شنبه 31 شهريور 1397 - 12 محرم 1440 - 22 سپتامبر 2018
اوقات شرعی 
 
زندگانی امام صادق ع در یک نگاه
کد مطلب:6512
تاریخ مطلب:شنبه 13 آذر 1389
زندگانی امام صادق ع در یک نگاه 8) بحث کوتاهی در باره حضرت جعفر بن محمد الصّادق ؛ امام ششم ع اسم مبارک ایشان جعفر و کنیه مشهور آن حضرت ابی عبدالله و لقب مشهور ایشان صادق است . عمر مبارک آن بزرگوار شصت و پنج سال بود . در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربیع الاول که روز ولادت با سعادت رسول اکرم ص است بدنیا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوّال المُکرَم به امر منصور دوانیقی مسموم و شهید شد . مدّاومت آن بزرگوار سی و چهار سال بود .
زندگانی امام صادق ع در یک نگاه
8) بحث کوتاهی در باره حضرت جعفر بن محمد الصّادق ؛ امام ششم ع
اسم مبارک ایشان جعفر و کنیه مشهور آن حضرت ابی عبدالله و لقب مشهور ایشان صادق است . عمر مبارک آن بزرگوار شصت و پنج سال بود .
در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربیع الاول که روز ولادت با سعادت رسول اکرم ص است بدنیا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوّال المُکرَم به امر منصور دوانیقی مسموم و شهید شد . مدّاومت آن بزرگوار سی و چهار سال بود .
حضرت صادق ع در این سی و چهار سال ، شیعه را زنده کرد . خدمات آن حضرت به شیعه به حدّی است که شیعه را جعفری می گویند . این امتیازی مهم برای امام صادق ع است . غالب روایات شیعه از امام صادق ع نقل شده است .
مرحوم محقق ره در معتبر می گوید : در فنون محتلفه اسلامی ، بقدری از امام صادق ع روایت شده است که عقل در تحیّر است . بزرگان شیعه و سنّی اقرار دارند که چهار هزار نفر از امام صادق روایت نقل نموده اند .
کَشّی می گوید : اَبان بن تَغلِب ، سی هزار روایت از امام صادق نقل نموده است . نجاشی می گوید : که وَشّا گفته : نهصد نفر از بزرگان را در مسجد رسول الله ص دیدم که همه می گفتند : « حَدَّثَننِی جَعفَرُبنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِق »
چون عمر امام صادق ع در پایان دولت بنی امیّه و اول دولت بنی عباس واقع بود و این دو دولت قدرتی نداشتند ، - دولت بنی امیه رو به زوال بود و دولت بنی عباس هنوز قدرتی نیافته بود ، - از این جهت توانست به نشر معارف اسلامی بپردازد و چندین هزار دانشمند در علوم اسلامی در عالم اسلام تربیت کند . امام صادق در فقه شاگردانی چون : « جمیل بن درّاج ، عبدالله بن مسکان ، عبدالله بن بُکیر ، حَمّاد بن عیسی ، حَمّاد بن عثمان و اَبان بن عثمان » که از فقهای بزرگ اسلامند ، به اسلام هدیه کرد که از اصحاب اجماع بودند ؛ یعنی امامیه روایات آنان را بدون تفحّص و چون و چرا می پذیرد . در علم کلام شاگردانی چون هِشام بن الحَکم و مفضّل ، و در تفسیر کسی مثل اَبی حَمزه ثُمالی را به عالم اسلام تحویل می دهد . در مدت عمر سی و چهار ساله ایشان ، مذهب تشیّع رونق گرفت . ولی در دولت منصور دوانیقی علاوه بر محدودیت هایی که برای ایشان پدید آمد و به عناوین مختلف از درس و تماس با ایشان و از انتشار روایات جلوگیری شد ، افرادی را نیز در مقابل ایشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداری شد ، تا از این راه بتواند نور معنویت امام صادق را خاموش کنند .
ابو حنیفه ، قُتاده و امثالهم را در فقه ، سُفیانِ ثُوریها را در عرفان ، اِبن اَبیِ العَوجاها را در عقاید ساختند ؛ ولی روشن بود که این گونه افراد نمی توانستند در مقابل آن بزرگوار بایستند . نقل شده که منصور جلسه ای تشکیل داد که امام صادق را علاوه بر بی احترامی مُجاب کنند ! قُتاده چهل مسأله غامض تهیه کرد که از امام صادق ع بپرسد . چون امام صادق ع وارد جلسه شد ، ناگهان همه بر خاستند و امام صادق را بالای مجلس جا دادند . ابهت امام ، مجلس را فرا گرفت . سکوت بر جلسه حکمفرما بود تا اینکه امام صادق ع سکوت را شکست و از قتاده پرسید : سئوالی داری ؟
قُتاده گفت : یابن رسول الله ! آیا پنیر خوردن حلال است ؟
امام صادق تبسّم نمودند و فرمودند : مسایل تو از این قبیل است ؟
قتاده گفت : نه بخدا ، من چهل مسأله مشکل تهیه کرده بودم ؛ ولی اُبّهت تو همه را از یاد من برد . امام صادق ع فرمودند : می دانی در حضور چه کسی نشسته ای ؟ نزد کسی هستی که خداوند در باره اش فرموده است : « فِی یُبُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُد کَرَفِیهَا اسمُهُ یُسَبِّهُ لَهُ فِیَهَا بِالغُدُوِّ وَالاَصَالِ . رِجَالٌ لاُتلهِیِهِمُ تِجَارَةٌ وَلاَبَیعٌ عَن ذِکرِاللهِ » (نور : 37 ) یعنی ، در خانه هایی که خدا خواسته است مرتفع باشند – شخصیت اجتماعی دارند ، اُبهت آنان در دلها است – خانه هایی که در آنها همیشه ، هر صبح و شام ذکر خدا را تسبیح می کنند ، مردانی که داد و ستد ، آنها را از یاد خدا باز نمی دارد .
قناده گفت : یابن رسول الله ! آن خانه ها ، خانه های خشتی و گلی نیست ، آن خانه ها ، بدنهای مطهّر شما است .
راجع به امثال اِبنِ اَبیِ العَوجَاها نیز باید گفت همانطور که امیر المؤمنین صاحب اشتری بود که چون شیر غّران لشکر معاویه را پایمال می کرد ، امام صادق نیز کسی چون هشام بن حَکَم را داشت که ابن اَبیِ العوجاها در مقابلش چون روباهی در چنگال شیر بودند ، و بحثهای آن بزرگوار با دشمنان اهل بیت ع در تاریخ ضبط است .
بنی عبّاس چون نتوانستند از این راههای مرموز نتیجه بگیرند ، امام صادق را در مضیقه شدیدی قرار دادند . درس او را تعطیل و ایشان را خانه نشین کردند . حتی راوی می گوید : « خدمت امام صادق ع رفتم و دیدم « اَلبَابُ عَلَیهِ مُغلَقٌ وَالسِّترُ عَلَیهِ مَرخی » یعنی ، در اتاقی با پرده های آویخته ممنوع از ملاقات با دیگران بود ؛ تا سر انجام ایشان را مسموم و شهید کردند .
فضایل امام صادق ع :
فضایل امام صادق ع بیش از آن است که بتوان ذکر کرد . جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که : « بهتر از جعفر بن محمد ، هیچ چشمی ندیده ، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است » (مناقب ابن شهر آشوب ج4ص234 از دلالات حنّان ) از ابو حنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت : « مَا رَایتُ اَفقَهُ مِن جَعفَرِ بن مُحَّمَدٍ » یعنی ، از جعفر بن محمد ، فقیه تر ندیدم.
و اگر زبان خود آن حضرت بشنویم ، ضَریس می گوید : امام صادق ع در این آیه شریفه : « کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ اِلاَّ وَجهَهُ » یعنی ، هر چیز فانی است ، جز وَجه خدای متعال . فرمود : « نَحنُ الوَجهُ الَذّی یُوتیِ اللهُ مِنهُ » یعنی ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود . بنابراین امام صادق ع فرموده است که او آیینه ذات حق تعالی است .
ایمان امام صادق ع :
ما چند خبر از اخبار غیبی امام صادق ع را نقل می کنیم که خود دلالت بر ایمان شهودی امام صادق ع دارد :
1) محمد بن عبدالله می گوید : عبدالحمید که یکی از راویان فقه شیعه است ، در زندان بود . روز عرفه در مکه خدمت امام صادق ع رسیدم و از زندان و مضیقه عبدالحمید با ایشان صحبت کردم . امام صادق دعا کردند و بعد فرمودند : رفیقت از زندان آزاد شد . موقعی که از مکه بر گشتم و با عبدالحمید تماس گرفتم ، معلوم شد همان ساعت که امام صادق دعا کرد و بعد خبر آزادی عبدالحمید را داد ، او از زندان آزاد شد .
2) مهزم می گوید : برای دیدن امام صادق ع بمدینه رفتم و منزلی اجاره کردم . پس از مدتی تمایلی به کنیز صاحب خانه پیدا کردم و روزی دست او را با شهوت فشار دادم . همان روز بخدمت امام رسیدم و حضرت فرمودند : امروز کجا بودی ؟ من به دروغ گفتم که صبح را در مسجد بسر آوردم . حضرت فرمودند : « اَمَا تَعلَمُ اَنَّ هَذَا الاَینَالُ اِلاَ بِالوَرَعِ » یعنی ، آیا نمی دانی به مقام ولایت ، جز با ورع و پرهیز کاری نمی توان رسید ؟
3) ابی بصیر می گوید : روزی من جنب بودم و چون دیدم که عده ای بخدمت امام صادق می روند ، من هم با حالت جنابت رفتم . حضرت فرمودند : آیا نمی دانی به خانه های ما جنب نباید وارد شود ؟.
4) شَقرانی می گوید : روزی منصور دوانیقی به افرادی جایزه و عطا می داد . منهم بر در خانه او ایستاده بودم که امام صادق آمد . جلو رفتم و از ایشان خواستم که از منصور برای منهم عطایی بگیرد . حضرت در مراجعت چیزی را که برایم گرفته بود ، بمن داد و فرمود : « اَلحَسَنُ لِکُلِّ حَسَنُ وَ مِنکَ اَحسَنُ لِمَکَانِکَ مِنَّا ، اَلقَبِیحُ لِکُلِّ اَحَدٍ قَبِیحٌ وَ مِنکَ اَقبَحُ لِمَکَانِکَ مِنَّا » یعنی ، کار نیکو از هر که سر زند خوب است و از تو بهتر ؛ چون منسوب بمایی ، و کار زشت از هر که سر زند بد است و از تو بدتر ؛ چون منسوب بمایی .
شقرانی می گوید : این کلام اشاره ای بود بکار زشت من ؛ زیرا گاهی در خفا شراب می خوردم .
علم حضرت صادق ع :
راجع بعلم امام صادق از زبان ایشان چند جمله ای نقل می کنیم :
1) علاء بن سبابه می گوید : امام صادق ع فرمودند : من آگاهم از آنچه در آسمانها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است ، و من آگاهم به گذشته و به آینده تا روز قیامت . سپس ادامه دادند : این علم را از قران می دانم ، به قران تسلط دارم ، چون تسلط بر کف دستم . خداوند متعال در قران فرموده است که : قران بیان کننده همه چیز است .
2) بُکَیرِ بن اَعیَن می گوید : امام صادق فرمودند : من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمین است ، و آنچه در دنیا و آخرت است .
چون دیدند که این کلام پیش بعضی سنگین آمد ، فرمودند : بُکیر ! من این علم را از قران می دام ؛ زیرا در قران است : « وَنَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتِابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَییءٍ » (نحل : 89 ) .
3) صفوان بن عیسی می گوید : امام صادق فرمود : من علم اولین و آخرین را می دانم ، می دانم آنچه در صلب پدرها و رَحِم مادرها است .
اسماعیل که پسر بزرگ امام صادق ع بود ، از دنیا رفت . امام صادق ع با کمال خوشرویی از مردمی که برای تعزیت آمده بودند ، پذیرائی فرمود ، بقدری که مورد تعجب شد . از حضرت در این مورد سئوال نمودند ، آن بزرگوار فرمودند : باید تسلیم امر خداوند بود . در مصیبت دیگری فرمودند : ما اهل بیت قبل از مصیبت ، فعالیت خود را انجام می دهیم ؛ ولی چون مصیبت آمد ، راضی و تسلیم تقدیر الهی هستیم .
در باره علم امام صادق ع می توانید در قسمت معلم کبیر سایت لیلة القدر که اختصاص به این امر دارد بیشتر بدانید .
حلم امام صادق ع :
نقل نموده اند که امام صادق ع غلامش را دنبال کاری فرستاد و چون غلام دیر کرد ، خود حضرت بدنبال آن کار رفت و در وسط راه دید غلام خفته است . حضرت او را باد زد ، تا بیدار شد . پس به او فرمود : خوب است شبها بخوابی و روزها کار کنی .
عفو امام صادق ع :
به امام صادق ع خبر رسید که پسر عموی شما در میان مردم بشما ناسزای بسیار گفت : حضرت بلند شد دو رکعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شدید گفت : خدایا ! من از حق خودم گذشتم ، تو « اَکرَمُ الاَّکرَمینی » ؛ از او در گذر و به کردارش گرفتار نکن . گویا حضرت به این مطلب توجه داشتند که قطع رحم مؤاخذه شدید و با سرعت دارد ؛ از این جهت در نماز و دعا برای او سرعت نمودند .
سخاوت امام صادق ع :
هشام بن سالم می گوید : رویه امام صادق این بود که چون پاسی از شب می گذشت ، کیسه ای را به دوش می گرفت و محتویات آن را میان فقرای مدینه تقسیم می کرد . آنان از حضرت خبری نداشتند ، تا اینکه پس از مرگ امام صادق روشن شد که چه کسی به آنان توجّه داشته است .
خثعمی می گوید : امام صادق کیسه ای دینار بمن دادند که به شخصی بدهم و تأکید نمودند که اسم ایشان را نبرم . چون کیسه را به آن شخص دادم تشکر کرد ؛ ولی از امام صادق گله کرد که با وصفی که قدرت دارد ، بما رسیدگی نمی کند ! .
عبادت و خشیت امام صادق ع :
اَبان بن تَغلِب می گوید : امام صادق را دیدم که در رکوع و سجده هستند و شصت تسبیح از ایشان در رکوع و سجود شنیدم .
در خرائج راوندی است که راوی می گوید : امام صادق را در مسجد رسول الله دیدم به نماز است و سیصد مرتبه « سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحََمدِهِ » از ایشان شنیدم.
مالک بن اَنَس می گوید : بهتر از جعفر بن محمد ، در علم و تقوا ندیدم و هر وقت که او را می دیدم ، یا در ذکر بود و یا روزه بود و یا مشغول نماز بود . او از اکابرِ زُهّاد و از بندگان شایسته ای بود که از خدا می ترسید و در خانه خدا خاشع و گریان بود . سالی در مکه با او بودم ، چون موقع تلبیه شد ، نمی توانست تلبیه بگوید و می گفت و می گریست که : اگر بگویم : « لَبَّیکَ » و او بگوید : « لا لَبَّیکَ » چه کنم ؟.
سعه صدر امام صادق ع :
مفضّل یکی از بزرگان شیعه است و کتاب او موسوم به توحید مفضّل ، کتابی است در اثبات صانع و صفات او ، در باره امام می گوید : در مسجد نشسته بودم و ابن اَبی العَوجا با اطرافیانش کلمات کفر آمیز می گفتند . نتوانستم صبر کنم و به آنها پرخاش کردم . اِبن اَبیِ العَوجا گفت : ای مرد ! اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستی ، روش او چنین نیست . ما با او مذاکره می کنیم و با کمال صبر و بردباری ، با کمال عقل و فطانت به حرفها گوش می کند که گویا مجاب شده است ، و بعد حرفها را یکی پس از دیگری رد و باطل می کند .
در خاتمه ، قضیه ای از ابی بصیر که خود معجزه است نقل می کنیم : اَبی بَصیر می گوید : یک نفر گناهکار که ما از گناه او به تنگ آمده بودیم ، همسایه ما بود و هر چه به او نصیحت می کردیم ، اثر نمی کرد . در سفری که می خواستم بمدینه بروم ، پیش من آمد و گفت : « اَبا بَصیر اَنَا رَجُلٌ مُبتَلیَ وَاَنتَ المُعَافی » یعنی ، من مردی مبتلا به گناهم و ترک آن برایم مشکل است . تو بخودت نگاه نکن که از شیطان رهانیده شده ای ، حالِ مرا به امام صادق بگو ، شاید آن حضرت برایم فکری کند . من قضیه را خدمت امام صادق ع گفتم . حضرت فرمودند : سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترک کنی ، من بهشت را برایت ضامن می شوم . ابی بصیر می گوید : چون بر گشتم آن مرد به دیدنم آمد . من سلام امام صادق ع و پیغام را به او گفتم و او به شدت منقلب شد . چند روزی نگذشته بود که به دیدنش رفتم و او را در حال مرگ دیدم . چشم باز کرد و گفت : امام صادق به ضمانت خود وفا کرد . سال بعد در مدینه بمنزل امام رفتم . هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود : ابابصیر ، ما به ضمانت خود عمل کردیم .
نظیر این قضیه را باز ابی بصیر نقل می کند و آن چنین است : یکی از عُمّالِ بنی امیّه را خدمت امام صادق بردم که توبه کند . حضرت گله کرد و فرمود : اگر مردم در اطراف بنی امیه گرد نیامده بودند ، آنان نمی توانستند حقِّ ما را غصب کنند . سپس فرمودند : هر چه بگویم انجام می دهی ؟ آن مرد لحظه ای صبر کرد و قبول کرد که آنچه امام صادق می گوید ، انجام دهد .
حضرت فرمودند : همه اموالت را صدقه بده ، من هم ضامن بهشت می شوم . ابی بصیر می گوید : چند روزی نگذشته بود که دخترش را دنبال من فرستاد . چون رفتم ، دیدم آنچه داشته صدقه داده است ؛ بطوری که پیراهنی هم به تن ندارد ! پیراهنی برای او تهیه کردم و چند روزی نگذشت که وقتی در حال مرگ بود ، به بالین او رفتم بمن گفت : امام صادق بوعده خود عمل کرد . دوباره خدمت امام صادق ع رسیدم و هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود : ابا بصیر ما بوعده خود وفا کردیم .
این قطره ای از دریای فضایل امام صادق است ، و ما اگر بطور اجمال در باره امام صادق چیزی بگوییم ، آنرا می گوییم که خود امام صادق ع فرموده است.
جَهنی می گوید : ما در مدینه در باره فضایل اهل بیت صحبت می کردیم و شبهه ربوبیّت برای ما جلو آمد . امام صادق ع را ملاقات نمودیم . حضرت فرمودند : این فکر خرافی چه وقت بنظر شما رسید ؟ همانا برای ما پروردگاری است که همیشه حافظ ما است و ما او را عبادت می کنیم . شما می توانید هر چه می خواهید در باره ما بگویید ، مشروط بر اینکه ما را مخلوق خداوند متعال بدانید .
این جمله از بسیاری از ائمه طاهرین ع نقل شده است ، باید بدانیم که ائمه طاهرین ممکن الوجود ، بنده مخلوق ، و فقر صرف هستند و استقلالی از خود ندارند . استقلال ، وجود ، ربُبیّت ، خلق و غنا مختصِّ ذاتِ ربُوبی است ؛ ولی آنان واسطه فیض این عالم ، مظهر صفات خداوند ، عالم بما سَوُی الله و دارای همه صفات کمال می باشند .
و به گفته امیرالمؤمنین ع : « نَزَّلُونَا عَنِ الرُّبُوبِیَّةِ وقُولُوا مَاشِئتُم » یعنی ، ما را خدا نگویید و هر چه می خواهید در باره ما بگویید . بحار الانوار – کِتابُ الأمَاهة .
التماس دعا : حسین شاهد خطیبی

مطالب مرتبط
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 13 آذر 1389  ساعت  18   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید