جمعه 28 تير 1398 | Friday, 19 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 2 فروردين 1396     |     کد : 36688

خانواده ، عشق و استواری ؛ قسمت اول : ازدواج و کمال جویی

قدیم به آنان که زندگی زناشویی سرشار از صمیمیتی را آرزو دارند و از منفورترین حلال خداوند گریزانند . طلوع سخن دوست خوبم سلام ! تو را می شناسم و می دانم که فکرت مشغول است . تو همان برادر و خواهر جوانی هستی که مدت هاست فکر و ذهنت مشغول شده؛ یافتن همسری همدل و همراه، صمیمی و باصفا ، امید آفرین و قانع، عفیف، کوشا و پر توان ، بزرگ ترین دغدغه ات گشته است. تو همان برادر و خواهر گرانقدری هستی که مدتی است همسر و شریک زندگی ات را انتخاب کرده ای و با هم در صفا و صمیمیت زندگی می کنید ولی ...

خانواده ، عشق و استواری ؛ قسمت اول : ازدواج و کمال جویی
ازدواج و کمال جویی
تقدیم به آنان که زندگی زناشویی سرشار از صمیمیتی را آرزو دارند و از منفورترین حلال خداوند گریزانند.
طلوع سخن
دوست خوبم سلام !
تو را می شناسم و می دانم که فکرت مشغول است.
تو همان برادر و خواهر جوانی هستی که مدت هاست فکر و ذهنت مشغول شده؛ یافتن همسری همدل و همراه، صمیمی و باصفا، امیدآفرین و قانع، عفیف، کوشا و پر توان، بزرگ ترین دغدغه ات گشته است.
تو همان برادر و خواهر گرانقدری هستی که مدتی است همسر و شریک زندگی ات را انتخاب کرده ای و با هم در صفا و صمیمیت زندگی می کنید ولی تشویش داری که نکند اینها که می گذرد خواب باشد و تو را از این خواب شیرین بیدار کنند و در عالم واقع همه چیز را از دست رفته ببینی. نکند عاملی شوم پیدا شود و صفای زندگی ات را مکدّر کند. نکند نادانسته عملی از تو سر زند که همسرت را ناخوشایند باشد و از تو دلزده گردد.
تو همان خواهر و برادری هستی که سال هاست با شریک زندگی ات اختلاف داری و جویای راه حلی می باشی که تو را از افتادن در کام کابوس طلاق باز دارد. تصور طلاق، این منفورترین حلال خداوند، تو را به وحشت می اندازد و می خواهی هیچ گاه این کلمه را از زبان کسی نشنوی بخصوص از زبان شریک زندگی ات!
برادر و خواهر گرانقدر، ما نیز در دغدغه و نگرانی شما شریکیم و دل ریش از اینکه جوانان مملکت مان نتوانند با معیارهای صحیح، شریک زندگی خود را بیابند و با ازدواج های احساسی، عشق های شیشه ای، تلفنی و اینترنتی، خود را گرفتار زندگی ای کنند که رنگ و بوی صفا، گذشت، عشق و همراهی در آن نباشد.
خواهر و برادر عزیز، ما نیز در آتش اختلاف شما می سوزیم و آرزوی تفاهم و کنار آمدن شما با هم، وجودمان را پر کرده است و برای آن چاره جویی می کنیم.
در این نوشته مخاطب مان شمایید و با هم به گفتگو می نشینیم؛ شاید به یاری خداوند بتوانیم در کاستن دغدغه ها و یافتن راهکارهای مفید موفق گردیم و صفایی ایجاد کنیم و صمیمیتی را حفظ کنیم و پیوندی را مستحکم گردانیم. اگر نیت مان خدایی باشد و دست نیازمان به سوی خالق بی نیاز، یاری آن یگانه مهربان نصیب خواهد شد و بارقه محبت، کانون خانواده مان را نورانی خواهد کرد و گرمی خواهد بخشید و شعارها رخت برخواهد بست.
عزیز همراه، رشد ناهنجاری های خانوادگی و سیر صعودی آمار طلاق در کشورهای مختلف از جمله کشورمان تکان دهنده و وحشت زاست. ازدواج ها استحکام ندارند و نوعروسان بسیاری هنوز در خانه بخت بار نگشوده به خانه پدر باز می گردند.
امنیت ازدواج از بین رفته و همین ناامنی آمار ازدواج را به شدت پایین آورده است. منحنی ازدواج، سیر نزولی و منحنی طلاق، سیر صعودی دارد و این هر دو نامطلوب و زیانبار است. کم شدن و ناپایدار شدن ازدواج ها آثار زیانبار دیگری نیز به بار آورده که گسترش فساد و فحشا، یکی از آنهاست. وقتی جوان با همسر ایده آل ازدواج کند، نیاز جنسی، روحی و عاطفی اش به خوبی و از راه صحیح تأمین می گردد و سلامت جسمی و روحی او تضمین می شود و بانشاط و سرزنده به اجتماع وارد شده و در پی کسب و کار و سازندگی می رود ولی وقتی از یافتن همسر موافق، نامطمئن یا مأیوس باشد، به ازدواج رغبت نمی کند و راه سرکوب غرایز یا تأمین ناصحیح آن را پیش می گیرد و انواع امراض روانی و فساد اخلاقی ظهور می کند و پیامدهای شوم فراوانی حاصل می گردد.
اگر به حکم عقل و شرع اقدام برای همسردادن به جوانان مجرد از وظایف آحاد جامعه و دولت اسلامی و از بزرگ ترین اعمال صالح می باشد، اقدام برای تأمین امنیت ازدواج واجب تر، لازم تر و ضروری تر است.
در این گفتگوی مکتوب، ابتدا با جوانانی که هنوز ازدواج نکرده اند به گفتگو می نشینیم و راهکارهای صحیح اقدام به ازدواج و انتخاب همسر را مرور می کنیم. بعد از آن با مردان و زنانی که ازدواج کرده و زندگی موفقی دارند، به مرور به راهکارهای حفظ استحکام و صمیمیت خانواده می پردازیم و در آخر با مردان و زنانی همراه می شویم که زندگی زناشویی آنان با چالش مواجه شده و در پی راه حل اختلاف و بازگرداندن صفای سابق و از دست رفته هستند.
امید است به یاری خدا بتوانیم همراهی دلسوز، چاره جو و مفید بوده و از هم صحبتی با ما و خواندن نوشته مان پشیمان نشوید و در آخر دعای خیر شما بدرقه راه ما گردد.
ره برو، بیره مرو هر چند راهت دور باد
خواهر و برادر جوانم، تو که سالیان عمرت از بیست و پنج گذشته و هنوز به هزار و یک دلیل ازدواج نکرده ای. می دانم که نمی خواهی بگویی محتاج همسر نیستم؛ چون طبیعت هر انسان سالمی متمایل به جنس مخالف است و زن و مرد، هر دو دارای نقصان می باشند و هر یک مکمل دیگری. این ناموس خلقت است که همه موجودات را به صورت جفت، نر و ماده و محتاج جنس مخالف خلق کرده است و ازدواج و جفت یابی را در همه جاری ساخته است. آنچه ما از حیوانات و موجودات دیده و شنیده ایم این است که جفت یابی در آنها هم اصل است و نر و ماده ها بدون ضابطه با هم نمی آمیزند.
نیاز به جفت و روابط زناشویی انکارناپذیر است. از طرف دیگر، همیشه تأمین این نیاز از راههای دیگر غیر از ازدواج ممکن بوده و هست. البته گاهی روابط خارج از ضابطه ازدواج و همسری، قبح اجتماعی فراوان دارد و گاهی متأسفانه قبح اجتماعی آن می ریزد و به عادت فراگیر تبدیل می شود، اما باز هم تأمین این نیاز از آن راهها به ضرر افراد می باشد. زیرا روابط زمانی نیاز درونی انسان را برآورده می کند که همراه با آرامش روحی و اطمینان اجتماعی باشد و در روابط خارج از ضابطه چنین امری حاصل نمی شود. دو جوانی که خارج از ضابطه ازدواج با هم انس می گیرند هر قدر هم ایمان شان ضعیف باشد، بالاخره سوسوی ایمان در کنج قلب آنها در ساعات انس و خلوت و قبل و بعد از آن، آنان را هراسان و اندوهناک می گرداند. ترس از گناه و کیفر خداوند در قاطبه انسان ها وجود دارد و حداقل خودشان در نفس خودشان نمی توانند آن را انکار کنند گرچه نزد دیگران انکار نمایند و با خیال نشان دهند. علاوه بر ترس گناه و کیفر اخروی و قهر خداوند، ترس از رسوا شدن در نزد مردم و کیفر اجتماعیِ عمل خلاف قانون هم در کنج قلب انسان ها وجود دارد. کم می توان افرادی را پیدا کرد که از شهره شدن به فسق و فجور و داشتن روابط خارج از ضابطه ازدواج هراسان نباشند.
در ساحت نورانی قرآن
خداوند در قرآن مجید داستان رابطه خارج از ضابطه زلیخا با یوسف را مطرح می کند و امامان معصوم(ع) زوایای این ارتباط را شرح می دهند تا به انسان ها بفهمانند که نمی توان در یک رابطه ناصحیح با اطمینان و خیال آسوده خلوت کرد و اشباع شد و به اطمینان رسید. در این ارتباط ناصحیح، یوسف یک طرف است و زلیخا طرف دیگر و ما وضعیت زلیخا را یادآور می شویم تا ببینیم که چگونه حتی انسان های به ظاهر بی ایمان هم نمی توانند از چنین رابطه هایی لذت ببرند و به آرامش برسند و دغدغه و هراس و تشویش، مکدّر عیش آنان است.
زلیخا بانوی کاخ عزیز است و در آنجا فرمانش مطاع می باشد و غلامان و کنیزان کاخ در خدمت و مطیع اوامر اویند و حتی اگر از او خلافی ببینند نه تنها جرئت افشا کردن و مطرح نمودن آن را ندارند بلکه با هزارها دلیل به توجیه و تصحیح آن می پردازند؛ با این وجود او هراسناک افشا شدن رابطه اش با یوسف است؛ از این رو خلوت را به اندرونی ترین اطاق کاخ می برد و درهای فراوان قبل از آن را می بندد تا مطمئن گردد هیچ کسی امکان مطلع شدن از خلوت او را نمی یابد و بانگ رسوایی او را بلند نمی کند. در آن اندرونی ترین اطاق کاخ، معبود زلیخا و بت او حاضر است زیرا معبود انسان، هم محبوب ترین شخص در نزد اوست و هم باید همیشه حاضر باشد تا بدو متوسل شود و پناه برد و از او حاجت بخواهد و به احتمال قوی بت پرستان چندین صورت از بت خود داشته و در جاهای مختلف نصب کرده بودند تا در همه حال در محضر معبود و خدایشان باشند و صورت بت زلیخا نیز حتی در اندرونی و اطاق خلوت وی هم بود و حالا زلیخا نه با همسرش بلکه با فردی خارج از ضابطه ازدواج، خلوت کرده و این خلوت در ارتکاز ذهنی خود او قبیح است پس باید از چشم انداز معبودش پنهان باشد چه اینکه اگر معبود ببیند، شرمندگی و سرافکندگی بار می آید و شاید غضب کند و قهر نماید و ...، پس باید در پنهان کردن بکوشد و بدین جهت زلیخا پوششی بر خدایش می اندازد تا نتواند خلوت او با یوسف(ع) را ببیند.
حالا زلیخا با سختی و زحمت فراوان خلوت مطمئنی فراهم کرده و یوسف(ع) را با حیله بدانجا کشانده است ولی تقاضای کامجویی خارج از ضابطه ازدواج نیز مشکل است و نمی توان به راحتی چنین تقاضایی را مطرح کرد. او باید با خود کلنجار رود که چگونه چنین خواهش غلطی را مطرح کند تا هم قبح و زشتی آن کم باشد و هم با ردّ یوسف(ع) مواجه نشود. شاید او قبل از این خلوت ساعت ها در این باره فکر کرده و آخر بدین نتیجه رسیده که باید از موضع قدرت برخورد کند و یوسف(ع) را در موضع عبد و بنده نشاند و با امر، از او انجام کاری را بخواهد چه در این صورت بعید است عبد و بنده جرئت مخالفت با صاحبش را داشته باشد و امر کردن به عبد و اطاعت عبد از امر خلاف اخلاق صاحبش نیز زشتی کمتری دارد.
فاش شدن رابطه خارج از ضابطه نیز خود مصیبتی دیگر است که همه انسان ها حتی افراد لاابالی از آن وحشت دارند. در همین جریان وقتی یوسف(ع) از دام زلیخا می گریزد و زلیخا صید را تعقیب می کند، به ناگاه با همسرش جلو درب اندرونی مواجه می گردد. در اینجا زلیخا هم به زشتی اقدام خود اعتراف دارد و نمی خواهد در حضور دیگران از جمله همسرش رسوا شود لذا فوری به دروغ متوسل می شود و یوسف(ع) را تجاوزگر معرفی می کند و از همسرش کیفر او را خواستار می گردد.
رسوا شدن نیز او را از تلاش برای توجیه و منطقی جلوه دادن عمل خلاف عرفش باز نمی دارد. گرچه در نزد رفقای اشرافی اش به کامجویی غلط رسوا شده ولی در صدد اثبات بی گناهی خودش بر آمده و با ترتیب دادن جلسه ای، جمال یوسف(ع) را به رقبای اشرافی اش می نمایاند و اعلام می کند آیا اگر من در مقابل عشق به چنین ماهپاره ای ذلیل شوم و آبرو و شخصیت و جایگاه خویش را نادیده بگیرم و از او کام بخواهم، بیجا است؟!
البته در این مجلس چون حاضران رقبا، رفیقان و همپالکی هایش هستند، به عمل خلاف خود اعتراف می کند و آن را توجیه می نماید ولی در مقابل همسر و غیر همپالکی هایش همچنان مدعی پاکدامنی و بر تجاوزگری یوسف(ع) پافشاری دارد.
او فقط در آخر کار، در جلسه محاکمه نزد پادشاه مصر، زمانی که همه قراین، فریادگر پاکدامنی یوسف(ع) و تخلف اوست و همپالکی هایش هم به گناهکاری او و خودشان اقرار کرده اند، به خلاف خود و پاکدامنی یوسف(ع) اعتراف می کند زیرا هیچ امیدی در انکار و دروغ گویی نمی بیند بلکه در آن مجلس، انکار را به ضرر خود می بیند و احتمال خشم پادشاه و کیفر او در صورت انکار وی بیشتر است.(1)
در اینجا زوایای داستان رابطه غلط زلیخا را بازگو کردیم تا توجه دهیم که چنین رابطه هایی حتی اگر آسان و کم مؤونه باشد، ولی چون با تشویش و خوف و هراس همراه است، نمی تواند اقناع کننده نیاز شخص و آرامش بخش به روح و روان فرد باشد. بنابراین همان گونه که در مَثَل عنوان آمد، باید از راه صحیح رفت هر چند راهی طولانی تر و هزینه دارتر باشد و باید بیراهه ها را رها کرد هر چند کوتاه و کم هزینه باشند.
آرامش روحی و اقناع کامل غریزی فقط از طریق ازدواج و ارتباط صحیح دو زوج ممکن است و هیچ ارتباط غلطی نمی تواند برطرف کننده این نیاز باشد و آرامش روحی برای فرد به ارمغان بیاورد.
در ازدواج است که بدنامی و رسوایی نزد هیچ کس بار نمی آورد. چنین رابطه صحیحی هم، باعث آرامش و اقناع نیاز دو زوج است و هم، سبب آسایش و راحتی خود و خانواده هایشان و هم، سبب به خاک مالیده شدن بینی شیطان و همه شیطان صفتانی که در پی فاسد کردن آنهایند.
چنین ارتباط صحیحی است که بزرگ ترین عمل صالح به حساب می آید و رضایت، رحمت و برکت خدا را در پی دارد و باعث عزا گرفتن و خون به دل شدن شیطان و شیطان صفتان می گردد زیرا دو زوج با این ارتباط صحیح از انحراف و فساد مصون شده اند و شیطان ها از گمراه کردن آن دو و به زحمت انداختن آنها و خانواده هایشان مأیوس شده و باید دام و دانه برچینند و بساط گمراه گری خود را جمع نمایند. چنین ارتباط صحیحی است که به تشکیل خانواده و تولد فرزندان سالم و صالح می انجامد و تداوم صحیح نسل ها را تضمین می کند.
عصاره سخن این بود که: خواهر گرامی و برادر محترم، نمی توانی به رابطه های غلط امید بندی و متمایل شوی که این رابطه ها گرچه دورادور زیبا جلوه می کنند ولی با دلهره و اضطراب و تشویش های فراوان همراهند و پشیمانی طولانی در پی دارند و آرامش زا نیستند گرچه کم هزینه و در دسترس باشند. راه صحیح و ایمن و مطمئن را نباید رها کرد و بیراهه های نامطمئن، هراسناک و اضطراب زا را در پیش گرفت.
دوستان همراهی که ازدواج نکرده اید، بهترین راه رسیدن به آرامش روحی، ازدواج است. با ازدواج شما از تنهایی نجات می یابید. یک سنگ صبور و همراز پیدا می کنید تا درد دل های خود را با وی در میان نهید و از پشتیبانی روحی ـ روانی وی برخوردار گردید. کسی را می یابید که منتظر شما باشد و به شما عشق ورزد و حاضر باشد برای شما هستی خود را فدا کند. می توانید از همسرتان صاحب فرزندانی شوید که گل های معطر زندگی شما باشند و ... . همه اینها به شرط آن است که با امید به خدا و برای رضای او و مطابق دستورالعمل های اولیای او قدم بردارید.
وارسی و پالایش انگیزه ها
جوانی که در پی یافتن همسر مناسب هستی، لحظاتی به وارسی انگیزه هایت بپرداز. برای چه می خواهی ازدواج کنی؟ چرا فلان دختر یا پسر را برگزیده ای؟ آیا فقط برای رسیدن به لذت و کامجویی است؟ آیا چون آن دختر یا پسر از خانواده سرشناس و ثروتمندی است، چشم تو را گرفته؟ شاید ازدواج با او برای تو نام و افتخار اجتماعی در پی دارد؟ ممکن است زیبایی خارق العاده آن دختر تو را مسحور کرده است؟ شاید عنوان و منصب اجتماعی پسر، شما را گرفته است؟ یا ...؟
یا شاید در عالم تجرد، خود را مستعد برای پذیرش وسوسه های شیطانی می یابی و برای یافتن همسری همراه که تو را در پیمودن مسیر بندگی یاور باشد و کانون گرم اُنسی برایت ایجاد کند، ازدواج می کنی؟ شاید اجابت امر خدا و رسول تو را وا داشته دنبال همسری همراه و همفکر باشی زیرا خدا و پیامبرش از کسانی که با داشتن امکانات کافی، مجرد زندگی می کنند، راضی نیستند و پیامبرش اعلام فرموده:
زناشویی از سنّت من است و هر کس از سنّت من روی بگرداند، از [امت[ من نیست.(2)
ای عزیز، شاید می خواهی با ازدواج صاحب فرزندی صالح شوی و بر شمار موحّدان زمین و امت رسول خدا بیفزایی تا آن فرزند، نور چشم تو و باقیات صالحات تو باشد؟
انگیزه تو هر چه باشد در انتخابت تأثیر بسزا دارد. آنکه دنبال ازدواج با همسری ثروتمند است، ملاک های دیگر برایش رنگ می بازد و آنکه دنبال یافتن همسری همراه برای پیمودن راه خداست، دنبال کسی می گردد که صلاحیت لازم برای این همراهی و یاوری را داشته باشد. برای اولی، دیندار بودن، عفیف بودن، عالم بودن، اصالت خانوادگی داشتن و ... مهم نیست فقط مهم این است که همسرش ثروت فراوان داشته باشد که در این صورت بی عفتی، بداخلاقی، جهالت و رذالت او بی اهمیت می نماید و برای دومی، ثروتمند بودن، انتساب به خانواده سرشناس و مانند آن مهم نیست بلکه مهم دیندار بودن، عفیف بودن و فهیم بودن همسرش است.
خواهر و برادر محترم، وقتی انگیزه هایت را واکاوی کردی، اگر انگیزه هایت رنگ خدایی دارد و در راستای رضای خداست و در پی سعادت دنیا و آخرت هستی، تو را بشارت باد که مورد عنایت خدا هستی و به یاری خداوند به پیش برو و پی جویی کن و امیدوار باش که خواسته صحیح و منطقی ات اجابت خواهد شد و همسری مناسب و همراه خواهی یافت و اگر انگیزه هایت رنگ خدایی ندارد و رو به پستی و شهوترانی و حیوانی است، در همین ابتدا به تصحیح آنها اقدام کن. بدان که اگر به دنبال رضای خدا و در پی اطاعت از فرمان خدا و پیامبرش باشی، خداوند هم دنیا و آخرت تو را تضمین می کند و اما اگر خدا را وا نهاده و دنبال هوا و هوس هایت باشی، از عنایت خدا محروم خواهی شد و حداکثر در مدتی کوتاه به لذت هایی گذرا می رسی و بعد از آن با مصایب تلخ و کشنده ای روبه رو می گردی که زندگی ات را تیره و تار می کند. پیامبر اسلام فرمود:
خداوند بر خود واجب کرده است یاری و کمک کردن کسی را که خواهان ازدواج است تا همراهی برای طی مسیر بندگی پیدا کند.(3) و چنین همراهی نیز، طبعا فردی خداشناس، مؤمن، صالح و مقید به فرمان های دین و پای بند به ارزش های اخلاقی است.
در حدیث زیر دقت کن:
چرا مؤمن ازدواج نمی کند؟! زیرا با ازدواج ممکن است صاحب فرزندی شود که ذکر «لا اله الا اللّه » بر زبانش جاری گردد و با تلفظ به این ذکر شریف زمین را گرانبها کند(4)] که حامل یک تسبیح گوی خداست.]
این احادیث ما را به پالایش نیت هایمان دعوت می کند و نیت صحیح را به ما می آموزد.
نقل است که وقتی یوسف پیامبر(ع) در سرزمین مصر بعد از سال ها با برادر مادری اش مواجه شد و او را از احوال خود آگاه کرد و از وضع حال او سؤال کرد، متوجه شد که برادرش با وجودی که به فراق وی گرفتار بوده ولی ازدواج کرده است. این مطلب بر او گران آمد که برادر چگونه توانسته با وجود غم فراق ازدواج کند و لذا به اعتراض از او پرسید که چطور ازدواج کردی؟
برادرش جواب داد:
پدرم، یعقوب پیامبر، مرا به ازدواج فرمان داد و گفت: اگر می توانی ازدواج کن تا شاید فرزندی برایت متولد گردد که با تسبیح خدا بر زمین، آن را گرانبها کند.(5)
تکثیر و تعالی بخشی انگیزه ها
برادر و خواهر گرانقدر، یکی از عنایات خداوند به بندگانش این است که اگر نیت بد کنند، تا زمانی که برای تحقق آن نیت گام برندارند، برایشان گناهی ننویسد. مثلاً اگر فردی تصمیم به متلاشی کردن کانون خانوادگی مملو از صفایی کند، گرچه نیت او بد است و سزاوار نیست ولی تا زمانی که این نیت را عملی نکرده و برای تحقق آن قدمی برنداشته باشد، برایش گناهی نوشته نمی شود حالا این اقدام نکردن به خاطر پیدا شدن مانع باشد یا ناتوانی یا انصراف یا ... . اما برای نیت خیر مؤمن ارزش قائل شده و آن را به عنوان عمل خیر ثبت می کند و بدان پاداش می دهد. همین که فردی تصمیم بگیرد که کار خیری انجام دهد حتی اگر موفق به انجام آن هم نشود، باز هم ثوابی برایش منظور می کند. حتی آرزوی انجام کار نیک نیز به فضل خدا عمل صالح است و موجب ثواب و پاداش. چه نیکو است که از این سفره گسترده فضل و کرم خداوندی استفاده کنیم و علاوه بر پالایش نیت هایمان به تکثیر آنها نیز همت کنیم. یک مرد و زن برای ازدواج خود مناسب است نیت های متعدد ارزشمند کنند مثلاً دنبال همسری باشند وجیه، باجمال، مؤمن و عفیف تا با نگاه کردن به جمال او و از مؤانست و مجالست با وی لذت ببرند و از نگاه کردن به چهره زنان نامحرم و ناموس دیگران بی نیاز شوند و جمال آن زن به او آرامش دهد و برای انجام وظایف بندگی فارغ گرداند و هم آن زن برایش فرزندان صالحی بیاورد و ... .
تکثیر نیت های خوب و هم راستا از هنرهای صالحان است و از تقاضاهای اولیای خدا. این امام سجاد علیه السلام است که در دعای مکارم الاخلاق، خاضعانه از خداوند طلب می کند:
خدایا! به لطف خود نیت های خوب مرا زیاد گردان.(6)
مطلب دیگر، متعالی کردن نیت هاست. در اخلاق امروزی که توسط غربیان تبلیغ می شود و مؤثرترین اخلاق تلقی می گردد، معیار عمل فقط سود و لذت موجود در آن است. افراد به انجام اعمالی فرا خوانده می شوند که سود و لذت عاجل دنیوی در آن محسوس و مشهود باشد و هیچ گاه فردی را به انجام کاری برای سود آجل و اخروی دعوت نمی کنند زیرا سود عاجل نقد است و نفع آجل نسیه و به قول معروف «سیلی نقد به ز حلوای نسیه». گمان بعضی بر آن است که دین فقط به آخرت دعوت می کند و ترک دنیا و لذایذ دنیا مقدمه رسیدن به آخرت است در حالی که این گونه نیست. دین می خواهد دنیا را در راستای آخرت قرار دهد و به ما، رنگ الهی زدن به نیت ها و اعمال مان را بیاموزد. یک مبلّغ آگاه دینی هیچ گاه افراد را به ترک لذت مباح دعوت نمی کند بلکه اعلام می کند که ای انسان های مؤمن، لذت های غیر مباح و حرام را ترک کنید و راه ترک آن هم رفتن دنبال لذت مباح است اما دنبال لذت حلال و مباح رفتن دو گونه است؛ گاهی خود لذت مباح و حلال غایت و هدف نهایی است مثلاً جوانی دختر زیبایی را دیده و مسحور زیبایی او شده و رسیدن به آن جمال و لذت بردن از همنشینی، مؤانست و ازدواج با او، همه همّ و غم او شده است. او در ورای وصال به این محبوب هدف دیگری ندارد، اما گاهی همین جوان آن جمال و زیبایی را دیده و دلش بدان تمایل پیدا کرده است ولی به خود تلقین می کند و توجه می دهد که چه خوب است من با این صاحب جمال ازدواج کنم تا با دیدن جمال زیبای او و لذت بردن از آن از نگاه به جمال زنان بیگانه و ناموس دیگران بی نیاز شوم و علاوه بر آن، این جمال را آیینه جمال حق تعالی قرار دهم و از این آیت حُسن به زیبایی خالق آن پی برم. به عبارت دیگر در اخلاق دنیایی غربی هدف و غایت همان نور دنیایی است ولی دین به ما یاد می دهد که غایت را روی عدد صد ببریم زیرا «چون که صد آمد نود هم پیش ماست». اخلاق دینی لذت بردن را نهی نمی کند و آن را نفی نمی نماید بلکه یاد می دهد که فرد چگونه این لذت بردن را در ضمن و در راستای هدف بالاتری قرار بدهد تا علاوه بر رسیدن به لذت، عمل صالح آخرتی هم انجام داده باشد.
اینکه از بزرگانی نقل می شود که ادعا کرده اند ما در زندگی هیچ کار مباحی انجام نداده ایم معنایش این است که آنان خوردن، خوابیدن و دیگر کارهای خود را با اهداف غایی والاتری انجام می دادند که با توجه به آن اهداف والای نهایی، اعمال مباح شان مستحب می شد و این است معنای دعای امام سجاد(ع) که: «و انته بنیّتی الی احسن النیّات؛(7) نیت مرا به حد بهترین نیت ها بالا ببر».
ای خواهر و برادر گرامی، ازدواج و انتخاب همسر هم، می تواند در راستای اهداف الهی و والا باشد و در ضمنِ آن لذت بردن و کامجویی هم حاصل گردد و می تواند فقط برای کامجویی باشد. هنر مؤمن در این است که لذت بردن و کامجویی اش را در ضمن هدفی عالی قرار دهد و بر شما باد به این روش عمل کردن. البته اگر لذت مباح هم هدف و غایت باشد، مانعی ندارد و فرد گناه نکرده بلکه از نعمت خدا استفاده کرده و مأجور است، گرچه اجر او کمتر از اجر کسی است که این عمل را در راستای اهداف والاتر قرار می دهد و آن را به سطح مستحب یا واجب می رساند. این کلام خداوند از زبان مؤمنان به قارون است که ای قارون:
«و ابتغ فیما آتاک اللّه الدار الاخرة و لا تنسَ نصیبک من الدنیا؛
ای قارون، با این اموالی که خداوند به تو عطا فرموده آخرت را طلب کن و اسباب سعادت آخرت را فراهم آور و البته نصیب و بهره دنیایی ات را هم فراموش مکن.»(8)
بنابراین چه خوب است یاد بگیریم که لذت مباح را که غایتی متوسط است در راستای غایت های والاتر قرار دهیم و از لذت های غیر مباح چشم بپوشیم و با اقدام به ازدواج در گسترش پاکی و طهارت و سلامت در جامعه مؤثر گردیم.
ادامه دارد.
پی نوشتها:
1 ـ ر.ک، سوره یوسف، 53 ـ 23.
2 ـ مستدرک، ج14، ص153.
3 ـ نهج الفصاحه، ص294.
4 ـ وسایل الشیعه، ج14، ص3.
5 ـ کافی، ج5، ص329.
6 ـ صحیفه سجادیه، دعای بیستم.
7 ـ صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق، دعای بیستم.
8 ـ سوره قصص، آیه 77.
پدید آورنده : احمد حیدری


نوشته شده در   چهارشنبه 2 فروردين 1396    
PDF چاپ چاپ