سه شنبه 4 تير 1398 | Tuesday, 25 June 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 5 خرداد 1396     |     کد : 37102

باده گلگون ؛ 46 - روایتی که کمر را شکسته

ای سالک عزیز ! یکی از مرده ها به سلمان فارسی محمدی بازگو کرد که در وقت مردن بر او چه گذشته بود! در آن روایت آمده است که گفت: ای سلمان! اگر بدن مرا با مقراض ها تکه تکه می کردند و با منشارها استخوان های مرا می تراشیدند، برای من آسان تر و سبک تر بود از یک لحظه از لحظات مرگ؛ با آن که من از اهل خیر و سعادت بودم، به ناگاه دیدم شخص تنومندی که نگاهی تند داشت در میان آسمان و زمین ظاهر شد و به چشم و زبان و گوش من اشاره ای کرد و همین اشاره، کافی بود که ...

باده گلگون «چهار صد و چهل کلمه در سلوک الی الله از آیة الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
نویسنده : تدوین و تحقیق و تصحیح : م الف
باده گلگون ؛ 46 - روایتی که کمر را شکسته

ای سالک عزیز !
یکی از مرده ها به سلمان فارسی محمدی بازگو کرد که در وقت مردن بر او چه گذشته بود! در آن روایت آمده است که گفت: ای سلمان! اگر بدن مرا با مقراض ها تکه تکه می کردند و با منشارها استخوان های مرا می تراشیدند، برای من آسان تر و سبک تر بود از یک لحظه از لحظات مرگ؛ با آن که من از اهل خیر و سعادت بودم، به ناگاه دیدم شخص تنومندی که نگاهی تند داشت در میان آسمان و زمین ظاهر شد و به چشم و زبان و گوش من اشاره ای کرد و همین اشاره، کافی بود که چشمم کور و زبانم لال و گوشم کر شود؛ تا آنجا که گفت: فرشته مرگ گفت: مژده باد تو را که از نیکوکاران هستی! و به من نزدیک شد و شروع کرد به گرفتن روح من؛ از هر عضوی که روح را می گرفت، به آن سختی بود که آسمان به زمین بیفتد و همین طور قبض روح می کرد تا آن که به سینه ام رسید که یک مرتبه روح را از پیکرم بیرون کشید. این مرحله آن چنان سخت بود که اگر بر کوه ها واقع می شد، کوه ها از شدتش آب می شد؛ پس روح مرا از بدنم خارج کرد.(210)
ای برادر من! این روایت، کمر مرا شکسته است، زیرا این جریان درباره کسی است که از اهل ایمان و اهل خیر بوده است! اگر کار او این چنین باشد، پس چه بکند کسی که نه تنها مطمئن به اهل خیر بودن خودش نیست، بلکه گمان آن را هم به خویشتن ندارد؟!(211)
210) الفضائل؛ ص 86؛ بحارالانوار؛ ج 22 ص 374.
211) رساله لقاء الله؛ ص 204 و 205.


نوشته شده در   جمعه 5 خرداد 1396    
PDF چاپ چاپ