جمعه 23 آذر 1397 - 07 ربيع الثاني 1440 - 14 دسامبر 2018
اوقات شرعی 
 
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 1- برخوردهاى اجتماعى فرزندان/ الف
کد مطلب:32491
تاریخ مطلب:جمعه 16 مرداد 1394
زندگى جمعى ، آداب و شرايطى دارد تا محيط را براى زندگى سالم و تواءم با آرامش آماده كند و زمينه هاى نزاع و دشمنى را از ميان بردارد. از اين رو پيشوايان الهى (عليهم السلام ) براى تحكيم روابط بين انسانها و تحقق زندگى مطلوب و متعالى توصيه هايى بيان فرموده اند كه بدون شك به كار بستن اين دستورات الهى سلامت همه جانبه جامعه و روابط نيكوى انسانى را تضمين خواهد كرد كودكان و نوجوانان بخش عظيمى از اجتماع را تشكيل مى دهند شخصيت آنان و ...
حقوق فرزندان ؛ فصل هفتم : فرزند و جامعه 1- برخوردهاى اجتماعى فرزندان/ الف
از آنجايى كه فطرت انسانى بر انس و رابطه با يكديگر پايه گذارى شده ، دوست دارد هميشه زندگى جمعى داشته باشد و از انزوا و گوشه گيرى متنفر است .
زندگى جمعى ، آداب و شرايطى دارد تا محيط را براى زندگى سالم و تواءم با آرامش آماده كند و زمينه هاى نزاع و دشمنى را از ميان بردارد. از اين رو پيشوايان الهى (عليهم السلام ) براى تحكيم روابط بين انسانها و تحقق زندگى مطلوب و متعالى توصيه هايى بيان فرموده اند كه بدون شك به كار بستن اين دستورات الهى سلامت همه جانبه جامعه و روابط نيكوى انسانى را تضمين خواهد كرد كودكان و نوجوانان بخش عظيمى از اجتماع را تشكيل مى دهند شخصيت آنان و نحوه آشنايى شان با آداب و روابط و نوع برخوردهاى اجتماعى در دوران كودكى و نوجوانى شكل مى گيرد. و اين والدين هستند كه با نقش حياتى و تاءثير همه جانبه خود در سرنوشت كودكان مسير زندگى آنها را رقم مى زنند. اگر والدين به كودكان تعليم دهند كه آنان از عزت نفس و كرامت شخصيت برخوردارند و ديگران هم همين طور. بنابراين احترام به شخصيت خود و ديگران جزء خوى و خصلت دائمى كودكان مى گردد و از فخر فروشى بى معنا و تعدى به حقوق ديگران و بدخلقى و خشم بر آنها رويگردان مى شوند و به دهها صفت نيكوى اخلاقى آراسته مى گردند كه زمينه ساز موفقيت و خوشبختى در زندگى اجتماعى و همزيستى تكاملى با ديگر همنوعان است .
خلاصه : ارزش ها و ضدارزش هايى كه در جامعه به چشم مى خورد به طور عمده ريشه در رفتار و گفتار والدين از طريق رفتار با فرزندان دارد و نوع تربيتى كه از خانواده به فرزندان الهام و تلقين مى شود و آنها را سمت و سو مى دهد، جامعه حال و آينده را هم شكل و جهت مى دهد و دانه هايى كه درون خانه و خانواده كاشته مى شود در دل اجتماعات انسانى برگ و بار مى دهد.
شناخت شخصيت خود
نخستين درسى كه بايد اوليا به فرزندان خود بياموزند اين است كه آنان را در خودشناسى يارى كنند و به آنها تعليم دهند كه خداوند انسانها را عزيز، باكرامت ، آزاد و با سرشتى پاك و آسمانى آفريده است و دوست ندارد آدمى به دست خويش خوار و ذليل گردد.
انبياء الهى نيز مبعوث شدند تا انسان را براى رسيدن به قله هاى كمال و كرامت هدايت نمايند. از اينرو بر والدين است كه به فرزند خود تبيين كنند كه : تو با اين كرامت انسانى در جامعه زندگى مى كنى و اگر خداى نخواسته روزى اين كرامت را بر باد دهى مردم براى تو هيچ ارزشى قائل نخواهند شد. سپس فرزندان را به آنچه كه شخصيت شان را خوار و بى مقدار مى سازد و به آبرو و حيثيت آنان لطمه مى زند آگاه سازند.
اظهار فقر باعث انحطاط شخصيت است
لقمان حكيم به فرزند خود گفت : يا بنى ذقت الصبر واءكلت لحاء الشجر فلم اءجد شيئا اءمر من الفقر فان بليت به يوما، ولاتظهر الناس عليه فيستهينوك و لاينفعوك بشى ء، ارجع الى الذى ابتلاك به فهو اءقدر على فرجك ، وسله من ذا الذى ساءله فلم يعطه او وثق به فلم ينجه .(456)
فرزندم من طعم گياه تلخ صبر را چشيدم و پوست درخت را خوردم و چيزى تلخ ‌تر ازفقر نيافتم .
پس اگر روزى به فقر مبتلا شدى به مردم اظهار نكن كه در اين صورت تو را كوچك و پست مى شمارند و نفعى نيز به تو نمى رسانند.
فرزندم - در اين حالت - به سوى كسى باز گرد كه تو را به فقر مبتلا ساخته و تو را مورد آزمايش قرار داده است (و از او بخواه تا گرفتاريت را بر طرف سازد). زيرا او تواناتر است كه در كارت گشايش حاصل كند. فرزندم نيازت را از خدا بخواه ، كيست كه از حضرتش چيزى درخواست كرده باشد اما خدا به او عطا نكند يا به خدا اعتماد كند و او نجاتش ندهد!
به دارايى ديگران چشم ندوز
ابو حمزه ثمالى گويد: دعا حذيفه بن اليمانى ابنه عند موته فاءوصى اليه و قال : يا بنى اءظهر الياءس مما فى اءيدى الناس فان فيه الغنى و اياك و طلب الحاجات الى الناس فانه فقر حاضر.(457)
خذيفه بن يمان در حال احتضار فرزند خود را طلبيد، و به او چنين سفارش ‍ كرد: فرزندم ! از آنچه كه در دست مردم است ماءيوس و نااميد باش ، زيرا دارايى و بى نيازى تو در همين است (كه به ثروت ديگران چشم ندوزى )، مبادا نيازهايت را از مردم مطالبه كنى چرا كه فقر واقعى چيزى جز اين نيست.
عزت مؤ من در بى نيازى او از مردم است
على (عليه السلام ) به فرزند خود امام حسين - عليه السلام - مى فرمايد: اءى بنى عز المؤ من غناه عن الناس .(458)
فرزندم ! بزرگى و سروزى مؤ من در بى نيازى او از مردم است .
خود را در جامعه ذليل مكن
لقمان حكيم به فرزند خود مى فرمايد: يا بنى اياك ان تستذل فتخزى .(459)
فرزندم ! مبادا خودت را خوار و بى مقدار كنى كه رسوا خواهى شد.
اگر عزت دنيا را مى خواهى
از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه لقمان به فرزند خود مى گفت : ... فان اردت اءن تجمع عز الدنيا فاقطع طمعك مما فى اءيدى الناس ، فانما بلغ الاءنبياء و الصديقون ما بلغوا بقطع طمعهم .(460)
اگر مى خواهى سرورى و قدرت دنيا از آن تو گردد، حرص و آز خود را از داراييهاى مردم منصرف و ريشه كن ساز. زيرا پيامبران و صديقان به هر مقامى كه دست يافته اند در پرتو بركندن حرص و آز بوده است .
احترام به شخصيت ديگران
همچنانكه براى هر كس حفظ آبرو و شخصيت خويش واجب است و به سادگى نبايد آن را از كف بدهد، احترام به شخصيت ديگران نيز در جامعه امر ضرورى است .
از اينرو پدر و مادر بايستى به فرزندانشان بيان كنند كه ديگران نيز همانند آنان داراى شخصيت و آبرو هستند. همچنانكه آنان حاضر نيستند كه در جامعه ، مورد تمسخر و تحقير واقع شوند، ديگر افراد جامعه نيز متقابلا همين انتظار را دارند و نبايستى مورد مسخره و استهزا قرار گيرند. بنابراين بياييم و با درك بهترى از شخصيت ديگران روح محبت و اخوت و تعاون را در جامعه تحكيم سازيم ، و اين جز در پرتو عمل به آداب اجتماعى اسلامى ميسر نخواهد شد.
456- كافى ، ج 4، ص 22. (صبر نام گياهى است زرد رنگ و تلخ مزه ).
457- امالى صدوق ، ص 287.
458- تحف العقول ، ص 365.
459- اختصاص مفيد، ص 332.
460- بحار الاءنوار، ج 13، ص 419.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 16 مرداد 1394  ساعت  00   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید