جمعه 23 آذر 1397 - 07 ربيع الثاني 1440 - 14 دسامبر 2018
اوقات شرعی 
 
حقوق فرزندان ؛ فصل هشتم : دوران بلوغ و جوانى / 2- انتخاب همسر براى فرزند
کد مطلب:32949
تاریخ مطلب:جمعه 10 مهر 1394
2- انتخاب همسر براى فرزند / از ديگر حقوقى كه فرزندان بر گردن پدران دارند انتخاب همسر براى آنان است .البته پدران اينرا مى دانند كه در اين باره تنها مساءله ازدواج و همسر گزينى براى فرزند مطرح نيست ، بلكه آنچه كه در امر ازدواج نقش سرنوشت سازى ايفا مى كند، فرهنگ و اصول حاكم بر ازدواج و چگونگى آن است ، در اين جهت مسؤ وليتهاى خطيرش پيش روى والدين و فرزند قرار دارد كه آشنايى با آنها و توجه به همه جوانب امر ازدواج در ايفاى اين مسؤ وليتها بسيار حائز اهميت است . ...
حقوق فرزندان ؛ فصل هشتم : دوران بلوغ و جوانى / 2- انتخاب همسر براى فرزند
2- انتخاب همسر براى فرزند
از ديگر حقوقى كه فرزندان بر گردن پدران دارند انتخاب همسر براى آنان است .
البته پدران اينرا مى دانند كه در اين باره تنها مساءله ازدواج و همسر گزينى براى فرزند مطرح نيست ، بلكه آنچه كه در امر ازدواج نقش سرنوشت سازى ايفا مى كند، فرهنگ و اصول حاكم بر ازدواج و چگونگى آن است ، در اين جهت مسؤ وليتهاى خطيرش پيش روى والدين و فرزند قرار دارد كه آشنايى با آنها و توجه به همه جوانب امر ازدواج در ايفاى اين مسؤ وليتها بسيار حائز اهميت است .
الف - انتخاب همسر حقى از حقوق فرزند است
پيامبر بزرگوار اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) ضمن شمردن برخى از حقوق فرزندان بر والدين مساءله ازدواج را نيز جزو اين حقوق محسوب داشته و مى فرمايد: من حق الولد على والده ثلاثه : يحسن اسمه و يعلمه الكتابه ويزوجه اذا بلغ .(545)
از حقوقى كه فرزند بر پدر دارد سه چيز است : نام نيكى براى او انتخاب نمايد؛ و خواندن و نوشتن يادش دهد؛ و چون به سن بلوغ برسد همسرى برايش انتخاب كند.
ب - انتخاب همسر خوب و صالح
گرفتن همسر براى فرزندان حق است ، اما انتخاب همسرى خوب وظيفه است . والدين كه سرد و گرم زندگى را چشيده اند و در امر ازدواج و پيچ و خم مسائل آن تجارب بسيارى كسب كرده اند، موظفند كه هر گونه سهل انگارى و ساده نگرى به امور مربوط به ازدواج را كنار بگذارند و به مال و ثروت و معيارهاى ظاهرى چشم ندوزند و فرزندانشان را قربانى خواستهاى زودگذر خود ننمايند، بلكه با دقتى شايسته معيارهاى اصيل اسلامى را در نظر بگيرند. و از اخلاق و رفتار و تدين طرف مقابل بخوبى مطلع شوند. زيرا بى توجهى به اين مسائل لطمه ها و ضررهاى جبران ناپذيريب بر زندگى فرزندان وارد مى كند. و به اين ترتيب ازدواجهايى صورت مى گيرد كه خود مقدمه مشكلات انبوهى مى گردد و همسر به جاى آنكه آرامش بخش و زندگى به جاى آنكه شيرين و توام با رضايت خدا باشد به عوامل رنج و شكنجه و بدبختى مبدل مى گردد.
اينك به برخى از ويژگيهاى همسر خوب اشاره مى كنيم :
1- صالح و درستكار باشد
مردى دست فرزندش را گرفته به حضور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و پرسيد: ما حق ابنى هذا؟ قال : تحسن اسمه و اءدبه و تضعه موضعا حسنا.(546)
اين فرزندم چه حقى بر من دارد؟ حضرت فرمود: نام خوبى برايش برگزين و خوب تربيتش كن و او را در جايگاهى نيك قرار ده .
شايد منظور از اين جمله (همچنانكه در پاورقى كتاب عده الداعى (547) مرحوم ابن فهد حلى آمده است ) اين باشد كه براى فرزندت همسر صالحى انتخاب كن .
2- خدا ترس و پرهيزگار باشد
جاء رجل الى الحسن (عليه السلام ) يستشيره فى تزويج ابنته ؟ فقال زوجها من رجل تقى فانه ان اءحبها اءكرمها و ان اءبغضها لم يظلمها.(548)
مردى براى مشورت در امر ازدواج دخترش به حضور امام حسن (عليه السلام ) رسيد و در اين باره با آن حضرت گفتگو گرد. حضرت فرمود: او را به همسرى مردى تقوا پيشه و خداترس در آور زيرا اگر او را دوست داشته باشد اكرام و احترامش خواهد نمود، و اگر مورد خشم و غضبش قرار گرفت به او ظلم و ستم نخواهد كرد. (به خاطر ترس از خدا او را كتك نمى زند و نمى آزارد).
و در كتاب العيال آمده است كه حضرت در جواب فرمود: زوجها من يخاف الله .(549) دخترت را به همسرى كسى در آور كه خدا ترس ‍ باشد.
طبيعى است كه تقوا دارد و خداترس است ، هميشه خود را در حضور خدا مى بيند لذا هيچگاه به خود اجازه نمى دهد كه با ظلم به ديگرى به غرقاب گناه بيفتد، و با اذيت و آزار و يا رنجش همسر خود كه امانتى در دست اوست ، خود را به غضب و خشم الهى دچار سازد. انسانهاى متقى و خداترس صبورند و مشكلات را با صبر و بردبارى پشت سر مى گذارند. همچنين مهربان و با گذشت هستند و اگر احيانا از اعمال و گفتار همسرانشان ، ناراضى و خشمگين شوند با بزرگوارى عفو و بخشش ‍ مى كنند. و با رفتار و گفتار پسنديده همسرشان را متوجه خطا و كار زشت خود مى نمايند.
3-4- با دين و امانت دار باشد
امير مؤ منان (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت مى كند: اذا اءتاكم من ترضون دينه و امانته فزوجوه ، فان لم تفعلوا تكن فتنه فى الاءرض و فساد كبير.(550)
اگر فردى به خواستگارى دختر شما آمد كه از دين دارى و امانتدارى او رضايت داريد و خشنوديد دخترتان را به او تزويج كنيد، و اگر چنين نكنيد فتنه و فساد بزرگى در جامعه پديد خواهد آمد.
حسين بن بشار گويد: كتبت الى اءبى جعفر - عليه السلام - فى رجل خطب الى فكتب (عليه السلام ): من خطب اليكم فرضيتم دينه و اءمانته كائنا من كان فزوجوه ، الا تفعلوه تكن فتنه فى الاءرض و فساد كبير.(551)
به امام باقر (عليه السلام ) نوشتم ، مردى از دختر من خواستگارى كرده است . امام (عليه السلام ) در پاسخ نوشتند: هر كسى از دختر شما خواستگارى كرد از ديانت وامانت داريش راضى بوديد و مورد پسند شما بود، هر كه مى خواهد باشد دخترتان را به ازدواج او در آوريد، و اگر اقدام نكنيد روى زمين فتنه و فساد بزرگى در جامعه پديد خواهد آمد.
در اين دو روايت بر سه نكته اساسى و يك ثمره تلخ تاءكيد شده است كه قابل توضيح و دقت است . نخست آنكه همسر ديندار باشد و ديندارى او مورد پسند واقع شود زيرا دين بعنوان يك عامل كنترل كننده . فرد را در كنترل خود دارد و مانع تجاوز او از حدود الهى مى گردد و نمى گذارد پاى مرد به كارهاى خلاف كشيده شود كه مقدمه از هم گسسته شدن كانون گرم خانواده شود. اين آدم خالى از تعهد و تدين است كه به هيچ اصولى پايبند نيست نه به اصول خانواده و نه به اصول اجتماع . هر گاه و هر وقت خواست به منزل مى آيد، به خود اجازه مى دهد كه به هر عمل زشتى آلوده شود و گاه هم ممكن است سر از زندان در آورد. زيرا يا با سوداگران مرگ همكارى داشته و يا دست به دزدى زده و يا به منكرات و فساد روى آورده است و همين امور موجب مى شود كه كانون گرم خانواده متلاشى شود و دختر شما آواره گردد.
دوم : آنكه مرد بايد امانتدار باشد. يك انسان خائن هيچگاه نمى تواند همسر خوبى براى دختر شما و پدرى براى بچه هاى خود باشد. زيرا يك فرد بى مسؤ وليت و خيانتكار نمى تواند با ديد امانتدارى به خانواده خود بنگرد. اما اگر با نگاه امانتدارى به خانواده خود نگاه كند از زن و فرزندش بخوبى مراقبت و محافظت مى كند و مى كوشد در پاسدارى از اين امانتهاى الهى كوتاهى نكند علاوه بر اين كه يك انسان امانتدار در جامعه به خوش نامى و شهرت مطلوبى نائل مى شود و همين نيز افتخارى براى خانواده او است .
نكته ديگرى كه در روايت امير مؤ منان (عليه السلام ) به چشم مى خورد جمله كائنا ما كان است ، حضرت فرمود: همسر بايد ديندار و امانتدار باشد حال هر كه مى خواهد باشد. يعنى چه فقير باشد و چه ثروتمند چه شغل پردرآمدى داشته باشد يا چنين نباشد، چه خوشرو و زيبا باشد و چه سيه چهره و نازيبا، پدرش پولدار باشد يا تنگدست وبى چيز، هيچ يك از اين عناوين ظاهرى مدخليتى در اصل شايستگى شخص براى ازدواج ندارد ثمره تلخى كه در پايان دو روايت مذكور به آن اشاره شده اين است كه اگر شما داماد ديندار و امانتدار را رد كنيد و دخترتان را به ازدواج چنين شخصى در نياوريد به فتنه ها و فسادهاى اجتماى دامن زده ايد. شايد مقصود اين باشد كه وقتى شما ملاك ايمان و امانتدارى را از نظر دور داشتيد، قهرا انسانهاى متدين و شايسته كنار زده مى شوند و انسانهاى فاسد و لاابالى و خيانتكار جاى آنان را مى گيرند در اين صورت خانواده اى با معيارهاى غير اسلامى و غير انسانى شكل خواهد گرفت و اگر چنين شود مفاسد بزرگترى در پى خواهد داشت و همسر ناشايست و بى مسؤ وليت به راحتى با سرنوشت خانواده بازى خواهد كرد و آن را به آمال باطل خود آلوده خواهد نمود، آرى : گندم از گندم برويد جو ز جو.
5- اخلاق نيك داشته باشد
عن على (عليه السلام ) قال : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه . قلت يا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) و كان دنيا فى نسبه ؟! قال : اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنه فى الاءرض و فساد كبيره .(552)
على - عليه السلام - از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند كه فرمود: اگر شخصى كه اخلاق و ديانتش مورد پسند شما است به خواستگارى دخترتان آمد بپذيريد و دخترتان را به عقد او در آوريد. عرض ‍ كردم گر چه از نظر حسب و نسب پست باشد؟ حضرت بار ديگر همان جمله را تكرار فرمود و گفت : اگر شخصى كه اخلاق و ديانتش مورد پسند و رضايت شما است به خواستگارى آمد دخترتان را به همسرى او در آوريد و اگر چنانچه اقدام نكنيد روى زمين فتنه و فساد بزرگى ايجاد خواهد شد.
در اين روايت نيز پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روى دو ملاك ديندارى و اخلاق نيكو تكيه دارند و آن را عامل سعادت و استحكام خانواده مى دانند و بى اعتنايى به آنها را سبب فساد جامعه و شيوع فتنه مى دانند، اما حسب و نسب و طايفه كه در سؤ ال پرسش كننده مطرح بوده معيار تلقى نشده است .
راهنمايى خواستن على بن اسباط از امام باقر (عليه السلام )
على بن مهزيار مى گويد: كتب على بن اسباط الى اءبى جعفر فى اءمر بناته و اءنه لايجد اءحدا مثله ، فكتب اليه اءبو جعفر: فهمت ما ذكرت من اءمر بناتك و اءنك لاتجد اءحدا مثلك ، فلا تنظر فى ذلك رحمك الله فان رسول الله قال : اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنه فى الاءرض و فساد كبير.(553)
على بن اسباط نامه اى به حضرت امام باقر (عليه السلام ) نوشت و مساءله ازدواج دخترانش را مطرح ساخت كه كسى همانند خود و هم پايه خود نمى يابد. امام (عليه السلام ) در جواب نوشت : مقصودت را از آنچه كه درباره دخترانت برايم نوشته بودى و اينكه كسى را همانند خودت پيدا نمى كنى دريافتم . خداوند تو را رحمت كند. در اين باره فراوان مينديش زيرا پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر كسى به خواستگارى آمد كه اخلاق و ديانت او مورد رضايت و پسند شما بود دخترتان را به همسرى او در آوريد و اگر اقدام نكنيد هر آينه فتنه و فساد بزرگى در جامعه پديد خواهد آمد.
6- فقر را بهانه قرار ندهيد
فقر و غنا دست خداست . علاوه بر اين كه ثروت خوشبختى نمى آورد و آنچه اساس خوشبختى و آرامش زندگى را فراهم مى كند ايمان زن و مرد است.
و در فقه الرضا چنين آمده است : ان خطب اليك رجل رضيت دينه و خلقه فزوجه و لايمنعك فقره و فاقته . قال الله تعالى : و ان يتفرقا يغن الله كلا من سعته و قال : ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم .(554)
اگر مردى كه دين و اخلاقش مورد رضايت تو است به خواستگارى دخترت آمد او را تزويج كن و هرگز فقر و بيچارگى او مانع اين وصلت نباشد، خداوند متعال مى فرمايد: و اگر فقير بودند خداوند از خزانه بيكرانش آنان را بى نياز مى سازد. و همچنين فرمود: اگر مستمند بودند، خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى كند، و خداوند وسعت بخش و داناست .
ج - فقط به هم دين ، دخترت را تزويج كن
هيچگاه دخترتان را به غير هم مسلك و غير هم دينتان ندهيد. زيرا كه با اين عمل او را از آيين خود رانده و به آيين ديگرى سوق داده ايد. و در حقيقت پيوند واقعى خويشاوندى او را از خود قطع كرده ايد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: من زوج ابنته مخالفا على دينه فقد قطع رحمها.(555)
كسى كه دخترش را به مخالف دين خود تزويج كند، هر آينه پيوند خويشاوندى او را از خود بريده است .
د - پرهيز از وصله ناهمرنگ
روايات بسيارى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و ائمه هدى - عليهم السلام - حاكى از اين است كه پدر هشيار باشد و دختر خود را به فرد شرابخوار، فاسق ، فاجر، تندخود و بدخلق و لاابالى و... ندهد كه آثار شوم و عواقب بدى در پى خواهد داشت .
به شارب الخمر زن ندهيد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من شرب الخمر بعد ما حرمها الله فليس باءهل اءن يزوج اذا خطب .(556)
هر كسى شراب بنوشد با آنكه خداوند آنرا حرام كرده است شايستگى ندارد كه از دخترى خواستگارى كند و به او همسرى داده شود.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: من زوج كريمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها.(557)
هر كس دختر خود را به شرابخوار تزويج كند رحمش را قطع كرده است .
به فاسق دختر ندهيد
رسول گرامى مى فرمود: من زوج كريمته بفاسق نزل عليه كل يوم الف لعنه و لايصعد له عمل الى السماء و لايستجاب له دعاؤ ه و لايقبل منه صرف و لاعدل .(558)
هر كس دختر خود را به همسرى شخص فاسق درآورد، هر روز هزار لعنت بر او فرود آيد و هيچگاه عملى از او به آسمان بالا نمى رود و دعايش ‍ مستجاب نمى گردد و هيچ انفاق و فديه اى از او پذيرفته نخواهد شد.
همچنين فرمود: من زوج كريمته من فاسق فقد قطع رحمها.(559)
هر كه دختر خود را به همسرى فاسق در آورد نسل او و رحم او را قطع كرده است .
به بد اخلاق دختر ندهيد گرچه فاميل باشد
صدوق به اسناد خود از يعقوب بن يزيد از حسين بن بشار واسطى نقل مى كند كه گفت : كتبت الى اءبى الحسن الرضا (عليه السلام ): ان لى قرابه قد خطب الى و فى خلقه سوء قال : لا تزوجه ان كان سى ء الخلق .(560)
نامه اى به امام رضا (عليه السلام ) نوشتم كه خويشاوندى دارم و از دختر من خواستگارى كرده است اما كمى بد اخلاق است . حضرت فرمود: اگر بداخلاق است چنين اقدامى نكن .
ه - مشورت با زنان در مورد ازدواج دختر
پيامبر فرمود: ائتمروا النساء فى بناتهن .(561)
با زنان خود در امور مربوط به دخترانشان مشورت كنيد.
و - مشورت با دختر در امر ازدواج
و از ديگر مسائل مهمى كه بايد پدر در انتخاب همسر براى فرزند خود مد نظر داشته باشد مشورت با فرزند است . او بايد نظر فرزندش را در مورد همسر آينده اش جويا شود، بخصوص در مورد دختران تاءكيد بيشترى رفته است كه نظر آنان را بخواهد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مشورت با فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
از عطاء بن رباح نقل شده كه گفت : لما خطب على فاطمه اءتاها رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) فقال : ان عليا قد ذكرك ، فسكتت فخرج فزوجها.(562)
هنگاميكه على (عليه السلام ) فاطمه را از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خواستگارى كرد پيامبر نزد فاطمه آمد و فرمود: فاطمه جان على تو را از من خواستگارى كرده است . فاطمه (سلام الله عليها) سكوت كرد و چيزى نفرمود (كه سكوت علامت رضايت بود) پيامبر از نزد فاطمه (سلام الله عليها) بيرون آمد و وى را به همسرى على (عليه السلام ) درآورد.
بدون مشورت اقدام نكنيد
ابو موسى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين روايت مى كند: اذا اءراد اءحدكم اءن يزوج ابنته فليستاءمرها.(563)
اگر هر يك از شما بخواهد دختر خود را شوهر دهد نخست با دختر مشورت نمايد.
پيامبر فرمود: تستاءمر الاءيم فى نفسها قالوا: فان البكر تستحى قال : اذنها صماتها.(564)
در امر ازدواج دختر با خود او مشورت شود. عرض شد: دختر در اين رابطه شرم و حيا مى كند كه پاسخى دهد - و سكوت مى كند - پيامبر فرمود: سكوت او همان اجازه اوست .
ز- اجبار نباشد
بسيارى از پدران با اين تصوركه چون پدر و سرپرست خانواده هستند خود را مجاز مى بينند هر تصميمى كه بخواهند بگيرند و عملى سازند. از اين رو رضايت و خواسته پسر و دخترشان هيچ اهميتى ندارد و هر كس كه مورد نظرشان باشد به طور تحميلى زمينه ازدواج دختر يا پسر خويش را با او فراهم مى كنند.
اين ازدواجهاى اجبارى استوار نمى ماند و خيلى زود از هم مى پاشد و ثمرات تلخ و زيانبارى در بر دارد كه بر هيچكس پوشيده نيست .
شكايت ابن ابى يعفور به امام صادق (عليه السلام )
عن ابن اءبى يعفور عن الصادق (عليه السلام ) قال : قلت انى اءردت اءن اتزوج امراءه و اءن اءبوى اءرادا غيرها. قال : تزوج الذى هويت ودع التى هوى اءبواك .(565)
ابن ابى يعفور از دست پدر و مادرش به امام صادق (عليه السلام ) شكايت برد و عرض كرد: من مى خواهم با زنى ازدواج كنم . اما پدر و مادرم مخالف هستند و زن ديگرى را در نظر دارند.
امام فرمود: با همان زنى ازدواج كن كه خود مى خواهى ، و آن را كه پدر و مادرت در نظر دارند رها كن .
ح - تعجيل در امر ازدواج دختر
رسول خدا فرمود: حق الولد على والده ... اذا كان انثى ... يعجل سراحهاالى بيت زوجها.(566)
اگر فرزند دختر باشد، حق او بر پدر آن است كه هر چه زودتر او را به خانه شوهرش بفرستد.
545- مكارم الاخلاق ، ص 22؛ كنزالعمال ، ج 16، ص 417؛ وسائل الشيعه ، ج 15، ص 200 به نقل از روضه الواعظين ابن فتال نيشابورى از على (عليه السلام )؛ مستدرك الوسائل ، ج 15، ص 161.
546- عده الداعى ، ص 76؛ مكارم الاخلاق ، ص 443؛ وسائل الشيعه ، ج 15، ص 123، 124، 198؛ كنزالعمال ، ج 16، ص 417.
547- عده الداعى ، ص 76.
548- مكارم الاخلاق ، ص 204.
549- كتاب العيال ، ج 1، ص 273.
550- مستدرك الوسائل ، ج 14، ص 188.
551- مكارم الاخلاق ، ص 204.
552- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 52؛ كتاب العيال ، ج 1، ص 264؛ كنزالعمال ، ج 16، ص 318.
553- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 51؛ مكارم الاخلاق ، ص 204.
554- مستدرك الوسائل ، ج 14، ص 188.
555- وسائل الشيعه ، ج 17، ص 249 ح 7.
556- مكارم الاخلاق ، ص 204؛ وسائل الشيعه ، ج 14، ص 53؛ مستدرك الوسائل ، ج 4، ص 190.
557- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 53.
558- مستدرك الوسائل ، ج 5، ص 279 و ج 14، ص 192.
559- مكارم الاخلاق ، ص 204؛ كتاب العيال ، ج 1، ص 270.
560- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 54؛ مكارم الاخلاق ، ص 203؛ مستدرك الوسائل ، ج 14، ص 192.
561- نهج الفصاحه ، ص 2.
562- بحارالاءنوار، ج 43، ص 136.
563- كنزالعمال ، ج 16، ص 311.
564- مسند زيد، ص 272.
565- مكارم الاخلاق ، ص 237.
566- وسائل الشيعه ، ج 15 ،ص 199.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 10 مهر 1394  ساعت  11   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید