پنجشنبه 27 تير 1398 | Thursday, 18 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395     |     کد : 34195

انتخاب ، نه اجبار (اصل ولایت پدر و جد پدری در امر ازدواج)

بزرگ ترین آرزوی والدین این است که دختر و پسر خود را در لباس عروس و دامادی ببینند و آنها را با خوبی و خوشی و دعای خیر به خانه بخت بفرستند. جوانان نیز امید و آرزو دارند که با ازدواج ، این پیوند مقدس آسمانی ، کانون گرم و پرمحبت برای خود تشکیل دهند و دعای خیر پدر و مادر و بزرگ ترها بدرقه راهشان باشد. اما گاهی اوقات والدین و یا حتی پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها ، حق انتخاب را از جوانان سلب و آنان را مجبور به ازدواج با فرد مورد نظر خود می کنند که ...

انتخاب ، نه اجبار (اصل ولایت پدر و جد پدری در امر ازدواج)
بزرگ ترین آرزوی والدین این است که دختر و پسر خود را در لباس عروس و دامادی ببینند و آنها را با خوبی و خوشی و دعای خیر به خانه بخت بفرستند. جوانان نیز امید و آرزو دارند که با ازدواج ، این پیوند مقدس آسمانی ، کانون گرم و پرمحبت برای خود تشکیل دهند و دعای خیر پدر و مادر و بزرگ ترها بدرقه راهشان باشد. اما گاهی اوقات والدین و یا حتی پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها ، حق انتخاب را از جوانان سلب و آنان را مجبور به ازدواج با فرد مورد نظر خود می کنند که این مسئله باعث بروز مشکلاتی بین پدر و مادر و فرزندان می گردد و حتی خوشبختی و سعادت زندگی آینده آنها را به مخاطره می اندازد.
«سوده»، یکی از دوستان جوان مان که دانشجوی سال دوم رشته علوم سیاسی دانشگاه اصفهان می باشد، با بخش «سنگ صبور» دختران بهار این طور درد دل می کند:
«پنج سال بیشتر نداشتم که پدرم را از دست دادم. در این سال ها مادرم به سختی و زحمت وسایل رفاه من و برادرم را تأمین کرده است. مادرم با خیاطی در یک تولیدی (به صورت دو شیفت) کاری کرد که من و برادرم هیچ وقت کمبود پدرمان را احساس نکنیم و از نظر مادی هیچ چیز از دوستان مان کم نداشته باشیم. الان من به لطف خدا و کمک های دلسوزانه مادرم دانشجوی سال دوم هستم. اخیرا یکی از همکلاسی هایم که فرزند شهید می باشد و فرد کاملاً محجوب و متین و باایمانی است، توسط مادرش از من خواستگاری کرده است. مادرم جهت احترام و مشورت، موضوع را با پدربزرگم (پدر پدرم) در میان گذاشته است. اما پدربزرگم که در این چند سال چندان احوالی از ما نمی پرسید و از اوضاع و امور مادی خانه ما و سختی هایی که مادرم متحمل شده است، خبری نداشت؛ به شدت با این قضیه مخالفت کرده و گفته که من را برای پسرعمویم در نظر دارد و به خاطر همین، پدربزرگم، عمویم را فورا از کرج برای خواستگاری به خانه ما فرستاده است. من هیچ امتیاز مثبتی در پسرعمویم نمی بینم. یک فرد کاملاً بی مسئولیت و بی اراده که تمام دلخوشی اش به دارایی و ثروت پدرش می باشد. الان من مانده ام که چه کار بکنم. مادرم مرا در انتخاب آزاد گذاشته ولی پدربزرگم می گوید که ازدواج مرا با فرد دیگری غیر از پسرعمویت تأیید نمی کنم.»
اسلام ازدواج را پیوندی مقدس و آسمانی برای جوانان می داند، اما این مسئله را نیز در نظر دارد که در ازدواج نباید طرفین را مجبور به این امر مهم کرد چرا که از دیدگاه اسلام و معصومین(ع) ما توافق، شرط اساسی ازدواج است.
امام صادق(ع) به مردی که اظهار داشت کسی را برای ازدواج در نظر گرفته و پدر و مادرش شخص دیگری را برای او در نظر دارند، فرمود: «تزوّج التی هَوَیْتَ و اترکِ الّتی هوی ابواک؛ با آن کسی که خودت دوست می داری ازدواج کن و آن کس را که پدر و مادرت خواسته اند رها کن.» (مکارم الاخلاق طبرسی)
اما طبق قانون، دختری که به سن بلوغ می رسد و می خواهد ازدواج کند، باید اجازه پدر یا جد پدری (پدرِ پدر) را کسب کند، ولی در صورتی که پدر یا جد پدری با این قضیه مخالفت کردند، چه باید کرد؟ متأسفانه اکثر دختران در برخورد با این مسئله فکر می کنند که دیگر دنیا به آخر رسیده و همه چیز برای آنها تمام شده است. حتی گاهی فکر خودکشی، فرار از خانه و یا قهر و ستیز با والدین را در سر می پرورانند. بعضی از آنها هم سعی می کنند با برخوردهای غیر منطقی و تند و فیزیکی مسئله را فیصله بدهند.
در این موارد بهترین راه این می باشد که، جوانان سعی کنند ابتدا با ایجاد رابطه ای دوستانه و محبت آمیز بین خود و والدین، علت اصلی مخالفت آنها را با فرد مورد نظرشان جویا شوند و سپس هدف خود و علت انتخاب فرد مورد نظر را برای والدین بازگو نمایند و از آنها صلاحدید و مشورت بخواهند. اگر به تنهایی در این زمینه موفق نشدند از بزرگ ترها و افراد بانفوذ فامیل کمک بگیرند. نهایتا اگر پدر و یا جد پدری لجاجت بیهوده و غیر منطقی به خرج دادند، با توسل به قانون و دادگاه برای ازدواج خود اقدام نمایند.
طبق قانون، اگر پدر یا جد پدری زنده باشند ولی بی دلیل یا با دلایل نامعقول نسبت به ازدواج دختر با پسر مورد نظر وی مخالفت کنند، دختر می تواند با معرفی خواستگارش و اثبات اینکه علت مخالفت پدر و یا جد پدری ناموجه می باشد؛ با بیان شرایط و موقعیت فرد مورد نظر و مهریه تعیین شده از دادگاه خانواده، اجازه ازدواج کسب کند.
این مسئله در موردی هم که پدر یا جد پدری زنده باشند ولی از مکان حضور آنها اطلاعی در دست نباشد و یا دریافت اجازه در موقع ازدواج دختر ممکن نباشد، نیز حاکم است.
به هر حال مصلحت قانون ما و دین اسلام با استقلال حقوقی دختر بالغه رشیده و قایل شدن شخصیت بیشتری برای او، سازگارتر است. مثلاً در جایی که پدر یا جد پدری بی جهت با ازدواج دختر مخالفت کند، شرط اجازه او ساقط می شود؛ اما اگر علت مخالفت آنها فساد و بی بند و باری، بیکاری، اعتیاد مرد و یا امثال آن باشد دادگاه این علت ها را موجه تشخیص می دهد که این امر نیز به مصلحت دختر و سعادت و خوشبختی آینده وی ختم می شود.
از طرفی اصل ولایت پدر و جد پدری در امر ازدواج دختران به این لحاظ می باشد که دختران پشتوانه ای محکم و قابل اعتماد داشته باشند. دختران جوان باید به والدین خویش حق بدهند که نگران آینده و زندگی آنها باشند. در جامعه ما تجربه و اطلاعات دختران اغلب از پسران کمتر است و از این رو ممکن است دختران جوان و بی تجربه فریب ظاهر متین و موقّر افراد را خورده و دستخوش هوسبازی مردان ناپاک بشوند و یا بدون اندیشه کافی و بررسی، بر خلاف مصلحت خود اقدام به ازدواجی نامناسب بکنند. لذا قانونگذار به حمایت آنها شتافته و اجازه پدر یا جد پدری را در مورد نکاح دختری که برای بار اول ازدواج می کند، لازم شمرده است.
با توجه به این موارد در مورد خواهر خوب مان «سوده» نیز می توان گفت اگر چه قانون این راه را برای دختری که در امر ازدواج با مخالفت پدر یا جد پدری روبه رو است، پیش بینی کرده، اما فرهنگ جامعه سنتی و اسلامی ما چندان ظرفیت پذیرش این گونه مسائل را ندارد. از طرفی در شأن و شایستگی شما نمی باشد که رو در روی جد پدری بایستید و احترام که حق طبیعی ایشان می باشد را در پناه و توسل به الفاظ قانون به باد فراموشی بسپارید. پس توصیه می شود که شما خواهر خوب به اتفاق مادرتان نزد پدربزرگ تان بروید و از باب احترام و مشورت خواهی نظرشان را شخصا جویا شوید. خصوصیات مثبت فرد مورد نظر را برای وی بازگو کنید و از او در مورد خصوصیات مثبت یک انتخاب بپرسید. از او راهنمایی بخواهید و ابراز دارید که در آغاز این راه نیازمند محبت و دعای خیر ایشان می باشید و ... مسلما برخوردی چنین شایسته و متین پدربزرگ شما را برای رضایت به امر ازدواج متقاعد خواهد ساخت. ان شاءاللّه . البته اگر ایشان رضایت به ازدواج با فرد مورد نظرتان را ندهد و شما نیز نخواهید بر اساس اجازه دادگاه اقدام کنید، ولی به هیچ وجه مجبور نیستید فرد مورد نظر ایشان را (در اینجا پسرعمویتان) بپذیرید و طبعا اگر فرد مورد نظر پدربزرگ تان، از نظر شما شایسته نباشد و یا به او علاقه ای نداشته باشید آن را نخواهید پذیرفت و کسی نیز نمی تواند شما را مجبور به پذیرش کند.
به امید یک زندگی شیرین و سرشار از موفقیت برای شما و همه جوانان عزیز.
پدید آورنده : زهره دهخدا


نوشته شده در   پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395    
PDF چاپ چاپ