يکشنبه 28 مرداد 1397 - 08 ذو الحجة 1439 - 19 اوت 2018
اوقات شرعی 
 
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 5- پرهيز از دلبستگى به دنيا
کد مطلب:32835
تاریخ مطلب:جمعه 27 شهريور 1394
زندگى در دنيا و استفاده از لذائذ و نعمتهاى آن امرى فطرى است و كسى نمى تواند جلوى استفاده افراد از اين حق مشروع را بگيرد. قرآن مجيد نيز در آيات متعددى استفاده از اين حق مشروع را بيان نموده است و ائمه معصومين - عليهم السلام - با كسانى كه فكر مى كردند؛ زهد در دنيا يعنى ژنده پوشى و گوشه گيرى و عزلت و محروم ساختن خود از نعمتها، سخت مقابله كرده اند. اما ناگفته نماند كه در كنار آن به يك مساءله مهمى هم اشاره كرده اند كه موضوع بحث ما است . آن مساءله مهم اينست كه معصومين ع ....
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 5- پرهيز از دلبستگى به دنيا
زندگى در دنيا و استفاده از لذائذ و نعمتهاى آن امرى فطرى است و كسى نمى تواند جلوى استفاده افراد از اين حق مشروع را بگيرد. قرآن مجيد نيز در آيات متعددى استفاده از اين حق مشروع را بيان نموده است و ائمه معصومين - عليهم السلام - با كسانى كه فكر مى كردند؛ زهد در دنيا يعنى ژنده پوشى و گوشه گيرى و عزلت و محروم ساختن خود از نعمتها، سخت مقابله كرده اند.
اما ناگفته نماند كه در كنار آن به يك مساءله مهمى هم اشاره كرده اند كه موضوع بحث ما است .
آن مساءله مهم اينست كه معصومين - عليهم السلام - در عين اينكه ما را به توسعه بخشيدن به زندگى دنيا و امكانات آن و استفاده از نعمتهاى خدادادى رهنمود داده اند، از تكيه كردن و وابستگى به دنيا نيز ما را سخت بر حذر داشته اند، زيرا دلبستگى به دنيا يعنى فريفتگى به آمال و جلوه هاى مادى و در غلتيدن در كام تمايلات و خواستهاى اشباع ناپذير، حيات طيبه بشر را به خطر مى اندازد و چشم و دل آدميان را نابينا و معرفتشان را به ظواهر محدود مى سازد.
دلبستگى به دنيا يعنى بر آرزوها و تكيه كردن و از كاروان خير و سعادت عقب افتادن و روشن است كه اين دلبستگى رام نشدنى چه اندازه مى تواند سدباب خيرات گردد و انسانها را از حركت تكاملى و عمل به تكاليف دينى باز دارد.
بدين جهت است كه پيامبر و معصومين - عليهم السلام - ما را شديدا از دلبستگى و علاقمندى به دنيا نهى كرده اند و خود آنان در حاليكه در دنيا زندگى مى كردند، اما حتى براى يك لحظه هم به دنيا دل نبستند، اگر تمام ذخائر دنيا در دستشان قرار مى گرفت خوشحال نمى شدند و اگر همه مردم دنيا نيز به آنان پشت مى كرد و همه امكانات زندگى از دستشان مى رفت حسرت و تاسف نمى خوردند.
و اين است معنى واقعى زهد در دنيا و قرآن هم به اين معنى اشاره كرده است : لكيلا تاءسوا على ما فاتكم ولاتفرحوا بما اءتاكم .(529)
به از دست رفته ها تاءسف نخووريد و به آنچه خدا به شما مى دهد شادمان (و مغرور) نگرديد.
دنيا دريايى است ژرف و غرق شدگان آن ...
امام كاظم (عليه السلام ) به هشام فرمود: هشام ! لقمان به پسرش گفت : يا بنى ان الدنيا بحر عميق قد غرق فيه عالم كثير، فلتكن سفينتك فيها تقوى الله و حشوها الايمان و شراعها التوكل و قيمهاا العقل و دليلها العلم ، وسكانها الصبر.(530) فان نجوت فبرحمه الله و ان هلكت فبذنوبك .(531)
اى پسر دلبندم ! دنيا دريايى است ژرف و جهانى بسيار در آن غرقه اند، بايد كشتى تو در اين درياى ژرف تقواى الهى و درونش مالامال از ايمان باشد. و بادبانش توكل و ناخدايش خرد و راهنمايش دانش و لنگرش صبر. پس اگر نجات يافتى در پرتو لطف و رحمت خدا بوده و اگر هلاك شدى نتيجه و كيفر گناهانت بوده است .
فريب دنيا پرستان را نخور
على - عليه السلام - در وصيتى به فرزند خود امام حسن مجتبى (عليه السلام ) فرمود: بپرهيز از اينكه فريب كسانى را بخورى كه مى بينى به دنيا تكيه كردند و بر سر آن (چون درندگان ) همديگر را مى درند، بدان كه اهل دنيا چون سگان ولگرد و درندگان خونخوارند كه بر يكديگر چنگ و دندان نشان مى دهند. زور مندشان ، ضعيفشان را مى درد، و بزرگشان ، كوچكشان را مى خورد. دنيا اهل خود را از راه هدايت و اعتدال بيرون برده و گمراه ساخته است . در نتيجه دنيا پرستان در حيرت و بهت زدگى فرو رفته اند و در فتنه دنيا عرق شده اند.
آنان دنيا را پروردگار خود ساخته (و به پرستش آن پرداخته اند) در حاليكه دنيا آنان را به بازيچه گرفته و اينان نيز بازى خورده دنيا هستند. در نتيجه ماوراى دنيا را به فراموشى سپرده اند. پسر جانم ! مبادا عيوب و زشتى هاى فراوان دنيا تو را بد سيرت سازد. اهل دنيا بمنزله چهارپايانى هستند كه عده اى از آنان بسته و اهلى هستند و دسته اى ديگر وحشى و رها شده . عقول (دنيا پرستان ) گمراه گشته است و سوار بر مركب چموش جهل و نادانى در بيابان ناهموار و بيراهه سر به چرا داده اند.
متحير و سرگردان و آفت زده اند. در صحراى سنگلاخ و بى نهايت جانفرسا رهايند بى شبان و راهبرى كه آنان را سرپرستى و هدايت كند، آرام آرام پيش ‍ مى روند تا در پرده تاريكى و ظلمت محض فرو روند. و نزديك است كه آنكه شتاب ورزيده ، از راهش برگردد.
فرزندم ! بدان كسيكه مركب شب و روز است ، (زمان بر او چيره و حكمفرماست ) خواه ناخواه او را مى برند گرچه خود نخواهد و خدا جز ويرانى دنيا و آبادانى آخرت را اراده نكرده است .(532)
لقمان حكيم به فرزند خود فرمود: يا بنى لاتاءمن الدنيا و الذنوب والشيطان فيها.(533)
فرزندم !از دنيا و گناهان و از شيطان در عرصه دنيا هرگز ايمن مباش .
دنيا را تكيه گاهت قرار مده
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: از مواعظى كه لقمان به فرزند خود داشت اين بود: يا بنى لاتركن الى الدنيا و لاتشغل قلبك بها، فما خلق الله خلقا هو اءهون عليه منها، اءلاترى انه لم يجعل نعيمها ثوابا للمطيعين و لم يجعل بلاءها عقوبه للعاصين .(534)
فرزندم ! دنيا را تكيه گاه خود قرار مده وقلبت را به آن مشغول مكن زيرا خداوند آفريده اى پست تر از دنيا نيافريده است . آيا نمى بينى كه خداوند نعمتهاى خود را، پاداش اطاعت كنندگان و نيكان قرار نداده است . و بلا و گرفتارى هايش را، كيفر گنهكاران در نظر نگرفته است .
امير مؤ منان (عليه السلام ) به فرزند خود محمد حنفيه چنين سفارش ‍ مى كند: يا بنى اياك والاتكال على الاءمانى فانها بضائع النوكى و تثبيط من الآخره .(535)
فرزندم ! مبادا بر آرزوها تكيه كنى كه آن كالاى احمقان و باز دارنده آدمى از راه آخرت است .
هشدار امام زين العابدين (عليه السلام )
امام سجاد (عليه السلام ) در سفارشى به فرزند خود امام محمد باقر (عليه السلام ) مى فرمايد : و اعلم ان الساعات تذهب عمرك و انك لاتنال نعمه الا بفراق اءخرى ، فاياك و الاءمل الطويل ، فكم مؤ مل اءملا لايبلغه و جامع مال لاياءكله و مانع ماءسوف يترك ، لعله من باطل جمعه و من حق منعه اءصابه حراما و ورثه ، احتمل اصره و باء بوزره ذلك هو الخسران المبين .(536)
فرزندم ! سپرى شدن ساعتها و دقيقه ها عمر تو را سپرى مى سازد و با خود مى برد و بى ترديد به هيچ نعمتى نمى رسى مگر آنكه نعمت ديگرى را از دست داده باشى ، از آرزوى دراز برحذر باش زيرا چه بسيارند آرزومندانى كه به آنها نمى رسند و گردآورندگان ثروتى كه از آن بهره مند نمى شوند و بخيلانى كه اموال خود را از نيازمندان منع مى كنند و باقى مى گذارند و مى روند . شايد آن ثروت را از راه باطل جمع كرده و حقوق آن نپرداخته باشند ، ثروتى را كه از راه حرام بدست آورده و به ديگران به ارث گذاشته و بار سنگين مسؤ وليت آن را به دوش گرفته و با دستاورد گناه ناشى از آن اموال دنيا را ترك گفته است و زيانكارى و خسارت آشكار همين است .
به گونه اى در دنيا زندگى كن كه به آخرتت ...
لقمان حكيم به فرزند خود گويد: يا بنى لاتدخل فى الدنيا دخولا يضر بآخرتك ولاتتركها تركا تكون كلا على الناس .(537)
فرزندم ! در امور دنيا آنچنان وارد مشو كه به آخرتت ضرر بزند و آن چنان هم امور دنيا را كنار مگذار كه سربار ديگران باشى (هم از نعمت هاى دنيا استفاده كن تا سربار ديگران نشوى و هم به آن دل مبند).
دنيا فزونى مكن زيرا از ضرر آن ...
و نيز فرمود: و لاتكثر من الدنيا فانك على غفله منها وانظر الى ما تصير منها.(538)
بر داراييهاى دنيا ميفزا. زيرا از حقيقت آن غافل و بيخبرى . به آنچه كه به سويش در حركت هستى بينديش .
دنيا را زندان خود قرار ده تا...
و نيز گويد: يا بنى اجعل الدنيا سبحنك فتكون الآخره جنتك .(539)
فرزندم ! دنيا را زندان خود قرار ده تا آخرت بهشت تو باشد.
همچنين به فرزند خود گويد: يا بنى بع دنياك بآخرتك تربحهما جميعا و لاتبع آخرتك بدنياك تخسرهما جميعا.(540)
دنيايت را به آخرتت بفروش كه به بهره هر دو خواهى رسيد، و آخرت را به دنياى خود مفروش كه در هر دو زيان مى كنى .
منابع
529- حديد (57) آيه 23.
530- تحف العقول ، ص 406؛ اختصاص شيخ مفيد، ص 331، با كمى تفاوت .
531- مكارم الاخلاق ، ص 254.
532- ... فاياك اءن تغتر بماترى من اخلاد اءهلها اليها و تكالبهم عليها، و انما اءهلها كلاب عاديه و سباع ضاريه يهر بعضها على بعض ، ياءكل عزيزها ذليلها و كبيرها صغيرها، قد اءضلت اءهلها عن قصد السبيل و سلكت بهم طريق العمى و اخذت باءبصارهم عن منهج الصواب ، فتاهوا فى حيرتها و غرقوا فى فتنتها واتخذوها ربا، فلعبت بهم و لعبوا بها و نسوا ماوراءها، فاياك يا بنى اءن تكون قد شانته كثره عيوبها، نعم معقله و اءخرى مهمله قد اءضلت عقولها و ركبت مجهولها، سروح عاهه بواد و عث ليس لها راع يقيمها، رويدا حتى يسفر الظلام كان قد وردت الظعينه ، يوشك من اءسرع اءن يؤ وب و اءعلم ان من كانت مطيه الليل والنهار، فانه يسار به و ان كان لايسير، اءبى الله الا خراب الدنيا و عماره للآخره . تحف العقول ، ص 74.
533- اختصاص شيخ مفيد، ص 332.
534- بحار الاءنوار، ج 13، ص 412.
535- نور الثقلين ، ج 4، ص 211.
536- بحارالاءنوار، ج 46، ص 230 - 231.
537- مجموعه ورام ، ص 56؛ بحارالاءنوار، ج 13، ص 411، با اندكى تفاوت .
538- اختصاص شيخ مفيد، ص 335.
539- همان ، ص 332.
540- مجموعه ورام ، ص 97.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 27 شهريور 1394  ساعت  00   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید