يکشنبه 28 مرداد 1397 - 08 ذو الحجة 1439 - 19 اوت 2018
اوقات شرعی 
 
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 4- مشكلات زندگى و راه مقابله با آنها
کد مطلب:32783
تاریخ مطلب:جمعه 20 شهريور 1394
از زمانيكه انسان پا بر كره خاكى گذاشته و خود راشناخته ، هميشه با مشكلات و تلخكاميهاى زندگى دست و پنجه نرم كرده است و گاه بر مشكلات فائق آمده و گاه مغلوب آنها شده است ، آنجا كه استقامت و پشتكار داشته ، توانسته بوسيله جديت و تلاش و كوشش پى گير به مقصود خويش برسد و كامياب شود . پدران و مادران حامل كوله بارى از تجربه هاى متنوع زندگى هستند، آنان ساليان دراز طعم مشكلات و سختى هاى روزگار را ديده و چشيده اند و با نشيب و فرازهاى تلخ و شيرين آن آشنايند. ...
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 4- مشكلات زندگى و راه مقابله با آنها
از زمانيكه انسان پا بر كره خاكى گذاشته و خود راشناخته ، هميشه با مشكلات و تلخكاميهاى زندگى دست و پنجه نرم كرده است و گاه بر مشكلات فائق آمده و گاه مغلوب آنها شده است ، آنجا كه استقامت و پشتكار داشته ، توانسته بوسيله جديت و تلاش و كوشش پى گير به مقصود خويش برسد و كامياب شود.
پدران و مادران حامل كوله بارى از تجربه هاى متنوع زندگى هستند، آنان ساليان دراز طعم مشكلات و سختى هاى روزگار را ديده و چشيده اند و با نشيب و فرازهاى تلخ وشيرين آن آشنايند.
از اين رو اخلاقا موظف هستند كه تجربيات خويش را در اختيار فرزندان بگذارند و آنان را با مشكلاتى كه پيش رو دارند و با سرد و گرم زندگى آشنا سازند. با كشانيدن تدريجى و هدايتگر آنها به صحنه هاى زندگى از سستى و ناز پروردگى نجاتشان دهند.
در اين صورت اگر روزى بچه ها با مشكلى ناشناخته و نابهنگام - در هر رابطه كه باشد - روبرو شدند، خود را نمى بازند، و ترس و وحشتى به خود راه نمى دهند، بلكه كمر همت بسته و همانند كوهى استوار و صبور مى كوشند از آن تنگنا سرافراز بيرون آيند. زيرا تجربه پدر و مادر را به عنوان حربه اى كار آمد در دست دارند و داراى آمادگى قبلى هستند. بر خلاف بچه هايى كه نازپرورده رشد يافته اند و هيچ نوع آشنايى با سختى ها و مشكلات ندارند و از اين رو به هنگام برخورد با كوچكترين ناملايمات زندگى خود را زود مى بازند و اعتماد به نفس خود را از دست مى دهند و احساس شكست و ناكامى مى كنند.
در برخى روايات به اين نكته اشاره شده كه گاهى اوقات بچه ها را در كودكى جريمه كنيد تا در بزرگى صبور و بردبار بار آيد.
صالح بن عقبه گويد: سمعت العبد الصالح يقول : يستحب غرامه الغلام فى صغره ليكون حليما فى كبره .(508)
از عبد صالح امام موسى كاظم (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: مستحب است كه پسر را در دوران كودكى جريمه كنيد تا در سنين بزرگى صبور باشد.
1- اميد بستن به خدا و دعا كردن
نخستين راه بلكه تنها راهى كه بشر مى تواند مشكلات و درد و رنج ها را بر خود هموار سازد توكل به خالق و پروردگار خود و دعا به درگاه ايزدى است . پروردگارى كه همه چيز در دست اوست و مشكل انسانها در برابر قدرت او هيچ است .
وقتى او را وكيل خود ساختيم و به او تكيه نموديم ، خود به خود بار سنگين مشكلات از دوشمان برداشته مى شود.
زيرا: من يتوكل على الله فهو حسبه هر كس بر خدا توكل كند، خداوند او را كفايت مى كند.
اگر چه تمام دنيا هم به اوپشت كرده باشند، چون خدا را دارد، هيچ غمى ندارد. آنان كه در دنيا هيچ حامى و پشتيبانى نداشتند، اما چون خدا را پشتيبان خود قرار داده و به او توكل كرده بودند، كم نيستند و همانان بودند كه خود اسوه كامل بشريت قرار گرفتند. حضرت ابراهيم در دوران جوانى با توطئه نمرود به ميان خرمنى از آتش سوزان افكنده شد، اما با توكل و پناه بردن به خداوند در مقابل چشمان حيرت زده نمروديان آن آتش بى كران به باغى از گلستان تبديل شد. و به همه فهماند كه تنها خداوند است كه از ابراهيم در مقابل تمامى دشمنانش دفاع و حمايت مى كند و او به پشتيبان ديگرى محتاج نيست .
حضرت يوسف در كودكى توسط برادرانش به چاهى افكنده شد و هيچ اميدى جز به خدا نداشت و همين دلبستگى و توكل او موجب شد خداوند، وى را از چاه تاريك نجات دهد و در مصر به قدرت و عظمت برساند.
از اين نمونه ها در تاريخ اسلام و روايات اسلامى فراوان است كه از آن جمله روايت ذيل در مورد حضرت اسماعيل است :
گفتگوى ابراهيم با اسماعيل در ماءموريتى سخت
قطب راوندى در لب اللباب مى گويد: روى اءن ابراهيم قال لاسماعيل عليه السلام فى حال الذبح اءدع اءنت بالفرج لانك المضطر ((اءمن يجيب المضطر اذا دعاه )) فلما راءى الكبش خرج لياءخذه ، فلما رجع راءى يدى اسماعيل مطلقتين قال : و من اءطلقك ؟ قال : رجل من صفته كذا، قال : هو جبرئيل و هل قال لك ؟ قال : نعم . قال لى ادع الله فدعوتك الآن مستجابه . قال ابراهيم : و اءى شى ء دعوت ؟ قال : قلت : اللهم اغفر للمؤ منين و المؤ منات . قال : يا بنى انك لموفق .(509)
روايت شده كه حضرت ابراهيم - عليه السلام - به هنگامى كه (دست و پاى حضرت اسماعيل را بسته ) و آماده ذبح او بود به وى فرمود: دعا كن تا برايت گشايشى حاصل شود زيرا اكنون مضطر واقعى تو هستى اءمن يجيب المضطر اذا دعاه چه كسى جز خدا خواسته شخص مضطر را اجابت مى كند اگر او را بخواند، پس گرفتارى او را رفع مى نمايد، در آن حال متوجه قوچ بزرگى شد. بى درنگ از جا حركت كرد به سوى قوچ رفت ، همينكه برگشت ديد طناب از دو دست اسماعيل باز شده است با شگفتى پرسيد چه كسى دستهايت را باز كرد؟
اسماعيل گفت : مردى كه چنين و چنان نشانه هايى داشت . حضرت ابراهيم فرمود: او جبرئيل بوده است . آيا چيزى به تو گفت ؟
اسماعيل پاسخ داد: آرى به من گفت : دعا كن زيرا دعاى تو اكنون مستجاب است .
ابراهيم فرمود: فرزندم چه دعايى كردى ؟ اسماعيل گفت : عرض كردم خدايا همه مردان و زنان مؤ من را ببخشاى . ابراهيم فرمود: فرزندم (اين توفيق الهى بوده و) تو - يك انسان - موفق هستى .
اسماعيل با تسليم شدن به پدر به رضايت خداوند تن داده است . و در اين زمان حساس كه به ظاهر هيچ راه نجاتى براى خود نمى بيند، فقط به خداوند توكل كرده و پناه برده است . و خداوند هم هيچگاه بنده اى را كه به او پناه برده باشد، - بخصوص در شرايط حساس - به خود وانمى گذارد و به كمك او مى شتابد.
اگر مشكلى داشتى بگو يا رؤ ف يا رحيم
امام رضا - عليه السلام - فرمود: راءيت اءبى فى المنام فقال : يا بنى اذا كنت فى شده فاءكثر من اءن تقول : يا رؤ ف يا رحيم (510)
پدرم را در خواب ديدم ، بمن فرمود: فرزندم اگر مشكلى داشتى بسيار بگو: يا رؤ ف يا رحيم .
از استجابت دعا ماءيوس نشو
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: قال لقمان يا بنى ... ولاتضجرن بطلب حاجه فان قضاءها بيد الله و لها اءوقات ولكن ارغب الى الله و سله و حرك اليه اءصابعك .(511)
لقمان به فرزندش گفت : فرزندم براى برآورده شدن حاجات خود از دعا كردن خسته مشو، زيرا بر آورده شدن حاجات فقط به دست خدا است كه وقت و زمانى خاص دارد، ليكن با ميل و رغبت به درگاه خدا روكن و حاجاتت را از او بخواه و در حين دعا انگشتان خود را به سوى او حركت ده .
در نامه امام على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسن مجتبى (عليه السلام ) چنين آمده است : ثم جعل بيدك مفاتيح خزائنه ، فاءلحح فى المساءله يفتح لك باب الرحمه بما اءذن لك فيه من مساءلته فمتى شئت استفتحت بالدعاء اءبواب خزائنه فاءلحح عليه و لايقنطك ان اءبطات عنك الاجابه فان العطيه قدر المساءله ، و ربما اءخرت عنك الاجابه ليكون اءطول للمساءله ، و اءجزل للعطيه و ربما ساءلت الشى ء فلم تؤ ته و اوتيت خيرا منه عاجلا او آجلا، او صرف عنك لما هو خير لك ، فلرب اءمر قد طلبته فيه هلاك دينك لو اوتيته ...(512)
خداوند كليد همه گنجينه هاى خود را به دست تو سپرده است ، پس در خواهش خود اصرار داشته باش تا در رحمت ايزدى به رويت گشوده شود. حال كه به تو اجازه خواهش داده شده و هر زمان كه بخواهى درهاى گنجينه هاى الهى را با دعا به روى خود بگشايى پس در دعا اصرار كن ، و اگر دعايت دير به اجابت رسيد نااميد مشو، زيرا عطا و بخشش به اندازه درخواست است . چه بسا كه خداوند دير اجابت كند، بدين خاطر كه بيشتر درخواست كنى تا او بيشتر عطا نمايد و چه بسا چيزى بخواهى اما همان را به تو ندهد بلكه بهترش را به تو ببخشد. و چه بسا چيزى از حضرتش ‍ بخواهى كه در آن هلاك دين تو باشد كه اگر مستجاب شود، از دين خارج مى شوى .
2- خواندن نماز براى رفع گرفتارى
ابو حمزه ثمالى گويد: كان على بن الحسين يقول لاءولاده : يا بنى اذا اءصابتكم مصيبه من مصائب الدنيا، او نزل بكم فاقه او اءمر فادح فليتوضاء الرجل منكم وضوء للصلاه و ليصل اءربع ركعات اءو ركعتين ، فاذا فرغ من صلاته فليقل : يا موضع كل شكوى ، يا سامع كل نجوى ، يا شافى كل بلوى و يا عالم كل خفيه و يا كاشف ما يشاء من بليه و يا منجى موسى و يا مصطفى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و يا متخذا ابراهيم خليلا، ادعوك دعاء من اشتدت فاقته و ضعفت قوته و قلت حيلته دعاء الغريق الغريب الفقير الذى لايجد لكشف ما هو فيه الا اءنت يا اءرحم الراحمين ، سبحانك انى كنت من الظالمين . قال على بن الحسين (عليه السلام ) لايدعوا بهذا رجل اءصابه بلاء الا فرج عنه .(513)
امام سجاد (عليه السلام ) به فرزندان خود مى فرمود: فرزندانم اگر به مصيبتى مبتلا شديد و يا فقر و حاجتى و يا امرى دشوار بر شما نازل شد يكى از شما براى نماز وضو بسازد و چهار ركعت يا دو ركعت نماز بخواند و پس از نماز اين دعا را بخواند: اى محل رسيدگى به شكايات ، اى شنونده هر سخنى آهسته ، اى شفا دهنده هر ناراحتى و اى آگاه به هر پنهانى ، و اى برطرف كننده بلاهايى كه اراده مى كند، و اى نجات دهنده موسى و اى برگزيننده محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اى كسى كه نيازهاى ابراهيم را رفع كردى ، تو را مى خوانم همانند كسى كه فقر و بيچارگى و گرفتارى اش بسيار شديد شده و نيرويش ضعيف گشته و راه چاره اش كم شده است . مى خوانم تو را چون دعاى شخص غرق شده و غريب و فقيرى كه جز تو هيچ راهى و چاره اى براى رفع گرفتارى اش ندارد، اى پرمهرترين مهرورزان . پروردگارا تو منزهى ، اين من بودم كه ستم روا داشته ام .
آنگاه امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: هيچ شخص گرفتارى اين دعا را نمى خواند مگر اينكه خداوند در كار او گشايشى پديد خواهد آورد.
3- داشتن صبر و مقاومت
از ديگر راههاى مقابله با مشكلات و گرفتارى ها صبر و پايدارى و عقب نشينى نكردن در مقابل مشكلات است .
سعدى گويد:
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند ... بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
على (عليه السلام ) فرمود: لايعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان .(514)
انسان شكيبا از پيروزى محروم نمى گردد، هر چند زمان صبورى به درازا كشد. على (عليه السلام ) در وصيتش به امام حسين فرمود: و من كنوز الايمان على المصائب (515)
صبر بر مصيبتها از گنجهاى ايمان است
و نيز فرمود: الصبر جنه من الفاقه .(516)
صبر سپرى در برابر فقر و بيچارگى است . و نيز ضمن وصيتى به امام حسن مجتبى فرمود: اطرح عنك واردات الامور بغرائم الصبر و حسن اليقين (517)
مشكلات و گرفتارى هايى را كه به تو روى مى آورد، با ايستادگى و يقين خوب از خود دور كن .
محمد بن حوب گويد: امام سجاد (عليه السلام ) به فرزند خود امام محمد باقر چنين وصيت مى كرد: يا بنى اصبر للنوائب و لاتتعرض للحتوف و لاتعط نفسك ما ضره عليك اءكثر من نفعه عليك .(518)
فرزندم ! در مشكلات و ناملايمات صبور باش و خود را در معرض مرگ قرار مده و بر كارى كه ضررش بيش از نفع آن باشد اقدام مكن .
البته ناگفته نماند كه صبر بمعنى استقامت ، پشتكار، تلاش و ايستادگى در مقابل مشكلات است نه بمعنى آنچه كه بين مردم شايع است يعنى ركود و دست بر دست گذاشتن و كارى نكردن .
فرزندم صلاح در همين است
گويند جناب لقمان فرزندى داشت كه گاهى از گرفتاريهاى روزگار گلايه مى كرد و هر قدر پدرش به او مى فرمود: صلاح در همين است قانع و راضى نمى شد. لقمان مايل بود موقعيتى پيش آيد كه عملا اين نكته را به فرزندش ‍ نشان دهد. تا اينكه روزى پدر تصميم گرفت با فرزندش به يكى از روستاها مسافرت كند. آنان بر الاغى سوار شدند و حركت كردند.
چون مقدارى راه رفتند، در راه پاى الاغ شكست و ديگر نتوانست حركت كند. پسر گلايه كرد پدر فرمود: ((صلاح در همين است )). سپس پياده حركت كردند. ولى همينكه مقدارى مسافت پيمودند پاى پسر غلتيد و آسيب ديد و ديگر نتوانست حركت كند. آنان مجبور شدند شب را در همانجا بمانند تا شايد گشايشى حاصل شود. پسر باز هم زبان به گلايه گشود و پدر فرمود: ((صلاح در همين است .)) چون صبح شد به همراه قافله اى كه از آنجا گذر مى كرد خود را به آن روستا رساندند. همين كه به روستا رسيدند با منظره شگفت و تلخى روبرو شدند. كشته ها و جنازه هاى فراوانى ديدند كه روى زمين افتاده است . وقتى علت اين همه كشته را جويا شدند به آنان گفتند: ديشب دشمن به اينجا شبيخون زد و اينها را كشت . لقمان به فرزندش فرمود: ديدى گفتم : ((صلاح در همين است .))
اگر آن آسيب ها بر ما وارد نشده بود و اول شب وارد اينجا شده بوديم هم اينك در كنار اين كشته ها بوديم .(519)
4- كتمان درد و رنج شكايت به خدا
از مواردى كه بايد فرزندانمان با آن آشنا شوند، ايستادگى در برابر درد و رنج است . آنان بايد تعليم داده شوند كه با اندك ناراحتى و درد و رنجى صبرى نشان ندهند و از ميدان به در نروند؛ حافظ گويد:
با دل خونين لب خندان بياور همچو جام ... نى گرت زخمى رسد آيى چو چنگ اندر خروش
امام باقر (عليه السلام ) به فرزند خود حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود: يا بنى من كتم بلاء ابتلى به من الناى و شكا ذلك الى الله عزوجل كان حقا على الله اءن يعافيه من ذلك البلاء.(520)
فرزندم ! هر كس بيمارى و ناراحتى خود را از مردم پوشيده دارد و درد و رنج خود را فقط با خداوند در ميان گذارد و تنها با او درد دل كند حق است بر خداوند كه او را از آن بيمارى و گرفتارى سلامتى ببخشد.
فرزندم فقط خدا را بخوان
مسعده بن صدقه از امام جعفر صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود: اشتكى بعض ولد اءبى فمر به فقال له قل عشر مرات يا الله يا الله يا الله فانه لم يقلها اءحد من المؤ منين قط الا قال له الرب تبارك و تعالى لبيك عبدى سل حاجتك .(521)
روزى يكى از فرزندان پدرم از درد و زنج ، ناله و شكايت مى كردند. پدرم از كنارش گذشت و به او فرمود: فرزندم ! ده بار بگو ياالله ياالله ياالله ، زيرا هرگز هيچ مؤ منى اين كلمات را بر زبان نياورده مگر اينكه خداوند تبارك و تعالى در پاسخش فرموده : بنده من ، تو را اجابت كردم حاجتت را بخواه .
پروردگارا مرا شفا بخش
حسن بن ابى نعيم گويد: - روزى - يكى از فرزندان امام صادق (عليه السلام ) از درد و ناراحتى بيمارى شكايت به پدر برد. حضرت به او فرمود: فرزندم بگو: اللهم اشفنى بشفائك و داونى بدوائك و عافنى من بلاءك فانى عبدك و ابن عبديك .(522)
پروردگارا مرا شفا بخش و با داروى خود درمانم كن و از درد و رنجم برهان . من بنده تو و فرزند دو بنده توام .
گفتگوى امام سجاد (عليه السلام ) با پدر
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: پدرم على بن الحسين فرمود: مرضت مرضا شديدا، فقال لى اءبى ما تشتهى ؟ فقلت : اشتهى اءن اءكون ممن لا اءقترح على الله ربى ما يدبره لى . فقال لى اءحسنت ، ضاهيت ابراهيم الخليل صلوات الله عليه حيث قال جبرئيل هل من حاجه ؟ فقال : لا اقترح على ربى بل حسبى الله و نعم الوكيل .(523)
بشدت بيمار بودم ، پدرم به من فرمود: فرزندم ! به چه چيزى ميل دارى ؟ عرض كردم : دوست دارم از كسانى باشم كه چيزى را كه خدا برايم تدبير و مقدر كرده به او پيشنهاد ندهم . حضرت فرمود: آفرين بر تو كه شبيه ابراهيم خليل الرحمان شدى ، آنگاه كه جبرئيل به او گفت آيا حاجتى دارى ؟ پاسخ داد: نه ، چيزى را با پروردگارم در ميان نمى گذارم زيرا اوست كه مرا كفايت مى كند و اوست بهترين وكيل .
5- راضى بودن به قسمت پروردگار
امام على (عليه السلام ) در سفارشى به امام حسين (عليه السلام ) فرمود: و من رضى بقسم الله لم يحزن على مافاته .(524)
كسى كه به قسمت خدا راضى باشد، هيچگاه از آنچه از دستش رفته غم نخورد.
همچنين از امير مؤ منان (عليه السلام ) نقل شده است كه از جمله مواعظ لقمان به فرزند خود اين بود:
فرزندم ! آنكس كه يقين او كم شده و نيتش در طلب رزق و روزى ضعيف گشته بايد از اينكه خداوند او را از سه گذرگاه عبور داده و روزيش را برايش ‍ فرستاده است درس عبرت بگيرد در حاليكه در هيچ يك از آن حالات نه تجارتى وجود داشته و نه كار و تلاشى - كسيكه در آن حالت او را فراموش ‍ نكرده - در حال چهارم نيز روزى او را خواهد فرستاد.
اما اولين آن حالات وقتى بود كه در رحم مادرش قرار داشت و خداوند روزيش را برايش مى فرستاد، در جاييكه نه گرما او را ازيت مى كرد و نه سرما.
حالت دوم اينكه او را از رحم مادر بيرون آورد و روزيش را از شير مادر قرار داد در حاليكه از خود هيچ نيرو و قدرت و اراده اى نداشت .
حالت سوم : آنگاه كه از شير مادر گرفته شد روزى اش را از كسب و كار پدر و مادرش رساند، و آنچنان پدر و مادر او، در اين امر كمر همت بسته و جديت مى كردند كه او را بر خودشان هم مقدم مى داشتند و از خود گذشتگى مى كردند تا اينكه بزرگ شده و داراى عقل كامل گشته است و همينكه دست به كار و تلاش براى خود زده و امر بر او تنگ شده - همه آن الطاف و عنايتهاى خداوندى را بكلى فراموش نموده - و گمانهاى نابجايى درباره پروردگار خود كرده است . و حقوقى را كه در اموالش بوده منكر گشته است و برخود و خانواده اش بخاطر ترس از كم شدن روزى و نداشتن يقين به جايگزينى آن از طرف خداوند در حال و آينده سخت گرفته است . فرزندم اين شخص چه بد بنده اى است !(525)
6- روش پيامبر و اهل بيت
بهترين راه عملى مبارزه با مشكلات درس آموزى و تجربه اندوزى از سيره عملى معصومين - عليهم السلام - است . زيرا سيره عملى اهل بيت اطهار مظهر عينى و تجسم يافته تعاليم الهى آن بزرگواران است و مطمئن ترين و آسان فهمترين راه براى كسب تجربه براى مبارزه با سختيهاى زندگى است.
الف - پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور به خواندن نماز مى داد
يوسف بن عبدالله بن سلام گويد: ان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) كان اذا نزل باءهله شده اءمرهم بالصلاه ثم قراء و اءمر اءهلك بالصلاه و اصطبر عليها.(526)
و اهل و خانواده ات را به نماز فرمان ده و در عمل به اين دستور شكيبا باش . و در كتاب مكارم الاخلاق آمده است : كان النبى اذا اءصابت اءهله خصاصه نادى اءهله يا اءهلاه صلوا صلوا(527)
روش پيامبر اين بود كه هرگاه مشكلى گريبانگير خانواده او مى شد ندا مى داد: نماز بخوانيد نماز بخوانيد.
ب - روش امير مؤ منان (عليه السلام )
قال زين العابدين (عليه السلام ): ما اءصيب اءمير المؤ منين بمصيبه الا صلى فى ذلك اليوم الف ركعه و تصدق على ستين مسكينا و صام ثلاثه ايام و قال لاءولاده اذا اءصبتم بمصيبه فافعلوا بمثل ما اءفعل فانى راءيت رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) هكذا يفعل فاتبعوا اثر نبيكم ولاتخالفوه فيخالف الله بكم ان الله تعالى يقول و لمن صبر و غفر ان ذلك لمن عزم الامور. ثم قال زين العابدين (عليه السلام ) فمازلت اءعمل بعمل اميرالمؤ منين (عليه السلام ).(528)
امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: هيچ مصيبتى به امير مؤ منان روى نمى آورد مگر آنكه در آن روز هزار ركعت نماز مى خواند و به شصت مسكين صدقه مى داد و سه روز روزه مى گرفت و به فرزندانش مى فرمود: اگر به مصيبتى مبتلا شديد. چون من عمل كنيد زيرا پيامبر خدا را ديدم كه چنين عمل مى كرد، پس از سنت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيروى كنيد و با او مخالفت نكنيد كه خداوند نيز از شما روى بر خواهد تافت خداوند متعال براى كسى كه صبر و مقاومت و بخشايش را پيشه خود سازد مى فرمايد براستى آن (صبورى و ايستادگى ) از كارهاى اساسى است . سپس امام زين العابدين (عليه السلام ) فرمود پيوسته من به روش امير مؤ منان عمل مى كردم .
508- وسائل الشيعه ، ج 5، ص 126.
509- مستدرك الوسائل ، ج 5، ص 247.
510- بحار الاءنوار، ج 93، ص 272.
511- همان ، ج 13، ص 420.
512- تحف العقول ، ج 73؛ بحار الاءنوار، ج 74، ص 205.
513- فصول المهمه ، ابن الصباغ مالكى ، ص 188؛ مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 392.
514- نهج البلاغه ، حكمت شماره 145.
515- تحف العقول ، ص 85.
516- همان ، ص 86.
517- بحار الاءنوار، ج 70، ص 181.
518- الفصول المهمه ، ص 188.
519- چهل حديث و چهل داستان ، ص 11.
520- مكارم الاخلاق ، ص 389؛ مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 69؛ بحار الاءنوار، ج 93، ص 296.
521- وسائل الشيعه ، ج 4، ص 1132؛ مستدرك الوسائل ، ج 5، ص 219.
522- مكارم الاخلاق ، ص 392؛ مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 85؛ وسائل الشيعه ، ج 4، ص 1099.
523- بحارالاءنوار، ج 46، ص 67. به نقل از دعوات راوندى .
524- تحف العقول ، ص 84.
525- بحار الاءنوار، ج 13، ص 414 ترجمه و تلخيص .
526- مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 395؛ مجموعه ورام ، ص 162.
527- مكارم الاخلاق ، ص 334.
528- مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 481.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 20 شهريور 1394  ساعت  01   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید