايه را برگرفتم و با شور و اشتياق در دامان خود نشاندم، ديدم پاك و پاكيزه است. در اين هنگام، حضرت عسكري(ع) مرا ندا داد: «عمه جان! پسرم را بياور!» آن وجود گرامي را به پيشگاه پدرش بردم. حضرت او را در آغوش گرفت و فرمود: «پسرم، سخن بگو!» آن نوزاد مبارك، نخست به يكتايي خدا و رسالت پيام‌آورش گواهي داد و پس از درود فرستادن بر پيامبر، نام امامان نور را يكي پس از ديگري برشمرد تا به نام پدر بزرگوارش رسيد و آنگاه پس از پناه بردن به خدا از شر شيطان، اين آيه را تلاوت كرد:
وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَوَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي اْلأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ.2 (قصص: 5 و 6)
پس از تلاوت قرآن، حضرت عسكري(ع) او را به من داد و فرمود: «اي عمه جان! او را به مادرش بازگردان تا ديدگانش به ديدار او روشن گردد و اندوهگين نباشد و بداند كه وعده خدا حق است!»3
1. سيد محمدکاظم قزويني، امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور، ترجمه و تحقيق: علي کرمي و سيد محمد حسيني، صص 189 و 190.
2. و خواستيم بر کساني که در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم. و ايشان را وارث [زمين] کنيم، و در زمين قدرتشان دهيم، [از طرفي] به فرعون و هامان و لشکريانشان آنچه را که از جانب آنان بيمناک بودند، بنمايانيم.
3. امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور، ص 193.
گل نرگس (مشخصات حضرت مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف )
1. نام
رسول خدا صلی الله علیه و آله دراين‌باره فرموده است: «نام او، نام من و كنيه او، كنيه من است».1
2. كنيه
كنيه مسلّم آن حضرت، «ابوالقاسم» است.
3. القاب
القاب آن حضرت بسيار است، برخي از آنها عبارتند از:‌
مهدي ،2 منصور ،3 قائم به امر‌الله ،4  حجت‌الله ،5  ولي‌الله ،6  صاحب‌الامر ،7  صاحب‌الزمان ،8  المنتقم ،9  بقية‌الله ،10  نورالله ، وجه‌الله ، عين‌الله ، خليفة‌الله ، باب‌الله ، ميثاق‌الله ، وعدالله ، داعي‌الله ، مضطرّ ، مهتدي ، تقي ، نقي ، رضي ، زكي ، صابر ، شكور ، قطب ،11  غوث‌الفقراء ،12 صاحب‌الرجعة ،13 صاحب‌العصر ،14 مؤمل ،15 كاشف‌الكرب ،16 خلف‌الصالح ،17 بقية‌الانبياء ،18 خاتم‌الائمة 19، خاتم‌الاوصياء ،20 يعسوب‌الدين ،21 لسان‌الصدق ،22 موعود ،23 مُوْثُور ،24 وارث ،25 مأمول ،26 منتظَر ،27 بلد‌الامين .28
4. پدر و سلسله نسب
پدر او حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين شهيد بن علي بن ابي‌طالب، اميرالمؤمنين(ع) است.
5. مادر
مادرش نرجس (مليكه)، دختر يوشعا، پسر قيصر روم از نوادگان شمعون يكي از حواريون مسيح(ع) است و به سوسن و صيقل نيز ملقب شده است.
6. سال تولد
سال تولد آن حضرت، بنابر قول مشهور، سال 255 هـ .ق. است.
7. محل تولد
محل تولد حضرت، شهر سامرّا، در منزل پدري است كه هم‌اكنون اين خانه، صحن و حرم امامين عسكريين(ع) است.
8. ساعت و روز تولد
ساعت تولد، سحرگاه شب جمعه نيمه شعبان است.
9. چگونگي حمل و ولادت
حمل او تا هنگام ولادت مخفي ماند، مانند حمل موسي بن عمران(ع) كه تا لحظه تولد، كسي از آن اطلاع نيافت.
آن حضرت پس از تولد تا سال 260 هـ .ق كه پنج سال از سن شريفش مي‌گذشت، در كفالت پدر بزرگوارش بود كه در اين مدت نيز از همه مخفي مي‌زيست، مگر برخي از خواص كه از ولادتش اطلاع داشتند و در روزهاي كودكي، ايشان را ديده بودند.
10. آغاز امامت
ايشان پس از شهادت پدر بزرگوارش، در پنج سالگي عهده‌دار امامت شد. او كم‌سال‌ترين امامي بود كه به امامت رسيد.
11. سن آن حضرت
در حال حاضر، سن مبارك ايشان، 1175 سال است و در زمان ظهور، فردي سي تا چهل ساله به نظر خواهد آمد؛ بدين معنا كه در ظاهر، گذر زمان و مكان، در او اثري نخواهد داشت.
1. شيخ مفيد، الارشاد، ص 346.
2. آن‌که هدايت‌يافته است.
3. آن‌که ياري‌شده به نصرت الهي است.
4. بر پا شونده به فرمان حق‌تعالي.
5. حجت و دليل خدا.
6. سرپرست از سوي خدا.
7. فرمانرواست.
8حکمران زمان است.
9. آن‌که منتقم خون حسين است.
10. آن حضرت،‌ بقيه و بازمانده خدا بر روي زمين.
11. قطب و محور اصلي عالم امکان است.
12. فريادرس فقراست.
13. او داراي رجعت است.
14. فرمانرواي زمان.
15. ‌آن‌که خلايق، آرزوي او را دارند.
16. برطرف‌کننده غم و اندوه.
17. جانشين صالح انبيا و اوصياي الهي.
18. بقيه و جانشين انبياي الهي بر روي زمين.
19. ختم‌کننده امامان معصوم(ع).
20. ختم‌کننده اوصياي الهي.
21. پيشواي دين.
22. زبانِ گويا و راست‌گوي حق.
23. امامي است که وعده داده شده است.
24. آن فرزندي که پدرش کشته شده و خون‌خواهي او نشده است.
25. آن جناب، وارث علوم و کمالات و مقامات جميع انبيا و اوصيا و آباي طاهرين خود است.
26. آن‌که همه، آرزو و اميد او را دارند.
27. آن‌که خروج او را انتظار مي‌کشند.
28. قلعه محکم خداوند که کسي را به وي تسلطي نيست.
حكايت نور 1
سلام زياد كرده‌اي ، ولي هيچ ‌جا مثل سرداب نيست. سرداب سامرا كه مي‌ روي، انگار خانه امام زماني. راحت مي‌گويي: «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقُوم ... اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تَقْعُدُ ... اَلسّلامُ عَلَيكَ حين تُصَلّي و تَقْنُتُ ... .» انگار همان‌ جا رو به‌ رويت دارد نماز مي‌ خواند.
قدبلند ، چهارشانه ، داراي اندامي متناسب ، چهره‌اي نوراني ، زيبا و گندمگون ، دندان‌ هايي سفيد ، داراي خالي سياه‌ روي گونه راست ، جواني متين و باوقار ؛ اين ‌گونه توصيفش كرده‌اند.
خليفة الله است ، مثل آدم (ع) ؛ عمر طولاني دارد ، مثل نوح (ع) ؛ كفار به دستش هلاك مي‌شوند، مثل هود(ع)؛ تولدش پنهان بود، مثل ابراهيم و موسي (ع) ؛ بشارت آمدنش را داده‌اند، مثل اسماعيل (ع) ؛ فرشتگان به ياري ‌اش مي ‌آيند، مثل لوط (ع)؛ در عزاي حسين گريان است ، مثل يعقوب (ع) ؛ زيباترين خلق است، مثل يوسف (ع) ؛ حكومتش جهاني است ، مثل سليمان (ع) ؛ صبر دارد، مثل ايوب (ع) ؛ در گهواره سخن گفت ، مثل عيسي (ع) ؛ نام و كنيه ‌اش، نام و كنيه محمد است و شبيه‌ترين خَلق در خُلق ‌و خو به او.
دور امام صادق(ع) نشسته بودند و قرآن مي‌خواندند. قاري خواند: «وَ الشّمْسِ وَ ضُحاها». گفت: «خورشيد، محمد صلی الله علیه و آله است كه دين را براي مردم روشن كرد».
خواند: «وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها».
گفت: «ماه، علي(ع) است بعد محمد صلی الله علیه و آله ».
خواند: «وَ النّهارِ إِذا جَلاّها»
گفت: «روز، امامي است از نسل فاطمه كه تاريكي‌هاي ظلم را از بين مي‌برد».
مي‌ايستد و گريه مي‌كند: «اَلسَّلامُ عَلَي الشَّيبِ الْخَضيب... اَلسَّلام عَلي الخَدِّ التَريب... فَلَانَدِّبَنَّكَ صَباحاً و مَساءً...»
صبح و شب مي‌ايستد و گريه مي‌كند براي جدش، حسين(ع).
1. فرشته سعيدي، تا هميشه آفتاب، ج 3، صص 1 ـ 7.
حكايات كودكي 1
تبش بالا بود. فكر نمي‌كردند تا صبح دوام بياورد. قنداق را گذاشت گوشه اتاق، خودش هم نشست و شروع كرد به گريه كردن؛ كار ديگري از دستش برنمي‌آمد. كنيزش به التماس افتاد: بگذاريد بروم خانه حسن بن علي [امام حسن عسكري(ع)]؛ كمكمان مي‌كنند، مطمئنم.
رفت. در را حكيمه‌خاتون برايش باز كرد. قصه را كه شنيد، گفت: سرمه‌اي را كه ديشب به چشم مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف كشيدم، بياوريد. آوردند. داد دست كنيز. برد كشيد پاي چشم نوزاد. صبح نشده، تبش قطع شد.
رفت پيش امام عسكري(ع)، پرسيد: زمين كه خالي از حجت نمي‌شود. حجت خدا بعد از شما كيست؟ امام رفت. وقتي برگشت، كودكي سه ساله روي شانه‌اش نشانده بود:
ـ «اگر پيش خدا و رسولش عزيز نبودي، پسرم را به تو نشان نمي‌دادم».
پرسيد: نشانه‌اي هم دارد كه دلم آرام بگيرد؟
كودك گفت: «من بقيةالله روي زمينم و انتقام‌گيرنده از دشمنان خدا. حالا كه ديدي، دنبال نشانه نگرد».
امام نشسته بود روي سكوي جلو اتاقش. سمت راستش اتاقي بود كه به جاي در، پرده داشت. مرد جلو رفت، پرسيد: صاحب‌الامر كيست؟
امام به پرده اشاره كرد: بزنش كنار!
پرده را كنار زد، كودكي حدوداً پنج ساله دويد بيرون، نشست روي زانوي امام. امام دست كشيد روي سرش و گفت: «اين صاحب‌الامر شماست».
بعد پيشاني‌اش را بوسيد و گفت: «برو داخل.» رفت، مرد هنوز محو تماشا بود.
مي‌خواست با امام عسكري(ع) مناظره كند؛ خيال مي‌كرد كم مي‌آورد پيش سؤال‌هايش! نشست روبه‌روي امام، كنار يك پرده. هنوز شروع نكرده بود كه باد آمد، پرده كنار رفت. پسري پشت پرده بود. سؤال‌هاي نپرسيده مرد را يكي‌يكي گفت. دهان مرد باز مانده بود. كودك همه را جواب داد. پرده افتاد. با صداي امام به خود آمد: «چرا نشسته‌اي؟ مگر امامِ بعد از من جوابت را نداد!»
1. تا هميشه آفتاب، صص 19 ـ 23.

ادبيات انتظار (متن ادبي)
يك جمله و يك دنيا حرف
كودكان هنوز تشنه ‌اند ؛ پس كدام جمعه آب مي ‌رسد!
دامان انتظار پر از آمادگي و سازندگي، تقدير، تدبير و تربيت است.
انتظار، سرچشمه شور است و مقاومت و ايثار و قيام.
توجه، عهد، انس، توسل و آماده بودن، از منتظِر جدا نخواهد شد.
انتظار، جنبش‌آفرين است و منبع نوراني شوق‌دهي.
منتظران يوسف فاطمه (س) طينتي دارند عاري از آلودگي نفاق و پليدي كينه.
انتظار، يعني چشم‌به‌راه بودن و به آينده اميد داشتن.
كاش مي‌شد در ميان لحظه‌ها، لحظه ديدار را نزديك كرد.
انتظار، الهام‌بخش حركت‌هاي ديني و اصلاح‌طلبانه است.
انتظار، روح حيات سياسي شيعيان است و اساس باورهاي دين‌باوران.
شيعه‌، بالندگي خود را مديون انتظار مي‌داند و با آن نفس مي‌كشد.
پشت ابر خودبيني‌ هاي ما، امام زمان(ع) نشسته است.
از رفتن ستاره‌ها اندوهگين نشويد؛ خورشيد ميراث‌دار آنهاست.
كسي مي ‌تواند به مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف برسد كه از سيم‌خاردار نفسش بگذرد.
بايد مكتب انتظار را از رود آموخت كه براي رسيدن به دريا هيچ‌گاه نمي‌ايستد!
منتظران ظهور حضرت مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف برترين‌هاي هر زمانند.
انتظار، يعني دو ركعت نماز معرفت در جمكران وصل.
فلسفه غيبت، كشاندن روح آدمي به دروازه‌هاي طلايي ذكر، صبر و تقواست. غيبت، محنتي است از جانب پروردگار تا بندگان خود را به بوته آزمايش گذارد و اعتقادشان را با ترازوي ايمان وزن كند.
كليد راز غيبت، در صندوقچه حكمت خداست.
مَثَل موعود، مَثَل ماه منير است كه نورش هرگز خاموش نمي‌شود.
منجي كه بيايد، دروازه تمامي علوم به روي بشريت گشوده خواهد شد.
او بقيةالله الاعظم است؛ چون ميراث‌دارانبيا و ائمه است.
در دولت صاحب‌الامر، اسلام و اهلش، عزيز و اهل نفاق و تزوير، ذليل و خوار گردند.
منجي، آخرين پله نجات بشريت است.
لقب مهدي را برايش ازآن‌رو برگزيدند كه او هدايت‌شده از سوي ذات اقدس الله و هدايتگر خلق به‌سوي خداست.
منجي كه بيايد، خون عدالت در رگ زمين مي‌جوشد.
ياران مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف ، انصار جوانمردي و مهاجران پايداري‌اند.
تو كه نيستي، همهمه نَفْس، گوش عالم و آدم را پر مي‌كند.
او كتاب آسمان را بر فصل زمين تلاوت مي‌كند.
رگ‌هاي پر شده از نفرتِ عالم را دم مسيحايي او درمان مي‌كند.
فرج آنگاه آغاز مي‌شود كه عشق‌ با همه سختي‌اش‌، به مقصد برسد.
مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف كلمه‌اي است چون مسيح(ع) و نوري است چون محمد صلی الله علیه و آله .
بي‌حضور تو ـ حتي ـ با هزار چراغ، شبستان خالي دلم تاريك است.
مردان مرد ايستاده مي‌ميرند، با چشمان خيره به راهي كه تو از آن مي‌آيي.
يا مقلب القلوب و الابصار! چشم و دلمان را به ديدن روي او روشن كن.
او مي‌آيد؛ زود يا دير!
عطش‌زدگان بي‌رمقيم كه در پي يافتن آب زلال، نيم جاني‌ بيش نداريم. در كويري خشك‌، ديده بر ابر پرباري دوخته‌ايم كه سايه بر سرمان انداخته است. ذره‌ايم و وصف خورشيد را شنيده‌ايم و اگرچه او را نشناخته‌ايم‌، اما به سويش در حركتيم.
زمستان سرد و كشنده غيبت بر جانمان نشسته است و از خدا مي‌خواهيم كه به بهار زيبا و روح‌بخش ظهور برسيم. او مي‌آيد‌؛ زود يا دير، با پرچم پيامبر و شمشير علي(ع) و...؛ از كودكان گاهواره‌نشين تا مردگان در دل خاك‌، همه‌ جاني تازه مي‌گيرند با آمدن او.

ضرب‌المثل‌هاي مهدوي
غم مخور‌، ايام هجران به روزگار وصل مي‌انجامد.
در نااميدي‌، اميد ديدن باقي است.
پايان شبه سيه‌، سپيده آمدن توست.
يا رب! به كه شايد گفت ما دل‌شدگان كوي اوييم.
اندك‌اندك، فصل ظهور نزديك مي‌شود.
رهرو آن نيست كه بي‌ردّ و نشانّي تو قدم بردارد.
گر صبر كني، طعم فرج را خواهي چشيد.
مرد آخربين، شيعه مخلص توست.
آب روشنايي است و تو از آب روشن‌تري.

از عشق تا شعار 1
بين كساني كه به راستي، حقيقت را باور دارند و آنان‌كه مدعي باور داشتن چيزي هستند، تفاوت از زمين تا آسمان است؛ مانند تفاوت عشق تا شعار.
منتظران واقعي، به امامشان عشق مي‌ورزند، مدعيان انتظار، تنها شعار مي‌دهند.
منتظران واقعي در پي اصلاح وضعيت موجودند، مدعيان انتظار، هر نوع اصلاحي را محكوم مي‌كنند.
منتظران واقعي تلاش مي‌كنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف كنند.
مدعيان انتظار، منتظر مي‌مانند تا امام غايبي بيايد و امور را به اصلاح كند.
منتظران واقعي، انتظار را تكليف و رسالت مي‌دانند، مدعيان انتظار، براي رفع تكليف منتظرند.
منتظران واقعي، بانشاطند و اميدوارانه به آينده مي‌نگرند، مدعيان انتظار، مأيوسند و دل‌خسته.
منتظران واقعي، زندگي فردي و اجتماعي خود را براساس فرهنگ انتظار سامان مي‌دهند، مدعيان انتظار، نه در زندگي فردي و نه در زندگي اجتماعي، هيچ تأثيري از فرهنگ انتظار نمي‌گيرند.
منتظران واقعي، براي استقرار عدالت، در حد توان تلاش مي‌كنند، مدعيان انتظار، استقرار عدالت را موكول به ظهور منجي غيبي مي‌دانند.
منتظران واقعي، در مقابل ظلم و ستم و فساد ايستادگي و مبارزه مي‌كنند، مدعيان انتظار، با عوامل فساد و ظلم، تنها در دل مخالفت مي‌كنند، نه در عمل!
منتظران واقعي، همواره سنّت امر به معروف و نهي از منكر را احيا مي‌كنند، مدعيان انتظار، نسبت به انحرافات و كژي‌ها بي‌تفاوتند.
منتظران واقعي، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند، مدعيان انتظار، به سرنوشت خود و جامعه نمي‌انديشند و اقدام جدي‌اي در عرصه‌هاي اجتماعي انجام نمي‌دهند.
منتظران واقعي، در برابر آزارها و تكذيب‌ها مقاومت مي‌كنند، مدعيان انتظار، آن‌قدر محافظه‌كارند كه مورد آزار و تكذيب قرار نمي‌گيرند.
منتظران حقيقي كساني‌اند كه انتظار را خودسازي خويش در مقابل هوي‌ها و خواهش‌هاي نفساني مي‌دانند؛ اما مدعيان انتظار مطيع هوي‌هاي نفساني خويش‌اند.
منتظران حقيقي انتظار را بسيج همگاني، براي نهضت جهاني انقلابي بزرگ تاريخ بشريت تفسير مي‌كنند؛ آنان كه انتظار را مهيا شدن جهت مبارزه با جباران و خون‌خواران در زير پرچم بزرگ پرچم‌دار عدالت مي‌دانند؛ اما مدعيان انتظار در مقابل جباران و مستكبران سكوت مي‌كنند؛
منتظران حقيقي انتظار را جز تواضع در برابر حق و خروش در برابر باطل نمي‌دانند؛ اما مدعيان انتظار در برابر باطل سكوت مي‌كنند.

تفسير انتظار 2
انتظار، واژه‌اي است حادثه‌خيز كه تا آمدن مولايمان مهدي(ع)، به ما درس بي‌قراري خواهد آموخت.
انتظار، نگاه دلسوزانه عاشقي است كه هر لحظه به انتظار معشوق، منتظر است.
انتظار، شمع دل‌سوخته‌اي است كه به پروانه، عشق مي‌آموزد.
انتظار، جاده بي‌نهايتي است كه عابران خسته را تا مسير ابدي همراهي خواهد كرد.
انتظار، حضور آيينه‌اي است كه فضاي سينه را سرسبز از صفا و صميميت و عاطفه مي‌كند.
انتظار، اميد مسافران بازمانده‌اي است تا كارواني بيايد و راه بيفتند.
انتظار، نواي نويدبخشي است كه عالم را از خواب غفلت بيدار مي‌كند.
انتظار، مشق نانوشته روزهاي بي‌قراري است كه در غم ديدار اباصالح نوشته مي‌شود.
انتظار، آيينه‌اي است كه روزهاي بي‌قراري را به تصوير مي‌كشد.
انتظار، نواي عشقي است كه لحظه به لحظه ديدار را به تجلي مي‌نشاند.
انتظار، بوي پيراهن يوسفي است كه چشم نابينا را بينايي مي‌بخشد.
انتظار، حكايت آمدن كسي است كه از نسل سلاله خورشيد پربركت مي‌آيد.
انتظار، ورق‌ورق دفترچه خاطرات و ندبه‌هايي است كه در روزهاي جمعه نوشته شده است.

زنگ انتظار 3
انتظار يعني:
در درون تاريكي‌ها و سردي‌ها، به سپيده‌دمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد زيستن!
در تراكم هواهاي كشنده اختناق‌ها، به وزيدن نسيم‌هاي حيات‌بخش رهايي اميد بستن و به آرزوي پديدار گشتن روزهاي طلايي ارزش‌هاي جاويد، زنده ماندن.
در غروب‌هاي تاريك‌ نااميدي غرق بودن و نويد طلوع فجر شكافنده آفاق را در دل پروردن.
در شبستان ستم‌هاي تيرگي گرفتار آمدن و جان را به مژده فرارسيدن روزهاي روزستان، تابنده ساختن.
در جهانِ آكنده از ستم و بيداد دست و پا زدن و از شادماني طلوعِ طليعة جهانِ آكنده از داد و دادگري، سرشار بودن.
در حضور حكومت‌هاي جبار و خون‌خوار زندگي كردن و لحظه‌اي سر تسليم فرود نياوردن.
در زير سيلِ خروشان تباهي و فساد قرار گرفتن و ‌آني قد خم نكردن.
در سياهي‌هاي دوران ظلم و ظلمت و گناه گرفتار آمدن و همواره منتظر طلوع خورشيد رهايي بودن.
در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن.
در مسير جاري كوبنده زمان ايستادن و آري‌ها را خوار شمردن و نه گفتن.
شمشيرها و شهادت‌ها را پذيرا شدن و خط‌ها و شهامت‌ها را پاس داشتن.
اين است انتظار، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پايداران، صلابت‌پيشگان، شيعيان، مهدي‌طلبان تاريخ و... .

درود بر منتظران خورشيد جهان‌افروز 4
درود بي‌كران به منتظراني كه به نويد انبيا و اوليا، اميدوارانه به‌راهِ آمدن مصلح جهاني چشم اميد دوخته‌اند؛
به منتظراني كه براي طلوع فجر حماسه‌آفرين «خورشيد جهان‌افروز موعود امم»، در بلنداي قله‌هاي بيداري به انتظار نشسته‌اند؛
به منتظراني كه در تاريكي‌هاي استبداد و ظلمت بيداد، در انتظار سپيده نور عدالت، لحظه‌شماري مي‌كنند؛
به منتظراني كه زير فشار هواي كشنده اختناق، براي وزيدن نسيم حيات‌بخش آزادي، دل‌ خوش كرده‌اند؛
به منتظراني كه در تيرگي‌هاي چپاول غارتگران بين‌المللي، قلب‌هاي خود را به فرارسيدن روز رهايي و پايان دوران استعمار و استثمار، بشارت داده‌اند؛
به منتظراني كه در برابر سيل خروشان فساد و بي‌بندوباري، همانند فولاد مقاومت مي‌كنند و خم به ابرو نمي‌آورند.

در انتظار ديدارت 5
مي‌دانم كه مي ‌آيي...
مي‌دانم كه مي ‌آيي از مغرب آسمان!
مي‌آيي و به كعبه تكيه مي‌زني، درحالي‌كه پرچم پيامبر را در دست داري!
مي‌آيي و دين خدا را در سراسر گيتي جاري مي‌كني و با شمشير عدالتت، دنياي ظلم را پر از مهرباني مي‌كني...
مي‌آيي و شهر كوفه، مركز حكومت انقلابي تو مي‌شود.
مي‌آيي و مسيح(ع) در ركاب مقدست قيام مي‌كند تا اينكه گلبانگ محمدي در سراسر دنيا طنين مي‌اندازد.
كاش مي‌رسيد روزهايي كه با فروغ ظهور تو روشن گشته و پرچم‌هايي كه با انقلاب جهاني تو برافراشته شده است.
مي‌داني و مي‌دانم كه منتظرم از هميشه تا هنوز... .

اگر بيايي ... 6
اي سبزترين بهار آرزو ، اي آبي ‌ترين آسمان انتظار ، اي سرخ‌ترين دست انتقام حسين و اي طلايي‌ترين شعر دفتر انتظار من !
آسمان انتظارم، سال‌هاست مرواريد چشمانش را ارزاني كوير تشنه دلم نكرده است و ضمير روحم در طلب محبت تو، مدت‌هاست انتظار مي‌كشد.
بيا اي ستاره آسمان خيالم ! بيا اي سوي چشمانم ! بيا اي صبر و قرارم ! بيا اي تنها اميد حياتم! بيا كه امروز آتش ظلم و ستم غاصبان صهيونيست بر مردم مظلوم فلسطين، جگر همه مسلمانان را سوزانده و فريادِ زنان و كودكان بي‌گناه دلشان را به درد مي‌آورد.
بيا كه بت‌هاي كعبه در انتظار عصاي ابراهيم، چشم بر در دوخته‌اند.

چشم‌انتظار مهدي زهرا
گفتمش: مولاي من! در اين دنياي پر از حوادث چه كنم؟
گفت: بر ما و اهل بيت ما تكيه بزن.
گفتمش: چرا چشمم به جمال دلربايت روشن نمي‌شود؟
گفت: چشم خود را چون آبي زلال پاك كن.
گفتمش: بسيار دوست دارمت و براي فرج شما بسيار دعا مي‌كنم.
گفت: تنها دوستي و حبّ ما و دعا كردن كافي نيست.
گفتمش: پس چگونه علاقه‌ام را به شما اثبات كنم؟
گفت: آن عمل صالح توست كه اثبات‌كننده علاقه است.
گفتمش: براي فرج شما من چه كنم؟
گفت: كاري غير از رضاي خداوند متعال نكن و آن‌وقت است كه دعا براي فرجم مؤثر است.
گفتمش: پدر و مادرم به فدايت، مشكلات امتت بسيار شده است و محتاج دعاي شما هستند.
گفت: تنها راه استجابت دعاي آنها، دعا براي فرج من است.
گفتمش: آيا هنوز يارانت پيدا نشده‌اند تا ظهور كني؟
گفت: ياران زيادي دارم، ولي ياران واقعي‌ام هنوز پيدا نشده‌اند.
گفتم: از اين‌همه دروغ و ريا و از اين‌همه ظلم و فساد خسته‌ام، پس كي مي‌آيي؟
گفت: تو با اعمال شايسته، خود را از اين بلاها دور نگه دار و براي ظهورم دعا كن.
1. نشريه موعود جوان، ش 28، صص 40 و 41؛ امام مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ص 13.
2. همان، ش 22، ص 58.
3. خورشيد مغرب، صص 259 و 260.
4. امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور، ص 11.
5. Mahe.mannn.blogfa.com.
6. نشريه موعود جوان، ش 23، ص 60.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 9 خرداد 1394  ساعت  00   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
مریم
|
جمعه 31 ارديبهشت 1395
63
29
عرض سلام و احترام
کارهاتون خیلی عالی ی...امیدوارم در پناه حضرت حق پیروز و سر بلند باشید
التماس دعا

علی اکبر شکاری
|
جمعه 8 خرداد 1394
100
66
سلام
با سپاس از مدیران سایت لیلة القدر
التماس دعا
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید