جمعه 23 آذر 1397 - 07 ربيع الثاني 1440 - 14 دسامبر 2018
اوقات شرعی 
 
حوادث روز چهاردهم محرم الحرام
کد مطلب:4510
تاریخ مطلب:چهارشنبه 6 آبان 1394
- ابن زياد / به يزيد نامه نوشت و جريان كربلا را گزارش داد 61 قمرى و سؤ ال نمود با سرهاى بريده و اسراء چه كند. با ابن زیاد بیشتر آشنا شویم / آل اميّه / آل زياد / از جمله گروههايى كه به اسلام ضربه بسيار زده اند و در زيارت عاشورا مورد لعنت اند، ((آل زياد))ند (وَالعَنْ ... آلَ زيادٍ وَ آلَ مَروانَ اِلى يَومِ القِيامَةِ). نسل ناپاك ((زياد))، دستشان به خون عترت پيامبر آميخته است . عبيداللّه بن زياد كه والى كوفه و بصره بود و امام حسين عليه السّلام را در كربلا كشت ، فرزند همين زياد است . ...
حوادث روز چهاردهم محرم الحرام
1- ظهور دولت ساسانيّه
كه اول ايشان اردشير بابكان پسر بابك بن ساسان اصغر است كه او هم به ساسان بن بهمن بن اسفنديار مى رسد.
2- ابن زياد
به يزيد نامه نوشت و جريان كربلا را گزارش داد 61 قمرى و سؤ ال نمود با سرهاى بريده و اسراء چه كند.
با ابن زیاد بیشتر آشنا شویم
آل اميّه
آل زياد
از جمله گروههايى كه به اسلام ضربه بسيار زده اند و در زيارت عاشورا مورد لعنت اند، ((آل زياد))ند (وَالعَنْ ... آلَ زيادٍ وَ آلَ مَروانَ اِلى يَومِ القِيامَةِ). نسل ناپاك ((زياد))، دستشان به خون عترت پيامبر آميخته است . عبيداللّه بن زياد كه والى كوفه و بصره بود و امام حسين عليه السّلام را در كربلا كشت ، فرزند همين زياد است . مادر زياد، سميّه نام داشت ، از زنان زناكار صاحب پرچم . زياد از طريق آميزش نامشروع و زنا توسّط غلام سميّه به نام ((عبيد ثقفى )) به دنيا آمد. زياد را زيادبن عبيد مى گفتند. از بدعتهاى معاويه ، آن بود كه برخلاف حكم پيامبر، اين زنازاده را به دودمان بنى اميّه ملحق ساخت و از آن پس او را ((زيادبن ابى سفيان )) مى گفتند.(28) اين موضوع كه به ((مساءله استلحاق )) معروف است ، در سال 44 هجرى انجام گرفت و مورد اعتراض بسيارى از بزرگان از جمله سيدالشهدا بود كه در نامه اش به معاويه ، اين كار را در رديف كشتن حجربن عدى و عمروبن حمق ، آورده (29) و او را نكوهش ‍ كرده است . پس از انقراض امويان ، مردم زياد را به اسم مادرش سميّه يا به نام پدرى ناشناخته ، زيادبن ابيه (زياد، پسر پدرش ) مى خواندند.(30)
امام حسين عليه السّلام روز عاشورا در يكى از خطبه هايش جمله ((اَلا وَ اِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ ...)) دارد، كه اشاره به ناپاك زادگى ابن زياد و پدرش زياد است كه هر دو نسبى پست و آلوده داشتند و عبيداللّه هم از كنيز زناكارى به نام مرجانه به دنيا آمده بود و به ((ابن مرجانه )) مشهور بود. حاكميت يافتن كسى چون پسر زياد، فاجعه اى بود كه عزّت و كرامت مسلمين و عرب را نابود كرد. زيدبن ارقم وقتى در كوفه شاهد آن بود كه ابن زياد بر لبهاى سربريده ابا عبداللّه عليه السّلام مى زند، گريه كنان و با اعتراض برخاست و از مجلس بيرون آمد و مى گفت : اى جماعت عرب ! از اين پس ‍ برده شده ايد. پسر فاطمه را كشته و پسر مرجانه را به امارت پذيرفته ايد ...(31) در همان ايّام ، آل زياد بعنوان گروهى فاسد و شيطانى به شمار مى رفتند. حتّى يكى از شهداى كربلا به نام مالك بن انس مالكى يا انس بن حارث كاهلى رجزى در ميدان مى خواند كه ، يكى از ابيات آن چنين بود:
آلُ عَلي شيعَةُ الرَّحمانِ
آلُ زيادٍ شيعَةُ الشَّيطانِ(32)
آل زياد، طبق روايات ، دلهايى مسخ شده ، دودمانى ننگين و مورد خشم بودند و روز عاشورا را به خاطر كشته شدن حسين بن على ، مبارك دانسته و به شادمانى روزه مى گرفتند.(33) نيز ((آل زياد)) نام سلسله اى از خلفاست كه از نسل زيادبن ابيه بودند و از سال 204 تا 409 هجرى بر يمن حكومت كردند. آغاز حكومتشان از زمان هارون الرشيد بود و ماءموريّتشان سركوبى علويان آن ديار.(34)
اسب تاختن بر بدن امام عليه السّلام
از جنايتهاى فجيع سپاه كوفه ، اسب تاختن بر جسد مطهّر سيدالشهدا عليه السّلام پس ‍ از شهادت آن حضرت بود. ابن زياد در پى تحريك شمر، در پاسخ نامه عمر سعد از جبهه كربلا كه نامه اى مسالمت آميز بود، نامه اى تند به عمر سعد نوشت كه تو را براى مماشات و سازش و... نفر ستاده ايم . اگر حسين و يارانش تسليم شدند، پيش من بفرست و گرنه بر آنان بتاز تا آنها را كشته و مُثله كنى كه شايسته آنند. اگر حسين كشته شد، بر پيكرش (بر سينه و پشتش ) اسب بتاز... اگر اجراى فرمان كردى پاداش مطيعان را خواهى يافت و گرنه ، كناره بگير و سپاه را به شمر واگذار. شمر نامه را به كربلا آورد و تسليم عمر سعد كرد.(74)
عصر عاشورا، پس از شهادت سيد الشهدا و غارت خيمه ها، عمر سعد گفت : داوطلب اسب تاختن بر پيكر حسين بن على عليهما السّلام كيست ؟ ده نفر داوطلب شدند و با سم اسبها بر سينه و پشت امام تاختند. پيكر امام زير سم اسبها له شد. اين ده نفر خبيث عبارت بودند از: اسحاق بن حويّه ، اخنس بن مرثد، حُكيم بن طفيل ، عمروبن صبيح ، رجاءبن مُنقذ، سالم بن خيثمه ، واحظبن ناعم ، صالح بن وهب ، هانى بن ثبيت و اُسيدبن مالك . سپس در كوفه ، اينان نزد ابن زياد آمدند و يكى از آنان (اُسيد) در بيان اين جنايت چنين سرود:
نَحْنُ رَضَضْنَا الصَّدْرَ بَعدَ الظَّهْرِ
بِكُلِّ يَعسُوبٍ شَديدَ الا سْرِ
و جايزه گرفتند. ابوعمرو زاهد مى گويد: به اين ده نفر نگاه كرديم ، همه زنازاده بودند. مختار وقتى قيام كرد همه آنان را گرفت و دست و پايشان را به زنجير بست و بر پشت آنان اسب تازاند تا مردند.(75)
28- الغدير ، ج 10 ، ص 218 .
29- معادن الحكمه ، محمدبن فيض كاشانى ، ج 2 ، ص 35 (چاپ جامعه مدرسين ) ، بحارالانوار ، ج 44 ، ص 212 .
30- الغدير ، ج 10 ، ص 218 .
31- بحارالانوار ، ج 45 ، ص 117 .
32- همان ، ص 25 ، (آل على پيروان خدايند و آل زياد پيروان شيطانند).
33- همان ، ص 95 .
34- ر . ك‍ : دائرة المعارف تشيع ، ج 1 .
74- كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 558 .
75- بحار الا نوار ، ج 45 ، ص 59 .
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   چهارشنبه 6 آبان 1394  ساعت  23   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید