يکشنبه 28 مرداد 1397 - 08 ذو الحجة 1439 - 19 اوت 2018
اوقات شرعی 
 
حقوق فرزندان ؛ فصل ششم : پرورش ايمان و مذهب / 11- آشنا سازى با مستحبات
کد مطلب:32183
تاریخ مطلب:جمعه 12 تير 1394
از ديگر وظايف اخلاقى پدران و مادران نسبت به فرزندان خود اين است كه آنان را با مستحبات و كارهايى كه در شريعت واجب نبوده امام اكيدا به آنها سفارش شده است آشنا كنند. بدين صورت كه خود عامل و مبلغ عملى و مروج شايسته اى براى اين سنتهاى نيكو باشند و به زبان و بيان هم فرزندان خويش را به انجام دادن چنين اعمال و سنتهاى پسنديده تشويق كنند. مثلا دست فرزند را گرفته و به مسجد ببرند و در كنار خود بنشانند و آنان را به مسائل نماز جماعت و اهميت حضور در جماعات آشنا سازند. ...
حقوق فرزندان ؛ فصل ششم : پرورش ايمان و مذهب / 11- آشنا سازى با مستحبات
از ديگر وظايف اخلاقى پدران و مادران نسبت به فرزندان خود اين است كه آنان را با مستحبات و كارهايى كه در شريعت واجب نبوده امام اكيدا به آنها سفارش شده است آشنا كنند. بدين صورت كه خود عامل و مبلغ عملى و مروج شايسته اى براى اين سنتهاى نيكو باشند و به زبان و بيان هم فرزندان خويش را به انجام دادن چنين اعمال و سنتهاى پسنديده تشويق كنند. مثلا دست فرزند را گرفته و به مسجد ببرند و در كنار خود بنشانند و آنان را به مسائل نماز جماعت و اهميت حضور در جماعات آشنا سازند. و يا آنان را به نماز اول وقت ، نافله ها، به سحر خيزى و اهميت نماز شب ، ترغيب نمايند.
شايد برخى تصور كنند كه وادار كردن كودكان و نوجوانان به مستحبات ، موجب دلزدگى و خستگى آنان از واجبات مى شود. ليكن اين تصور ناشى از ناآگاهى به رهنمودهاى مربيان و كارشناسان اسلام است ، زيرا تعاليم پيشوايان بزرگ اسلام گزافه نيست ، بلكه برخاسته از آشنايى كامل به خصوصيات انسان و نيز پرتوى از وحى آسمانى است .
از رهنمودهاى معصومين در مى يابيم كه آشنايى با احكام و سنتهاى دينى و عمل به مقتضاى آنها دلها را صفا مى بخشد، زنگارها را مى زدايد، روح پاك فرزندان در پرتو ارتباط با پروردگار و در افق كمال لايتناهى پرواز مى كند و فروغ و جلاى ملكوتى مى يابد.
البته همچنان كه قبلا نيز تذكر داديم علاقه مند ساختن فرزندان به واجبات و مستحبات بايد به طور طبيعى و با اصول تربيتى صورت گيرد نه با زور و تحميل و خشونت .
1- حضور در نمازهاى جماعت
على بن ابراهيم در تفسير خود در ذيل آيه : فاصدع بما تؤ مر(424) مى نويسد: (روزى ) ابوطالب بهمراه فرزندش جعفر به محضر پيامبر وارد شد در حاليكه آن حضرت نماز مى خواند و على (عليه السلام ) به او اقتدا كرده بود. ابوطالب به جعفر گفت : فرزندم كنار عموزاده ات بايست و نماز بخوان . پس ‍ جعفر سمت چپ پيامبر به نماز ايستاد.(425)
2- تشويق به نماز شب
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: رحم الله عبدا قام من الليل فصلى واءيقظ اءهله فصلوا اءلا و ان اءفضل الاءعمال صلاه الرجل بالليل ، والذى نفسى بيده ان الرجل اذا قام من الليل يصلى ، تسبح ثيابه و من حوله .(426)
خداى رحمت كند بنده اى را كه در پاسى از شب بيدار شود و نماز بخواند و اهل و عيالش را نيز بيدار كند تا آنها هم نماز شب بخوانند. آگاه باشيد كه بهترين اعمال مرد آنست كه نماز شب بخواند. قسم به آنكه جانم به دست اوست ، هنگامى كه انسان براى نماز شب از جاى برمى خيزد، لباسش و هر چه در اطراف اوست تسبيح مى گويند.
على (عليه السلام ) فرمود: و اوصيكم بقيام الليل من اءول زوال الليل الى آخره فان غلبكم النوم ففى آخره فمن منع بمرض فان الله يعذر بالعذر.(427)
شما را به شب زنده دارى سفارش مى كنم از نيمه شب تا آخر شب و اگر خواب بر شما غلبه كرد در آخر شب بيدار شويد. و هر كس كه با وجود بيمارى از اين كار باز ماند، خداوند او را به دليل عذرى كه دارد معذور و معاف مى دارد.
زيد بن على گويد: كان اءبى على بن الحسين رضى الله عنه لايفرط فى صلاه خمسين ركعه . قلت و كيف صلاه الخمسين ركعه قال صلى الله عليه وسلم سبعه عشر ركعه الفرائض و ثمان قبل الظهر و اءربع بعدها و اءربع قبل العصر و اءربع بعد المغرب و ثمان صلاه السحر و ثلاث الوتر و ركعتا الفجر، قال رضى الله عنه و كان على بن احسين رضى الله عنه يعلمها اءولاده .(428)
پدرم على بن الحسين هيچگاه نسبت به نمازهاى پنجاه ركعتى ، كوتاهى نمى كرد، عرض كردم : مقصود از نماز پنجاه ركعتى چيست ؟
فرمود: هفده ركعت آن نمازهاى واجب روزانه است . هشت ركعت نافله هاى پيش از نماز ظهر و چهار ركعت نافله هاى بعد ازظهر و چهار ركعت قبل از نماز عصر و چهار ركعت بعد از نماز مغرب و هشت ركعت نماز شب و سه ركعت نماز وتر (دو ركعت به نيت نماز شفع ، و يك ركعت به نيت نماز وتر) و دو ركعت فجر. سپس اضافه كرد: پدرم (امام زين العابدين ) اين نمازها را به فرزندان خود تعليم مى داد.
3- تشويق به قضاى نمازهاى نافله روزانه
امام باقر درباره صفات ويژه صفات ويژه پدر خود امام سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد: و كان يقضى مافاته من صلوه نافله النهار فى الليل و يقول يا نى ليس هذا عليكم بواجب و لكن احب لمن عود منكم نفسه عاده من الخير اءن يدوم عليها.(429)
آن حضرت نمازهاى نافله اى كه در روز او فوت شده بود، شب هنگام به جا مى آورد و مى فرمود: فرزندانم ! قضاى اين نوافل بر شما واجب نيست ليكم دوست دارم كه اگر خود را به كار خيرى عادت داديد بر آن مداومت كنيد.
4- دو ركعت نافله عشاء
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: كان اءبى يصلى بعد عشاء الاخره ركعتين و هو جالس يقراء فيهما مائه آيه و كان يقول من صلاهما و قراء ماءئه آيه لم تكتب من الغافلين .(430)
هميشه پدرم پس از نماز عشاء دو ركعت نشسته نماز مى خواند و در آن صد آيه از قرآن تلاوت مى كرد و مى فرمود هر كه اين دو ركعت نماز را بخواند و صد آيه هم بخواند از غافلان محسوب نخواهد شد.
5- تعليم نماز شب چهارشنبه به فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
از حضرت زهرا روايت شده كه فرمود: پيامبر خدا به من نماز شب چهارشنبه را تعليم كرد و فرمود: هر كه شش ركعت نماز بخواند و در هر ركعت سوره حمد و آيه : قل اللهم مالك الملك تؤ تى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير انك على كل شى ء قدير تولج الليل فى النهار و تولج النهار فى الليل و تخرج الحى من الميت و تخرج الميت من الحى و ترزق من تشاء بغير حساب .(431)
پس اگر از نماز فارغ شود و به پيامبر آنچنان كه سزاوار است درود بفرستد، خداوند تا هفتاد سال هر گناهى كه دارد مى بخشد و به او ثوابى مى دهد كه قابل شمارش نمى باشد.(432)
6- آموزش تسبيح فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
ابو هارون مكفوف از امام صادق (عليه السلام ) نقل كند كه فرمود: يا اءبا هارون انا نامر صبياننا بتسبيح فاطمه كما ناءمرهم بالصلاه فاءلزمه فانه لم يلزمه عبد فشقى .(433)
اى ابا هارون ما به فرزندانمان دستور مى دهيم تا تسبيح فاطمه زهرا را بگويند. همانگونه كه به خواندن نماز فرمانشان مى دهيم . پس بر تسبيح فاطمه مداومت كن زيرا هرگز بنده اى كه پيوسته اين تسبيح را بگويد گمراه و سيه رو نمى شود.
7- احياى شب نيمه شعبان
زيد بن على گويد: كان على بن الحسين يجمعنا جميعا ليله اليصف من شعبان ثم يجزى ء الليل اجزاء ثلاثه فيصلى بنا جزءا ثم يدعو فنؤ من على دعائه ثم يستغفر الله و نستغفره و نساءله الجنه حتى ينفجر الفجر(434) پدرم على بن الحسين (عليه السلام ) همه ما را در شب نيمه شعبان جمع مى كرد، سپس آن شب را به سه بخش تقسيم مى كرد. در بخش اول شب ، براى ما نماز مى خواند آنگاه دعا مى فرمود و ما آمين مى گفتيم . سپس استغفار مى فرمود. ما هم استغفار مى كرديم و از خداوند بهشت را مى خواستيم تا اينكه سپيده دم طلوع مى كرد.
8- احياى شب قدر
قاضى نعمان مصرى در دعائم الاسلام روايت مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى كرد و كمر خود را براى عبادت محكم مى بست و در شب بيست و سوم خانواده را بيدار مى كرد و آنها را كه خواب ربوده بود آب به صورتشان مى پاشيد، و حضرت فاطمه (سلام الله عليها) نمى گذاشت در اين شب كسى از اهل خانه بخوابد و خواب كودكان خود را با دادن غذايى اندك كوتاه مى ساخت ، و آنها را براى احياى آنشب از روز مهيا مى كرد يعنى امر مى فرمود كه روز را بخوابند و استراحت كنند تا بتوانند شب را احيا بدارند و ميفرمود: محروم كسى است كه از خير امشب محروم بماند.(435)
9- احياى شب عيد فطر
سيد ابن طاووس از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند: ((كان على بن الحسين (عليه السلام ) يحيى ليله عيد الفطر بصلوه حتى يصبح و يبيت ليله الفطر فى المسجد و يقول يا بنى ماهى بدون ليله يعنى ليله القدر.(436)
امام سجاد (عليه السلام ) شب عيد فطر در مسجد مى ماند و با خواندن نماز تا صبح شب زنده دارى مى كرد. و به فرزندان خود مى فرمود: فرزندانم فضيلت امشب كمتر از شب قدر نيست .
10- حفظ برخى از دعاها
امام زين العابدين (عليه السلام ) مى فرمايد: در بعضى از جنگها، جبرئيل بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل مى شد، در حالى كه بر سينه پيامبر زرهى سنگين بود كه آن حضرت را رنج مى داد. جبرئيل گفت : اى محمد پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى گويد: اين زره را بيرون بياور و اين دعا را بخوان كه براى تو و امتت سبب ايمنى است .
آنگاه امام فرمود كه امام حسين (عليه السلام ) فرمود: پدرم مرا به حفظ و احترام اين دعا سفارش فرمود و به من دستور داد اين دعا را بر روى كفنش ‍ بنويسم و همچنين آنرا به خانواده ام ياد بدهم و بر خواندن و تعليم آن تشويقشان بنمايم . سپس دعاى جوشن كبير را بيان فرمود.
فرزندم به هنگام خواب اين دعا را بخوان
معاويه بن وهب گويد: يكى از فرزندان امام صادق (عليه السلام ) شبى به هنگام خواب به نزد پدر آمد و عرض كرد كه مى خواهم بخوابم : حضرت به وى فرمود: فرزندم بگو: اءشهد اءن لا اله الا الله و اءن محمدا عبده و رسوله واءعوذ بعظمه الله و اءعوذ بعزه الله و اعوذ بقدره الله و اءعوذ بجلال الله و اءعوذ بسلطان الله ، ان الله على كل شى ء قدير، و اءعوذ بعفو الله و اءعوذ بغفران الله واءعوذ برحمه الله من شر الساءمه و الهامه و من شر كل دابه صغيره او كبيره بليل اءو نهار و من شر فسقه الجن و الانس و من فسقه العرب و العجم و من شر الصواعق والبرد، اللهم صل على محمد عبدك و رسولك .(437)
11- تشويق به صدقه و انفاق در راه خدا
هارون بن عيسى گويد: ((روزى امام صادق (عليه السلام ) به فرزند خود محمد فرمود: فرزندم ! چه مقدار از پول خرجى خانه مانده است ؟
گفت : چقل دينار. حضرت فرمود: همه آن را در راه خدا صدقه بده .
عرض كردم در اين صورت چيزى براى ما نمى ماند. حضرت فرمود: همه اش را انفاق كن كه خداوند جاى آن را پر خواهد كرد. آيا مى دانى كه براى هر چيزى كليدى هست و كليد روزى صدقه مى باشد. (فرزندم ) همه اش را انفاق كن .
محمد به دستور پدر عمل كرد و آنچه را كه همراه خود داشت در راه خدا صدقه داد، هنوز ده روز نگذشته بود كه از جايى براى حضرت چهارهزار دينار رسيد.
حضرت فرمود: فرزندم ما چهل دينار براى خدا داديم و او در عوض چهل هزار دينار به ما عطا كرد.(438)
فرزندان را وادار كنيد تا صدقه بدهند
محمد بن عمر بن يزيد گويد: به حضرت ابوالحسن خبر كردم كه دو پسر از دستم رفت و يك پسر خردسال برايم مانده است . حضرت فرمود از طرف او صدقه بده . گويد: همينكه خواستم برخيزم و از حضورش مرخص شوم به من فرمود: دستور ده تا فرزند خردسالت به دست خودش قطعه نانى يا چيز ديگرى صدقه بدهد اگر چه بسيار كم باشد، زيرا چيزى كه در راه خدا صدقه داده مى شود اگر چه اندك باشد، در درگاه الهى بزرگ است ، به شرط آن كه صدقه دهنده در نيت خود صادق باشد، خداى متعال مى فرمايد: هر كه به اندازه ذره اى كار خير بكند آن را خواهد ديد...(439)
424- حجر (15) آيه 95.
425- دخل اءبوطالب الى النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) و هو يصلى و على (عليه السلام ) بجنبه و كان مع اءبى طالب جعفر فقال له اءبوطالب صل جناح ابن عمك فوقف جعفر على يسار رسول الله . ((مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 455)).
426- مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 338.
427- همان ، ج 3، ص 151.
428- مسند زيد، ص 118.
429- كشف الغمه ، ج 2، ص 287.
430- مستدرك الوسائل ، ج 4، ص 204.
431- آل عمران (3) آيه 26.
432- مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 371.
433- امالى صدوق ، ص 518؛ وسائل الشيعه ، ج 4، ص 1023.
434- وسائل الشيعه ، ج 5، ص 241.
435- دعائم الاسلام ، ج 1، ص 282.
436- اقبال الاعمال ، ص 27.
437- مستدرك الوسائل ، ج 5، ص 42.
438- عن هارون بن عيسى قال اءبوعبد الله عليه السلام لمحمد ابنه : يا بنى كم فضل معك من تلك النفقه ؟ قال اءربعون دينارا. قال اخرج فتصدق بها. قال : انه لم يبق معى غيرها. قال : تصدق بها فان الله عزوجل يخلفها، اءما علمت اءن لكل شى ء مغتاحا و مفتاح الرزق الصدقه ، فتصدق بها. ففعل ، فما لبث اءبو عبد الله عليه السلام عشره اءيام حتى جاءه من موضع اءربعه آلاف دينار. فقال : يا بنى عطينا لله اءربعين دينارا، فاءعطانا الله اءربعه آلاف دينار. ((الكافى ، ج 4، ص 10)).
(439+ - عن محمد بن عمرو بن يزير قال : اءخبرت اءبا الحسن انى اءصبت بابنين لى و بقى بنى صغير فقال : تصدق عنه ثم قال حين حضر قيامى : مر الصبى فليتصدق بيده بالكسره و القضبه والشى ء و ان قل بعد اءن تصدق النيه فيه عظيم ، ان الله عزوجل يقول : فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره ((وسائل اشيعه ، ج 6، ص 261، ح 1)).
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 12 تير 1394  ساعت  00   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید