شنبه 31 شهريور 1397 - 12 محرم 1440 - 22 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
زندگانی امام کاظم ع در یک نگاه
کد مطلب:6513
تاریخ مطلب:شنبه 13 آذر 1389
زندگانی امام کاظم ع در یک نگاه
زندگانی امام کاظم ع در یک نگاه
9) بحث کوتاهی در باره بَابُ الحَوایج ؛ اَبیِ الحَسَنِ الأَوَّل مُوسَی بنِ جَعفَرٍ امام هفتم ع
اسم آن بزرگوار موسی و لقب مشهور او کاظم ، عبد صالح ، عالم و باب الحَوایج ؛ و کنیه مشهور ایشان اَبُوالحَسَنِ الأَوَّلِ است . عمر آن بزرگوار تقریباً پنجاه و چهار سال بود . در هفتم صفر سال 128 هجری متولد شد . و در بیست و پنجم رجب سال 183 بدست سِندِیِ بنِ شاهِک و بدستور هارون الرشید لَعنَةُ اللهِ عَلَیهِ مسموم و بدرجه رفیع شهادت نایل گردید .
مدت امامت آن بزرگوار ، مثل پدر بزرگوارشان سی و چهار سال است ، و در این مدت غالباً یا زندان و یا در تبعید بوده است . آن حضرت در میان مردم نفوذ کامل داشت و همیشه در حال مبارزه با دشمن بود و دشمن نیز فوق العاده از ایشان بیمناک بود . دشمن از ترس می خواست ایشان را در سکوت بخاک بسپارد که پروردگار عالم چنین نخواست و آن بزرگوار با تجلیل خاصی بخاک سپرده شد . چنانچه موقع مرگ ، بسیاری از قُضّات و علما و بزرگان را جمع کردند تا شهادت دهند که حضرت بمرگ طبیعی از دنیا می رود ، ولی حضرت ، سخنان دروغ آنان را فاش فرمود .
القابی که برای موسی بن جعفر و همچنین برای سایر اهل بیت وجود دارد ، بی علت نیست و همه از عالم ملکوت تعیین شده است . بنابراین ما در باره موسی بن جعفر به تشریح اَلقَاب او اکتفا می کنیم :
موسی بن جعفر را کاظم گفتند ؛ زیرا آن بزرگوار ، صابر و حلیم بود و مصایب روزگار نتوانست او را از پا در آورد . در زیارت آن بزرگوار می خوانیم : « اَللَّهُمَّ عَلّی مُحَمَّدٍ وَ اَهلِ بَیتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ صَلِّ عَلی مُوسَی بنِ جَعفَرٍ وَصَیِّ الأَبرَارِ وَامَامِ الأَخیَارِ وَ عَیبَةِ الأَنوَارِ وَ وَارِثِ السَّکِینَةِ وَالوَقَارِ وَالحِکَبمِ وَالأتَارِ » یعنی ، ای خداوند ! درود بفرست بر پیامبر محمد بن عبدالله و اهل بیت معصوم او و درود بفرست بر موسی بن جعفر که وصی اوصیاء و پیشوای شیعه و محلِّ بروز صفات خداوند متعال و وارث سینت و وقار که در مصایب روزگار خود را نباخت – دین ، مردانگی ، شخصیت و آقایی خود را خفظ کرد – و وارث حکمتها و علمای اهل بیت است .
خلاصه سخن ، کاظم کاظِم ، است ؛ صابر است ؛ حلیم است ؛ سعه صدر دارد ؛ در طوفانها و در جزر و مدّ روزگار مثل کوه بر جاست و دشمن نمی تواند او را از پای در آورد . هارون الرشید خیلی مایل بود که موسی بن جعفر در مقابلش خضوع کند ؛ ولی با این آرزو به گور رفت .
ربیع می گوید : هارون مرا به زندان نزد موسی بن جعفر فرستاد و پیغام داد : می دانم بی گناهی ؛ ولی صلاح من و تو این است که در زندان باشی ! از این جهت هر غذایی که مایل باشید بفرمایید تا برای شما تهیه کنند .
ربیع می گوید با این پیغام ، یعنی با این حیله ، بزندان آمدم . حضرت به نماز بودند و من هر چه می خواستم صحبت کنم ، مشغول نماز دیگری می شد ؛ تا سر انجام در آخر یکی از نمازها پیغام را دادم . حضرت با کمال بی اعتنایی جمله ای فرمودند و مشغول نماز شدند . آن جمله چنین بود :
« لا حَاضِرَلیِ مَالٌ فَیَنفَعُنی وَلَم اُخلَق سَئُولاً » (دُرّ النّظیم ) ثروت ، نزد من نیست تا از آن بهره گیرم و خداوند مرا سائل حاجت خواه – خلق نکرده است . یعنی ما اهل بیت از کسی حاجت نمی خواهیم . ما شیعیان خود را امر کرده و می کنیم که سئوال بیجا ، سئوال برای پر شدن شکم ، و مصرفهای بیجا نکنند .
ربیع می گوید : هارون دفعه دیگر مرا پیش موسی بن جعفر فرستاد که بگویم : به گناه خود اقرار کنید تا شما را از زندان رها کنم . و بدانید هیچ کس جز من و شما نمی فهمد ؛ زیرا من قسم خورده ام تا شما اقرار به تقصیر نکنید ، رهایتان نکنم .
حضرت فرمودند : به هارون بگو هر روزی که بگذرد یک روز سخت از من و یک روز لذّت بخش از تو می گذرد . حاکم میان من و تو خدا است و چند روزی از عمر من باقی نمانده است . ربیع می گوید : جواب موسی بن جعفر ، برای هارون بقدری کوبنده بود که چند روز آثار غم و غصّه و شکست را در سیمای او می دیدم .
توضیح القاب آن حضرت :
1) عَبدِ صالح :

ما در توضیح این لقب به جمله ای از زیارت آن بزرگوار اکتفا می کنیم : « اَلصَّلاةُ مُوسَی بنِ جَعفَرِ اَلّدی کَانِ یُحییِ اللَّیلَ بِالسُّهَرِ اِلَی السَّهَرِ بِمُوَاصَلَةِ الأِستِغفَارِ حَلیفِ السَّجدَةِ الطَّویلَهِ وَالدَّمُوعِ الغَریزَةِ وَالمُنَاجَاتِ الکَثیِرَةِ وَالضَّرَاعَاتِ المُتَّصِلَةِ » درود بر موسی بن جعفر که زنده می داشت شب را همیشه تا سحر به استغفار همیشگی و سجده های طولانی و گریه های سرشار و مناجات بسیار و ناله های پی در پی ! .
راوی می گوید : موقعی که موسی بن جعفر در بغداد در تبعید بود ، هارون مرا بدنبال او فرستاد . موسی بن جعفر را در خرابه ای پیدا کردم که کوخی از لیف خرما در آن ساخته شده و موسی بن جعفر آنجا زندگی می کرد . غلامی در مقابل آن بزرگوار نشسته و با قیچی ، مواضع سجده ایشان را مقراض می کرد . آن بزرگوار از بس بسجده رفته بود ، مواضع سجده او پینه بسته بود .
یکی از مناجاتهای مشهور آن حضرت در زندان این است : « خدایا ! جای خلوتی را برای عبادت می خواستم ، شکر تو را که بمن عنایت فرمودی ! » .
2) و اما لقب عالِم برای موسی بن جعفر ع :
با توجه به اینکه عمر موسی بن جعفر ع در زندانها و تبعید ها گذشت و دشمن اسلام و انسانیت نگذاشت که مردم از علم موسی بن جعفر بهره گیری کنند ؛ ولی با این همه موسی بن جعفر ع توانست افرادی لایق ، و فقیه به عالم اسلام هدیه کند .
شیخ طوسی ره در معرفة الرّجال خود ، افرادی نظیر یونس بن عبدالرحمن ، صفوان ، بن یحیی ، محمد بن اَبی عُمَیر ، عبدالله بن مغیره ، حسن بن محبوب ، احمد بن اَبی نَصر ، و نظیر اینان را که از فقهای شیعه می باشند ، نام می برد که همه از اصحاب اِجماع هستند . موسی بن جعفر اصحابی چون علی بن یَقطین داشت که به تشیّع بسیار خدمت کرده است ، و موسی بن جعفر او را امر نموده بود که زیر پرچم ظلم (1) بماند ؛ چون او سمت وزارت هارون الرشید را داشت و موسی بن جعفر ع از او مواظبت کامل نمود . موسی بن جعفر در خود سازی و تهذیب نفس مواظب او بود ، در حفظ و حِراسَتِ او نیز کوشا بود .
ما به چند قضیه در این باره اشاره می کنیم :
1) ابراهیم جَمَّال که از شیعیان خوب است ، قصد زیارت موسی بن جعفر را کرد و به بغداد آمد تا علی بن یقطین را ملاقات کند ؛ ولی نتوانست او را ببیند ، س بمدینه باز گشت . موسی بن جعفر ع سراغ علی بن یقطین را از او گرفت ، ابراهیم قضیه خود را نقل کرد . همان سال علی بن یقطین مشرف شد تا خدمت موسی بن جعفر برسد و نصف شب بخانه موسی بن جعفر وارد شد . اما حضرت او را نپذیرفت . شب دوم و شب سوم هم پذیرفته نشد ؛ تا اینکه به گریه و التماس افتاد و می گفت : نمی دانم تقصیرم چیست ؟! حضرت او را پذیرفت و فرمود : تا ابراهیم جمّال از دستت راضی نشود ، از تو راضی نیستم . بالاخره بطور خرق عادت او را روانه کوفه کرد و او نصف شب درِ خانه ابراهیم را زد . چون ابراهیم را دید ، گریه کرد . التماس کرد که از من راضی باش ! حتی او را جَبراً وا داشت که پایش را روی صورت علی بن یقطین بگذارد . چون به مدینه باز گشت ، حضرت فرمودند از تو راضی شدم ، و این کار خاصّی بود برای تهذیب نفس که موسی بن جعفر ع به او عنایت فرمود:
2) هارون الرّشید یک پارچه قیمتی به علی بن یقطین جایزه داد . علی بن یقطین جامه را خدمت موسی بن جعفر فرستاد . حضرت پارچه را بر گردانید و فرمود : پارچه را معطّر کن و در جای محفوظی از آن نگهداری نما .
سعایت کاران ، قضیه را به هارون اطلاع دادند . روزی هارون پرسید : کجا است جامه ای را که بتو جایزه دادم ؟ چرا نمی پوشی ؟! علی بن یقطین گفت : چون هدیه شما بود ، آنرا معطر کردم و در جای محفوظی نگهداری می کنم ، و غلام خود را فرستاد تا پارچه را آورد .
هارون قسم خورد که از آن پس ، حرف دیگران را در باره او نپذیرد .
3) امام موسی بن جعفر ع دستور داده بود که علی بن یقطین در جاهای خلوت و دور از اَغیار ، طبق روش اهل سنت وضوء بسازد . به هارون گفته بودند که علی بن یقطین شیعه است و دلیل آن طرز وضوء گرفتن است . روزی هارون تصمیم گرفت که طرز وضوء گرفتن علی بن یقطین را ببیند . مخفیانه تماشاگر وضوء او شد و دید که او بروش اهل سنت وضوء می گیرد و کسی هم نزد او نیست . از این جهت یقین پیدا کرد که علی بن یقطین شیعه نیست ، و باز قسم خورد که حرف دیگران را در باره او باور نکند .  بعد ، موسی بن جعفر به او گفت از این به بعد ، بروش شیعه وضوء بگیرد .
موسی بن جعفر سلام الله علیه ، علاوه بر آن افرادی که شمرده شد و گفتیم که از اصحاب اجماع بوده اند ، افرادی دیگر که آنان نیز از بزرگان شیعه هستند و به مذهب تشیع فوق العاده خدمت نموده اند چون علی بن یقطین را به عالم تشیع هدیه فرمودند (2) .
اگر بخواهیم در باره علم موسی بن جعفر ع سخن بگوییم ، بهتر است جمله ای که در زیارت آن بزرگوار است و در سایر زیارات نیز دیده می شود ، صحبت کنیم و آن جمله « عَیبَةُ الأَنوارِ » است .
عَیبة به معنی صندوقچه ای است که جواهرات گرانقیمت را در آن می گذارند . موسی بن جعفر ع علم خداوند متعال است ، عیبة قدرت خدا است ، عیبة رحمت واسعه حق است ، جایگاه صفات حق است . ما هر چه در باره علم موسی بن جعفر سخن بگوییم ، نمی توانیم رساتر ، پر محتواتر ، و نورانی تر از جمله « عَیبَةُ الأَنوارِ » گفته باشیم .
3) و امام لقب بابُ الحَوایِج :
محمد بن طلحه شافعی در باره موسی بن جعفر ع چنین می گوید : (منتهی الآال ج 2 ف 2 فقط ترجمه ) « همانا موسی بن جعفر ، پیشوای جلیل القدر و عظیم الشأن است . او شب زنده دار و مطیع اطاعت پروردگار است . کراماتی از او نقل است که شب را تا به صبح بعبادت می پرداخته ؛ بسجده بوده ؛ به نماز می ایستاده ؛ و روز را به روزه و اعانت به دیگران به پایان می رسانیده است . لقب آن بزرگوار کاظم بوده است . نسبت به افرادی که به او بد می کرده اند ، گذشت و احسان داشت ، و لقب او عبد صالح نیز بوده است . بخاطر کثرت عبادت و حال عبودیتی که داشته است ، لقب باب الحوایج نیز داشته است . هر کس به او متوسل شود ، حاجتش داده می شود . کرامات موسی بن جعفر بقدری فراوان است که عقلها در تحیّر است .
خطیب خوارزمی می گوید : هر غمی که برای من پیش آمد ، به سر قبر موسی بن جعفر رفتم و غم خود را آنجا از خود دور کردم .
تاریخ و تجربه نشان داده است که موسی بن جعفر ع باب الحوایج است . در تاریخ نقل است : یکی از خلفا مبتلا به دل درد شد و حکیمان دواهایی به او تجویز کردند ؛ ولی حکیم مخصوص او که نصرانی بود ، گفت : این دوای درد نیست و اگر می خواهی شفا یابی ، باید دست بسوی کسی بزنی که نزد خدا منزلت داشته باشد . آن خلیفه گفت : موسی بن جعفر را بیاورید . چون حضرت آمدند ، دعایی کردند و او شفا یافت . بعد از آن بزرگوار سئوال شد که چه فرمودید ؟ حضرت فرمودند : این دعا را برای او خواندم : « اَللَّهُمَّ کَمَا اَرَیتَهُ ذُلَّ مَعصِیَتِهِ فَاَرِهِ عِزَّ طَاعَتِی » یعنی ، ای خدا ! چنانکه ذلّت گناه را به این مرد نشان داده ای ، عزّت اطاعت مرا نیز به او نشان بده .
چه کلام رسایی ! چه کلام لطیفی ، چه کلام سازنده ای ! چه کلام کوبنده ای ! شیخ طوسی ره در رجالش از حمّاد نقل می کند که : « خدمت موسی بن جعفر ع رسیدم و از ایشان خواستم که دعایی بفرمایند تا خداوند زن خوب ، خانه خوب ، فرزند شایسته و توفیق حج برای پنجاه سال بمن عنایت کند . حضرت دعا فرمودند : مدتی نگذشت که خداوند همه آنها را بمن عنایت کرد » . این شخص همه ساله به حج رفته است . تا اینکه سالی موقع احرام برای غسل در آب رفت و غرق شد و نتوانست در آن سال حج بجای آورد ، و این گونه قضایا در حق موسی بن جعفر در تاریخ فراوان است .
علّت شهادت موسی بن جعفر ع :
باید گفت موسی بن جعفر ع ، فدای صفات دیگران شد . حسد از یحیی برمکی ، جاه طلبی از هارون الرشید ، پول پرستی از علی بن اسماعیل برادر زاده آن حضرت . تاریخ شهادت وی چنین است : اِبن اَشعَثِ شیعی ، تربیت امین سر هارون را بعهده داشت و چون خیلی مقرّب هارون بود ، یحیی برمکی هراس آن داشت که پس از هارون خلافت بدست امین افتد و اِبنِ اَشعَث بجای او بنشیند . حسد او را رنج می داد و سر انجام بعد از سعایتهای زیادی از موسی بن جعفر و ابن اشعث ، هارون را به وسوسه واداشت تا در باره موسی بن جعفر ع تفحص کند . از این جهت علی بن اسماعیل را خواست و با وصفی که موسی بن جعفر ع او را از رفتن به بغداد منع کرد و خطر را برای او شرح داد ، پیش هارون آمد و قبل از آن ملاقاتی با یحیی کرد . علی بن اسماعیل به هارون گفت : مملکت نمی تواند دو خلیفه داشته باشد !
هارون امر کرد که دویست هزار درهم به او بدهند ؛ اما او درد گلو گرفت و همانجا مرد . می گویند سر انجام هنگام مردن پولها را دید و مرد . هارون ، موسی بن جعفر را گرفت و زندانی کرد و او را سر انجام شهید نمود ؛ ولی طولی نکشید که طایفه برمک نابود شد .
« یَا اَیَّهُاَالنَاسُ اِنَّمَا بَعیُکُم عَلی اَنفُسِکُم مَتَاعَ الحیوةِ الدُّنیا ثُمَّ اِلَینَا مَرجِعکُم فَنُنَبِّکُم بَمَا کُنتُم تَعمَلُونَ » ( یونس : 23 ) یعنی ، ای بشر ! همانا ظلم تو در این روزگار بر خودت بر می گردد . سپس بر گشت تو بسوی ما است و آنچه کرده ای آنجا تو را خبر دار می کنیم .
(1) هارون بسیار ستمگر و خوشگذران بود ، در قصر او گروه زیادی از زنان خوش آواز و ساز نواز وجود داشت و انواع و اقسام سازهای موسیقی آن زمان ، در آنجا وجود داشت ، هارون به جواهرات علاقه ای بی مانند داشت ، یکبار برای خرید یک انگشتر صد هزار دینار پرداخت . در اموال عمومی ولخرجی می کرد و هدایای بی جایی به افراد می داد ، از جمله به شاعری بنام اشجع بخاطر مدیحه ای ، یک میلیون درهم داد و به ابوالعتاهیه شاعر و ابراهیم موصلی موسیقیدان بخاطر چند بیت شعر و قدری ساز و آواز ، هر یک صد هزار درهم و صد دست لباس داد و ... ( حیاة الامام الکاظم ج 2 ، الامامه و السیاسه ج 2 ) . (2) علی بن یقطین در سال 124 ه . ق در وفه بدنیا آمد ( فهرست شیخ طوسی ص 117 ) و در سال 182 ه . ق ( زمانی که امام هفتم ع در زندان بود ) رحلت نمود ( رجال کشی ص 430 ) و حضرت موسی بن جعفر ع فرمود : من گواهی می دهم که او ( علی بن یقطین ) از اهل بهشت است و نیز یکبار به او فرمود : تو متعهد باش که هرگاه یکی از دوستان ما نزد تو آمد ، او را اکرام کنی و گرامی بداری ، و من ضامن می شوم که تو به شمشیر کشته نشوی و به تهیدستی و زندان گرفتار نشوی . (رجال کشی ص 431 – 433 ) .
التماس دعا
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 13 آذر 1389  ساعت  18   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید