جمعه 25 آبان 1397 - 08 ربيع الأول 1440 - 16 نوامبر 2018
اوقات شرعی 
 
زندگانی امام حسن ع در یک نگاه
کد مطلب:6508
تاریخ مطلب:شنبه 13 آذر 1389
زندگانی امام حسن ع در یک نگاه
زندگانی امام حسن ع در یک نگاه
4) بحث کوتاهی در باره سبط اکبر ؛ امام دوم ؛ حضرت مجتبی ع
اسم آن بزرگوار حسن است و این اسم از طرف پروردگار عالم به ایشان عنایت شده است . از امام سجاد روایت است که چون حضرت مجتبی ع بدنیا آمد ، جبرئیل بر پیامبر ص نازل شد و از طرف حق تعالی گفت : چون منزلت امیرالمؤمنین نسبت به تو ، به منزله هارون نسبت به موسی است و اسم پسر هارون حسن بوده است ، پس اسم او را حسن بگذارید .
روایت منزلت ، روایتی است مشهور میان علمای اسلام ؛ زیرا از طریق عامّه و خاصه با سندهای متعددی از رسول اکرم روایت شده است که مکرراً فرموده اند : « یَا عَلِیُّ اَنتَ مِنّیِ بِمَنزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیً بَعدِی » یعنی ، تو نسبت بمن همچون هارونی نسبت به موسی ، جز آنکه پس از من پیامبر نخواهد آمد . یعنی همچنانکه هارون در غیبت موسی ، خلیفه موسی بود تو نیز خلیفه منی . و فقط تفاوت در این است که پس از موسی پیامبرانی آمدند ، ولی پس از من پیامبری نخواهد آمد .
مشهورترین کنیه آن بزرگوار ابو محمد ، و مشهورترین القاب او مجتبی و سبط اکبر است . آن بزرگوار چهل و هفت سال عمر کرد . زیرا ولادت آن بزرگوار شب نیمه رمضان المبارک سال سیم هجرت بود . آن حضرت هفت سال با جد بزرگوارش ، و بعد از آن سی سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد . مدت امامت ایشان ده سال است .
حضرت حسن ع از هر جهت حسن بود . جدی چون رسول اکرم ص داشت ، و پدری چون امیرالمؤمنین ع ، و مادری چون زهرای مرضیه .
اگر از همه قوانین مؤثر در تشکیل شخصیت کودک مثل قانون وراثت بگذریم ، برداشت فرزند از گفتار و کردار پدر و مادر را نمی توانیم انکار کنیم . وقتی جدی چون رسول اکرم ص بقدری عبادت کند که پاهای مبارک او متورم شود و آیه « طه مَا اَنزَلنَا عَلَیکَ القُرآنَ لِتَشقی » ( طه : 1 و 2 ) یعنی ، پیامبر ! ما بر تو قران را نازل نکردیم تا به مشقّت بیفتی . در حقّ وی نازل گردد ، سبطی چون حسن تربیت می شود که بیشتر از بیست بار پیاده به مکه می رود . و در بعضی از سفرها ، پاهای مبارک آن حضرت متورم می شود . هنگامی که پدری چون امیرالمؤمنین ع در دل شب در وسط میدان سجاده بیندازد و تکبیرها از او شنیده شود و از ترس و ابهت پروردگار عالم بنالد ، پسری چون حسن تربیت می شود که موقع وضو گرفتن ، بدنش می لرزید و وقتی وارد مسجد می شود با تضرع می گوید : « اِلهِی ضَیفُکَ یَا مُحسِنُ قَد اَنَاکَ المُسِیُّ فَتَجَاوز عَن قَبِیحَ مَا عِندِی بِجَمِیلِ مَا عِندَکَ یَا کَرِیمُ » یعنی ، ای خدا ! مهمان تو در خانه ات آمده است ، ای نیکو کار ! گنهکار به در خانه تو آمده ، ای کریم ! بخوبی خود از زشتی او بگذر ! .
وقتی پدری ، چون امیر المؤمنین ع ، سی سال برای مصالح اسلام صبر کند و با دیگران بسازد ، و چون کسی که خاری در چشم او و استخوانی در گلوی او باشد ، در این جهان زندگی کند ، فرزندی چون حسن خواهد داشت که ده سال برای مصالح اسلام صبر می کند و با معاویه مدارا می نماید .
او مادری چون زهرا دارد که غذای خود و وابستگان خود را به فقیر می دهد، سپس غذا تهیه می کند . یتیمی می آید و باز غذا را به او می دهد و در بار سوم غذا را به اسیر می دهد و بالاخره با آب افطار می کنند و غذا نمی خورند ، و آیه مبارکه : « وَ یُطعِمُون الطَّعَامَ عَلَی حَبِّهِ مِسکِیناً وَ یَتیماً وَ اَسِیراً » و غذای خود را که به آن احتیاج داشتند ، به فقیر و یتیم و اسیر می دهند . در حق آنان نازل می شود ؛ این ایثارگری را فرزندش حسن به ارث خواهد برد .
روزی سائلی خدمت آن بزرگوار آمد و اظهار فقر کرد و برای آن حضرت دو بیت شعر خواند که مضمون آن چنین است : « چیزی ندارم که بفروشم و حوائج خود را رفع کنم ، و حالم بر گفته ام گواه است و فقط آبرویم مانده ، که می خواستم فروخته نشود ؛ ولی امروز تو را خریدار یافتم ، آبرویم را بخر و مرا از فقر نجات ده ! حضرت به آن کسی که تهیه مخارج در دستش بود ، فرمود : هر چه داری به این مرد بده که من از او خجالت می کشم ! دوازده هزار درهم موجودی را به او داد » ، چنانکه برای مخارج آن روز چیزی نماند ، و جواب دو شعر را نیز چنین داد : تو از ما با عجله چیزی خواستی ، آنچه بود دادیم و بسیار کم بود. بگیر و آنچه داشتی – آبرو – حفظ کن و گویا که ما را ندیده ای و به ما چیزی نفروخته ای.
و مادری دارد چون زهرا که از شب تا صبح در نماز است و پس از هر نمازی بدیگران دعا می کند و هنگامی که حضرت حسن می پرسد : چرا به ما دعا نکردی ؟! جواب می دهد : « یَا بُنَّیَ اَلجَارُ ثُمَّ الدَّارُ » یعنی ، پسرکم ! همسایه ما مقدم است . این مادر ، مربی پسری چون حسن است .
این روایت از او است : « اَنَّ رَجُلاً اَتَی الحَسَنَ بنَ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ فَقَالَ بِاَبِی اَنتَ وَ اُمّی اَعِنِّی عَلَی قَضَاءِ حَاجَةٍ ، فَانتَعَلَ وَقَامَ مَعَهُ فَمَرَّ عَلَی الحُسَینِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ وَ هُوَ قَائّمُ یُصَلِّی ، فَقَالَ لَهُ اَینَ کُنتَ عَن اَبی عَبداللهِ تَستَعِینُهُ عَلَی حَاجَتِکَ ؟ فَذَکَر اَنَّهُ مُعتَکِفٌ ، فَقَالَ لَهُ اَمَا اَنَّهُ لَواَعَانَکَ کَانَ خَیراً مِن اِعتِکافِهِ شَهراً » ( مائده : 56 ) مردی حاجتی داشت ، متوسل به حضرت حسن شد . آن حضرت به دنبالش راه افتاد . در میانه راه امام حسین را دید که در حال نماز است . حضرت به آن مرد فرمودند : چرا برای حاجتت به حسین مراجعه نکردی ؟ گفت : او در مسجد مُعتکف بود . حضرت فرمودند : اگر به او کمک می کرد بهتر از یک ماه اِعتکاف بود .
حضرت مجتبی ع از نظر نَسَب سر آمد همه مردم بود ، و از نظر حَسَب و فضایل انسانی ، از زبان آن حضرت بشنویم :
موقعی که امیرالمؤمنین ع از دنیا رفت ، حضرت مجتبی ع بر منبر رفت و فرمود:ما اهل بیت « حِزبُ اللهِ » هستیم که غالب معرفی شده ایم : « فَاِنَّ حِزبَاللهِ هُمُ الَغَالِبُونَ » ( احزاب : 33 )
ما عترت رسول الله هستیم که در روایت ثقلین ، رسول اکرم ص ما را در کنار قران و مبیّن قران و پشتوانه اسلام قرار داده است . « اِنّی تَارِکً فِیکُمُ الّثِقُلَینِ کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی لَن یَفتَرِفا حَتّی یَرِدَاعَلَیَّ الحَوضَ » یعنی ، ماییم عالِم به تأویل و تنزل قران ، ماییم که در قران شریف ، معصوم و مطهر نام برده شده ایم « اِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الّرِجسَ اَهلَ البَیتِ وَیُطَهَّرَکُم تَطهِراً » (احزاب : 56 ) باید همه از ما اطاعت کنند ؛ زیرا در قران به آن امر شده اند . « اَطِیعُو اللهَ وَ اَطِیعُو الرَّسُولَ وَ اُولِی الأَمرِ مِنکُم » ( نساء : 59 ) ماییم کسانی که در قران مودّت آنان بر مردم واجب شده است . « قُل لاَاَسئَلُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فِیَ القُربی » (شوری : 23 ) ماییم کسانی که در قران مودّت ما حسنه شمرده شده است . « وَ مَن یَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فِیهَا حُسناً » (شوری : 23 ) .
صلح امام حسن ع :
یکی از کارهای مفید برای اسلام و مسلمین صلح امام حسن ع با معاویه است . این عمل مفید برای کسانی که آگاهی تاریخی و اسلامی ندارند ، مورد شک است که چرا حضرت حسن با معاویه صلح کرد و چرا مثل امام حسین ع قیام ننمود ؟!
مطلبی که قبل از هر چیز لازم می دانیم متذکر شویم ، این است که قیام امام حسین ع بعد از گذشت بیست سال از صلح امام حسن واقع شده است . امام حسین ع ، ده سال با حضرت امام حسن بود و باید تابع حضرت امام حسن باشد . او ده سال بعد از امام حسن ، امام بود و در رهبری اختیار تام داشت ؛ ولی قیام نکرد ، و قیام ایشان پس از ده سال از امامت او به وقوع پیوست . اگر ایرادی باشد – که قطعاً نیست -  بر هر دو ایراد وارد است . خود این مطلب دلیل است که قیام ، زمینه و اقتضاء می خواهد و در آن بیست سال چنین زمینه و اقتضایی نبوده است .
توضیح مطلب :
معاویه مردی سیاستمدار است به اصطلاح عام . معاویه می خواست از هر راهی که ممکن است بهدف برسد . از راه دروغ و تقلّب ، از راه ظلم و جنایت ، کشت و کشتار فردی یا دسته جمعی ، از راه رشوه و خریدن دیگران . نحوه عمل معاویه از این راهها برای بقای حکومت ، در تاریخ سُنّی و شیعه ضبط است . معاویه از طرف ابی بکر و عمر و عثمان قریب سی سال حکومت کرد و آنان طرفدار او بودند . به گفته اّبن اَبیِ الحَدید از مبهمات تاریخ این است که عُمَر ، فوق العاده با فرمانداران خود سختگیر بود . مثلاً وقتی شنید اَبی هُریره ده هزار درهم پول دارد ، او را از مصر که فرمانروای آنجا بود ، احضار کرد و چون اَبی هُریره گفت که این ده هزار درهم بهره گوسفند و شترهایم بود ، او را تازیانه زد که پشتش زخم شد و علاوه بر عزل او، مال او را نیز مصادره کرد ، و هنگامی که شنید خالد بن ولید ده هزار درهم به اشعث بن قیس هدیه داده است ، امر کرد که در مقرّ حکومتش که حمص بود ، عمامه اش را به گردن او بیندازند و با ذلّت و خواری به مسجد ببرند و سپس او را از حکومت عزل کنند . نظیر این دو مقابله را با ابو موسی اشعری و قدامة بن مظعون و حارث بن وهب نیز انجام داد ، اما نسبت به معاویه که می دید قصر خضرا دارد و خود و اطرافیانش لباس حریر می پوشند ، گارد محافظ دارد ، با کفّار مُراوده و مجالست دارد ، اِشراف و تَبذیر او زبانزد همه مردم است ؛ بلکه شراب می خورد ؛ مجلس قمار دارد ؛ می گفت : معاویه هر چه بکند مختار است و ما با او کاری نداریم ! .
معاویه ، وقاحت را بجایی رساند که برای امتحان مردم ، روز چهارشنبه نماز جمعه خواند ! کسی هم اعتراض نکرد که امروز چهارشنبه است و نماز جمعه چه معنی دارد .
معاویه مردی بود که توانست اصحاب رسول اکرم ص را اطراف خود گرد آورد . او افرادی مثل ابو هُریره و ابو موسی اشعری را خریده بود که برای او حدیث جعل کنند . او کسی مثل عمرو عاص سیاستمدار را خریده بود که قران را به نیزه کشیدند . پیشنهاد حَکَمیّت ، و گول زدن ابو موسی اشعری در تاریخ مسلم است . معاویه مردی است که از نظر تجهیزات نظامی عالی است .
می گویند یکی از اصحاب امیرالمؤمنین بشام رفت . معاویه کسی را واداشت تا ناقه او را بدزدد و وقتی ناقه خود را یافت ، دزد گفت : ناقه مال من است . معاویه چهل مرد را واداشت تا شهادت دادند که این جَمَل مال دزد است و دزد ناقه را برد ! سپس معاویه ، ناقه و پولی به آن مرد داد و گفت : به علی بن ابی طالب بگو صد هزار از این گونه افراد را به جنگ تو خواهم فرستاد ؛ افرادی که فرق ناقه ( شتر ماده ) را از جمل ( شتر نر ) نمی دانند .
اطرافیان حضرت مجتبی ع :
کسانی که با حضرت مجتبی بیعت کردند ، کسانی از جنگ خسته و سرخورده بودند و جنگهایی مثل جمل و صفیّن و نهروان آنان را خسته و ناامید کرده بود . آنها افرادی بودند که خوارج و هواداران آنان در آن افراد نفوذ کاملی داشتند و بیعت آنان با حضرت مجتبی برای این بود که اگر بر معاویه غلبه کردند ، آنان حضرت را از پا در آورند و خود حکومت را به دست گیرند . ولی افراد شایسته در میان آنان بسیار کم بود . پس معاویه توانست سران لشکر حضرت حسن را با پول و وعده ریاست ، به حمایت خویش وادارد . چنانکه آنان شبانه رفتند و لشکر را بی سرپرست گذاشتند .
پس اگر حضرت حسن صلح نمی کرد ، بعد از خونریزی فراوان ، معاویه امام را بدست اطرافیان می کشت و سپس در شام برای حضرت عزا می گرفت .
صلح امام حسن و قبول حَکَمیت امیرالمؤمنین ع و قُعود امام حسین ع ، هر سه از یک وادی است و از یک سرچشمه آب می خورد . حضرت حسن ع صلح کرد و حضرت حسین صبر کرد تا با ظلم معاویه و اطرافیان ، و جاهت او از بین رفت . به گفته حسین : معاویه مرد و دل مردم پر از محبت اهل بیت و بغض بنی امیه بود . سیاست معاویه با مردن او از میان رفت و خلافت به دست مردی احمق و مغرور و خام افتاد . بحدی که خود ، چراغ بدست مردم می داد ، تا تمام جنایات او و بنی امیه را ببینند . حسین ع را با آن قساوت کشت ، عیال امام را با بی شرمی در شهرها گرداند و مردم را در مجلسی گرد آورد و این اشعار کفر آمیز را خواند :
لَیتَ اَشیَاخِی بِبَذرٍ شَهِدُوا ... جَزَعَ الخَزَرجُ مِن وَقعِ الأَسَلِ
لَاَ هَلوا وَاستَهَلُّواً فَرَحاً ... ثُمَّ قَالُوا یَا یَزِیدُ لاَتَشَل
لَعِبَت هَاشِمُ بِالمُلکِ فَلاَ ... خَبَرُ جَاءَ وَلاَ وَحیٌ نَزَلَ
قَد قَتَلنَا القَومَ مِن سادَاتِهِم ... وعَدَلنَاهُ بِبَدرٍ فَانَعَدَلَ
یعنی ، بنی هاشم با مملکت بازی کردند و خبری از طرف خدا و قرانی از عالم ملکوت نبوده ! – همه اینها دروغ است ! – ما کشتیم بزرگان بنی هاشم را به جای افرادی که از ما در جنگ بدر کشته شدند و این تعادلی ایجاد کرد !
سپس جلسه را بدست زینب کبری می دهد و زینب می گوید ، آنچه را که باید بگوید . مردم را در مسجد جامع جمع می کند و اجازه منبر رفتن را به امام سجاد می دهد .
یزید در سال دوم حکومتش جنگ حَرّه را آغاز می کند و مردم مدینه را قتل عام می کند . در سال سوم حکومتش خانه خدا را به آتش می کشد . با مرگ معاویه ، حسین ع قیام می کند . قیامی که از نظر همه ، بقای اسلام مرهون آن است ؛ ولی چیز را که نباید فراموش کرد این است که صلح امام حسن ع و صبر امام حسین ع ، زمینه برای قیام امام حسین ع بود و این بزرگوار وابستگی کامل به صلح آن بزرگوار داشته است . این معنای آن روایتی است که از رسول اکرم ص وارد شده است:
« اَلحَسَنُ وَ الحُسَینُ اِمَامَانِ قَامَا اَوقَعَدَا » یعنی ، حسن و حسین ، پیشوا و واجب الاطاعه هستند ؛ اگر قیام کنند ، مردم از آنان متابعت کنند و اگر قیام نکنند و صلح کنند ، یا صبر کنند ، باید مردم از آنان متابعت کنند .
چند جمله ای از وصایای حضرت مجتبی در هنگام مرگ به جناده را یاد آور می شویم :
جُناده می گوید : در هنگام مرگ خدمت آن بزرگوار رسیدم و از ایشان خواستم نصیحتی کنند . حضرت فرمودند : ای جناده ! مهیای مرگ باش و قبل از رسیدن مرگ ، زاد و توشه برای سفر مرگ و قبر و قیامت تهیه کن .
جناده ! برای دنیا کوشا باش بقدری که گویا همیشه زنده هستی ، و برای آخرت کوشا باش بقدری که گویا فردا می میری .
جناده ! اگر عزت می خواهی ، بدون اینکه عشیره و نزدیکانی داشته باشی ، و اگر اُبهت و شخصیت اجتماعی می خواهی ، بدون اینکه سلطنتی داشته باشی ، لباس ذلت معصیت را به در آور و لباس اطاعتت حق تعالی را بپوش .
التماس دعا
برای مشاهده سایر مطالب مرتبط ،مطلب مورد نظر خود را از لیست کشویی زیر انتخاب نموده و دکمه مشاهده را کلیک نمایید
نوشته شده در   شنبه 13 آذر 1389  ساعت  18   توسط   حسین شاهد خطیبی
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید