پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398 - 20 شعبان 1440 - 25 آوریل 2019
اوقات شرعی 
 
شیفتگی از من یا او ؟
کد مطلب:33010
تاریخ مطلب:جمعه 17 مهر 1394
ب) آیا دختری که شیفته ما می شود، برای زندگی، بهتر است یا دختری که ما شیفته او می شویم ؟ در پاسخ به سوءال اول باید عرض کنیم که گرچه همه جوانان در نیاز به ارضای غریزه جنسی و ارضای نیازهای عاطفی، مشترک هستند، اما در نحوه ارضا و زمان ارضای آن همسان نیستند؛ زیرا از یک سو افراد از نظر جسمانی و روانی، تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند و از سوی دیگر، انگیزه ها و اهدافی که افراد در زندگی دارند نیز متفاوت است و به طور قطع ، تفاوت در انگیزه ها و اهداف نیز در نحوه و در زمان ...
شیفتگی از من یا او ؟
الف) آیا همه جوانان تا همسری یا محرمی برای خود نگرفته اند، دارای حالت های زیر هستند؟
1. دچار تشویش خاطرند.
2. به مادیات گرایش پیدا می کنند و تجمل گرا هستند.
3. نیاز به معروفیت، محبت و مهربانی دارند.
4. هر دختری را که می پسندند، می خواهند؛ در صورتی که بیش از یکی نمی توانند بگیرند.
5. خود را برتر از دیگران می بینند.
6. بر نگاهشان تسلط ندارند.
ب) آیا دختری که شیفته ما می شود، برای زندگی، بهتر است یا دختری که ما شیفته او می شویم؟
در پاسخ به سوءال اول باید عرض کنیم که گرچه همه جوانان در نیاز به ارضای غریزه جنسی و ارضای نیازهای عاطفی، مشترک هستند، اما در نحوه ارضا و زمان ارضای آن همسان نیستند؛ زیرا از یک سو افراد از نظر جسمانی و روانی، تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند و از سوی دیگر، انگیزه ها و اهدافی که افراد در زندگی دارند نیز متفاوت است و به طور قطع، تفاوت در انگیزه ها و اهداف نیز در نحوه و در زمان ارضای نیازهای عاطفی و جنسی بی تأثیر نیست. بنابراین، فردی ممکن است در آستانه جوانی به شدت احساس نیاز به همسر و زندگی مشترک داشته باشد؛ اما جوانی دیگر به دلیل عدم آمادگی جسمانی و روانی و همچنین شرایط محیطی با چند سال تأخیر این نیاز در او تشدید شود و علاوه بر این، مسئله تشویش و نگرانی نیز در انسان به ویژه جوانان عوامل متعددی دارد. برخی ممکن است عامل تشویش و نگرانی آنها مسئله ازدواج باشد؛ برخی دیگر به ادامه تحصیل و کارهای دیگر، مانند وضعیت شغلی و حرفه ای خود بیشتر می اندیشند و این گونه مسائل موجب نگرانی آنها می شود. مسائل اقتصادی، مشکلات خانوادگی، مسائل اخلاقی و ده ها مسئله دیگر نیز می تواند عامل نگرانی افراد شود. بنابراین، علت نگرانی در همه جوانان، فقط مسئله ازدواج نیست تا بگوییم با انتخاب همسری مناسب، شخص می تواند این نگرانی را برطرف کند. بنابراین، صحیح نیست که بگوییم همه جوانان تا زمانی که ازدواج نکرده اند، دچار تشویش و نگرانی هستند.
اما سوءال دوم شما این است که آیا همه جوانان گرایش به مادیات دارند و تجمل گرا هستند؟ در پاسخ به این سوءال نیز باید گفت که گرایش به مادیات و تجملات، یک امر ذاتی نیست که همه افراد این حالت را داشته باشند. گرایش های انسان به دنبال بینش های او شکل می گیرد و به عبارت دیگر، گرایش ها تحت تأثیر بینش ها و باورها و نیز نیازهای انسان هستند. بنابراین، افرادی ممکن است بر اساس بینش هایی که دارند، بیشتر به مادیات گرایش پیدا کنند و عده ای دیگر، بینش ها و باورهایشان گرایش به امور معنوی را اقتضا کند. آن چه مسلم است، این که همه دنبال کمال هستند و هر انسانی متناسب با باورها و بینش هایی که دارد، کمال را در دست یابی به چیزی می داند و گرایش های او به سمت آن مصداق خارجی سوق پیدا می کند. بنابراین، این طور نیست که جوانان همه گرایش به مادیات و تجملات داشته باشند؛ بلکه بسیاری از جوانان هستند که به تحصیل کمالات معنوی و جاودانه می اندیشند.
در واقع دو نوع کمال وجود دارد؛ کمال واقعی و کمال کاذب (کمال نما).
کمال واقعی آن چیزی است که تأمین کننده نیاز واقعی انسان باشد. عالی ترین نیاز واقعی انسان، شکوفایی همه ظرفیت ها و استعدادهایی است که دست آفرینش در وجود او قرار داده است و در رأس همه این استعدادها، رسیدن به مقام قرب و رضوان الهی است. اگر گرایش های انسان به گونه ای هدایت شود که منجر به مقام قرب الهی شود، در حقیقت انسان به کمال واقعی خودش رسیده است و این مهم، وقتی قابل تحقق است که انسان لباس زیبای عبودیت را به تن کند و همه گرایش ها و انرژی های خود را در این مسیر هدایت کند. گاهی انسان ها به دلایل گوناگونی ممکن است کمال طلبی آنها محدود به تأمین نیازهای مادی شود و از نیازهای متعالی غفلت کنند. این جاست که گرایش های انسان در واقع از مسیر اصلی منحرف شده یا حداقل در اهداف مادی آن چنان غرق شده که هرگز به امور مهمی که به وجود انسان سعه واقعی می بخشد، غفلت می کند. در چنین مواردی گفته می شود که کمال کاذب جایگزین کمال واقعی شده است که در این صورت، خسارت بزرگ و جبران ناپذیری به انسان وارد می شود و او مشمول این سخن حق و آیه قرآن می شود که فرمود: «ان الانسان لفی خسر»؛1 زیرا در گرایش محض به مادیات در واقع تمام سرمایه های انسان که مهم ترین آنها عمر است، تلف می شود؛ بدون آن که انسان به اهداف بلند انسانی خود دست یابد. راه نجات از این خسران، ایمان و عمل صالح است؛ یعنی تحصیل باورهای صحیح از زندگی واقعی و کمال واقعی و عمل کردن در جهت دست یابی به آن کمال واقعی که قرب الهی است؛ «الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».2
در جواب سوءال سوم باید بگوییم که نیاز به محبت و مورد مهربانی قرار گرفتن، یکی از نیازهای عاطفی انسان هاست و همه انسان ها، دوست دارند که مورد مهر و محبت دیگران قرار گیرند و از طرفی نیز دوست دارند به دیگران مهر و محبت بورزند. این امر طبیعی است و اختصاص به قبل از ازدواج و یا بعد از آن ندارد؛ بلکه تا پایان عمر، این نیاز در انسان وجود دارد.
نیاز به محبت در هر مرحله ای از رشد عاطفی، به شکلی خاص تأمین می شود. در دوران کودکی، به ویژه دوران اولیه آن، تماس مستقیم کودک با مادر، نیاز به محبت را در کودک تأمین می کند. در مرحله دوم کودکی، این نیاز در قالب توجه اطرافیان، به ویژه والدین، به کودک تأمین می شود؛ یعنی دیگر با صِرف تماس، نمی توان به کودک محبت کرد و باید به او توجه بیشتری کرد و اعمالی که او انجام می دهد و مهارت هایی که او به دست آورده است، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. در دوره نوجوانی، محبت شکل دیگری پیدا می کند. در این جا اگر مورد مشورت خانواده قرار بگیرد و از رفتارهای تحکم آمیز نسبت به او اجتناب شود و در فرآیند دست یابی به استقلال یاری شود و از سنگ اندازی در جلوی او اجتناب شود، نیاز به محبت در او ارضا می شود. در دوره جوانی دیگر هیچ کدام از آن کارهایی که گفته شد، این نیاز را تأمین نمی کند. در این مرحله، او می خواهد نیاز به محبت را در قالب زندگی مشترک تأمین کند. در این دوره، داشتن همسر مناسب و هم کفو، می تواند به این نیاز عاطفی او پاسخ دهد و در عین حال، نیاز عاطفی خودش را نیز تأمین کند.
نیاز به محبت در آخرین مراحل زندگی، یعنی دوران سال خوردگی، با احترام گذاشتن به شخص ارضا می شود. تکریم و احترام به بزرگ سالان و کمک به آنها در انجام کارهایشان، نه تنها نیاز به محبت را در آنها ارضا می کند، بلکه یک حالت رضامندی از زندگی را برای آنها به ارمغان می آورد و باعث سلامت روانی آنها می شود تا این که آنها با حالتی خوشایند و با رضایت، آخرین دوره زندگی خود را طی کنند.
جواب سوءال چهارم این است که تمایل به جنس مخالف، به ویژه در زمان تجرد و قبل از ازدواج، امری طبیعی است و هر انسانی در شرایط عادی تمایل به جنس مخالف دارد و علت اصلی آن نیز نیاز او به ارضای غریزه جنسی و سایر نیازهای عاطفی است؛ اما همان طور که در سایر امور و در ارضای سایر نیازها، انسان باید هنجارهای اجتماعی و اصول اخلاقی و قوانین حاکم بر جامعه را بپذیرد و برای تأمین نیازهای خودش در چارچوب قانون و شرع عمل کند، در ارضای غریزه جنسی نیز باید در چارچوب شرع عمل نموده، این نیاز را مانند سایر نیازها از طریق صحیح و منطقی، یعنی از دواج ارضا کند.
جواب سوءال پنجم شما این است که خود برتربینی و تکبر، یک صفت ناپسند اخلاقی است و این صفت، مانند سایر صفات ناپسند اخلاقی (مانند حسادت، دروغ گویی) و... به تدریج ـ بر اثر عدم رعایت اصول اخلاقی ـ در انسان به وجود می آید و هر فردی اصول اخلاقی را رعایت نکند، ممکن است مبتلا به این ویژگی های ناپسند اخلاقی شود که یکی از آنها تکبر و خود برتربینی است. ممکن است مقصود شما کمال طلبی باشد که اگر چنین چیزی را در نظر دارید، باید گفت که بله، هر انسانی کمال طلب است و دوست دارد به کمالات عالی دست یابد و در این مسیر، از همه پیش بگیرد و این امری طبیعی است و هیچ گونه اشکالی ندارد.
جواب سوءال ششم نیز این است که چشم چرانی و نگاه هرز به دیگران، یک صفت ناپسند اخلاقی است که بر اثر عدم کنترل نگاه، به تدریج در افراد به وجود می آید. بنابراین، هر فردی که نگاه خود را کنترل نکند، ممکن است دچار این مشکل اخلاقی شود؛ ولی این طور نیست که همه جوانان دچار این مشکل باشند و نگاهشان را کنترل نکنند؛ بلکه بسیاری از افراد، از جمله جوانان هستند که بر اساس تربیت های دینی و خانوادگی و با تقویت اراده شان، نگاهشان تحت کنترل آنهاست و مبتلا به این بیماری اخلاقی نیستند.
ب) اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان که فرمودید: آیا دختری که شیفته ما می شود برای زندگی بهتر است یا دختری که ما شیفته او می شویم؟باید به عرضتان برسانیم که هیچ کدام ملاک زندگی بهتر نیست؛ زیرا این علایق اولیه و تمایل به جنس مخالف، امری غریزی است و اگر ملاک برای انتخاب همسر، صرفاً این علایق جنسی باشد ـ اعم از این که این شیفتگی از طرف پسر باشد یا دختر ـ هرگز تضمین کننده زندگی سعادت مندانه نیست؛ بلکه شیفتگی پس از ازدواج، حسن سلوک و ایجاد ارتباط عاطفی مثبت بایکدیگر، ارزش مند و موجب آرامش در زندگی و بقا و استمرار است.
بر اساس معیارهای صحیح، داشتن روابط دوستانه، عاطفی و صادقانه زوجین در زندگی مشترک، تا حدود زیادی در داشتن زندگی بهتر و سعادت مندانه نقش دارد. اگر علایق ابتدایی پسر و دختر پایدار بماند و بعد از شروع زندگی مشترک استمرار داشته باشد، در استحکام خانواده و زندگی زناشویی نقش موءثری دارد.
پی نوشت
1. عصر (103) آیه 2.
2. عصر (103) آیه 3.
ابوالقاسم بشیری
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   جمعه 17 مهر 1394  ساعت  10   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید