يکشنبه 30 تير 1398 | Sunday, 21 July 2019
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 24 شهريور 1392     |     کد : 24664

9) ضرب المثلهای ایرانی با حروف ک ، گ ، ل

كاچي بهتر از هيچي است / كار از محكم كاري عيب نميكنه / كار بوزينه نيست نجاري / كار خر و خوردن يابو / كارد، دسته خودشو نمي بره / كار نباشه زرنگه / كار، نشد نداره / كار هر بز نيست خرمن كوفتن ؛ گاو نر ميخواهد و مرد كهن / كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب /

9) ضرب المثلهای ایرانی با حروف ک ، گ ، ل
كاچي بهتر از هيچي است
كار از محكم كاري عيب نميكنه
كار بوزينه نيست نجاري
كار خر و خوردن يابو
كارد، دسته خودشو نمي بره
كار نباشه زرنگه
كار، نشد نداره
كار هر بز نيست خرمن كوفتن ؛ گاو نر ميخواهد و مرد كهن
كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب
كاسه گرمتر از آش
كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد
كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده
كاشكي را كاشتند سبز نشد
كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد
كافر همه را بكيش خود پندارد
كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته
كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده
كاه پيش سگ، استخوان پيش خر
كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه
كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد
كباب پخته نگردد مگر به گرديدن
كبكش خروس ميخونه
كپه هم با فعله است ؟
كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه
كج ميگه اما رج ميگه
كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد
كچل نشو كه همه كچلي بخت نداره
كچليش، كم آوازش
كدخدا را ببين ، ده را بچاپ
كرايه نشين، خوش نشينه
كرم داران عالم را درم نيست ؛ درم داران عالم را كرم نيست
كرم درخت از خود درخته
كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نميآئي ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نيز بيرون آيم ؟
كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! " هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار " حافظ "
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه
كسي را در قبر ديگري نمي گذارند
كسي كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نميشه
كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره
كسي كه را مادرش زنا كنه، با ديگران چها كنه
كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه
كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه
كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد
كفاف كي دهد اين باده بمستي ما ؛ خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما
كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟
كفتر صناري، ياكريم نميخونه
كفتر چاهي جاش توي چاهه
كفشات جفت ، حرفات مفت
كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه
كفگيرش به ته ديگ خورده
كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت
كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد
كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما
كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما
كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت
كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم
كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه
كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي
كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره
كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود
كلفتي نون را بگير و نازكي كار را
كلوخ انداز را پاداش سنگ است ؛ جواب است اي برادر اين نه جنگ است
كله اش بوي قرمه سبزي ميده
كله پز برخاست سگ جايش شنست
كله گنجشكي خورده
كمال همنشين در من اثر كرد ؛ وگر نه من همان خاكم كه هستم . "سعدي"
كم بخور هميشه بخور
كمم گيري كمت گيرم - نمرده ماتمت گيرم
كنار گود نشسته ميگه لنگش كن
كند همجنس با همجنس پرواز ! " كبوتر با كبوتر باز با باز ... "
كنگر خورده لنگر انداخته
كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا
كور خود و بيناي مردم
كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه
كور را چه به شب نشيني
كور كور را ميجوره آب گودال را
كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست
كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد
كوزه خالي، زود از لب بام ميافته
كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره
كوزه نو آب خنك داره
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره
كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد
كوسه و ريش پهن
كو فرصت ؟
كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه
كوه ، موش زائيده!
گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه
گاو پيشاني سفيده
گاوش زائيده
گاو نه من شير
گاه باشد كه كودك نادان ؛ بغلط بر هدف زند تيري
گاهي از سوراخ سوزن تو ميره گاهي هم از دروازه تو نميره
گدارو كه رو بدي صاحبخونه ميشه
نرمي ز حد مبر كه چو دندان مار ريخت ؛ هر طفل ني سوار كند تازيانه اش! "صائب"
گذر پوست به دباغخانه ميافته
گر بدولت برسي مست نگردي مردي
گر بري گوش و گر زني دمبم ؛ بنده از جاي خود نمي جنبم
گربه براي رضاي خدا موش نميگيره
گربه تنبل را موش طبابت ميكنه
گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده
گربه را دم حجله بايد كشت
گربه را اگر در اطاق حبس كني پنجه بروت ميزنه
گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشيد روش
گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميكنه
گربه شب سموره
گربه شير است در گرفتن موش ؛ ليك موش است در مصاف پلنگ
گربه مسكين اگر پر داشتي ؛ تخم گنجشك از زمين بر داشتي
گر تو بهتر ميزني بستان بزن
گر تو قرآن بدين نمط خواني ؛ ببري رونق مسلماني را ! ‌" سعدي"
گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را ! " در كوي نيكنامي ما را گذر ندادند ... " "حافظ"
گر جمله كائنات كافر گردند ؛ بر دامن كرياش ننشيند گرد
گر حكم شود كه مست گيرند ؛ درشهرهر آنچه هست گيرند
گر در همه دهر يك سر نيشتر است ؛ بر پاي كسي رود كه از همه درويشتر است!
گر در يمني چو با مني پيش مني ؛ ور پيش مني چو بي مني در يمني
گرد نام پدر چه ميگردي ؟ ؛ پدر خويش باش اگر مردي ! ‌" سعدي"
گرز به خورند پهلوون
گر زمين و زمان بهم دوزي ؛ ندهندت زياده از روزي
گر صبر كني ز غوره حلوا سازيم
گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟
گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده
گرهي كه با دست باز ميشه نبايد با دندان باز كرد
گفت پيغمبر كه چون كوبي دري ؛ عاقبت زآن در برون آيد سري
گفت : چشم تنگ دنيا دار را ؛ يا قناعت پر كند يا خاك گور !‌" سعدي"
گفت : چشم تنگ دنيا دار را ؛ يا قناعت پر كند يا خاك گور !‌" سعدي"
گفت : خونه قاضي عروسيست .گفت: بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند. گفت : بمن چه ؟
گفت : استاد! شاگردان از تو نميترسند. گفت : منهم از شاگردها نميترسم
گفتند : خرس تخم ميذاره يا بچه ؟ گفت : از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد!
گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند.گفت :حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند
گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه
گفت : نوري خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوري دخترش هم خونه است.گفت: نور علي نور
گل زن و شوهر را از يك تغار برداشته اند
گله گيهات بسرم ايشالاه عروسي پسرم
گنج بي مار و گل بي خار نيست ؛ شادي بي غم در اين بازار نيست ! ‌" مولوي"
گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالي را قبول نداره
گنجشك با باز پريد افتاد و ماتحتش دريد
گنجشك با زاغ زوغش بيست تاش يه قرونه، گاو ميش يكيش صد تومنه
گندم از گندم برويد جو ز جو ! "‌ از مكافات عمل غافل نشو ... " ‌" مولوي"
گندم خورديم از بهشت بيرونمان كردند
گوساله بسته را ميزنه
گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه
گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ؛ آنچه البته بجائي نرسد فريادست! " يغماي جندقي"
گوشت جوان لب طاقچه است
گوشت را از ناخن نميشه جدا كرد
گوشت را از بغل گاو بايد بريد
گوشت رانم را ميخورم منت قصاب رو نميكشم
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض ؛ ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود! "حافظ"
گه جن خورده
گيرم پدر تو بود فاضل ؛ از فضل پدر تو را چه حاصل ! "نظامي"
گيرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار ؛ كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست! "خاقاني "
گيسش را توي آسيا سفيد نكرده!
لاف در غريبي، گوز در بازار مسگرها
لالائي ميدوني چرا خوابت نميبره
لب بود كه دندون اومد
لر اگر ببازار نره بازار ميگنده
لقمان حكيم را گفتند : ادب از كه آموختي ؟ گفت : از بي ادبان !" گلستان سعدي"
لگد به گور حاتم زده
لوله نگش آب ميگيره
ليلي را از چشم مجنون بايد ديد!


نوشته شده در   يکشنبه 24 شهريور 1392    
PDF چاپ چاپ