جمعه 9 اسفند 1398 | Friday, 28 February 2020
 منوی اصلی
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 30 شهريور 1389     |     کد : 3773

1)گروهك منافقين" سازمان مجاهدين خلق ايران "

1)گروهك منافقين" سازمان مجاهدين خلق ايران "

گفتار چهارم : حضرت امام خميني ره و مواجهه با جريانهاي انحرافي
1)گروهك منافقين" سازمان مجاهدين خلق ايران "
سازمان مجاهدين خلق جمعي از مسلمانان را شامل مي شد كه از سال 1344 توسط سه تن از اعضاي نهضت آزادي ايران تاسيس شده و فعاليت سياسي خود را با مواجهه مسلحانه با رژيم شاه آغاز كرده بودند . اعضاي مجاهدين خلق بر خلاف نهضت آزادي و جريانات گرد آمده در جبهه ملي معتقد بودند با كوتاه آمدن در مقابل شاه و حفظ ظرف در عين نقد محتوا راه به جايي نخواهند برد . از همين رو بود كه تفسير راديكالي از اسلام را بر گزيدند و تشكيلات خود را راه اندازي كردند . شعار ‹‹ فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيما ›› در برخي ادوار فعاليت اين سازمان زينت بخش نشريات و روزنامه هاي وابسته بدان بود . اين سازمان بر سه اصل : " مبارزه مسلحانه " ؛ " ضرورت تشكيلات " و " " مكتبي يا ايدئولوژيك بودن مبارزه " تاكيد داشت .


مجاهدين خلق با اوج گيري نهضت همگام با انقلابيون به مبارزه پرداخت اما بعد از پيروزي انقلاب بود كه كم كم با خط امام زاويه پيدا كرد . زاويه از آنجا آغاز شد كه سازمان مجاهدين خلق حاضر به پذيرش ولايت نشد . همان روزهاي نخست كه بحث بر سر اصل ولايت فقيه شكل گرفت ، سازمان به مخالفت پرداخت و اين چنين بود كه كم كم تفاوت رويكرد ها علني شد . در عين حال رويكرد ماركسيستي سازمان نيز بر اختلاف نظرها افزود .
امام از سازمان مجاهديني ها مي خواست كه در بحث و گفتگوي آزاد با انقلابيون فاصله هاي ايدئولوژيك را از ميان بردارند . حال آنكه سازمان مايل به گفتگو هم نبود و تنها به توطئه مي انديشيد . در اين باره حضرت امام خميني ره مي فرمايد : ‹‹ آزادي آراء در اسلام از اول بوده است ؛ در زمان ائمه ما ( عليه السلام ) بلكه در زمان خود پيامبر ص آزاد بود . حرفهايشان را مي زدند . ما حجت داريم . كسي كه حجت دارد از آزادي بيان نمي ترسد ؛ لكن توطئه را اجازه نمي دهيم . اينها حرف ندارند ، توطئه مي كنند . ما آنها را دعوت كرديم ، كساني را وادار كرديم كه دعوت كنند كه اگر حرفي داريد بياييد در تلويزيون بگوييد ؛ مباحثه مي كنيم باهم . تا حالا حاضر نشدند ›› . [ 1]
تحريك آيت الله طالقاني و دستاويز قرار دادن او براي رسيدن به مطلوب پروژه ديگري بود كه در آن زمان كليد خورد . منافقين مرحوم طالقاني را قبول نداشتند ، اما او را براي رسيدن به قدرت و تضعيف جايگاه رهبري حضرت امام ره مي خواستند . چنانكه امروز نيز برخي در جريان اصلاحات نيز به كرات اثبات كرده اند كه كوچكترين اعتقادي به آقاي هاشمي رفسنجاني ندارند اما چون منافعشان اقتضا مي كند ، گرد او حلقه مي زنند .
امام همان زمان تصريح كردند : ‹‹ خود آنها با آقاي طالقاني مخالفند . هر روزي كه دستشان برسد سر او را مي برند و سر امثال او را ! لكن حالا بهانه دستشان افتاده است كه مثلاً آقاي طالقاني رفته اند بيرون ! اي بهانه دستشان افتاده و آن بساط را در مدرسه هاي ما و در خيابانهاي ما اينها درست كردند و براي كميته ها شروع كردند تبليغات سوء كردن . اينها يك دسته اي هستند كه فردا هم يك چيز ديگر پيش مي آورند ›› . [2]
در آن زمان آيت الله طالقاني به دنبال دستگيري دو تن از فرزندانش به عنوان اعتراض چند روزي از تهران بيرون رفته بود و اين مسئله نيز بهانه اي در دست سازمان مجاهديني ها بود .
خصوصيت ديگر منافقين در كنار تلاش براي ايجاد تفرقه بين علما و تلاش براي سوء استفاده از شخصيت هايي نظير آيت الله طالقاني ، تفسير به راي قرآن كريم و استفاده از مفاهيم ديني براي پيشبرد اهداف سازمان بود . اين خصوصيت نيز دقيقاً با شرايط كنوني مطابقت دارد و تداوم همان بر سر ني بردن قرآن در زمان اميرالمؤمنين است . كساني كه قرآن ناطق و ولايت را نديدند و قرآن بر سر ني كردند تا بتوانند در مقابل علي ع بايستند .
امام در مواجهه با منافقين مي فرمود : ‹‹ ولي الامر امروز دولت ما و ما هستيم . بر شما واجب است به حكم اسلام كه تبعيت كنيد ؛ و به حكم قرآن ، به حسب راي علمي خودتان ، به حسب راي مشايخ خودتان . شما اگر چنانچه مسلم هستيد ، چرا تبعيت از قرآن نمي نيد ؟ چرا به حسب آن طوري كه علماي شما استفاده كرده اند از آيه شريفه " اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم " اطاعت نمي كنيد ؟›› [3]
در واقع امام با بياناتي از اين دست ادعاي مسلمان بودن و انقلابي بودن منافقين را به چالش كشيدند . امام در ادامه از مدارايي كه با سازمان مجاهدين شده است سخن به ميان آوردند و تاكيد كردند كه به دنبال فتنه افكني هاي سازمان مجاهدين ديگر مجالي براي مدارا نيست . ايشان به صراحت فرمودند : ‹‹ ما تاكنون براي اينكه به مردم عالَم بفهمانيم و بفهمند مردم كه ما با چه اشخاصي مقابله داريم ، ما آزادي داديم به آنها ›› . ايشان خطاب به منافقين ادامه دادند : ‹‹ در عين حالي كه به همه مقدسات ما توهين كرديد ، در عين حالي كه با حكومت آن طور رفتار كرديد و با اسلام آن طور رفتار كرديد در مطبوعاتتان ، مع ذالك به شما تعرض نشد . تا آنكه فتنه را ديديم و فهميديم شما فتنه گر هستيد ، شما مناقيني هستيد كه مي خواهيد فتنه بكنيد ، منافقيني هستيد كه توطئه كرديد بر ضد اسلام ، توطئه كرديد بر ضد كشور ، توطئه كرديد بر ضد ملت ؛ شما اشخاصي هستيد كه با سر حدّات و با خارج روابط داريد ؛ رفت و آمد شما تحت كنترل است ... بعد از اينكه توطئه شما ثابت شد و مردم فهميدند شما چه اشخاصي هستيد ، ديگر نمي توانيم اجازه بدهيم آزادانه هر كاري مي خواهيد بكنيد ، شما را سركوب خواهيم كرد ! ›› [4]
مورد ديگري كه در مورد منافقين با شرايط امروز دقيقاً مطابقت دارد ادعاي شكنجه و بزرگنمايي پيرامون آن است . بعد از انتخابات دهم به واسطه اغتشاشات تخلف هايي در كهريزك و ... صورت گرفت . تخلف هايي كه در جاي خود بايد بررسي شوند و رهبر انقلاب هم بر ضرورت برخورد با عوامل آن تاكيد داشتند . اما آنچه رخ داد بزرگنمايي اين مقوله براي علم كردن پيراهن عثماني بود تا كودتاي سبز را به سرانجام برساند . گفته بودند اصلاحات خون مي خواهد و اين روزها فرصت مناسبي بود تا بهره برداري كافي را بكنند و فهرست 72 نفره و 100 نفره منتشر كنند .
اما واكنش امام در مواجهه با ادعاي كذب منافقين مبني بر شكنجه چه بود ؟ ايشان در جمع مسئولان دادگاههاي انقلاب به جرياني اشاره كردند كه اتفاقاً قرابت بسيار نزديكي با ادعاي آقاي كروبي و نتايج بررسي هاي هيئت سه نفره قوه قضائيه دارد . ايشان با اشاره به منافقين كه دنبال غوغا سالاري هستند ؛ فرمودند : ‹‹ آنها هم اهل اين هستند كه داد و قال بكنند و اظهار نگراني بكنند و اين مسائلي كه مي گوييد ، اگر بنا باشد – خداي نخواسته – يك وقت يك جايي يك خلافي واقع بشود ، خوب ، اين خلاف را آنها دامن مي زنند ، تبليغ مي كنند و چه مي كنند ، زياد جلوه مي دهند ...
همين ديشب يا ديروز بود كه يك آقايي به من گفت كه من رفتم منزل فلان شخصيت ، وقتي از پيش آن شخص بيرون آمدم ، بعضي از اشخاصي كه در دفتر اين آقا بودند گفتند كه شكنجه شده ، اگر بخواهيد ببينيد اينجا يكي هست . ايشان گفتند بله من مي خواهم ببينم . ايشان گفتند كه من رفتم ديدم كه يك شخصي روي [ بدنش ] را باز كرد آنجا ، گفت كه اينها با سيگار هست و من را داغ كردند ، من را چه كردند و اسم فلان آدم هم با همين سيگار رويش ثبت بود . اسم يكي از مقامات محترم قضايي ، اسم او را مي گفت . آن شخص مدعي بود كه اينها را با سيگار اين جوري كردند و من را شكنجه كردند و داغ كردند و آن اسم هم رويش بود ؛ يعني ، آن اسم را به قول او با سيگار آنجا نوشته بودند . ايشان گفتند كه من ابتدائاً به نظرم آمد كه خالكوبي كردند . بعد با او صحبت كردم گفتم كه كي شما را گرفت ؟ گفت كه يك دسته اي تو بيابان آمدند و يك اتومبيل بود و من را گرفتند و شكنجه كردند و چه گفتند . خوب شناختي آنها را ؟ گفت نه ، سر و كله شان را بسته بودند آنها . گفتم كه كجا شما را شكنجه دادند . گفت كه توي همان اتومبيل اين شكنجه را دادند و آنها پاسدار بودند . گفتم . خوب تو كه مي گويي سر و كله شان بسته بودند ، از كجا مي گويي پاسدار بودند ، شايد رفقاي خودت بودند . گفت ، ماند و نتوانست جواب بدهد . بعد من گفتم كه تو از اين منافقين هستي و اينجا آمده اي شكايت مي كني . پاشو برو ، والا من پدرت را در مي آورم ؛ پا شد رفت . اينها يك همچو وضعي دارند ›› .
امام خطاب به مسئولين دادگاههاي انقلاب به برخي تلاش ها براي بدنام كردن انقلاب اشاره كردند و انگيزه بانيان آن را نرسيدن به جايگاه رياست جمهوري يا جايگاه هاي اين چنيني دانستند . ايشان افزودند : ‹‹ بلكه من شنيده ام از يك نفر آدم كه در [محكمه] قضايي بود كه در فلان جا – حالا يادم نيست ، مثل اينكه شيراز ايشان گفت – كه بعضي از اينها آن رفيق خودشان را بيهوش مي كنند و شكنجه مي كنند ، براي اينكه بگويند شكنجه ما داريم . شما سر و كارتان با يك همچو مردمي است ... شايد زياد از اين ور آن ور اين طور شكايات مي آيد و بسياريش هيچ اصلي ندارد ، ممكن هست تويش هم يك چيزي باشد و همين طور دادستانيها ، آنها هم بالاخره ناراضي درست مي كنند ، براي اينكه قاضي به حق هم باشد ، آن طرف ناراضي مي شود ، وقتي ناراضي شد ، داد و قال مي كند ؛ آن وقت ، اين مال اشخاص عادي است . اما آنهايي كه از اول انقلاب مي خواستند كه يك مسائلي براي خودشان باشد ، در انقلاب كاري نكرده بودند ، لكن مي خواستند بهره برداري كنند ، و حتي – مثلاً – رئيس جمهور بشوند ، خوب ، نشدند ، بعدش شروع كردند به كارهايي كه همه مي دانيد . شما سر و كارتان با يك همچو اشخاصي هست كه در همه جا توطئه است ؛ در حبس هم توطئه است ، در بيرون حبس هم توطئه است ، در جبهه ها هم الان هست ، همه جا هست اين مسائل ، منتها شما در يك محيط محدود هستيد و آنها هم در محيط محدود تمام همّشان اين است كه وضع زندان را به ان طوري كه مي گوييد ، بكنند .
امام از مسئولين خواستند تا حقايق را براي مردم باز گو كنند : ‹‹ من اعتقادم اين است كه شماها اينكه در يك جاي محدودي كه خودتان نشسته ايد و يكي هم من هستم كه با شما نشسته ام ، اين مسائل را بگوييد ، اين مسائل بايد در جامعه به مردم عرضه بشود ؛ يعني ، به شماها نسبت زياد دادند ... خوب ، شما پيش من مي گوييد كه دروغ است اين حرفها ، خودتان هم پيش من اين شكايات را داريد ؛ لكن جامعه نمي داند . آنها بين مردم پخش مي كنند به هر طوري كه مي خواهند ، مع الاسف ، بعضي مقامات هم باور مي كنند ؛ همين باور ، دامن زده مي شود به آن . شما در يك محيطي هستيد كه با اين گرفتاريها مواجه هستيد ، لكن گرفتاريتان را به مردم نمي گوييد ؛ آنها كه براي شما گرفتاري پيش مي آورند آنها مي روند داد و قال مي كنند و عكس مسئله را نشان مي دهند ؛ بعضي از شما را يك آدم كذا و كذا نشان مي دهند .
ايشان در ادامه زندان را محل تربيت اشخاص دانستند و با اشاره به درد و دل هاي مطرح شده در مورد فضا سازي هاي كاذب فرمودند : ‹‹ بياييد پيش من بگوييد ، هيچ اثري ندارد . فرض كنيد من هم اعتقادم اين شد ، اما در اين جامعه است كه آنها سمپاشي مي كنند و شما حق خودتان را بيان نمي كنيد . اينها باطل خودشان را دارند منتشر مي كنند ، همانطوري كه مي گوييد ، جوري مي كنند كه ديگر پاسدار نخواهد آنجا بماند و بگويد كه خوب ، ما را اينها دارند كتك مي زنند ، مردم هم از آن طرف مي گويند كه ما شكنجه گر هستيم . يك همچو مواجهه اي الان هست بين اشخاصي كه مي خواهند اصل اين نهضت اسلامي و انقلاب اسلامي را در بين همه جامعه ها از بين ببرند و مشوّه كنند و بد نام كنند . [5]
به دنبال بهانه جويي ها و تفرقه افكني هاي سازمان مجاهديني ها بود كه موضع انقلابيون و امام نسبت به آنها صراحت بيشتري پيدا كرد . در انتخابات اول رياست جمهوري نيز " مسعود رجوي " كانديدا شده بود كه با استفتايي از امام از دور رقابت ها خارج شد . امام در پاسخ مرقوم فرموده بودند : ‹‹ كسي كه به قانون اساسي راي مثبت نداده ، صلاحيت رياست جمهوري ايران را ندارد ›› [6]
چون منافقين به واسطه انتقاداتي كه به قانون اساسي داشتند و آن بر گرفته از روح قانون اساسي يعني حاكميت الهي بود ، از راي مثبت به قانون اساسي خودداري كرده بودند ، از رقابتهاي سياسي نيز بازماندند .
با اين همه و در حالي كه سازمان مجاهدين اسلحه به دست گرفته بود ، امام باز هم بارها و بارها از باب نصيحت سخن راندند تا بلكه به خود آيند و از راه خطاي خويش باز گردند . امام فرمودند : ‹‹ آنهايي كه اين طور هم با قلمهايشان ، علاوه بر تفنگهايشان با ما معارضه دارند ما به آنها كراراً گفته ايم و حالا هم مي گوييم كه مادامي كه شما تفنگها را در مقابل ملت كشيده ايد ، يعني در مقابل اسلام قيام كرده ايد ، نمي توانيم صحبت كنيم و نمي توانيم مجلسي با هم داشته باشيم . شما اسلحه ها را زمين بگذاريد و به دامن اسلام بر گرديد ، اسلام شما را مي پذيرد و اسلام هوادار همه شماها هست ... ما مي خواهيم با آغوش باز همه گروه هايي كه هستند ، بپذيريم و همه منحرفين را ميل داريم كه به استقامت بر گردند . اسلام براي همين آمده است .... [7]
با اين همه باز هم منافقين از مسير خود باز نگشتند و كم كم دامنه نا ارامي ها را بيشتر و بيشتر كردند تا آنجا كه در ترورها و انفجارها جمع كثيري از انقلابيون را به شهادت رساندند و اين پاياني بود بر حضور سياسي آنها در فضاي كشور . از سوي انقلابيون بسياري از اعضاي منافقين دستگير و اعدام شدند تا همگان بدانند بعد از مدارا ، نوبت به بر خوردي مي رسد كه اسلام در آن جايي براي مماشات نمي بيند .


منابع
[1] صحيفه امام ج 6 ص 277، 10/12/57
[2] صحيفه امام ج 7 ص 40 ، 10/12/57
[3] صحيفه امام ج 9 ص 336 - 338 ، 2/6/58
[4] همان ، جلد 9 ، ص 336 – 338 ، 2 / 6 / 58
[5] همان ج 14 ، ص 274
[6] همان ج 12 ص 115 و 119
[7] همان ج 3 ص 439 ، 20 / 5 / 57



لينكهاي مرتبط :
http://www.lailatolgadr.net/images/stories/danlodkadeh1/emam%20khomini01.gifامام و "ولایت فقیه " موضع گیری های امام خميني ره صوتي جهت دانلود
قسمت هشتم مستند شاخص پاسخ امام به شبهات درباره حکومت اسلامی در کتاب کشف اسرار؛ آغاز سلسله درسهای امام درباره ولایت فقیه در بهمن 1348؛ دفاع از اصل ولایت فقیه توسط شهید آیت الله دستغیب؛ اهداف واقعی مخالفان ولایت فقیه؛ خنثی شدن توطئه انحلال مجلس خبرگان.





مقدمه و معناي فتنه
شرايط فتنه و آزمون سخت نخبگان
زمينه ها و ريشه هاي ظهور فتنه گران
راه امام ، راه نجات کشور
حمایت آمريكا از گروهکهای ضد انقلابی


نوشته شده در   سه شنبه 30 شهريور 1389    
PDF چاپ چاپ