يکشنبه 1 مهر 1397 - 13 محرم 1440 - 23 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
باده گلگون ؛ 45 - طریقه تفکر در مرگ و سوزاندن ریشه رذائل
کد مطلب:37066
تاریخ مطلب:جمعه 29 ارديبهشت 1396
[بدان ای عزیز که مرید راه آخرت ]، در شبانه روز خود، باید وقت معینی را برای فکر کردن اختصاص دهد و در ابتدای کار باید فکرش درباره مرگ باشد و باید از اندرون دل، در مرگ بیندیشد، نه آن که فکر مرگ صورتی تنها باشد، که اثرش ناچیز خواهد بود؛ که فکر مرگ برای سوزاندن ریشه حب دنیا و اصلاح بیشتر صفت های زشت، داروی مؤثری است و ما در اینجا به طور اجمال به کیفیت تفکر در مرگ اشاره می کنیم و آن عبارت از این است که باید در چند چیز فکر کند: ...
باده گلگون «چهار صد و چهل کلمه در سلوک الی الله از آیة الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
نویسنده : تدوین و تحقیق و تصحیح : م الف
باده گلگون ؛ 45 - طریقه تفکر در مرگ و سوزاندن ریشه رذائل

[بدان ای عزیز که مرید راه آخرت ]، در شبانه روز خود، باید وقت معینی را برای فکر کردن اختصاص دهد و در ابتدای کار باید فکرش درباره مرگ باشد و باید از اندرون دل، در مرگ بیندیشد، نه آن که فکر مرگ صورتی تنها باشد، که اثرش ناچیز خواهد بود؛ که فکر مرگ برای سوزاندن ریشه حب دنیا و اصلاح بیشتر صفت های زشت، داروی مؤثری است و ما در اینجا به طور اجمال به کیفیت تفکر در مرگ اشاره می کنیم و آن عبارت از این است که باید در چند چیز فکر کند:
اول آن که فکر کند در این که ممکن است مرگ هر چه زودتر، گریبانش را بگیرد و در این باره کافی است که در حالات اشخاصی که ناگهانی و با سکته از دنیا رفته اند فکر کند که آنان نیز، پیش از آن که سکته کنند، احتمال می دادند که سال ها زنده هستند، ولی چون اجل فرا رسید، مهلت تمام شد.
چقدر افرادی بودند که نیرومند و با نشاط بودند و احتمال مرگ را نمی دادند و از برای خود عمری طولانی خیال می کردند و کارهایشان بر مبنایی بود که گویی صد سال عمر خواهند کرد، ولی در همان لحظه اجلشان فرا رسید و مردند. اگر چنین چیزی واقعاً امکان دارد، ما چرا باید از مرگ زودرس خاطر جمع باشیم؟!
دوم آن که فکر کند در سختی مرگ و جان کندن و وحشت مرگ؛ و در این باره کافی است که در فشار دردهایی که در اعضای بدنش پیدا می شود، فکر کند که برای شخص عاقل ملاحظه همین دردها کافی است که بفهمد مرگ تا چه حد، دردناک است که درباره بعضی افراد گفته شده است که بفهمد مرگ تا چه حد، دردناک است که در بعضی افراد گفته شده است که جان کندن آنان، مانند آن است که میله سرخ شده در آتش را در میان پشمی نمناک بگذارند و آن گاه آن را به سختی از میان آن بیرون کشند، و گفته شده است که مرگ بعضی ها هم چون شاخه پرخاری است که به اندرون آدمی داخل کنند و هر خاری به رگی فرو رود و آنگاه شخص نیرومندی با شدت هر چه تمام تر، آن شاخه را بیرون بکشد، که رگ و ریشه انسان با آن خارها بیرون بیاید؛ و گفته شده است که جان کندن، سخت تر است از این آدمی را با منشار(207) بتراشند و با مقراض(208) بدن او را تکه تکه کنند و گفته شده است که شگفت از انسان که اگر در بزرگ ترین لذت ها و خوش ترین مجالس لهو باشد، ولی انتظار این را داشته باشد که پاسبانی برسد و پنج ضربه شلاق به او بزند، لذتش مکدر و عیشش فاسد می شود و حال آن که در هر ساعت و در هر نفسی، در معرض آن است که فرشته مرگ بر او وارد شود و به حال جان کندن بیفتد، ولی او با خاطری جمع، به لهو و لعب مشغول است؛ این به جز جهل و غرور، چه می تواند باشد؟! زیرا این مسکین، نمی داند جان کندن تا چه حد سخت است؛ چون تا کسی آن را نبیند، نمی تواند حقیقت آن را بیابد، ولی در عین حال، از اخبار انبیاء و اولیاء (علیه السلام) و بعضی مقایسه های عقلی، پاره ای از عوالم مرگ را تا حدودی می تواند درک کند؛ اما قیاسی که نشود تشبیه کرد، آن است که عضوی که روح ندارد، حس درد را نیز ندارد و اگر روح داشته باشد، احساس درد را هم می کند. بنابراین آنچه درد را احساس می کند همان روح است، پس اگر زخمی و یا سوختگی در عضوی پیدا شد، هر قدر که درد به روح وارد شود، متأثر خواهد شد و آن عضوی که به واسطه زخم شدن آن و یا بریدن آن، روح متألم گشته، اگر عضو بزرگی در بدن باشد و یا زخم، همه آن را فرا گرفته باشد، به روشنی احساس می کنیم که دردش هم به همان نسبت سخت تر است.
حال اگر فرض کنیم که همه اعضاء و رگ های انسان، تحت شکنجه قرار بگیرد، لابد ناراحتی روح، بیشتر و سخت تر خواهد بود و اگر فرض کنیم که شکنجه ای مستقیماً به روح وارد شود، بدون آنکه عضوی در این میان واسطه باشد، لابد درد و عذابش خیلی شدید خواهد شد و مرگ چنین است، یعنی دردش به خود روح نازل می شود و از آن، به همه اعضا می رسد و به اعضاء و رگ ها و استخوان ها منتشر می شود، زیرا از تمام رگ ها و پی ها و جزءها و مفصل ها و بین هر مویی و از پوست بدن، از فرق سر گرفته تا آخرین جزء پا، روح کشیده می شود و چنین حالتی را جای پرسش نیست که چه خواهد گذشت؟! و از این رو گفته اند که از اره کردن و قیچی کردن بدن، سخت تر است و از این رو می بینی که پیش از آن که آدمی، کاملاً بمیرد، ناله و فریادش قطع می شود، زیرا مرگ همه قوای او را فرو ریخته و حتی اگر صدایش بیرون نمی آید و نفس نمی تواند بکشد با آن که لحظه ای پیش ضجه و ناله و فریاد داشت و حتی پیچیدن نفس، در گلویش شنیده می شد، ولی اکنون همه این ها قطع شده؛ کاسه های چشم به گودی افتاده و پوست لب ها جمع شده؛ زبان مانند چوب خشک، در دهان بی حرکت مانده. آه که چه مصیبتی و چه جان کندنی؟! تا آنگاه که گویی دل از جای خود کنده شده و به گلوگاه رسیده و چشم از اهل و عیال و دوستان فرو می بندد و دیگر طاقت دیدن روشنایی را هم ندارد.(209)
207) اره.
208) قیچی.
209) رساله لقاء الله؛ ص 191 - 204.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 29 ارديبهشت 1396  ساعت  22   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید