سه شنبه 1 آبان 1397 - 14 صفر 1440 - 23 اکتبر 2018
اوقات شرعی 
 
مبانی و حقیقت حقوق بشر: 8. از دیدگاه سه اندیشمند اسلامی ؛ حق و تکلیف (قسمت چهارم)
کد مطلب:37779
تاریخ مطلب:جمعه 31 شهريور 1396
4/ دیدگاه آیت اللّه مرتضی مطهّری / استاد شهید مرتضی مطهّری نیز در برخی کتاب های خود، بر پایه پیش فرض ها و اصول خاصی می کوشد تا نظام حقوقی جدیدی را ارائه دهد و به ترسیم تعامل حق و تکلیف در آن بستر بپردازد. از نظر استاد مطهّری، عقاید کلی هر مکتبی درباره انسان و جهان، در اینکه چه نظام حقوقی برای بشر ارائه شود، تأثیر تام دارد ؛ از این رو، وی تفسیر خاصی از انسان و هستی ارائه می دهد تا تمهیدی برای اثبات نظریه حقوقی نیز ایشان باشد . هدفمندی انسان و جهان آفرینش ...
جامعه و حکومت اسلامی>حقوق بشر > 1. کلیات (تعریف حق و حقوق بشر) > 1. مبانی و حقیقت حقوق بشر
مبانی و حقیقت حقوق بشر: 8. از دیدگاه سه اندیشمند اسلامی ؛ حق و تکلیف (قسمت چهارم)
4/ دیدگاه آیت اللّه مرتضی مطهّری
استاد شهید مرتضی مطهّری نیز در برخی کتاب های خود، بر پایه پیش فرض ها و اصول خاصی می کوشد تا نظام حقوقی جدیدی را ارائه دهد و به ترسیم تعامل حق و تکلیف در آن بستر بپردازد.
از نظر استاد مطهّری، عقاید کلی هر مکتبی درباره انسان و جهان، در اینکه چه نظام حقوقی برای بشر ارائه شود، تأثیر تام دارد؛(41) از این رو، وی تفسیر خاصی از انسان و هستی ارائه می دهد تا تمهیدی برای اثبات نظریه حقوقی نیز ایشان باشد.
هدفمندی انسان و جهان آفرینش
از نگاه استاد مطهّری، انسان در نحوه وجود و واقعیت خود، با همه موجودات دیگر، اعم از جماد و نبات و حیوان متفاوت است، زیرا هر موجودی که پا به جهان می گذارد، واقعیت و چگونگی هایش همان است که به دست عوامل خلقت ساخته می شود؛ اما انسان آن چیزی نیست که آفریده شده است، بلکه مجموعه عوامل تربیتی و اراده و انتخاب او مشخص می کند که چه باشد و چگونه سیر کند. در واقع، بذر انسانیت در وجود انسان به صورت «بالقوه» قرار داده شده است که اگر به آفتی برخورد نکند، آن بذرها به تدریج از زمینه وجود انسان سر برمی آورد و وجدان فطری و انسانی او را می سازد.
انسان بر خلاف جماد و نبات، شخصی دارد و شخصیتی. شخص انسان، یعنی مجموع جهازات بدنی او، بالفعل به دنیا می آید. انسان در آغاز تولد، از نظر جهازات بدنی، مانند حیوانات دیگر، بالفعل است؛ ولی از نظر جهازات روحی، از نظر آنچه بعداً شخصیت انسانی او را می سازند، موجودی بالقوّه است، ارزش های انسانی او در زمینه وجودش بالقوّه موجود است و آماده روییدن و رشد یافتن.(42)
از سوی دیگر، استاد مطهّری برخلاف اندیشه غالب اندیشمندان اومانیست غربی، مبنی بر انکار فرجام برای نظام آفرینش، معتقد است: مجموعه هستی و موجودات درون آن، از روی اتفاق و تصادف پدید نیامده و در سیر تحول و تغییرات خود سرگردان نیست، بلکه نظام تکوین، معلول علم غایی پروردگار جهان به نظام هستی است و به سوی همو سیر می کند. انسان نیز به عنوان موجودی که اشرف مخلوقات تلقّی می شود، در این داوری می گنجد؛ بر این اساس، غایت مندی نظام خلقت و انسان ایجاب می کند که استعدادهای خاصی برای رسیدن به کمال در درون آدمی قرار داده شود تا این استعدادها و توانایی ها، وصول انسان به غایت وجودی و کمال مطلوب او را میسّر سازد.
بازگشت «حقوق طبیعی» به «اصل غائیت»
تشخیص حق در مورد انسان بر اساس همان نگرش غایت انگارانه در مورد نظام هستی ممکن است. حقوق نوعی رابطه میان ذی حق و متعلّق حق است. تحقق چنین رابطه ای بسان دیگر معلولات، نیازمند علت فاعلی یا علت غایی است؛ یعنی چیزی که موجب به وجود آمدن چیزی می شود، یا از آن روست که فاعل و کننده آن است - همچون آدمی که هنگام سخن گفتن، فاعل کلام است - یا اینکه غایت و فرجام آن است - مانند هدفی که گوینده از سخن گفتن دنبال می کند. فقدان هر یک از این علل به فقدان معلول می انجامد. درباره حقوق انسان هر دو نوع علت وجود دارد. از سویی، نوعی رابطه غایی بین مواهب هستی و انسان وجود دارد؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً»(بقره: 29). چنین رابطه ای میان آفریده ها و انسان، در کنار استعدادهایی که برای بهره مندی از آنها در آدمی وجود دارد، می تواند حقوق انسان را توضیح دهد. همچنین در مواردی ممکن است صاحب حق، خود متعلّق حق را به وجود آورد و فاعل آن باشد؛ نظیر درختی که آدمی می کارد تا از میوه آن بهره مند شود.(43) البته تصمیم انسان در انجام چنین کاری نیز ناشی از نوعی استعداد فطری در وجود او است که از ناحیه خالق جهان در وجودش به ودیعت نهاده شده است.
پس مبنای حقوق انسانی، استعدادهای فطری است که در وجود آدمی جای گرفته است. استاد مطهّری می نویسد:
حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می دهد. هر استعداد طبیعی، مبنای یک «حق طبیعی» است و یک «سند طبیعی» برای آن به شمار می آید. مثلاً، فرزند انسان، حق درس خواندن و مدرسه رفتن دارد؛ اما بچه گوسفند چنین حقی ندارد. چرا؟ برای اینکه استعداد درس خواندن و دانا شدن در فرزند انسان هست؛ اما در گوسفند نیست. دستگاه خلقت این سند طلبکاری را در وجود انسان قرار داده و در وجود گوسفند قرار نداده است. همچنین است حق فکر کردن و رأی دادن و اراده آزاد داشتن.(44)
به موجب آنچه گفته شد، در نظام تکوین به هر موجودی برای وصول به غایات وجودی خود، ابزارها و جهازات جسمی - و شاید روحی - متناسب با آن غایات اعطا شده است و همچنین در نظام طبیعت، متناسب با چگونگی ساختمان وجودی هر موجودی، امکانات و مواهب لازم برای بهره مندی وی خلق گشته است؛ از این رو، حق در موجودی به نام انسان، با توجه به ساختمان وجودی وی و رابطه او با مخلوقات تبیین می شود. به بیان بهتر، باید گفت: حق، لزومی ندارد که بر چیزی یا بر کسی باشد، هر چیزی که برای چیزی به وجود آمده باشد، منشأ حق است. همان گونه که موجودات زمین برای انسان آفریده شده و مولد حق است، مغز هم برای فکر کردن و زبان هم برای بیان آفریده شده و موجد حق است.(45)
استاد مطهّری تصریح می کند که اسلام به حقوق فطری و عدالت تکوینی قایل است و اصولاً جز بر پایه اصل غائیت نمی توان برای حقوق فطری پایه ای ساخت. به نظر وی، جز منطق الهی و منطق اصل غائیت که به موجب آن نظمی ارادی و قاعده مند در کار است - به نحوی که اگر محتاج نبود، محتاجٌ الیه نبود - نمی توان از حقوق انسانی دم زد و همه توجیهاتی که بر پایه ای جز اصل غائیت، توسط روشنفکران و اندیشمندان غربی برای دفاع از حقوق طبیعی بشر طرح گشته، نارسا و مخدوش است.(46)
نکته مهمی که در این میان باید مورد دقت قرار گیرد، این است که تفسیر غایی از حقوق فطری می تواند توجیه گر حق آیندگان بر انسان های امروزی باشد، چرا که اگر رابطه و پیوند غایی میان نسل آینده با نسل های حاضر وگذشته را بپذیریم، چنین حقی را می توان تصور کرد؛ هرچند استاد مطهّری به دلیل آنکه به اصالت توأمان فرد و جامعه اعتقاد داشت، حقوق نسل های آینده را پذیرفته بود و با توجیه برتری مصلحت جمعی بر مصلحت فردی، تقدم حقوق اجتماعی بر حقوق فردی را نیز تجویز می کرد.(47)
نسبت حقوق و تکالیف
روشن شد که حق به معنای سزاواری انسان به یک شی ء، و اولویت او در تصاحب و بهره مندی از آن است. استاد مطهّری، حق را بر دو قسم تکوینی و تشریعی دانسته است؛ حق تکوینی رابطه ای واقعی بین فرد و شی ء است که عقل آن را در می یابد و حق تشریعی بر وفق آن، وضع و جعل می گردد.(48)
در مقابل حق، تکلیف قرار دارد که آن نیز همچون حق دارای مبنای خارجی و واقعی است که «مصلحت» نام دارد:
تکلیف از لحاظ ماهیت مغایر است با مصلحت واقعی؛ ولی حق مجعول از لحاظ ماهیت، متحد است با مصلحت واقعی؛ یعنی چون در طبیعت این حق موجود است در تشریع نیز موجود شده است.(49)
از نظر استاد مطهّری، اولاً، حق و تکلیف دو روی یک سکه اند؛ هرجا حقی باشد، تکلیفی همراه آن خواهد بود؛ مثلاً اگر زن حقی بر گردن شوهر خود داشته باشد، شوهر نیز مکلّف خواهد بود تا آن حق را ادا کند. ثانیاً، حق نیز می تواند دوجانبه باشد؛ یعنی هیچ کس بر شخص دیگر حق ندارد، مگر اینکه دیگری هم بر او حقی خواهد داشت. همان گونه که پدر و مادر بر فرزند خود حق دارند، آن فرزند نیز نسبت به پدر و مادر خود صاحب حق است؛ البته این امر در مورد خدای متعال، صادق نیست، زیرا هیچ کس در جهان حقی و طلبی از خدا ندارد تا او مکلّف به ادای آن باشد.(50) ثالثاً، حقوق انسان، اجمالی و محدود است و به عناصری همچون حقوق افراد دیگر، و اصل رعایت و مسئولیت اجتماعی مقیّد می گردد.(51)
پی نوشت ها:
41. مرتضی مطهّری، بیست گفتار، چ هفتم، قم، صدرا، 1370، ص 45 و 66 و 67.
42. مرتضی مطهّری، انسان در قرآن، قم، صدرا، ص 82-84.
43. مرتضی مطهّری، بیست گفتار، ص 61-78.
44. مرتضی مطهّری، نظام حقوق زن در اسلام، چ چهل و یکم، قم، صدرا، 1384، ص 144.
45. همان، ص 148.
46. مرتضی مطهّری، یادداشت های استاد مطهّری، چ دوم، قم، صدرا، 1381، ص 238 و 239.
47. یادداشت های استاد مطهّری، ج 3، ص 252 / ر.ک: نظری به نظام اقتصادی اسلام، چ پنجم، قم، صدرا، 1374، ص 56.
48. یادداشت های استاد مطهّری، ج 3، ص 273-274.
49. همان.
50. مجموعه آثار، چ سوم، قم، صدرا، 1384، ج 21، ص 211 و 212 / همچنین ر. ک: بیست گفتار، ص 59.
51. یادداشت های استاد مطهّری، ج 3، ص 232-235 / همچنین ر.ک: بیست گفتار، ص 61 و 62.
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 31 شهريور 1396  ساعت  09   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید